sobhe-no.ir
978
دوشنبه، ۳۰ تیر ۱۳۹۹
13
حجت‌الاسلام ناصر رفیعی پاسخ داد

دلیل اختلاف در فتاوای مراجع تقلید چیست؟

حجت‌الاسلام پارسانیا در نشست تخصصی «علم دینی»:

در نظام آموزشی امروز، دروس حوزوی علم به حساب نمی‌آیند

عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی گفت: دروس حوزوی ما در تعریفی که امروز در نظام‌های آکادمیک برای علم وجود دارد، علم نیستند و در تقسیم‌بندی علوم موجود نه جزو علوم اجتماعی حساب می‌شوند و نه جزو علوم پایه.

فلسفه اجتماعی قرآن پاسخگوی دغدغه‌های اندیشه‌های ذهن کاوشگر بشر است

صبح نو

حجت‌الاسلام ناصر رفیعی پاسخ داد

دلیل اختلاف در فتاوای مراجع تقلید چیست؟


حجت‌الاسلام ناصر رفیعی‌محمدی، مدیر گروه شیعه‌شناسی و رییس مجتمع تاریخ جامعة‌المصطفی (؟ص؟) در برنامه تلویزیونی «بدون توقف» با اشاره به اینکه من سال‌هاست دغدغه گفت‌وگوی مستقیم با جوان‌ها را دارم، گفت: من معتقدم باید بنشینیم با جوان‌ها رو در رو صحبت کنیم. نباید از گفت‌وگو بترسیم، به این جهت این برنامه را به فال نیک می‌گیرم گرچه این را هم کافی نمی‌دانم.قرآن می‌فرماید «دین فطری است» وقتی کسی را در غار هم نگه دارید خود به خود میل به دین دارد، میل به پرستش دارد، همانند حضرت ابراهیم (؟ع؟) که تا ۱۳‌سالگی در غار بود، اما بعد از بیرون آمدن از غار در پی پرستش خدا بود، انسان ذاتاً می‌خواهد بداند از کجا آمده و خالق او کیست.حوزه رسالت‌های مختلفی دارد، بعد از انقلاب کاری که در حوزه صورت گرفت، تشکیل مؤسسات تخصصی بود، در حال حاضر در حوزه علمیه قم ۵۰۰‌مجموعه پژوهشی داریم که قبل از انقلاب ۵، ۶ مورد بیشتر نبود، کار آن‌ها این است که مجلات تخصصی منتشر کنند و از طرق مختلف به پاسخ شبهات بپردازند. در فضای مجازی امکان ندارد که یک شبهه را بزنید پاسخ حوزه را پیدا نکنید.
مدیر گروه شیعه‌شناسی و رییس مجتمع تاریخ جامعة‌المصطفی (؟ص؟) در پاسخ به این سؤال که «پس چرا با این پیشرفت‌ها عملاً کار خاصی از طرف آن‌ها انجام نمی‌شود» تصریح کرد: حوزه علمیه ما هم مثل حوزه پزشکی پیشرفت کرده اما مراجعات به آن کم است، الان جوان‌های ما چند مجله و سایت حوزوی را می‌شناسند؟ ایراد به مخاطبانی است که مراجعه نمی‌کنند.
وی در پاسخ به این مطلب که «عدم مراجعه جوان‌ها به‌دلیل تضاد در فتاواست، چون بین مراجع اختلاف نظر وجود دارد» اظهار کرد: تضاد به هیچ‌وجه در اصول و مبانی نیست، کدام شخصیت حوزوی در اصل وجود نماز و روزه بحثی دارد؟ رساله‌های مراجع را کنار هم بگذارید بالای ۹۰‌درصد مشترک است، به هیچ‌وجه در اصول دین، فروع دین و احکام این اختلاف وجود ندارد، ممکن است یک مرجع بزرگواری نماز جمعه را واجب بداند، یک مرجعی در زمان غیبت واجب نداند و یکی بگوید تأخیری است، اما دلیل این اختلاف سلیقه شخصی نیست. احکام دین ما از آیات قرآن و روایات اخذ می‌شود، یک مرجعی وقتی این روایات را باز می‌کند، از مجموع روایات استنباطش این می‌شود که نماز جمعه در زمان غیبت واجب نیست و نظرش را می‌دهد و دیگری می‌گوید واجب است. این برداشت از روایات، همان اجتهاد است و نباید منشأ گریز از دین شود. اختلاف فتاوا طبیعی است، اما تشتت هم نمی‌آورد، چون هر‌کس تابع مرجع خودش است و به شما نمی‌گویند از دو مرجع تقلید کن. آن حسی که در انسان هست به این که از کجا آمده و پی ببرد به این که خالقی دارد که آن را آفریده و وظیفه‌ای در قبال آن خالق دارد، اسم آن را دین می‌گذاریم. دین یعنی رسیدن به اعتقاد به یک خالق، یک نیروی ماوراء‌الطبیعه و یک جایگاهی که منشأ ایجاد انسان است و رسیدن به این که این مخلوقات ناظمی دارد و تمام پیامبران در اصل دین مساوی‌اند. جمعیت زمان حضرت موسی (؟ع؟) اقتضا می‌کرده تکالیفی داشته باشند که برای مسلمان‌ها صلاح نبوده، اما در اصل اعتقاد به خداپرستی با هم تفاوتی ندارند.
وی در پاسخ به این سؤال که چرا بعد از انقلاب بیشتر به سمت مسلک‌گرایی رفتیم و دچار ظاهرگرایی شدیم، اظهار کرد: دین عملاً در سه شاخه تعریف می‌شود، باورها، مناسک یا احکام و حوزه اخلاق، باورها یعنی اعتقادات که ریشه، اصل و مبناست، باور به اینکه خدا داریم، قیامت داریم، عصمت انبیا را قائلیم، بخش دوم حوزه احکام است و شامل بایدها و نبایدها می‌شود، شراب ننوشیم، رابطه با نامحرم نداشته باشیم و سوم حوزه اخلاق است که دروغ نگوییم، تهمت نزنیم. دوست‌مان می‌گویند چرا دینداری را فقط در آن بخش دوم می‌بینید راست هم می‌گویند، در مراسم عرفه میلیونی مسجدها پر است، دین هست، اما کامل نیست. عضو هیات علمی جامعة‌المصطفی (؟ص؟) در پایان عنوان کرد: بدون تردید در سال‌های پیش از انقلاب اصلاً این مواردی که الان در مورد هجمه به دین وجود دارد نبود، نه شبهات بود، نه سؤالات، الان حفظ دین با این همه هجمه شدید خیلی مشکل است، من در جلسه‌ای شرکت کردم با حضور حدود ۶۰‌نفر از جوان‌ها که اغلب آن‌ها می‌گفتند ما نماز نمی‌خوانیم به این دلایل، که خودش حدود ۵۰‌دلیل شد، مثلاً یکی می‌گفت وقتی می‌بینم فلان اختلاسگر جای مُهر روی پیشانی‌اش دارد و تسبیح دستش می‌گیرد و نمازش ترک نمی‌شود، من می‌گویم نمازی که از آن اختلاس دربیاید نمی‌خوانم.

captcha
شماره‌های پیشین