sobhe-no.ir
673
سه شنبه، ۲۱ اسفند ۱۳۹۷
13
نگاهی به دو رهیافت از اندیشه‌ورزان جوان انقلاب اسلامی درباره بیانیه گام دوم انقلاب

سیاست‌نامه ایران جوان

بی‌شک مستحق‌ترین گروه برای سخن گفتن درباره بیانیه گام دوم انقلاب، جوانان هستند. چرا که خطاب بیانیه همین جوانان هستند و اگر گفت‌وگو درباره این بیانیه در میان جوانان شکل بگیرد، می‌توان به آینده گام دوم انقلاب بسیار امیدوارتر بود. به همین منظور دو رهیافت از دو نفر از اندیشه‌ورزان جوان در باب بیانیه گام دوم انقلاب را گزارش می‌کنیم. رهیافت اول متعلق به دکتر محسن لبخندق؛ عضو هیأت علمی دبیرخانه شورای عالی انقلاب فرهنگی است و رهیافت دوم از آقایسید حسین شهرستانی؛ پژوهشگر حوزه فلسفه و جامعه‌شناسی است.

صبح نو

نگاهی به دو رهیافت از اندیشه‌ورزان جوان انقلاب اسلامی درباره بیانیه گام دوم انقلاب

سیاست‌نامه ایران جوان

بی‌شک مستحق‌ترین گروه برای سخن گفتن درباره بیانیه گام دوم انقلاب، جوانان هستند. چرا که خطاب بیانیه همین جوانان هستند و اگر گفت‌وگو درباره این بیانیه در میان جوانان شکل بگیرد، می‌توان به آینده گام دوم انقلاب بسیار امیدوارتر بود. به همین منظور دو رهیافت از دو نفر از اندیشه‌ورزان جوان در باب بیانیه گام دوم انقلاب را گزارش می‌کنیم. رهیافت اول متعلق به دکتر محسن لبخندق؛ عضو هیأت علمی دبیرخانه شورای عالی انقلاب فرهنگی است و رهیافت دوم از آقایسید حسین شهرستانی؛ پژوهشگر حوزه فلسفه و جامعه‌شناسی است.

لبخندق در گفت‌وگو با «صبح‌نو» از میان مسائل مختلفی که در بیانیه گام دوم وجود دارد، بر مخاطب قرار گرفتن جوانان در این بیانیه تمرکز می‌کند و می‌گوید: اگر ما بخواهیم یک تقسیم‌بندی از مخاطبان این بیانیه داشته باشیم، می‌توانیم آن را به «مسوولان و مدیران حاکمیتی» و 
«توده مردم» تقسیم کنیم. 
رهبری در اکثر قریب به اتفاق فرازهای این بیانیه، مخاطب خود را توده مردم قرار داده‌اند و غالباً نیز در همین توده مردم، مخاطب را تخصیص زده‌اند به جوانان. علت این امر این است که انقلاب در ذات خودش مستلزم جوشش و حرکت است و کسی می‌تواند بار انقلاب را به عهده بگیرد که هویتش با این جوشش همخوانی داشته باشد. حرکت انقلاب به سوی آینده در بستر تاریخ، باید بر دوش کسانی قرار گیرد که حامل سه ویژگی‌اند: امید، نشاط و خلاقیت. این ویژگی‌ها در قشر جوان جمع شده است. فضای حاکمیتی و دولتی ما به‌صورت انباشته‌شده، 
کمتر از این ویژگی‌ها برخوردار است. ما با یک فرسایش نیرو در طول 40سال مواجه هستیم و نیروی جوان کمتر فرصت حضور در حلقه‌های بسته مدیریتی و پذیرش مسوولیت در میدان‌های بزرگ، راهبردی و خطیر را به دست آورده است.

