sobhe-no.ir
673
سه شنبه، ۲۱ اسفند ۱۳۹۷
12

کلیشه‌ای‌اندیشی  بزرگترین مانع آزاداندیشی

گفتار آیت‌الله علی‌اکبر رشاد رییس هیأت حمایت از کرسی‌های نظریه‌پردازی، نقد و مناظره

تازه‌ترین آرایه‌های شعر فارسی از زبان محمدمهدی سیار

بازآرایی آرایه‌ها

آقای دکتر محمد مهدی سیار، مدرس دانشگاه، شاعر و ترانه‌سراست که اخیر آلبوم موسیقی «حالا که می‌روی» با صدای آقای محمد معتمدی از ترانه‌های ایشان به بازار عرضه شد. او در جمعی از شاعران جوان درسگفتاری با عنوان «آرایه‌های نوپدید در شعر فارسی» ارائه کرده‌اند. گزارشی که می‌خوانید خلاصه‌ای است از صحبت‌های ایشان در این جمع. پیش از این هم سیار گفتاری با عنوان «فصل و وصل در شعر انقلاب» ارائه کرده بود و به بررسی مسیر شعر فارسی از آغاز تا شعر انقلاب اسلامی پرداخته بود. پیدا کردن و تصریح آرایه‌های جدید در شعر فارسی غیر از این که تلاشی جسورانه و نبوغ‌آمیز است، میراثی گرانبها برای نقد و پیشبرد شعر فارسی است. اگر شاعر هستید یا دوست دارید که شعر بگویید، اگر منتقد ادبی هستید یا نقد ادبی علاقه دارید یا اگر تنها یکی از خیلی عشاق شعر فارسی هستید بدانید این گزارش برای شما نوشته شده است.

صبح نو

تازه‌ترین آرایه‌های شعر فارسی از زبان محمدمهدی سیار

بازآرایی آرایه‌ها

آقای دکتر محمد مهدی سیار، مدرس دانشگاه، شاعر و ترانه‌سراست که اخیر آلبوم موسیقی «حالا که می‌روی» با صدای آقای محمد معتمدی از ترانه‌های ایشان به بازار عرضه شد. او در جمعی از شاعران جوان درسگفتاری با عنوان «آرایه‌های نوپدید در شعر فارسی» ارائه کرده‌اند. گزارشی که می‌خوانید خلاصه‌ای است از صحبت‌های ایشان در این جمع. پیش از این هم سیار گفتاری با عنوان «فصل و وصل در شعر انقلاب» ارائه کرده بود و به بررسی مسیر شعر فارسی از آغاز تا شعر انقلاب اسلامی پرداخته بود. پیدا کردن و تصریح آرایه‌های جدید در شعر فارسی غیر از این که تلاشی جسورانه و نبوغ‌آمیز است، میراثی گرانبها برای نقد و پیشبرد شعر فارسی است. اگر شاعر هستید یا دوست دارید که شعر بگویید، اگر منتقد ادبی هستید یا نقد ادبی علاقه دارید یا اگر تنها یکی از خیلی عشاق شعر فارسی هستید بدانید این گزارش برای شما نوشته شده است.

