sobhe-no.ir
902
سه شنبه، ۲۰ اسفند ۱۳۹۸
13
خبر

نگاه رضا داوری‌اردکانی، فیلسوف و رییس فرهنگستان علوم به پدیده کرونا

کرونا چگونه به انسان‌ها درس زندگی می‌دهد

بعد از شروع ویروس کرونا در جهان، اندیشمندان بزرگ هم به این مساله توجه کرده‌اند. در ایران هم رضا داوری‌اردکانی، از فلاسفه بزرگ و رییس فرهنگستان علوم نگاهی به این پدیده داشته است.

صبح نو

نگاه رضا داوری‌اردکانی، فیلسوف و رییس فرهنگستان علوم به پدیده کرونا

کرونا چگونه به انسان‌ها درس زندگی می‌دهد

بعد از شروع ویروس کرونا در جهان، اندیشمندان بزرگ هم به این مساله توجه کرده‌اند. در ایران هم رضا داوری‌اردکانی، از فلاسفه بزرگ و رییس فرهنگستان علوم نگاهی به این پدیده داشته است.

تنها ما نیستیم که از ویروس کرونا می‌ترسیم، همه مردم جهان از آن می‌ترسند و هیچ‌کس را از این بابت نمی‌توان و نباید ملامت کرد. وقتی همه از چیزی می‌ترسند، آن چیز قاعدتاً باید ترسناک باشد. ولی بیایید چند لحظه درباب این ترس همه‌جایی بیندیشیم.
۱- هر ترسی با وهمی پیوسته است، منتها اوهام ترساننده متفاوتند و شدت و ضعف دارند. بعضی از آنها هم مثل ترس از ویروس دست از سر مردمی که در معرض هجوم آنند برنمی‌دارند. تا آنجا که یک لحظه مجال فراغت از سودای ویروس نمی‌یابند که بتوانند بیندیشند چرا مثلاً از مرگ بر اثر ویروس کرونا بیش از مرگ بر اثر تصادف در جاده‌ها می‌ترسند. مگر نه این است که تلفات جاده‌ای در بعضی کشورها کمتر از ویروس کرونا نیست؟ پس چرا از آن نمی‌ترسند و از کرونا این همه واهمه دارند؟
۲- اختلاف میان دو ترس، ترسی که به آسانی از آن غافل می‌شویم و ترسی که از آن غفلت نمی‌توانیم کرد، هر چه باشد در آثار و نتایج آنها به نحوی طاهر می‌شود. ترسی که از آن غافل می‌شویم اگر بماند شاید صاحبش را به احتیاط وا دارد یا او را از خطر حفظ کند اما ترسی مثل ترس از کرونا که می‌ماند خطر را بیشتر و شدیدتر می‌کند. برای اینکه بهتر بتوان با خطر ویروس مقابله کرد، باید فرصتی باشد که در آن بتوان به دفع خطر اندیشید. اندیشیدن مستلزم رهایی و انقطاع جزئی یا کلی از ترس است و با این رهایی شاید بعضی چاره‌های مقابله با خطر پیدا شود ولی شاید اثر بزرگ‌تری هم داشته باشد.
۳- فیلسوفان اگزیستانس آدمی را موجودی ترس‌آگاه می‌دانند. ترس‌آگاهی با ترس تفاوت دارد. ترس از بیرون و از شیئی معین است ولی ترس‌آگاهی احساس ترس توأم با درد است و دردمند نمی‌داند ترس و دردش از کجاست. این ترس، ترس از نیستی است. اگر ترس از کرونا به ترس‌آگاهی برسد، می‌تواند مایه تذکر مؤثر و راهگشا باشد. بشر همواره این استعداد را داشته است که به غرور مبتلا شود اما عصر جدید به‌خصوص آنجا که ناتوانی با توانایی اشتباه می‌شود، آدمی بر مرکب سرکش غرور نشسته است و می‌تازد، بی‌آنکه از خطرهای راه چیزی بداند. اگر ویروس کرونا ناتوانی ما را به ما بنماید و موجب شود که زمام مرکب غرور را نگه داریم و از دعوی‌های بیهوده اندکی 
رو بگردانیم، درس بزرگی به ما داده است.
