sobhe-no.ir
151
سه شنبه، ۰۷ دی ۱۳۹۵
10
به بهانه شروع امتحانات پایانی نوبت اول مدارس

ارزشیابی در مسیر تحول

بیش از 90 سال از تصویب اولین قانون رسمی ارزشیابی در نظام آموزش و پرورش کشور می‌گذرد. از وقتی که در سال 1302 هجری شمسی در جلسه شورای عالی معارف ماده‌ای با این مضمون تصویب شد که: «پس از ختم تحصیلات، مدیر و معلمین مدرسه با حضور کدخدای ده و در صورت امکان مفتش محلی معارف، مجلس امتحان تشکیل داده، صورت مجلس و نمره شاگردانی را که در امتحان پذیرفته شده‌اند به اداره معارف ولایتی می‌فرستند.»

صبح نو

به بهانه شروع امتحانات پایانی نوبت اول مدارس

ارزشیابی در مسیر تحول

بیش از 90 سال از تصویب اولین قانون رسمی ارزشیابی در نظام آموزش و پرورش کشور می‌گذرد. از وقتی که در سال 1302 هجری شمسی در جلسه شورای عالی معارف ماده‌ای با این مضمون تصویب شد که: «پس از ختم تحصیلات، مدیر و معلمین مدرسه با حضور کدخدای ده و در صورت امکان مفتش محلی معارف، مجلس امتحان تشکیل داده، صورت مجلس و نمره شاگردانی را که در امتحان پذیرفته شده‌اند به اداره معارف ولایتی می‌فرستند.»

در این گزارش با استناد به نتایج تحقیقات و پژوهش‌های دکتر «محمد حسنی» و دکتر «علیرضا کیامنش» که در پژوهشی مشترک به «نقد و بررسی نظام ارزشیابی تحصیلی ایران از منظر ارزشیابی نظام آموزشی» پرداخته‌اند به بررسی خرده‌نظام ارزشیابی و امتحانات در دل نظام کلان‌تر آموزش و پرورش پرداخته‌ایم. نظام ارزشیابی در واقع پاسخی است به این پرسش که هم مردم و هم حکومت بدانند که در مقابل هزینه‌هایی که از بودجه عمومی برای نظام آموزش و پرورش می‌شود چه نتایج مشخصی حاصل می‌شود.
هر چند بخشی از این نتایج به عملکرد خود دانش‌آموزان بستگی دارد اما عمده آن، نتیجه سرمایه‌گذاری‌های کلانی است که از بودجه عمومی برای این بخش هزینه می‌شود.
در نتیجه خرده نظام ارزشیابی در دل نظام کلان‌تر آموزش و پرورش برای پاسخ به این دو پرسش اصلی است: اولی سنجش عملکرد تحصیلی دانش‌آموزان و دومی نتایج حاصل از سرمایه‌گذاری دولت در این بخش.
کارهای اجرایی، عمده وظایف اولین اداره کل امتحانات
 اداره امتحانات و برنامه‌ها اولین ساختار رسمی ارزشیابی به شیوه نوین است که در سال 1318 در وزارت فرهنگ تشکیل شد. رسیدگی به امور مربوط به برنامه و آیین‌نامه‌های آموزشی، امتحانات و مسابقات علمی از وظایف این اداره بود. در یکی از بخش‌های اساسنامه این تشکیلات آمده است: «تهیه نمودارهای عمومی برای مطالعه وضع پیشرفت تحصیلات کلی کشور و نمودارهای اختصاصی معرف چگونگی پیشرفت هر یک از مواد درسی در ادوار گوناگون تحصیلی(از لحاظ سنی، ناحیه، شرایط اجتماعی و ...) برای مطالعات روان‌شناسی و تعلیم و تربیت و اخذ نتیجه برای انطباق‌دادن برنامه با احتیاجات فکری و روحی مناطق گوناگون کشور.» در سال 1343 وزارت آموزش و پرورش از وزارت فرهنگ جدا می‌شود و اداره کل امتحانات در وزارت آموزش و پرورش شکل گرفت. مصیبت ماجرا آنجایی است که در شرح وظایف این اداره کل جدید، هیچ‌گونه اشاره‌ای به اصلاح و بهبود برنامه‌ها و انطباق آنها با نیازهای دانش‌آموزان و جامعه، شناخت ضعف‌ها و رفع آنها و اصلاح برنامه‌های آموزشی نشده و صرفاً یک سری کار اجرایی به این اداره کل محول شده است. تهیه و تدوین آیین‌نامه‌های امتحانات، ابلاغ آن به استان‌ها و نظارت بر روند اجرایی آن، عمده وظایف این تشکیلات جدید بود.