همکاری برای بسط‌ید جوانان
 او واکنش مطلوب و درخور به این بیانیه را این‌گونه توضیح می‌دهد: حاکمیت و مردم باید ناظر به هفت محوری که رهبر انقلاب به آن اشاره کرده‌اند، خودشان را بازخوانی کنند و ببینند ناظر به بسط‌ید قشر جوان و زمینه‌سازی برای حضور آنان در این عرصه‌ها چه می‌توانند کنند. باید بر این مسأله تمرکز کنند که چه اصلاحات ساختاری، تغییرات رویکردی و راهبردهای جدیدی برای حضور فعال و فراگیر نیروی عظیم جوانان در میدان‌های مختلف مدیریتی کشور باید مد نظر قرار دهند. لبخندق با ذکر مثالی در این باب، به یکی از تجربه‌های اخیر خود در مواجهه با بخشی از مدیران پا به سن گذاشته اشاره می‌کند. وی در جلسه‌ای، تحلیلی از بیانیه گام دوم انقلاب با تمرکز بر نقش و جایگاه جوانان در این بیانیه ارائه داده است که با بازخورد بسیار منفی مخاطبان(مدیران کهنسال و میانسال) مواجه شده است. 
علت اصلی این بازخورد منفی نگرانی آن‌ها از خامی و بی‌تجربگی قشر جوان امروز نسبت به جوانان دهه‌های اول انقلاب و استبعاد آن‌ها نسبت به توانمندی جوان امروز نسبت به جوانان گذشته بوده است! لبخندق در این باره می‌افزاید: ملاحظه کنید که قشر جوان که در اندیشه رهبری به‌عنوان فرصت تلقی می‌شود، در اندیشه برخی از مسوولین و حتی کسانی که متولی تقریر سخنان رهبری هستند، به‌عنوان تهدید و دلواپسی مطرح‌است و نص توصیه‌ها و دستورات صریح ایشان را تفسیرهای عجیب و غریب می‌کنند و در برابر آن مقاومت می‌کنند.
  
جوانگرایی در صدر مطالبات
 او تأکید می‌کند که گروه‌های خودجوش و حزب‌اللهی باید این موضوع را در صدر مطالبات‌شان قرار دهند که چگونه می‌توان زمینه مسوولیت‌سپاری به قشر جوان را امکان‌پذیر و تسریع کرد. لبخندق می‌گوید: این امر در قوانین باید درنظر گرفته شود و مجلس به این مسأله فکر کند. دولت باید فکر کند. دستگاه‌های فکری و فرهنگی و نخبگان و ... باید به این مسأله فکر کنند. خود رهبری در انتصابات اخیرشان به‌صورت شفاف این کار را کرده‌اند.
 لبخندق به سابقه کارایی جوانگرایی در چهار دهه گذشته اشاره می‌کند و می‌گوید: جنگ را جوانان 18 تا 25ساله پیش بردند. جهاد سازندگی را همینطور. در همین 15سال اخیر هم گلِ سرسبد دستاوردهای ما در حوزه علم و فناوری مثل دستاوردهای هسته‌ای، سلول‌های بنیادین و...، عمدتاً دستاورد دانشمندان جوان ما بوده است. در همین جنگ سوریه، فرماندهی و مدیریت محورها و میدان‌های پیچیده جنگ نظامی، بر دوش جوانان 18 تا 25ساله گذاشته شده که نتایج بی بدیل آن بر همه کارشناسان نظامی دنیا روشن است. همین قرارگاه خاتم الانبیا را -که یک قرارگاه پیچیده و چند ساحتی در حوزه پروژه‌های عمرانی و زیربنایی و متکی به پیچیده‌ترین دانش‌ها و فناوری‌های مرتبط با این حوزه است- اخیراً به یک جوان انقلابی سپرده‌اند و تحولات جدی در آن مشهود است و همه این موارد نمونه‌هایی از ده‌ها توفیقی است که صرفاً به دلیل اعتماد به جوانان به دست آمده است. او در پاسخ به این شبهه که می‌گویند جوانان بی‌تجربه‌اند بیان می‌کند: هزینه خطاهای جوانانی که میدان مسوولیت را به دست می‌گیرند، نسبت به هزینه خمودگی، محافظه‌کاری و رویکردهای مدیریتی کلیشه‌ای و تکراری مدیران پیر و خسته، به مراتب برای نظام و جامعه کمتر خواهد بود.