۴- تمدن تکنولوژیک جدید، تمدن عظیمی است که وجود و آثارش به یک معجزه می‌ماند اما این قدرت عظیم و بی‌مانند نمی‌داند و نمی‌خواهد بداند که یک ویروس جهش‌یافته بیرون آمده از آزمایشگاه یا به‌قولی جداشده از جسم یک پرنده مفلوک، می‌تواند نظم عظیم و حیرت‌‌انگیزش را بلرزاند و دچار بحران و خلل و اختلال کند. در نظام بزرگ تمدن کنونی و در عظمت بشر تردید نمی‌کنیم اما از ناچیزی و ناتوانی انسان و از دچار ‌شدنش به غرور همه توانی و همه‌دانی نیز نباید غفلت کرد. پاسکال می‌گفت آدمی بی‌نهایت بزرگ و بی‌نهایت کوچک است. می‌توان گفت که با این عظمت و حقارت، مهربانی و دانایی و بی‌رحمی و نادانی نیز قرین می‌شوند، تا آنجا که کسانی ممکن است چندان نادان باشند که دانشجوی چینی را به جرم اینکه کشورش منشأ ویروس کرونا بوده است، مقصر بدانند و با مشت و لگد مجازات کنند ولی کرونا به کشور و قوم خاصی تعلق ندارد و همه یکسان در معرض ابتلای آن قرار دارند. کاش این پیشامدها به ما می‌آموخت که به جای دشمنی با یکدیگر همدردی و همراهی کنیم. آدمیان همان‌طور که یکسان در معرض خطر قرار دارند، از حقوق یکسان نیز بهره می‌برند. یکی از نشانه‌های رو‌کردن به دانایی و بزرگی این است که همه و مخصوصاً صاحبان قدرت و آنها که بیشتر دچار غرورند و احیاناً غرور را فضیلت و بزرگی می‌دانند، حدود و حقوق مردمان را رعایت کنند و سخن ناصر خسرو را از یاد نبرند که: خلق سراسر همه نهال خدایند، هیچ‌ نه بشکن از این نهال و نه برکن و این همه مشروط به گذشتن از ترس خانه‌کرده در سراسر خودآگاهی ما و رسیدن به درد ترس‌آگاهی است.
‌وی در یادداشت دیگری درباره این ویروس نوشته است:
بیماری‌های واگیردار همیشه بوده و با هجوم ناگهانی و ایجاد وحشت کشتار می‌کرده است. در قدیم طاعون و وبا بیشتر قربانی می‌گرفت. در زمان جنگ جهانی دوم (در سال ١٣٢١) تیفوس به تهران آمد و بلای جان هزاران نفر شد.
این بیماری‌ها می‌آمدند و مصیبت به بار می‌‌‌آوردند ولی اکنون به جای آنها ویروس‌های سارس و مرس و کرونا ناگهان و ناخوانده سر می‌رسند و به جان مردم و زندگی‌شان می‌افتند. اینها به کشتار اکتفا نمی‌کنند بلکه زندگی را به تعطیلی می‌کشند و هر جا باشند نه کار هست، نه تفریح. تولید و داد‌وستد و فرهنگ و سینما و ورزش و مدرسه و دانشگاه و شاید فکر‌کردن هم معلق می‌شود ولی گمان نشود که کرونا ویروس، صرفاً ضد‌سرمایه‌داری است، کرونا با سوسیالیسم هم سروکار ندارد، بلکه این ویروس، ویروس تکنولوژی است و چنانکه بیل گیتس یکی از نمایندگان تکنولوژی عصر گفته است، تکنولوژی هم از عهده‌اش بر‌نمی‌آید (او خبر ندارد که در ایران، ویروس کرونا همدستان پلشت و پلیدی دارد که وسایل بهداشتی را پنهان می‌کنند تا مردم بیشتر مبتلا شوند و آنها آن وسایل را در بازار سیاه گران بفروشند). ظاهراً تکنولوژی با بلایای طبیعی آسان‌تر مقابله می‌کند تا با شروری که از خود آن زاده می‌شود. تمدن تکنولوژیک چندان که از نیروهای مخرب درونش می‌ترسد، از قهر طبیعت نمی‌ترسد ولی آدمی می‌تواند و باید بر این ترس غلبه کند. اکنون فقط گروهی که در میدان مقابله مانده‌اند، گروه پزشکان و پرستاران و خدمتگزاران بهداشت و درمان هستند که از تکنولوژی نیز مدد می‌گیرند ولی آنچه آنها را در میدان نگه می‌دارد نیروی اخلاق است که همیشه با پزشکی قرین و در آن عجین بوده است؛ پس به نشان احترام بایستیم و با تواضع به پاسداران سلامت خود سلام کنیم.
 

captcha
شماره‌های پیشین