   چرا بازآرایی آرایه‌ها مهم است؟
هدف از این گفتار بازخوانی زیورها و زینت‌هایی است که شاعران معاصر به آرایه‌های همیشگی شعر فارسی اضافه کرده‌اند. باید همین ابتدا متذکر شوم آنچه که در مباحث «بدیع و بیان» با عنوان صنایع و آرایه‌های ادبی به ما آموخته می‌شود، بازتاب‌هایی است از کاری که شاعران می‌کنند. 
در واقع هرگز شاعر خود را در چارچوب از پیش تعیین شده‌ای محصور نمی‌کند. 
این‌هایی که می‌خوانیم صورت‌بندی بعضی از کارهایی است که شاعران در طول تاریخ کرده‌اند. آرایه‌هایی که در کتب ادبی معرفی می‌شوند، هرگز ازقبل به شاعر دیکته نشده بلکه ابتدا شاعران در طول تاریخ شعر گفته‌اند و بعد افرادی دیگر این آرایه‌ها را شناسایی کرده‌اند و از دل این بررسی‌ها آرایه‌های ادبی فصل بندی شده است.
گفت‌وگو درباره این که آیا شعر معاصر چیزی بر آرایه‌های شعر فارسی افزوده است، لااقل دو فایده عمده دارد، اول اینکه به ما یاد می‌دهد شگردهای شعر فارسی هرگز به تعدادی آرایه خاص که ریشه در زیبایی شناسی کهن دارد، محصور نمی‌شود. خیلی از آرایه‌ها ممکن است بعد از مدتی به ضد خودشان تبدیل شوند و زیبا به نظر نرسند. آرایه‌ای مثل موازنه و ترصیع در غزل معاصر امروز خیلی کم استفاده می‌شود و اگر کسی استفاده کند چندان هنری به حساب نمی‌آید مگر اینکه به نحوی استفاده کند که بوی کهنگی و بی‌ربطی با زمانه از شعرش بلند نشود. آرایه‌ها با گذشت زمان تغییر می‌کنند، زاییده می‌شوند و تبدیل به انباشته‌ای برای شاعران نسل‌های بعدی می‌شوند. متاسفانه بازآرایی آرایه‌ها در شعر فارسی هم نزد شاعران و هم بین دانشگاهیان بسیار غریب و مهجور است. سال‌هاست که ما کتاب آرایه‌های تازه‌ای تألیف و چاپ نکرده‌ایم. فایده دوم این بحث حساس شدن ذهن به آرایه‌ها است. توجه به آرایه باعث می‌شود شما در حین سرودن خودکار از آن آرایه استفاده کنید. البته می‌توان آسیبی هم برای این بحث در نظر گرفت. ممکن است شاعران این شعرهایی که ما در ادامه می‌خوانیم شکایت کنند که ما تلاش کردیم جادوی تازه سوای آنچه تا امروز در ادبیات فارسی رایج بوده به کار ببندیم، چیزی که منحصر به خودمان است و شما با این کار آن را افشا کردید. اما به نظر من مطرح کردن این آرایه‌ها علی‌رغم این که ممکن است کمی روح شاعر را آزرده کند برای ادبیات لازم است و آن کمک می‌کند. چنان که مطرح کردن آرایه‌های پیشین باعث شده استفاده از آن آرایه‌ها به کف انتظار ما از یک شعر تبدیل شود. ممکن است گفته شود افشا و تصریح این آرایه‌ها از لذت کشف هنری کم کند اما من می‌گویم بگذار این اتفاق بیفتد تا شاعر از این به بعد بتواند ابداعات تازه‌ای کند و فضای شعر را تغییر دهد. اگر کسی کنکاش فلسفی کند و وسواس به خرج دهد ممکن‌است برخی آرایه‌هایی که من امروز به آن‌ها اشاره می‌کنم ذیل برخی آرایه‌های سابق هم بگنجند اما من معتقدم بعضی از آرایه‌های شعر فارسی مانند جناس یا آرایه‌های مادر مانند تشبیه و استعاره این ظرفیت را دارند که آرایه‌های تازه‌ای از دلشان متولد شوند. 

   نخستین آرایه؛ «سرایت»
نخستین آرایه‌ای که می‌خواهم معرفی کنم «سرایت» است. شعری که برای معرفی این آرایه انتخاب کردم شعری از قیصر امین‌پور است که آن را ناقص می‌خوانم: «قطار می‌رود/ تو می‌روی/ ............../ و من چقدر ساده‌ام که سال‌های سال/ در انتظار تو/ کنار این قطار ............ ایستاده‌ام/ 
و هم چنان به نرده‌های ایستگاه ............... تکیه داده‌ام.» با اینکه بدون این جاهای خالی شعر معنا می‌دهد اما اتفاق شاعرانه خاصی در آن رخ نداده است. شعر توصیف لحظه رفتن معشوق است. یک توصیف ساده. چه چیزی این توصیف ساده را متمایز می‌کند؟ آن چیزی که این شعر را ماندگار کرده همان کلماتی است که حذف شده است. نخستین اتفاق در سطر سوم رخ داده است: «تمام ایستگاه می‌رود.» نکته بعدی اضافه کردن رفته به قطار است. «کنار این قطار رفته ایستاده‌ام/ و هم چنان به نرده‌های ایستگاه رفته تکیه داده‌ام» در واقع اینجا قیصر یک عنصر را به «تمام ایستگاه» به «ایستادن» و دوباره «ایستگاه» سرایت داده است. این کار را می‌توان شگردی تازه در تاریخ ادبیات دانست. نامی که من انتخاب کرده‌ام، سرایت است و تعریف آن به این شرح است: سرایت مساوی است با نسبت دادن صفت یک عنصر به عنصر هم‌نشین برای ایجاد تصویر و معنای تازه. در این آرایه با مه‌آلودگی و سیالیت صفات مواجه ایم و در هنر شعر صفاتِ اشیا حالت سیال دارند و می‌توانند کمی گسترده شوند. این همان کاری است که در آرایه استعاره و تشبیه انجام می‌شود اما با این تفاوت که در تشبیه صفت بین مشبه و مشبه به مشترک است و آن دو را به واسطه این صفت مشترک جمع می‌بندیم. 
اما اینجا عکس آن رخ می‌دهد. صفت دریکشی است اما به‌دلیل منطق شاعرانه که مثلاً ممکن است در یک مکان بودن یا در یک چارچوب شاعرانه بودن باشد، از چیزی به چیز دیگر سرایت می‌کند. مثلاً شاعر می‌گوید «کودکی‌هایم/ با نخی نازک به دست باد آویزان». او تصویری از کودکی‌اش به یاد می‌آورد که مشغول بادبادک بازی و این‌طور می‌سراید. اگر شاعر به جای کودکی‌ها بادبادک را می‌آورد، اتفاق شاعرانه‌ای نمی‌افتاد
یا مثلاً شاعر شعر «برگ برگ/ شاخه شاخه/ دسته دسته دست دست/ گلفروش خردسال را باد برده است» صفت گل‌هایی که گلفروش می‌فروشد به خود گلفروش سرایت داده شده است.