خطر محافظه‌کاری جوانان
 لبخندق همچنین درباره این مسأله که ممکن است جوانان امروز در ساختارها به‌تدریج دچار همان محافظه‌کاری مدیران پیر شوند، می‌گوید: راهکار اول فرهنگ‌سازی در این باب است. به جز فرهنگ‌سازی مستمر در جامعه و تبدیل جوانگرایی و اعتماد به قشر جوان به‌عنوان یک فرهنگ نهادینه‌شده که از مسیر رسانه‌ها، آموزش‌و‌پرورش و... 
قابل تحقق است، ما باید اصلاحات عمیق و بنیادین ساختاری در نظام مدیریتی کشور را به گونه‌ای تدارک ببینیم که چرخش نیروها و جایگزینی جوانان به‌عنوان موتور محرکه دائمی انقلاب، به‌صورت پایدار و مستمر تضمین شود. طراحی سامانه‌ها و میادین و بخش‌هایی در دل هر نهاد و هر عرصه و میدان، برای جذب، آموزش و کسب تجربه برای نیروهای تازه‌نفس و جوان، تدارک قوانین و الزامات قانونی و آیین‌نامه‌ای برای حضور پایدار و مستمر جوانان در بدنه مسوولیت‌های کشور، طراحی جایگاه مناسب و کارآمد برای پیشکسوتان و صاحبان تجربه در دل بخش‌های مختلف و...، در تحقق این اصلاح ساختاری کمک خواهد کرد.
 در مورد نکته اخیر توجه به این نکته مهم است که بسیاری از نظام‌های حکومتی، برای کسانی که یک دوره مدیریتی را پشت سر می‌گذارند، به تعبیری به صاحبان تجربه، به‌عنوان منبع دانش می‌نگرند و جایگاه و ساختار مناسبی را در منظومه حاکمیتی و دستگاه‌های مدیریتی خود برای بهره‌مندی از تجربیات این منابع دانش، طراحی و تعبیه می‌کنند که متأسفانه در این زمینه هم با خلأ مواجه‌ایم. به‌عبارتی جوانگرایی به معنای عبور از ذخایر و منابع انسانی با تجربه نیست، بلکه به معنای قرار گرفتن هر کس در جایگاه و موضع حقیقی خود در نظام مدیریتی و حرکت اجتماعی جامعه و نظام است.
  
خوانشی فرم‌گرایانه از گام دوم
 یکی از اندیشه‌ورزان جوان که سعی دارد خوانشی فرم‌گرایانه از بیانیه رهبری به دست دهد و فرم گام دوم را در دل یک سنت تاریخی فهم کند، سید حسین شهرستانی است.
 او در یادداشتی که منتشر کرده است و در محافلی درباره آن گفت‌وگو کرده، رویکرد کسانی را که انتظار دارند که «رهبر در این متن اعلام چرخشی یا فراخوان جهادی کند یا جام زهری بنوشد»، رد می‌کند. او می‌گوید: این انتظارات، معمولاً یا از جنس «راهبرد» و راه‌حل است یا از جنس «گزارش عینی عملکرد» یا از سنخ «آسیب‌شناسی» و طرح مسأله. این پرسش متداولی است که این متن چرا راهبرد و رهنمون تازه‌ای عرضه نکرده یا به جزئیات، گزارشی عینی از عملکرد 40ساله انقلاب ارائه نداده یا طرح مسأله و بحران نکرده است. 
حاصل جمع این دسته اقوال آن است که این بیانیه حاوی سخن تازه و طرح ویژه‌ای نیست. او با طرح این پرسش که این متن چیست و چه «نام» دارد، می‌گوید: [بیانیه گام دوم] صرفاً مانیفست نیست. نه کتاب سبز است و نه کتاب سرخ که در آن اصولی جزمی با نظمی آهنین، چارچوبی ایدئولوژیک برای حکمروایی تعیین کنند. 
سند راهبردی و سند سیاست‌های کلی نیست که در آن مسائل کانونی تعیین شده و راه‌های بُرون‌رفت فهرست شده و طرح‌های بدیع ابلاغ گردند. سند چشم‌انداز نیست که آینده‌ای منظور را به دقت ترسیم کرده باشد و داستان تاریخ طی شده را صمیمانه روایت نکند. گزارش عملکرد یا دستاوردها هم نیست که انتظار داشته باشیم توفیق جمهوری اسلامی را در تحقق آمالش به دقت و با جزئیات ارزیابی یا اثبات کند. نوشتار رهبری گرچه در همه این موارد نکات و دقائقی دارد، در کلیت خویش این‌همه نیست.

