sobhe-no.ir
223
یکشنبه، ۱۰ اردیبهشت ۱۳۹۶
3
نگاهی بر رویکرد رسانه‌های اصلاح‌‌طلب در انعکاس مناظره انتخاباتی

تحریف مناظره توسط رسانه‌های زنجیره‌ای

شکل‌دهی افکار عمومی یکی از نخستین کارکردهای رسانه‌ها محسوب می‌شود. این شکل‌دهی هم می‌تواند هدفی مقدس در راستای رشد و ارتقاء فرهنگ عمومی جامعه و اطلاع آنها از واقعیت‌های رفتار سیاسی دولت‌ها و دولتمردان باشد و هم هدفی فریبکارانه و در جهت منحرف‌کردن آنها از واقعیات و جهت‌دهی و همسو کردن نظرات و آراء آنها برای اهداف سیاسی و حزبی.

هوشمندی در قوه عاقله نیروهای انقلاب اسلامی

صبح نو

هوشمندی در قوه عاقله نیروهای انقلاب اسلامی

1. درست وقتی دکتر حسن روحانی، خود نیز به «وعده صد روزه دوباره» خویش خندید، برای ذهن تحلیل‌گر مسجل شد که او رفتنی است. معلوم شد که کوشش پیوسته و حساب‌شده فعالان انقلابی در روشن‌گری فضای اجتماعی، حتی خود دکتر حسن روحانی را کم‌وبیش متقاعد کرده است که انتخاب مجدد وی به مصلحت کشور نیست؛ او «نمی‌تواند» و گویا خود نیز به این نتوانستن واقف است. آنها با هزینه کشور، به کشورداری خویش ادامه می‌دهند، شاید در آینده راهی پیدا شود؛ متأسفانه این دوستان مدت‌هاست که کشور را به این ترتیب گروگان گرفته‌اند.
2. دولت، آشکارا به نقطه «نمی‌شود و نداریم و نمی‌توانیم» رسیده است، و حتی آن‌چنان سر در گم می‌نماید که این سه شعار ضد انتخاباتی را با شعارهای انتخاباتی اشتباه گرفته است، و آنها را مدام و به صد زبان تکرار می‌کند: «نمی‌شود و نداریم و نمی‌توانیم». حال پرسش اصلی انتخابات در ذهن رأی‌دهندگان آن است که اگر آنها آشکارا تکرار می‌کنند که «نمی‌شود و نداریم و نمی‌توانیم»، پس چرا اساساً نامزد انتخابات شده‌اند؟
3. در سوی دیگر، انتخابات به نقطه‌ای رسیده است که دو نامزد اصلی جبهه نیروهای انقلاب، نمایانگر سطح وسیعی از مطالبات اجتماعی شده‌اند و این احتمال نیرومند شده است که بخش اعظم آراء بین این دو تقسیم شود، و این دو به دور دوم راه یابند. سر و شکل نهایی برخی نظرسنجی‌ها نیز در سری زمانی به این شکل درآمده است. قوه عاقله نیروهای انقلاب اسلامی، در این انتخابات، راهبرد حساب شده و صحیح و آزموده‌ای را در پیش گرفته است. این راهبرد در انتخابات قبل نیز پاسخ درستی گرفت، هر چند که به هر ترتیب، مصلحت دیده نشد تا با بازشماری 10‌درصد صندوق‌ها فزونی متزلزل و میلی‌متری دکتر حسن روحانی به چالش طلبیده شود، و انتخابات در دور دوم و با اتحاد نیروهای انقلاب فیصله یابد.
4. در نبود فعالیت‌های حزبی منظم و در‌عین‌حال فراگیر و با وجود اخلال‌های آشکار در کوشش‌های سیاسی و انتخاباتی نیروهای انقلاب اسلامی، قوه عاقله این نیروها، با تأمین گزینه برای سلایق مختلف در دور اول انتخابات، دور دوم انتخابات را صحنه بهترین انتخاب جمع‌بندی شده می‌کند. این، یک راهبرد حساب شده است که دوستان اصلاح‌طلب، مع‌الاسف، قصد تخریب آن را دارند و نیروهای انقلاب اسلامی، باید هوشمندانه از کناره‌گیری‌های نسنجیده در دور اول انتخابات پرهیز کند. باید به یاد داشته باشند که هزیمت سال 92 در واقع هزیمت نبود، بلکه صرف نظر کردن از فرجام‌خواهی بنا به مصالح کشور بود. پس، آن راهبرد و قاعده، صحیح بود و امروز هم هست. امروز، اساس و پایه آن راه و روش واضح‌تر و فرجام آن معلوم‌تر نیز شده است.
