sobhe-no.ir
39
دوشنبه، ۲۱ تیر ۱۳۹۵
6
سیاه‌چاله دنیای مجازی

چرا کسی از شما انتقاد نمی‌کند؟

تأملات سفر به شیراز به روایت دکتر دیوید آر. کول استاد دانشگاه سیدنی

شتاب نسنجیده ایران برای جهانی شدن

صبح نو

سیاه‌چاله دنیای مجازی

چرا کسی از شما انتقاد نمی‌کند؟

وقتی لباس تازه‌ای خریده‌ایم، ساعت نویی به مچ بسته‌ایم، موهایمان را آراسته‌ایم یا سفره خوش‌رنگی چیده‌ایم، خواسته یا ناخواسته از نزدیکان و آشنایان انتظار داریم با تشویق و تحسین خود مهر تأییدی بر سلیقه‌مان بزنند. در میانه بحث که حرفی می‌زنیم، منتظر واکنش دیگران می‌مانیم تا از میزان مقبولیت نظرمان باخبر شویم. شاید هویتمان آن‌قدر شکل‌گرفته باشد، یا به تعبیر دیگر بالغ شده باشیم که از همه مردم انتظار نداشته باشیم با ما هم سلیقه و هم‌رأی باشند، اما عموم ما به حداقل‌هایی از تأیید برخی اطرافیان، خواه شفاهی یا با اشارات بدن، نیاز داریم تا از انتخاب‌هایمان احساس رضایت کنیم.
در دوران نه‌چندان قدیم، دریافت این‌گونه تأییدها و حمایت‌ها برای اکثر مردم فقط از طریق برخوردهای نزدیک و رودررو ممکن بود. مهمانی که به خانه دعوت می‌کردیم، دوستی که در محفل رفقا می‌دیدیم یا همکارانی که چند روز هفته را کنارشان می‌گذراندیم و حتی گهگاه نگاه‌های عابران غریبه در کوچه و خیابان یا هم‌صحبتی با همراهی که به‌تصادف هم‌سفرش شده بودیم، منبع اصلی دریافت دیدگاه دیگران درباره سلایق و نظراتمان بود.
ورود فناوری‌های نوین ارتباطی و به‌ویژه رسانه‌های اجتماعی، این فضا را به‌سرعت دگرگون کرد. دیگر برای آنکه نظر دیگران درباره هنر سفره‌آرایی‌مان را بدانیم، نیازی نبود منتظر ورود مهمانان بمانیم و از خلال تعاملات و صحبت‌های دورهمی، نظرشان را بشنویم که گاه چندان ‌هم مطابق میلمان نیستند. این روزها یک گوشی هوشمند و اکانت ساده اینستاگرام کافی است تا تصویری از آن سفره را به رخ آشنایان مجازی‌مان بکشیم. به مدد این فناوری‌ها، دیگر محدودیت‌های زمانی و مکانی مانعی برای تعاملاتمان نیست. به‌محض آنکه تصویر را بارگذاری می‌کنیم، از چهارگوشه جهان می‌توانند درباره‌اش نظر بدهند و البته ممکن است یک روز در اعلان‌های حساب کاربری خود ببینید یک نفر غذایی را پسندیده که چند سال قبل پخته بودید و تاکنون بقایای آن‌هم به دامان طبیعت برگشته است.
حتی اگر آن نظر یا سلیقه‌ای که انتخاب کرده‌ایم چندان دلپسند به نظر نمی‌آید، بازهم جای نگرانی نیست. علاوه بر آنکه در این فضا معمولاً همتایان و هم سلیقه‌های خود را جذب می‌کنیم، فیلترهای گوناگون برای خدمت‌رسانی به ما ساخته‌شده‌اند تا بتوانیم خود مجازی‌مان را دلپسندتر از واقعیت جلوه دهیم. کافی است تصویر غذا را با چند ضربه انگشت شست روی گوشی همراه روتوش کنید تا رنگ‌وآب بهتری پیدا کند.
با این فرآیند ساده، لحظه‌ای از واقعیتمان را با چندین و چند نقاب در معرض قضاوت دیگران می‌گذاریم تا نظر مثبتشان را جویا شویم. پس از مدتی تجربه کاربری، مطمئن هستیم که بیشتر نظرات مثبت‌اند چون طبق یک قاعده نانوشته توافق کرده‌ایم که سیل تأییدها را نثار همدیگر کنیم تا خود نیز از تأییدات مشابه بهره‌مند شویم و اگر هم کسی جسارت نقد به خود راه دهد، به‌سادگی می‌توانیم ورود او را به حریم دوست‌داشتنی مجازی‌مان ممنوع کنیم.
به‌تدریج اهمیت تأییدکنندگانی که منتظر نشسته‌اند تا احسنت‌گویان به استقبالمان بیایند بالاتر می‌رود تا جایی که افراد واقعی پیرامونمان در زندگی غیرمجازی پیش آنها رنگ می‌بازند چون آشنایان حقیقی هم ازلحاظ تعداد کمترند، هم هرازگاهی جسارت مخالفت با ما را به خود راه می‌دهند و راهی برای حذفشان نداریم و هم با خود واقعی‌مان درگیرند که خوب می‌دانیم به جذابیت آن خود مجازی نیست.
و کم‌کم خود مجازی‌مان را بیشتر، بهتر، دلپسندتر از خود حقیقی‌مان می‌بینیم و به این خود جدید عادت می‌کنیم. انگار که «خود مجازی» مسکنی می‌شود تا هر وقت رنج‌های زندگی حقیقی بر ما غلبه کرد، در نقاب او فروبرویم و از فضای مجازی تسلا بجوییم؛ تا هرگاه اتفاقات دنیای واقعی مأیوسمان کرد، گلایه نزد فضای مجازی ببریم که غم‌خوارانه دست نوازش بر سرمان بکشد و افراط در مصرف این داروی تسکین‌آور هم مثل هر نوشداروی دیگر، اعتیاد به بار می‌آورد؛ اعتیاد به جذاب‌تر از واقعیت بودن، اعتیاد به یک رؤیای شیرین.
شیرینی این رؤیای مجازی هرچه بیشتر در کاممان مزه کند، تحمل دشواری‌های دنیای واقعی برایمان سخت‌تر می‌شود. این فرآیند می‌تواند تا آنجا پیش برود که نسخه واقعی زندگی مایه یأس و نسخه مجازی‌اش مایه امیدواری شود چنانکه وقت و بی‌وقت، در هر موقعیتی و هر جا فرصتی دست دهد، از فضای واقعی رهسپار دامان مجاز می‌شویم. این وسوسه شیرین چون سیاه‌چاله‌ای ما را در خود می‌بلعد و خاصیت سیاه‌چاله هم روشن است؛ با جاذبه‌اش ما را به درون خود می‌کشد و هرچه بیشتر در آن فروبرویم، درآمدن از آن دشوارتر می‌شود.

یادداشت: محمد معماریان

captcha
شماره‌های پیشین