ورود رایانه به سیستم امتحانات
تغییر بعدی در سال 1378 رخ داد. در این سال اداره امتحانات به «اداره کل سنجش و ارزشیابی تحصیلی» تغییر نام داد و به زیرمجموعه معاونت آموزشی پیوست. «کارشناسی پایگاه اطلاعاتی و آماده‌سازی» تنها تغییر عمده این تشکیلات جدید بود که آن هم به دلیل ورود غیرقابل اجتناب رایانه در همه حوزه‌های اداری همه وزارتخانه‌ها و سازمان‌ها بود. جمع‌آوری اطلاعات حاصل از امتحانات دانش‌آموزان سراسر کشور، مهم‌ترین وظیفه این بخش کارشناسی بود که می‌توانست مقدمه خوبی برای آماده‌سازی و پردازش داده‌ها برای ارزشیابی کلی نظام آموزشی کشور باشد. به جز این تغییر تشکیلاتی، در شرح وظایف این اداره کل اهداف و وظایف جدیدی گنجانده شد که روی کاغذ بسیار مترقی نشان می‌دادند. تهیه و تدوین آزمون‌های استاندارد استعداد تحصیلی، آزمون‌های استاندارد تشخیصی، تعیین استانداردهای ملی برای تعیین سطح موفقیت تحصیلی در هر درس و در هر پایه و دوره از جمله این وظایف است. تشکیل بانک اطلاعات دانش‌آموزی، ارزشیابی پیشرفت تحصیلی دانش‌آموزان به صورت ادواری، شناخت روند تغییرات آموزشی، شناخت ضعف‌ها و نارسایی‌های موجود در نظام یاددهی - یادگیری و نهایتاً مقایسه وضعیت آموزش استان‌ها و مناطق از دیگر وظایف و قابلیت‌هایی بود که به مدد استفاده از رایانه، دسترسی به آنها امکان‌پذیر شد.  هدف از امتحان در یکی از فصول آیین‌نامه امتحانات در سال 1343 این‌گونه بیان شده است: «ارزشیابی کار آموزگار و سنجیدن معلومات و اطلاعات دانش‌آموزان در حد برنامه تحصیلی.» در سال 1349 و پس از شکل‌گیری نظام آموزش جدید و اضافه‌شدن دوره راهنمایی به سیستم قبلی، هدف‌های ارزشیابی در دوره پنج‌ساله ابتدایی در آیین‌نامه امتحانات این‌گونه بیان شده است:
متوجه ساختن دانش‌آموزان به میزان پیشرفت تحصیلی و تربیتی خود برای راهنمایی آنها در فعالیت‌های بعدی
اندازه‌گیری میزان یادگیری نظری و عملی دانش‌آموزان برای به‌دست آوردن ضابطه‌هایی در تشخیص آمادگی آنان برای ارتقاء به پایه تحصیلی بالاتر
به‌دست آوردن قسمتی از ملاک‌های مورد نیاز برای:
الف: ارزشیابی روش‌های تدریس و کوشش در رفع نقایص آنها
ب: ارزشیابی کیفیت کار مدارس و سنجش میزان فعالیت آموزگاران
ج: تشخیص میزان تأثیر اجرای برنامه‌های تفصیلی دوره پنج‌ساله ابتدایی در تأمین هدف‌های کلی آموزش و پرورش.