5. ولی نقش فعالان مدنی، پس از انتخابات آغاز می‌شود. آن‌ها باید در مجاهدت‌های بلندمدت و مستمر، برایندگیری از افکار عمومی را پیش از انتخابات، به امری نهادینه بدل و همگرایی آراء را، قبل از موعد انتخابات تضمین کنند. این، برنامه آینده است. در واقع، این شیوه برآیندگیری از افکار عمومی که در دو انتخابات اخیر، برای نیروهای انقلاب اثربخش بوده است، شیوه پر هزینه‌ای به‌نظر می‌رسد. درشت‌ترین هزینه آن، حذف پر سر و صدای نیروهایی است که در شرایط دیگر می‌توانند گزینه اصلی باشند، و امروز، ممکن است گزینه فرعی معرفی شوند و کلاً از چشم افکار عمومی بیفتند.
6. تشکل‌های سیاسی واقعی، به همبستگی اجتماعی عام نظر دارند، و ذاتاً کوشش می‌کنند تا به چنین منظوری دست یابند. آنان با برگزاری همایش‌های واقعی و مجازی، یا ابزارهایی مانند مطبوعات حزبی می‌کوشند تا پیوسته بحث‌هایی در اجتماع برانگیزند، و ایده‌ها و افکاری که در مورد آن‌ها امکان توافق فراگیرتری هست شناسایی کنند. وظیفه و کارکرد احزاب این است تا این نوع راه‌حل‌یابی‌های اجتماعی را از قعر جامعه به تارک سیاست منتقل و بدین ترتیب چرخش دائمی ایده‌ها و راه‌حل‌های سیاسی را میسر کنند. صرف‌نظر از آشفتگی جهان‌مقیاسی که در نهادهای سیاسی پدید آمده است، اگر چنین جریان مستمری پا بگیرد، آن‌گاه در انتخابات ما، نهایتاً نیروهای سیاسی با یک نامزد نیرومند نهایی پا به عرصه رقابت خواهند گذاشت و بدین ترتیب، هزینه‌های رقابت انتخاباتی، و به‌ویژه هزینه‌های انسانی آن تقلیل خواهند یافت.
7. اکنون و با لحاظ جمیع شرایط، آن‌چه قوه عاقله جبهه نیروهای انقلاب برای به حداقل رساندن آسیب‌های انسانی انتخابات می‌تواند صورت دهد، کمک به شکل‌گیری یک دولت تلفیقی در «پس انتخابات» است، نه در مرحله نخست انتخابات. دستپاچگی برای برداشت محصولی که اصولاً باید طی یک فعالیت حزبی بلند مدت به‌دست آید، صحیح و منطقی به‌نظر نمی‌رسد. تقلیل هزینه‌های انسانی حذف در انتخابات یک موضوع است، که باید در آن سوی پرش از جوی انتخابات صورت ببندد. البته پس از انتخابات، تکلیف ما اولاً استمرار مسیری است که همین چند ماه اخیر در شکل‌گیری نیروهای انقلاب اسلامی آغاز شده و هنوز تا بلوغ و تکامل فاصله بسیار دارد و در ثانی باید تلفیقی نیرومند بین نیروهای عمل‌کننده مختلف انقلابی در دولت ایجاد کنیم تا خسارت‌های انسانی انتخابات تقلیل یابد.

  یادداشت     دکتر حامد حاجی‌حیدری
از دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران

captcha
شماره‌های پیشین