sobhe-no.ir
39
دوشنبه، ۲۱ تیر ۱۳۹۵
8
نگاهی به منشأ قانونی پرداخت‌های نامشروع

حقوق‌های نجومی از کجا آمد؟

چوب حراج به جان مریض‌های معمولی

صبح نو

چوب حراج به جان مریض‌های معمولی

دریکی 2ماه گذشته، افکار عمومی جامعه به‌واسطه اتفاقاتی نامطلوب بار دیگر متوجه حوزه نظام بهداشت و درمان شد که گرچه تازگی نداشت اما از جهت میزان عمق فاجعه بسیار قابل‌توجه بود. از پرداخت‌های نجومی به چند هزار پزشک در قالب طرح تحول سلامت و دریافتی‌های غیرقانونی تا کتک زدن پرستار توسط پزشک و باز شدن بخیه یک کودک به خاطر مبلغی ناچیز و این روزها مرگ آقای عباس کیارستمی کارگردان صاحب‌نام سینمای ایران در اثر کوتاهی یک پزشک متخصص و پیرو آن اظهارات تأسفبار مسوولان وزارت بهداشت درباره این واقعه تلخ. اما اینها نه از سنخ خطاهایی‌اند که گاهی در یک سیستم رخ می‌دهند بلکه قله کوه یخی است که هرازگاهی به‌واسطه رسانه‌ای شدن یا مشهور بودن بیمار از آب بیرون می‌زند و برای یافتن علت چنین فجایعی و امید به حل آن، می‌بایست سراغ ریشه‌ها رفت وگرنه مثل تمام موارد قبل، بعد از مدتی تب این اخبار نیز فروکش می‌کند و این وضعیت تأسفبار همچنان در سکوت خبری، سلامت و جان مردم را به بازی می‌گیرد.
آنچه در وزارت بهداشت می‌گذرد در درجه نخست، از آنجا نشأت می‌گیرد که در این سیستم ارکان اساسی سیاست‌گذاری، و بخشی از اجرا، نظارت، رسیدگی به تخلفات و قضاوت همگی در درون سیستم قرار دارند و این موضوع سبب می‌شود، نه‌فقط سیاست‌گذاری‌ها بعضا بر اساس منافع ذینفعان درون وزارت بهداشت صورت بگیرد بلکه ارکان نظارتی نقش خود را برای یافتن خطاها و علل واقعی به‌خوبی ایفا نکنند. از سویی هرگونه انتقاد به این دستگاه عریض و طویل با انبوهی از برچسب‌ها و موضع‌گیرها مواجه می‌شود.
علت اساسی دیگر این است که با تجمیع نظام آموزش و درمان در قالب یک دستگاه تحت نام وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی، رویه‌هایی شکل گرفتند که طی آن پزشکان عضو هیأت علمی به بهانه آموزش، دانشجویان پزشکی مقاطع گوناگون، به‌ویژه در مقطع دستیاری تخصصی (رزیدنتی) را در فرایندهای درمانی و به‌ویژه در عمل جراحی بیمار به‌جای خود به‌کارگیرند و در بسیاری از موارد به جهت غیبت آنان در زمان جراحی، مشکلات عدیده‌ای برای بیمار به وجود آید که در موارد بسیاری منجر به فوت بیمار شده است و حتی بعد از عمل جراحی، پزشک متخصص بیمار را به کادر درمانی بیمارستان و دستیاران می‌سپارد و همین موضوع سبب بروز بسیاری از مشکلات بعد عمل می‌شود. این در حالی است که با اجرای طرح‌هایی نظیر تحول سلامت، بودجه‌های کلانی که از محل هدفمندی یارانه‌ها به بهانه بهبود زیرساخت‌ها و رسیدگی به مناطق محروم در حوزه درمانی، پیشگیری و ارتقاء کیفیت خدمات به وزارت بهداشت اختصاص داده‌ شده، عمدتا در قالب دستمزد پزشکان برای عمل جراحی و دوره درمانی بعد از عمل از بیمار و بیمه دریافت می‌شود، مشکل اینجاست که به علت نبودن ناظری مستقل، این مشکلات هیچ‌گاه آن‌گونه که باید دیده نمی‌شوند و بیماران مراجعه‌کننده نیز از چنین مناسباتی کاملاً بی‌خبرند و در موارد معدودی که اطلاع دارند، چاره‌ای جز تن دادن به چنین سیستم غیرمنصفانه‌ای ندارند. فاجعه‌بارتر آنکه در مواردی که این مشکلات عدیده متوجه بیمارانی می‌شود که نه شهرتی دارند و نه فریادشان به گوش رسانه‌ها می‌رسد، حتی گاهی در موارد منجر به مرگ، به شکایات آنها نیز به‌درستی رسیدگی نمی‌شود.
با نگاهی به آنچه در شبکه‌های اجتماعی بعد از عمومی شدن خبر مربوط به یک فاجعه پزشکی می‌گذرد،‌ می‌توان به‌وضوح موارد متعددی از کوتاهی در درمان را مشاهده کرد که منجر به بروز آسیب‌های جدی به افراد مراجعه‌کننده به سیستم درمانی شده است.  حقیقتی که بعد از رسانه‌ای شدن خبر مرگ کیارستمی در اثر خطای پزشکی، معاون وزیر بهداشت بر آن صحه گذاشت که چون پزشک جراح، کیارستمی را نشناخته و وی را یک بیمار معمولی در نظر گرفته است، چنین واقعه‌ای رخ‌داده و این اظهارنظر از یک فاجعه عمیق در سیستم وزارت بهداشت خبر می‌دهد که در آن بیماران معمولی بسیاری، روزانه قربانی ساختار معیوب وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی می‌شوند و نه نظارت مستقلی بر آن وجود دارد و نه به شکایات بیماران آسیب‌دیده رسیدگی بی‌طرفانه‌ای صورت می‌گیرد.

captcha
شماره‌های پیشین