   آرایه دوم، «تجسد زمان»
دومین آرایه، «تجسد زمان» است. برای مثال شاعر در بیت «راستی/ روزهای سه شنبه پایتخت جهان بود» و بیت «به‌کجای این شب تیره بیاوزیم قبای ژنده خود را» رفتار مکان را با زمان انجام می‌دهد. در کل این آرایه را می‌توان با سینما مقایسه کرد چراکه بسیاری از این رخدادها به دلیل تأثیر سینما در شعر است. در سینما مفهومی داریم به نام ماشین زمان که درباره آن فیلم‌های زیادی ساخته شده است. حرکت در زمان در شعر هم وارد شده که شاید قبلاً به این حد استفاده نمی‌شد. این آرایه تازه را می‌توان «تصرف در تاریخ یا زمان پریشی» نامید. تعداد این کاربردها چند ده برابر شعر کهن است و تحت تأثیر سینما و انقلاب اسلامی است. چون انقلاب اسلامی و شکل حکومت شعار مردم زمان پریشی بود. وی افزود: در شعارهای اول انقلاب مثل «سرنگون می‌کنیم رژیم پهلوی را/ برقرار می‌کنیم حکومت علی را» می‌توان این زمان پریشی و اینکه ما هویت امروزِ خود را در چهارده قرن پیش احساس می‌کنیم دید. شعاری مانند «کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا» نیز تصرف در تاریخ و تصرف در جغرافیا را نشان می‌دهد. از جمله شاعرهایی که از این آرایه به خوبی استفاده می‌کند ، علی داودی است. 
به عبارت دیگر زمانی که در شعر عناصر جغرافیایی در هم آمیخته می‌شوند می گوییم تصرف در جغرافیا رخ داده است: «شب خاموش/ چراغ‌ها خاموش/ من خاموش/ چگونه در این تاریکی از ماه بنویسم؟»

   آرایه سوم، «جایگزینی»
«جایگزینی» آرایه دیگری است که به زبانی و خیالی تقسیم می‌شود. جایگزینی زبانی عبارت از تغییر حداقلی در کلمه و کلام رایج برای رسیدن به معنایی نو و تازه است. این آرایه را در اشعار قیصر امین پور به خوبی می‌توان دید: «پیشینیان با ما/ در کار این دنیا چه گفتند؟/ گفتند باید ساخت/ گفتند باید سوخت/ ما نیز/ گفتیم باید ساخت/اما نه با دنیا که دنیا را/ گفتیم باید سوخت/ اما نه با دنیا که دنیا را» جایگزینی خیالی یعنی با استفاده از خیال عنصری را در عبارت یا کلام جابه‌جا کنیم تا به معنای تازه‌ای برسیم. برای مثال سهراب سپهری وقتی می‌گوید: «من وضو با تپش پنجره‌ها می‌گیرم.» از این آرایه بهره برده است.

   آرایه چهارم و پنجم: «افزودن» و «تشخیص بسط یافته»
«افزودن» عبارت است از اضافه کردن یک عنصر به یک ترکیب یا عبارت متداول و «جابه‌جایی» زمانی رخ می‌دهد که شاعر با یک جابه جایی بین اعضای جمله معنا و مضمون تازه‌ای ایجاد کند. بیت «سفره‌ات را وا کنی نان و پنیر و نور» نمونه‌ای از کاربرد آرایه افزودن و بیت « من سال‌های سال مردم/ تا اینکه یک دم زندگی کردم» نیز نمونه از کاربرد آرایه جابه‌جایی است. آرایه نوپدید دیگر «تشخیص بسط یافته» است. در شعر قدیم تشخیص در یک لحظه اتفاق می‌افتاد اما در تشخیص بسط‌یافته برخورد شاعر با مفاهیم بسیار گسترش یافته است. در شعر کلاسیک تشخیص محدود بود و یک صفت از صفات جانداران به آن القا و برای توصیف‌ها استفاده می‌شد اما تشخیص امروز دارای اتفاق تازه‌تری است. بیژن نجدی از شاعرانی است که از این آرایه به وفور استفاده کرده است. «نخل‌های سوخته خرمشهر پسرعموهای من‌اند/ آه پسرعموهای من/ صبحانه را مهمان من باشید». 

captcha
شماره‌های پیشین