sobhe-no.ir
924
چهارشنبه، ۱۰ اردیبهشت ۱۳۹۹
4
استعفای موسوی لاری ، آینده سیاسی جبهه اصلاحات را با اما و اگرهای زیادی مواجه کرده است

«شعسا» در ا غما

گزارش حسام رضایی / استعفای «عبدالواحد موسوی‌لاری» از نایب‌رییسی شورای‌عالی‌‌ سیاست‌گذاری انتخـــاباتی اصلاح‌‌طلبـــان (شعسا)، محوری‌‌ترین نهاد تصمیم‌گیری اصلاح‌‌طلبی را در آستانه انحلال قرار داده است. در کنار این، برخی اقوال نیز از فشار روی شخص عارف برای کناره‌گیری از ریاست این شورا حکایت می‌کنند؛ نمونه‌اش اظهارات روز گذشته دبیرکل حزب کارگزاران سازندگی است که گفت: «نباید بگوییم حتما عارف رییس شورای‌عالی‌‌ باشد.» او حتی پا را از این هم فراتر گذاشت و درخواست کرد که خاتمی از جایگاه کنونی خود یعنی رهبر جبهه اصلاح‌‌طلبی کنار گذاشته شود.

عبدالله ناصری در گفت‌وگو با «صبح‌نو»:

اختلاف با کارگزاران باعث استعفای موسوی‌لاری شد

صبح نو

عبدالله ناصری در گفت‌وگو با «صبح‌نو»:

اختلاف با کارگزاران باعث استعفای موسوی‌لاری شد

اخیرا آقای موسوی‌لاری از سمت نا‌یب‌رییسی شورای‌عالی‌‌ سیاست‌گذاری انتخاباتی اصلاح‌‌طلبان استعفا دادند. این استعفا تحت تاثیر چه فشارهایی انجام شد؟ آیا یک استعفای ارادی یا غیرارادی و از سر اجبار بود؟
نه اجباری بود و نه رودربایستی‌. آقای موسوی‌لاری جدا از واقعیت بیماری قلب و گوارش، از مدت‌ها قبل به این جمع‌بندی رسیده بود که شورای‌عالی‌‌ کارکرد ندارد اما چون ستون اصلی شورا بود، مجبور شد بماند. تحلیل بد و غلط برخی دوستان که عملا به سمت همراهی و تایید انتخابات دوم اسفند رفتند و لیست دادند، خیلی‌ها از جمله آقای موسوی‌لاری را مصمم به این تصمیم‌گیری [استعفا] کرد.

یعنی به نوعی اختلاف دیدگاه و سلیقه میان شورای‌عالی‌‌ و احزابی مانند کارگزاران سازندگی، باعث این استعفا شد؟
نه فقط کارگزاران [بلکه] همه احزاب قدرت محوری که به هر شکلی، با نظارت استصوابی کنار می‌‌آیند.

برخی می‌گویند با این استعفا، احتمال انحلال شورای‌عالی‌‌ افزایش یافته است. نظر شما در این‌باره چیست؟
من هم انکار نمی‌کنم. آقای موسوی‌لاری ستون اصلی شورا بود و نبودش، کار را برای آقای عارف و ادامه حضور در شورا را برای بعضی اصلاح‌‌طلبان با دشواری مواجه خواهد کرد.

آیا در محافل اصلاح‌‌طلبی از جمله شورای مشورتی آقای خاتمی، درباره این استعفا بحث شده است؟ نظر نخبگان اصلاح‌‌طلب در این‌باره چیست؟
شورای مشورتی بیش از دو سال نیست که تشکیل شده و عملا بعد از افزایش تعداد اعضای شورای‌عالی‌‌، نیازی برای ادامه کار آن احساس نمی‌شد. از نظر ریز و کامِل نخبگان اصلاح‌‌طلب درمورد این استعفا [استعفای موسوی‌لاری] خبر ندارم اما تحلیلم این است که چون عموم نخبگان اصلاحات، از عملکرد شورا بعد از سال۹۶ راضی نبودند، از این استعفا استقبال می‌کنند.

برای جایگزینی شورای‌عالی‌‌، آیا صحبت و بحثی شده است؟ نهاد بدیل شورای‌عالی‌‌، به نظر شما باید واجد چه ویژگی‌‌هایی باشد؟
نه؛ چون به علت شرایط کرونایی، هنوز جلسه‌‌ای شکل نگرفته است. شورای جدید باید مکانیزم انتخابی احزاب و بدنه را با نظر مردان و زنان کاریزماتیک جبهه تلفیق کند و این کار‌ شدنی است.

