sobhe-no.ir
881
شنبه، ۱۹ بهمن ۱۳۹۸
13
عباس امینی در گفت‌وگو با «صبح‌نو» از فیلم «کشتارگاه» می‌گوید

موضوع دلارهای چمدانی جذاب بود

فیلم سینمایی«کشتارگاه» به کارگردانی عباس امینی و تهیه‌کنندگی جوادنوروزبیگی در سی‌و‌هشتمین جشنواره فیلم فجر حضور پیدا کرد. درام اجتماعی «کشتارگاه» چهارمین فیلم بلند عباس امینی است که به قلم عباس امینی و حسین فرخ‌زاده نوشته شده و جواد نوروزبیگی به‌عنوان تهیه‌کننده، علی طلوعی، سرمایه‌گذار و جانشین تهیه‌کننده در کنارعباس امینی قرار گرفته‌اند. خانم‌ها و آقایان قایاتتمانی حقیقی، باران کوثری، امیرحسین فتحی و حسن پورشیرازی نقش‌های اصلی این فیلم را ایفا می‌کنند و حامد علیپور هم دیگر بازیگر این فیلم است که مقابل دوربین احسان رفیعی‌جم بازی می‌کند. عباس امینی پیشتر دو فیلم «هندی و هرمز» و «والدراما» را با پروانه ویدیویی ساخته که در گروه هنروتجربه اکران شده‌اند.«کشتارگاه» اولین فیلم سینمایی امینی محسوب می‌شود. در خلاصه داستان این فیلم آمده است: «امیر چند ماهی است که از فرانسه دیپورت شده است، او به‌خاطر پدرش شریک یک جنایت هولناک می‌شود. رفیق: اینجا صلیب سرخی‌ها بهت میگن چیتا. امیر: چی؟ رفیق: چیتا… یوزپلنگ.» به بهانه حضور این فیلم در جشنواره امسال گفت‌وگویی با عباس امینی کارگردان این اثر داشته‌ایم که در ادامه می‌خوانید.

نگاهی کوتاه به فیلم کشتارگاه

هدررفته

یادداشت علی‌محمد رهنما

صبح نو

نگاهی کوتاه به فیلم کشتارگاه

هدررفته

یادداشت علی‌محمد رهنما

فیلم روی دست، با فوکال‌های حدود نرمال، عمق میدان‌های مناسب که باعث انتزاع کاراکتر از محیط نمی‌شود و شروعی طوفانی در همان یک دقیقه نخست آغاز. این‌ها مشخصات فیلم عباس امینی است. اما فیلم ابداً وارد حریم خصوصی آدم‌ها نمی‌شود. عشقی شکل نمی‌دهد. هوس را هم پرورش نمی‌دهد. صرفاً یک مساله ساده دارد. پسرجوانی ناخواسته افتاده وسط یک ماجرای عجیب. کاری هم برای گریز از دستش برنمی‌آید. تازه کلی قالتاق بازی هم یاد می‌گیرد. فیلم برخلاف چند دقیقه نخستش که از شروع‌های خوب جشنواره فجر است، در ادامه الکن است و بی‌داستان. شروع خوب فیلم و خاک کردن سه جنازه تبدیل به یک بحران عمیق نمی‌شود. متولی (مانی حقیقی) و امیر (امیرحسین فتحی) بی‌هیچ مشکلی زندگی روزمره خود را دارند و فیلم به شدت در دام نمادگرایی می‌افتد. قصه پیشرفت نمی‌کند و فیلمساز صرفاً با این ‌همانی و نگاه نمادین به پوست کندن دام و بازار ارز از کارش راضی‌ست. حتی خانواده عرب‌زبان مقتول جنوبی نیز هیچ پیگیری جدی را انجام نمی‌دهند و 90‌دقیقه در فیلم بیکار و بی‌تاثیرند تا 
10 دقیقه نهایی. در نگاه تکنیکی فرم فیلم با دوربین روی دستش ما را آزار می‌دهد اما این آزار را می‌توانیم بپذیریم. ولی کارگردان خودش به فرم فیلمش پشت پا می‌زند. از میانه فیلم و پس از ورود به خوزستان دوربین بی‌دلیل روی ابزار می‌رود. تراک می‌کند و حتی در سکانس پایانی آرک می‌زند! چرا؟ کجای داستان به چنین قرار و آرامشی در زیست کاراکترها رسیدیم؟ اینجا منطق صرفاً زیبایی بصری است؟ کارگردانی این فصول فیلم هیچ ربطی به فضای ملتهب روی دست فصول ابتدایی ندارد.  «کشتارگاه» روایت دنیای گانگسترهایی است که دنیای‌شان به روی ما باز نمی‌شود. ما/مخاطب هیچگاه وارد جزئیات معاملات متولی نمی‌شویم و سر از کار او و شرکایش در نمی‌آوریم درحالی‌که مناسبات مالی او یکی از محورهای اصلی درام است. در این بین حتی با جماعت عراقی و خوزستانی و دنیای آن‌ها هم آشنا نمی‌شویم. آن‌ها یک فامیل‌اند؟ کارشان همین قاچاق ارز است؟ چرا؟ با چه عقبه شغلی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی؟ چرا تن به خطر چنین کاری می‌دهند؟ آیا آن‌ها خلافکارانی حرفه‌ای هستند که هم مشغول قاچاق‌اند و هم در انتهای فیلم دست به انتقامی شخصی می‌زنند؟ پس چرا طراحی شخصیت آن‌ها چنین فضایی را نمی‌سازد؟با این اوصاف «کشتارگاه» فیلم چهارم عباس امینی که در بین فیلم اولی‌ها داوری خواهد شد هم یکی از فیلم‌های اجتماعی هدر رفته جشنواره سی‌و‌هشتم است.

captcha
شماره‌های پیشین