sobhe-no.ir
478
شنبه، ۰۵ خرداد ۱۳۹۷
7
گروهی جوان دور هم جمع شده‌اند تا بچه‌ها را همیار حامی کالای ایرانی کنند

لبخند تو سهم من است

از آغاز امسال که رهبر انقلاب شعار سال را حمایت از کالای ایرانی اعلام کردند و تأکید داشتند که مردم نقش اصلی را در این حمایت دارند، مردم به‌صورت خودجوش کارهای زیادی را برای حمایت از کالای ایرانی انجام داده‌اند. یکی از این کارها، فعالیت گروه جوانی است که تلاش‌شان را برای فروش اسباب‌بازی‌های ایرانی گذاشته‌اند. آنها البته یک کار جالب دیگر هم می‌کنند و آن هم جمع‌آوری اسباب‌بازی‌های مستعمل اما قابل استفاده برای کودکان مناطق محروم ایران است. در پویش «#سهم-من-ساخت-ایران» و «#حمایت-از-تولید-ملی» گروه سهم من برای همراه کردن کودکان دست به کار شده‌اند.

از مشتری تا کاربر: تغییر بنیادین بازار رسانه

یادداشت محمد معماریان دانشجوی دکترای مدیریت رسانه

صبح نو

از مشتری تا کاربر: تغییر بنیادین بازار رسانه

یادداشت محمد معماریان دانشجوی دکترای مدیریت رسانه

می‌شود خیال کرد که روزی روزگاری، مثلاً اوایل شکل‌گیری فناوری چاپ، رسانه یک واسطه مستقیم از تولید به مصرف بود: فرضاً مؤلف کتاب در مقام تولیدکننده، حرف‌هایی را که در سرش بود می‌نوشت و آن را به خواننده یعنی مصرف‌کننده‌ای می‌فروخت که به هر روی قانع شده بود برای این خدمت بهایی بپردازد. محتوا در نقطه مبدأ تولید می‌شد، با رسانه به نقطه مصرف می‌رسید و استفاده می‌شد. در آن فضا، کار رسانه‌ای معادل تولید محتوایی بود که خریدار داشت.
آگاهی از تأثیرات قابل توجه محتوای رسانه‌ای بر مخاطبان که به تغییر نگرش‌ها و رفتارهای آنها هم منجر می‌شد، عنصر دیگری را وارد این فضا کرد که آن معادله سرراست را تغییر داد. کسانی (مثلاً بازرگانان) بودند که فی‌نفسه به کار رسانه‌ای علاقه‌ای نداشتند اما بهره‌برداری از اثرگذاری و نفوذ این ابزار جدید برایشان جذاب بود: رسانه‌کارها می‌توانستند توجه مردم را جلب کنند و این توجهی که جمع‌آوری می‌کردند، خودش یک کالا بود. پس تبلیغ‌گران وارد میدان شدند. در این محیط، رسانه‌گر تولید محتوا می‌کرد و آن محتوا را به مصرف‌کننده‌اش یعنی مخاطب می‌فروخت اما در عین حال توجهی را هم که از مخاطب جلب کرده بود به تبلیغ‌گران می‌فروخت. بدین‌ترتیب، رسانه‌گر هم‌زمان در دو بازاری عمل می‌کرد که به موازات هم فعال بودند اما مکان‌های تولید و مصرف کماکان از هم مجزا بودند. این روند با روزنامه شروع شد، با رادیو شتاب گرفت و با تلویزیون به اوج خود رسید.