گام دوم به‌مثابه «سیاست‌نامه»
 شهرستانی معتقد است که این متن در یک سنت تاریخی اصیل نوشته شده است که نام آن «سیاست‌نامه» است. او توضیح می‌دهد: سیاست‌نامه، چارچوب عملی و نظری طرحِ «خرد سیاسی» در یک عصر است. این خرد سیاسی اما همچون فلسفه سیاسی در مقام انتزاع نیست. 
از آن‌سو نسبت به سند راهبردی یا سیاستی در افق بالاتری قرار دارد. سیاست‌نامه، منطق مواجهه با مسائل اساسی سیاست را در یک نظم سیاسی آشکار می‌کند و پرده از الگوی تاریخی نظم آرمانی سیاست برمی‌دارد. 
راه‌حل‌ها یا راهبردها از درون این منطق و عقلانیت کلان برمی‌آیند. 
سیاست‌نامه‌ها ماهیتی تجربی دارند و نمود خرد آزموده و عقل عملی یا دانش ضمنی در سیاست‌اند؛ اما با این‌همه از وضع جاری فاصله دارند و لذا چشم‌اندازی از آینده را ترسیم می‌کنند. سیاستنامه همچنین از حیث لحن سخن، با سند سیاستی و راهبردی یا گزارش عملکرد و... متفاوت است. لحن سیاست‌نامه لحن انسانی و صمیمانه و حماسی است. به دیگر عبارت سیاست‌نامه همزمان متنی ادبی است که ادیبانه نوشته می‌شود، چه سخن در قالب روایت تاریخی در آن ظاهر می‌شود.
 روایتی که به ظهور اشکال نظم سیاسی، معنایی انسانی می‌بخشد و آن را به نحو دراماتیک روایت می‌کند.او با بیان اینکه در هر زمان و در هر شرایطی نمی‌توان انتظار ظهور سیاست‌نامه‌ای جدید را داشت، می‌افزاید: مشخصاً می‌توان صریحاً مدعی بود که دست‌کم در کل منطقه ما هیچ کشوری را یارای آن نیست که سیاست‌نامه‌ای در برابر آنچه در جمهوری اسلامی به بار نشسته است عرضه کند. چرا که خرد سیاسیِ اصولی و درعین حال آزموده‌ای که از عهده تأسیس شکل نوینی از نظم سیاسی برآید وجود ندارد. 
در این کشورها، یا اساساً حاکمیت مستقل ملی تثبیت نشده است (عراق، مصر و ...) یا حاکمیت ملی به سطح عرضه طرح تازه‌ای از سیاست‌ورزی نرسیده است و نمی‌تواند خود را به نحوی متمایز و صریح روایت کند (ترکیه). 
در نتیجه در این کشورها ما تصمیمات ماجراجویانه و بی‌سنت و بی‌اصولی را شاهدیم که نمی‌توانند بستر شکفتن طرحی از خرد سیاسی باشند.شهرستانی درنهایت خوانش خود از گام دوم را این‌گونه تقریر می‌کند: «گام دوم»، سیاست‌نامه‌ای است که پرده از خرد سیاسی انقلاب یا به تعبیر رهبری «نظریه نظام انقلابی» برمی‌دارد؛ نظریه‌ای که همزمان انقلابی‌گری و نظم را به‌عهده گرفته است. 
نه در نظم جهانی مستحیل می‌شود و نه بین خود و جهان دیوار می‌کشد. هم پروای منافع ملی را دارد و هم نگران
 امت اسلامی است. هم بر اصول پای می‌فشرد و هم در برابر تحول منعطف است. اجتهاد او در متن سنت است و اسلامیت او عین جمهوریت.

captcha
شماره‌های پیشین