منطقه‌ای شدن امتحانات و تعارض آن با دقت و اعتبار
نکته قابل توجه در این آیین نامه، استفاده از نتایج ارزشیابی در بهبود عملکرد آموزگاران و مدارس است. نکته‌ای که در آیین نامه‌های قبلی به آن توجه چندانی نشده بود. در این دوره، تلاش شد اعتبار و دقت امتحانات بالا رود ولی منطقه‌ای شدن امتحانات نهایی سال پنجم ابتدایی در تعارض با این هدف بود. در این دوره سؤالات امتحان نهایی را جمعی از معلمان برگزیده و نخبه هر منطقه طراحی می‌کردند. تنوع سؤالات مناطق، عملاً امکان مقایسه سطح آموزشی استان‌ها و مناطق با یکدیگر را ناممکن می‌کرد.
جلوتر که می‌آییم در بخشی از آیین‌نامه امتحانات دوره عمومی(ابتدایی و راهنمایی) تدوین شده در اردیبهشت‌ماه 1359، اهداف ارزشیابی این‌گونه بیان شده‌اند:
تشخیص میزان پیشرفت دانش‌آموزان از نظر احراز شرایط لازم برای ارتقاء از یک پایه به پایه بالاتر و آگاه ساختن هر دانش‌آموز و اولیای او از چگونگی پیشرفت تحصیلی وی.
بررسی نتایج امتحانات برای کشف علل خارجی پیشرفت یا عدم پیشرفت دانش‌آموز، اعم از روش تدریس معلم یا نارسایی برنامه تحصیلی، نقش کتاب و سایر وسایل آموزشی.
تشخیص استعدادها و علایق تحصیلی دانش‌آموزان و فراهم ساختن موجبات راهنمایی آنان در جهت بهبود فعالیت‌های یادگیری. نکته قابل توجه در این آیین‌نامه، توجه کمتر به ارزشیابی از برنامه‌ها به نسبت آیین‌نامه‌های قبلی است.

برخورد عقلانی‌تر با اهداف ارزشیابی تحصیلی
 چند سال جلوتر در سال 1377 در آیین‌نامه شورای عالی آموزش و پرورش برای امتحانات دو نوبته دوره‌های ابتدایی و راهنمایی، برای ارزشیابی تحصیلی، 6 هدف ذکر شده است. در هدف پنجم آن آمده است: «به‌دست آوردن قسمتی از اطلاعات مورد نیاز برای ارزشیابی از کیفیت و محتوای برنامه‌های آموزشی، روش‌ها و وسایل کار مدارس.» در اینجا شاهد برخورد عقلانی‌تری با اهداف ارزشیابی تحصیلی هستیم. چون نویسندگان آیین نامه به این توجه دارند که فقط «قسمتی از اطلاعات مورد نیاز» - و نه «همه اطلاعات»- برای ارزشیابی از برنامه‌ها از این طریق به‌دست می‌آید. در ادامه و در آیین‌نامه ارزشیابی پیشرفت تحصیلی مصوب شورای عالی آموزش و پرورش در تیرماه 1386، هدف اول ارزشیابی تحصیلی«جمع‌آوری و تولید اطلاعات برای اصلاح برنامه‌ها و روش‌های آموزشی» ذکر شده است. نکته قابل ذکر در اینجا بی‌توجهی به تجزیه و تحلیل اطلاعات در کنار جمع‌آوری آنهاست.
با بررسی آیین‌نامه‌های گوناگون امتحانات می‌توان نتیجه گرفت که دغدغه اصلی تدوین‌کنندگان این آیین‌نامه‌ها در درجه نخست فراهم‌کردن شرایطی برای اجرای امتحانات در شرایط کنترل‌شده و استفاده از نتایج آن برای تصمیم‌گیری درباره ارتقاء یا تکرار پایه دانش‌آموزان است.
همچنین رویکرد اصلی حاکم بر ارزشیابی پیشرفت تحصیلی در طول این سال‌ها با جریان ارزشیابی آموزشی تفاوت مهمی داشته است. علاوه بر این از دهه هفتاد به این سو، ارزشیابی تحصیلی از هدف جمع‌آوری اطلاعات برای تصمیم‌گیری درباره ارتقاء پایه دانش‌آموزان دور شده است و به سوی گونه‌ای از ارزشیابی روی آورده است که می‌خواهد در فرآیند یادگیری به دانش‌‌‌‌‌آموزان کمک کند.

captcha
شماره‌های پیشین