با ورود نسل بعدی فناوری‌های رسانه‌ای و تحولات فضای اقتصادی، ماجرای بازار رسانه تغییر اساسی کرد. فناوری‌های نوین به مخاطبان سابق امکان می‌دادند که به‌جای مصرف‌کننده محض، تولیدکننده هم باشند. شوق تولید محتوا نزد مردم چنان قدرتمند بود که توانست بزرگ‌ترین دایره‌المعارف بشری (ویکی‌پدیا) را بدون مداخله عناصر سنتی تولیدکننده محتوا خلق کند. در این فضا، رسانه‌گران دریافتند که می‌توانند یک بخش معمولاً پرهزینه از کار خود (یعنی تولید محتوا) را هم روزبه‌روز بیشتر به مخاطبان سابق برون‌سپاری کنند. این روند چنان رو به گسترش است که حتی برخی از خبرگزاری‌های باسابقه جهانی هم پیش‌بینی می‌کنند که تا چندین سال دیگر، ساختار تولید خبرشان به کلی تغییر می‌کند: به‌جای خبرنگاران حرفه‌ای، عمده اخبار خام‌شان توسط شهروند-روزنامه‌نگاران تأمین می‌شود و نهایتاً از فیلتر پردازش و دروازه‌بانی حرفه‌ای آن خبرگزاری‌ها می‌گذرد.
در این فضای جدید، هر دوی تولید و مصرف محتوا به یک معنا در یک‌جا (نزد کاربران) صورت می‌گیرد و رسانه‌گر در مقام یک پلت‌فُرم‌دار ظاهر می‌شود که وظیفه اصلی‌اش جلب و حفظ توجه کاربران
نه به محتوا، بلکه به پلت‌فُرم است. طبعاً بهترین مثال این پلت‌فُرم‌ها نیز رسانه‌های اجتماعی رایج‌اند. البته تبلیغ‌گران هم از میدان بیرون نرفته‌اند اما این‌بار خریدار توجه کاربران به پلت‌فُرم هستند. یک تحول اقتصادی که در این میان رُخ داده است آن است که درآمدهای این تبلیغات آن‌قدر زیاد است که هزینه و سود صاحب پلت‌فُرم را هم تأمین می‌کند و لذا خدمتی که برای تولید و مصرف محتوا به کاربران عرضه می‌شود، به‌ظاهر رایگان است؛ که البته به تعبیر مشهور در این عرصه، «اگر پولی بابت خدمات نمی‌دهید، خودتان محصولید.»
ولی این تغییر مفهومی عمیق در ساختار بازار رسانه، چنان به سرعت رُخ داده است که هنوز حتی در ملت‌های توسعه‌یافته هم ساختارهای حقوقی و قانونی متناسب با آن به‌روز نشده‌اند. به‌عنوان یک نمونه واضح، بعید است کسی تردید داشته باشد که غول‌هایی مثل فیسبوک یا گوگل انحصار تقریباً غالب بر عرصه‌های رسانه اجتماعی و جست‌و‌جو در وب دارند. چنین انحصاری در دوران‌های سابق اقتصادی (مثلاً در حوزه صنایع نفت یا فولاد) موجب نگرانی می‌شد چنانکه دولت مداخله می‌کرد و با قوانین ضدتراست انحصارشکنی می‌کرد تا مشتریان آن صنایع از قیمت‌گذاری‌های ناعادلانه انحصارگران آسیب نبینند. اما در فضای رسانه‌ای جدید که کاربر به‌ظاهر هزینه‌ای برای خدمات نمی‌پردازد و به معنای سنتی‌اش «مشتری» نیست، مفهوم‌سازی‌های سابق اقتصادی از انحصار هم بی‌فایده‌اند تا آنجا که برخی می‌گویند این انحصارها اساساً منفی نیستند و مبارزه با آنها مصداق مبارزه با تعالی عملکرد این کارآفرینان است. ولی از یک سو ورود به این بازار برای شرکت‌های نوپا چندان ساده نیست که رقابت‌پذیری را تضمین کند و در سوی دیگر مضرّات این انحصار در حوزه‌های دیگری غیر از «قیمت‌گذاری خدمات برای کاربران» روشن‌اند. همه این‌ها، نمونه‌هایی اندک از مصادیق بی‌شماری‌اند که ضرورت بازنگری در مفاهیم حقوقی و اقتصادی سابق برای رسیدگی به تحولات بازار نوین رسانه را نشان می‌دهند.

 

captcha
شماره‌های پیشین