به نظر شما طرح «پارلمان اصلاحات» جایگزین شورای‌عالی‌‌ خواهد شد؟ یا اینکه نهاد قدیمی‌‌تر اصلاح‌‌طلبی یعنی «شورای هماهنگی جبهه اصلاحات» در مرکز سیاست‌ورزی اصلاح‌‌طلبان قرار خواهد گرفت؟
[طرح] پارلمان اصلاحات مناسب نبود و تبعات بعدی آن ممکن است بیش از شورای‌عالی‌‌ باشد. شاید بد نباشد اساسنامه شورای هماهنگی جبهه اصلاحات تقویت شود و با عمر بیشتر، رییس انتخابی آن محور کار باشد.
آیا این احتمال وجود دارد که شورای‌عالی‌‌ با برخی اصلاحات ساختاری، به فعالیت خود برای انتخابات ریاست‌‌جمهوری 1400 هم ادامه بدهد؟
احتمالش وجود دارد اما بهتر است با توجه به نگاه بدنه احزاب اصلاح‌‌طلب و جامعه نخبه و کنشگر به شورای‌عالی‌‌، این شورا کلا منحل و ساختاری جدید ایجاد شود. من البته شورای هماهنگی جبهه اصلاحات با اساسنامه جدید را گزینه مناسب‌تری برای جایگزینی شورای‌عالی‌‌ می‌دانم.

آیا می‌‌توانیم طی روزهای آینده، انتظار استعفای شخص آقای عارف از ریاست شورای‌عالی‌‌ را داشته باشیم؟
احتمالش هست؛ البته آقای عارف اگر۱۴۰۰ بیاید، حتما باید از ریاست شورای‌عالی‌‌ استعفا بدهد چون این ریاست، ذاتا پاشنه آشیل نامزدی است.

جایگاه آقای عارف را امروز در میان اصلاح‌‌طلبان چگونه ارزیابی می‌کنید؟
کاش آقای عارف، جایگاه ۹۲ و۹۴ را حفظ می‌کرد و حتما اگر عملکرد خوبی در مجلس دهم داشت، بهتر می‌بود. حتما جایگاه ایشان [عارف] تنزل کرده و حیف که این فرد نازنین و ایثارگر، افت کرد.

آیا این احتمال وجود دارد که آقای عارف، گزینه اجماعی اصلاح‌‌طلبان برای انتخابات بعدی ریاست‌‌جمهوری باشد؟
اگر روند مدیریت حکومت فرق اساسی نکند، بعید می‌دانم هسته اصلی اصلاح‌‌طلبان رفتارش در ۱۴۰۰ در مقایسه با ۹۸ تغییری کند.

با احزابی نظیر کارگزاران سازندگی که به قول جنابعالی با نظارت استصوابی کنار می‌‌آیند، چه خواهید کرد؟ آیا احتمال خروج کارگزاران از جبهه اصلاحات به دلیل تفاوت در نوع نگاه به ساخت قدرت، وجود دارد؟
 چه کارگزاران و چه کلیت جبهه اصلاحات، اگر موضع شفاف نداشته باشند، کاری از پیش نخواهند برد. به عبارت دیگر، از این پس مفهوم تحزب و ادامه كارشان در ایران، تحت تاثیر کارکرد مدنیت‌محور احزاب، معنا پیدا خواهد کرد؛ یعنی اگر احزاب فقط در انتخابات شرکت و مردم را به ایام‌الله دعوت کنند و نقد صریحی نداشته باشند، بود و نبودشان فرقی نخواهد کرد؛ چه کارگزاران باشد، چه توسعه ملی.

در صورت شکل‌گیری نهاد جدید اصلاح‌‌طلبی(به جای شورای‌عالی‌‌) چه کسی را واجد قابلیت برای ریاست بر آن می‌دانید؟
به صراحت می‌گویم که می‌توان به همراهی افرادی نظیر دکتر معین، بهزاد نبوی و صفایی‌فراهانی که تجربه و باور کار تشکیلاتی دارند و نیز امثال آقایان امین‌زاده و رضا خاتمی، امید داشت. یک نکته مهم نیز اینکه مادامی که اصلاح‌‌طلبان نسبت خود با جامعه مدنی کاملا دور از حاکمیت را مشخص نکنند، هیچ نهاد و شورا و رییس جدیدی، نمی‌تواند کار جدی انجام بدهد. هر شورای جدیدی که بخواهد حکومت‌محور باشد، کار موثری از پیش نخواهد برد.

captcha
شماره‌های پیشین