sobhe-no.ir
954
دوشنبه، ۲۶ خرداد ۱۳۹۹
12
نگاهی به کتاب «رسم جهاد» در سالروز تأسیس جهاد سازندگی

الگویی برای سازمان و حرکت جهادی

یادداشت محمدصادق شهبازی

کتاب «روزنامه‌نگاری، بدون درد و خون‌ریزی» اثر محمد دلاوری رونمایی شد

تازه خبرنگار شدم

مراسم رونمایی کتاب «روزنامه‌نگاری، بدون درد و خون‌ریزی» اثر محمد دلاوری روز گذشته با حضور برخی چهره‌های رسانه‌ای در خبرگزاری فارس برگزار شد. محمدحسین صفارهرندی، عباس عبدی و پیام تیرانداز در این مراسم حضور داشتند.

صبح نو

کتاب «روزنامه‌نگاری، بدون درد و خون‌ریزی» اثر محمد دلاوری رونمایی شد

تازه خبرنگار شدم

مراسم رونمایی کتاب «روزنامه‌نگاری، بدون درد و خون‌ریزی» اثر محمد دلاوری روز گذشته با حضور برخی چهره‌های رسانه‌ای در خبرگزاری فارس برگزار شد. محمدحسین صفارهرندی، عباس عبدی و پیام تیرانداز در این مراسم حضور داشتند.

دلاوری: پنج بار می‌خواستم روزنامه‌نگاری را کنار بگذارم
محمد دلاوری نویسنده کتاب «روزنامه‌نگاری، بدون درد و خون‌ریزی» در ابتدای نشست در پاسخ به سؤالات متعددی درباره نام این کتاب گفت: مدام از من می‌پرسند چرا این اسم را انتخاب کردی؟ می‌خواستم اتفاقاً همه این موضوع را بپرسند و این تیتر جزو تیترهای پرسؤال شد. اگر همین امروز فردی به کتابفروشی مراجعه کند و این کتاب را ببیند، بین هزاران نام قطعاً می‌پرسد چرا «روزنامه‌نگاری، بدون درد و خون‌ریزی»؟ البته اسامی وزین‌تر هم مطرح شد؛ مثلا‌ً آقای پیام تیرانداز پیشنهاد ‌کردند عنوان «خاطرات و مخاطرات» انتخاب شود، اما احتمال توجه به این اسم را کمتر دیدم.
این نویسنده در بخش دیگری از سخنان خود با بیان اینکه سن کمی داشتم که وارد کار رسانه شدم، گفت: همیشه با خودم فکر می‌کنم طی این سال‌ها لازم بود در کار روزنامه‌نگاری درد و خون‌ریزی داشته باشیم؛ البته بنده در حاشیه امنیت رسانه حاکمیتی بودم. طبیعی است فشار بخشی از کار رسانه در ایران و همه جای دنیاست و همه اهالی رسانه استرس دارند، اما چه می‌شود در یک دهه فعالان این عرصه کار رسانه را کنار می‌گذارند و پیشنهاد مدیریتی را می‌پذیرند؟ مدام اهالی رسانه درباره این مساله حرف می‌زنند که تحت فشار هستیم و خسته شده‌ایم، حتی گاهی می‌شنویم که گفته می‌شود نمی‌گذارند حرف بزنیم. مدام طی این سال‌ها سؤال این بود آیا می‌شد به نحو دیگری عمل کرد تا فشارها تعدیل شود؟ آیا می‌توانیم کاری کنیم که درخشش رسانه‌ای ما بیشتر شود؟ در مسیر کار رسانه حتی من هم پنج بار تصمیم گرفتم کار را کنار بگذارم. با این حال دنیا را گشتم و در پی آن بودم تا شرایط تازه‌ای برای خود فراهم کنم. فکر می‌کنم تازه خبرنگار شده‌ام. عنوان روزنامه‌نگاری، بدون درد و خون‌ریزی دارای طنز بوده و تلاش می‌کند افراد را به فکر فرو ببرد و در واقع ۹۰ درصد اهالی رسانه می‌دانند روزنامه‌نگاری بدون درد و خون‌ریزی ممکن نیست و این برای افراد مختلف پیام‌هایی دارد. این کتاب در مسیر چاپ دوم قرار گرفت. بازخوردهای خوب نشان می‌دهد که کتاب خوشخوان بوده است. من فکر کرده‌ام اگر افراد عادی را شریک تجربیاتم کنم، می‌توانم مؤثر باشم. هر چند این کتاب گران و قطور است اما با استقبال خوبی مواجه شده. من فکر نمی‌کردم به این زودی‌ها چاپ اول آن تمام شود.
 
