sobhe-no.ir
39
دوشنبه، ۲۱ تیر ۱۳۹۵
16
طرحی برای فردا استاد حسن رحیم پور ازغدی

اجتهاد سرگردان، جهاد بی‌هدف

منازل هزارگانه سلوک

ترابط ابعاد

بازتاب آنچه شما گفته‌اید‌

دلالت دیگر

صبح نو

منازل هزارگانه سلوک

ترابط ابعاد

سطوح گوناگون معرفتی یا عینی اخلاق و سلوک در تعامل و ترابط با یکدیگر قرار می‌گیرند.
عرصه‌های اجتماعی یا فردی و همچنین، معرفتی یا عینی، نمی‌توانند بیگانه با یکدیگر و جدای از هم به مسیر خود ادامه دهند، در صورتی که بین عرصه‌های یاد شده به دلایل گوناگون، فاصله و جدایی افتد؛ این فاصله، چالش‌هایی را به دنبال می‌آورد که تا انسجام و تلائم مجدد، ادامه پیدا می‌کند. مثلاً اگر فردی معرفت، اخلاق و سلوک عملی مغایر با اخلاق و سلوک اجتماعی داشته باشد، ناگزیر در تضاد و ستیز با ارزش‌ها، هنجارها و تجویزات اجتماع قرار می‌گیرد و اگر بین نظام مفهومی معرفتی یا تربیتی جامعه با ارزش‌ها و هنجارهای واقعی اجتماعی فاصله افتد، یعنی سلوک عملی و هنجارهای اخلاقی جامعه، از ناحیه دانش اخلاقی و تربیتی جامعه حمایت نشود و این فاصله، به یکی از 2 طریق حل می‌شود یا آنکه، رفتار و سلوک علمی جامعه، به تدریج دگرگون می‌شود یا آنکه نظام معرفتی و آموزشی آن به اقتضای مناسبات و سلوک اخلاق و رفتاری جامعه، تغییر پیدا می‌کند.
تعامل اخلاق و سلوک عملی با نظامات و نهادهای اجتماعی
اخلاق و سلوک عملی و عینی اجتماعی همان گونه که با نظامات مفهومی و معرفتی اخلاقی گوناگون، نسبتی یکسان ندارد، از نسبتی یکسان و مساوی با دیگر نظامات و نهادهای اجتماعی نیز برخودار نیست.
هر سلوک رفتاری و اخلاقی، به همراه ارزش‌ها، آرمان‌ها و هنجارهایی که دارد، نظامات اقتصادی و سیاسی مناسب با خود را طلب می‌کند، بسیاری از تحقیقات جامعه‌شناختی درصدد شناخت و تبیین این سطح از ارتباطات بوده و هستند. نسبت بین اخلاق پروتستانی و نظام سرمایه‌داری از جمله اموری است که ماکس وبر در تحقیق معروف خود، دنبال کرده است. دورکیم نیز در آثار گوناگون خود به این سطح از روابط پرداخته است. معرفت اخلاقی و نظری، همان‌گونه که در بعد فرهنگی و اجتماعی، در تناظر با سلوک و رفتار عملی جامعه و فرهنگ است، در بعد نظری دارای روابط منطقی و عمیق با دیگر سطوح معرفتی و علمی است و مهم‌ترین و برجسته‌ترین ارتباط منطقی آن با متافیزیک و با معرفتی در سطح هستی‌شناسی، انسان‌شناسی، و معرفت‌شناسی است.
این ارتباط منطقی موجب می‌شود تا هر نظریه اخلاقی درحاشیه خود، معرفت متافیزیکی مناسب با خود را به همراه داشته باشد. و حضور در حاشیه و در سایه این معرفت سبب می‌شود، تا یک نظریه اخلاقی، در محیطی که معرفت متافیزیکی آن در رقابت با فلسفه‌های معارض نتواند حضور اجتماعی پیدا کند، امکان تداوم نداشته باشد.

خودنویس: استاد حمید پارسانیا

captcha
شماره‌های پیشین