صفارهرندی: روزنامه‌نگاری پس از انقلاب 
به بلوغ رسیده است
محمدحسین صفارهرندی، وزیر اسبق ارشاد و از روزنامه‌نگاران قدیمی کیهان هم در این مراسم اظهار کرد: آقای دلاوری فهم درستی از قدرت رسانه دارد و از این فهم، به‌خوبی استفاده کرده است. دلاوری نه به واسطه اینکه حاشیه امن رسانه حکومتی داشته باشد، بلکه به واسطه رفتاری از جنس مردم دچار مشکل خاصی نشده، وی کار خود را کرده و تأثیرگذار هم بوده است اما به نظرم قصه «درد» را باید جدی گرفت. معادل نام این کتاب، شلغم بی‌بو یا کبریت بی‌خطر است. به نظرم آن عناوین در دوره پس از انقلاب برازنده روزنامه‌نگاری ما نیست، زیرا روزنامه‌نگاری ما بلوغ خود را در رساندن پیام و مواضع به مخاطب نشان داده و قابل قیاس با پیش از انقلاب نیست. در آن دوران چند روزنامه بیشتر نداشتیم و شاهد تنوع و تکثری که ما پس از انقلاب تجربه کردیم، نبودیم؛ هرچند در دوره‌هایی پررنگ، پرحجم و دوره‌هایی کمتر بود. روزنامه‌نگاری اصطلاح رایجی است بر عمل رسانه، اما قصه درد و بدون درد‌بودن آن، تفسیربردار است و می‌توان گفت چه باید کرد تا بدون درد باشد؟ غیرمسوولانه رفتار‌کردن از مصادیق بی‌دردی است. بی‌خیال منافع کشور بودن، هوای خود را ‌‌داشتن و منافع دیگران را نادیده ‌گرفتن هم از این زمره است. ممکن است کسی بگوید روزنامه‌نگاری بدون درد و خون‌ریزی است، اما ممکن است فردی هم بگوید اینگونه نباید باشد؛ لزومی ندارد که ما رنگ تلخی و درد را به مسائل بدهیم و کام مخاطب را تلخ کنیم و نباید مردم را آزار دهیم.
صفارهرندی ادامه داد: در واقع در ویترین رسانه‌ها موارد زیادی از دردمند‌بودن اهل رسانه نسبت به بیرون و بی‌دردی نسبت به داخل دیده می‌شود. من این روزها در ایالات متحده، کشورهای اروپایی، جهان غرب و سرمایه‌داری اتفاقاتی را می‌بینم که برخی آن را تشبیه به انقلاب ‌کردند، ولی این حرکت‌ها بی‌سابقه است. در برخی رسانه‌های ما اعتنایی به این حرکت بی‌سابقه نمی‌شود. هر چند در نُرم‌ها و ملاک‌های خبری، این حوادث دارای مرتبه بالای ارزش خبری هستند اما نسبت به انعکاسش نوعی بی‌دردی را شاهدیم.
 
عبدی: هیچ‌ کاری کم‌هزینه‌تر از رسانه آزاد 
برای ایران نیست
عباس عبدی از پیشکسوتان رسانه هم در این برنامه با اشاره به اینکه معتقدم اولین چیزی که در ایران باید متحول شود، «رسانه» است، گفت: بارها مطرح می‌شود که رسانه‌ها درآمد ندارند و اهالی رسانه به مشاغل و جاهای دیگر می‌روند، اما باید بدانیم فقط ماجرای «درآمد» مطرح نیست؛ سوال این است که چرا یک رسانه باید از بودجه عمومی تغذیه کند؟ رسانه‌ها در دنیای جدید کارکردی متفاوت دارند و اگر رسانه در ایران نیز کارکرد مناسب و به‌روزی داشته باشد، نتیجه آن می‌‌شود که مردم بابت خبرگزاری و مطبوعات هزینه پرداخت می‌کنند؛ همانطور که هزینه شیرینی یا میوه را می‌پردازند. در صورت این کارکرد، نیاز نیست به منابع عمومی وابسته شویم، اما وقتی یک رسانه وابسته شد، استقلالش گرفته می‌شود.
عبدی ضمن تأکید بر اینکه در سال ۷۰ و ۷۱ بیش از ۹۰ درصد مردم از برنامه‌های صداوسیما استفاده می‌‌کردند، اما وقتی امروز از آنها سوال کنیم زیر ۵۰ درصد آمار مخاطبان مطرح می‌شود، گفت: این آمار نشان می‌دهد اهمیت و کیفیت در مرحله اول توجه مخاطبان است. در کشوری چون فرانسه، سردبیر لوموند جایگاهش به حدی بالاست که در نهایت وزیر می‌شود، اما مدیر رسانه در ایران اینگونه نیست، پس بنابراین معتقدم مسأله اصلی در ایران تحول رسانه است. رسانه قبل از انقلاب نداشتیم، اما ما باید در مسیری حرکت کنیم که داعیه‌ها با کارهایی که می‌کنیم انطباق داشته باشد؛ مثلا در همین ماجرای دادگاه آقای طبری نیز فقدان رسانه آزاد را به‌خوبی مشاهده می‌کنیم.
عبدی بخش دیگری از سخنان خود به حکم اشتباه یک قاضی و ثمرات آن اشاره کرد و گفت: دو نگاه در این راستا وجود دارد؛ یا حکم اشتباه ناشی از تقصیر است یا قصور. اگر ناشی از تقصیر باشد، این مسؤولیتش با قاضی است اما اگر قصور باشد، می‌گویند مسأله‌ای نیست. در روزنامه‌نگاری‌ قبل از رسیدگی و اثبات موضوع، اول به حساب آن رسانه می‌رسند؛ چه رسد به اینکه بعد مشخص شود که ناشی از قصور بوده یا تقصیر. هیچ ‌کاری کم‌هزینه‌تر از رسانه آزاد برای ایران نیست، اگر اینطور شود دو نتیجه خواهد داشت؛ اول حکومت تحت نظارت غیررسمی قرار می‌گیرد که مؤثرتر از نظارت رسمی است و باید بدانیم هیچ‌ رسانه‌ای جانشین دستگاه قضایی و اطلاعاتی نمی‌شود و هیچ‌ دستگاه قضایی و اطلاعاتی نیز جایگزین رسانه نخواهد شد. حسن دوم برای رسانه است؛ افرادی که علاقه دارند درد و خون‌ریزی را به جان بخرند، عاشقند و کسی در این میان عشاق در پی آن نیست که مدیرکل یا مسوول جایی بشود.
پس از سخنان عباس عبدی، محمدحسین صفارهرندی، عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام در واکنش به برخی دیدگاه‌های او اظهار کرد: این حرف شوخی است که رسانه‌ها از سوبسید استفاده نکنند؛ فقط جایی که سوبسید می‌دهیم رسانه و فرهنگ است و این حوزه در همه جای دنیا سوبسید‌خور است، اما نهادهایی که غیردولتی هستند مثل بنگاه بی‌بی‌سی، ردیف بودجه در دولت انگلستان دارد، حتی در ماجراهای فتنه سال ۸۸ یک مصوبه‌ای در کنگره آمریکا مشخص شد که ۷۰ میلیون دلار در اختیار دولت اوباما برای هزینه به منظور تأثیرگذاری در ایران ارائه می‌کرد. در تفریغ بودجه مشخص شد به توییتر و فیس‌بوک چقدر تخصیص یافته است؛ در واقع گیرنده‌ بودجه رسانه‌ها بودند.
عبدی پس از سخنان صفارهرندی گفت: همه جای دنیا رسانه‌ها وابستگی‌های خاص خود را دارند؛ مستقل هم که باشند، منافع ملی سهامدار تعیین‌کننده نهایی است. بی‌بی‌سی طبعا از بودجه استفاده می‌کند و در آن بحثی نیست؛ بودجه اینترنشنال هم مشخص است که از کجا تأمین می‌شود، ما رسانه مستقل نداریم و اگر بودجه شخصی هم منتهی به ایجاد یا تأسیس رسانه شود، باز هم به دنبال منافع (نه به معنای منفی هستیم)هستیم اما فرق می‌کند که در پی منافع عمومی باشیم. وی در پایان گفت: من بی‌بی‌سی را هم نگاه نمی‌کنم چون تلویزیونی ندارم.
 

captcha
شماره‌های پیشین