sobhe-no.ir
1461
سه شنبه، ۱۱ مرداد ۱۴۰۱
9
هالک فوتوشاپی در رقابت با گوریل قزاق، سه دقیقه بیشتر دوام نیاورد

هالـــک فیــک

محمدناصر حق‌خواه| بین همه اینفلوئنسرهای عجیب‌وغریب چند سال گذشته، سجاد غریبی که لقب هالک ایرانی را به خود داده است، از کم‌خطرترین‌ها بود. البته این توصیف تا یک سال قبل صادق بود؛ زمانی که او با انتشار ویدئوهایی از لحظات ورزش‌کردنش و انتشار عکس‌هایی از بدنش، جلب توجه می‌کرد و به کار کسی کاری نداشت و شاید هم مشوق عده‌ای برای ورزش می‌شد. هر چند همان زمان هم آدم‌های خبره می‌دانستند که این عکس‌ها فتوشاپ است و داشتن چنین شکل بدنی با این فیزیک امکان ندارد. اما از آنجا که او کاری به کار کسی نداشت، پس دروغ‌سازی‌های تصویری‌اش هم در حد یک شیطنت کودکانه بود. اما در یک سال گذشته دیگر هرکس که به‌نوعی با فضای مجازی در ارتباط است، نام و تصویر او را دیده و یک‌بار از همه کارهایی که او انجام داده، خجالت کشیده است. دسته‌گل جدید سجاد فتوشاپ‌کار اما یک آبروریزی جدی بین‌المللی بود که بازتاب گسترده‌ای داشت و متأسفانه او با عنوان ایران (هرچند نه به‌عنوان نماینده رسمی) باخت مفتضحانه‌ای به یک هم‌شکل‌وشمایل قزاق داشت؛ باختی که سجاد را دوباره به سر خط خبرها برگرداند!

چهره نگاری

اسطوره بسکتبال دنیا

فقط 9درصد کارمندان ایرانی به کارشان متعهدند

موتور خاموش سازمان‌ها

دریچه

میکروب در خانه

صبح نو

هالک فوتوشاپی در رقابت با گوریل قزاق، سه دقیقه بیشتر دوام نیاورد

هالـــک فیــک

محمدناصر حق‌خواه| بین همه اینفلوئنسرهای عجیب‌وغریب چند سال گذشته، سجاد غریبی که لقب هالک ایرانی را به خود داده است، از کم‌خطرترین‌ها بود. البته این توصیف تا یک سال قبل صادق بود؛ زمانی که او با انتشار ویدئوهایی از لحظات ورزش‌کردنش و انتشار عکس‌هایی از بدنش، جلب توجه می‌کرد و به کار کسی کاری نداشت و شاید هم مشوق عده‌ای برای ورزش می‌شد. هر چند همان زمان هم آدم‌های خبره می‌دانستند که این عکس‌ها فتوشاپ است و داشتن چنین شکل بدنی با این فیزیک امکان ندارد. اما از آنجا که او کاری به کار کسی نداشت، پس دروغ‌سازی‌های تصویری‌اش هم در حد یک شیطنت کودکانه بود. اما در یک سال گذشته دیگر هرکس که به‌نوعی با فضای مجازی در ارتباط است، نام و تصویر او را دیده و یک‌بار از همه کارهایی که او انجام داده، خجالت کشیده است. دسته‌گل جدید سجاد فتوشاپ‌کار اما یک آبروریزی جدی بین‌المللی بود که بازتاب گسترده‌ای داشت و متأسفانه او با عنوان ایران (هرچند نه به‌عنوان نماینده رسمی) باخت مفتضحانه‌ای به یک هم‌شکل‌وشمایل قزاق داشت؛ باختی که سجاد را دوباره به سر خط خبرها برگرداند!

شاید این زاویه دید به او زیادی مهربانانه و لطیف به‌نظر برسد، اما در صحبت‌های پس از باخت او، مربی‌اش در هتل می‌گوید که تازه دو هفته است به این قافله اضافه شده و سجاد وقتی پیش او رفته است، این موضوع را بیان کرده است که می‌داند راه را اشتباه رفته و قرار است از این راه برگردد و درست و اصولی تمرین کند. 
اتفاقی که به‌گفته مربی خیلی دیر بود و در دو،سه هفته نمی‌شود یک آدم را که اصلا توان رزمی ندارد، به رینگ مسابقه با یک حریف این‌کاره فرستاد. حیف و کاش و دریغ از آنجا شروع می‌شود که هیچ‌وقت هیچ‌کس به یک جوان که علاقه زیاد و احتمالا مقداری استعداد هم دارد، نگفته است راه را اشتباه می‌رود. 
این به معنی بی‌تقصیربودن او نیست و قطعا مشخص است که یک انسان بالغ نباید خودش را چنین مضحکه کند؛ اما نکته اینجاست که سجاد می‌توانست در صورت داشتن بزرگ‌تری که راه را از چاه به او نشان دهد، به چنین روزی نیفتد.

حیف نام ایران
روزی که مارتین فورد، رزمی‌کار حرفه‌ای انگلیسی، از رقابت با هالک ایرانی خبر داد، پیش و بیش از هر چیز نام ایران بود که داشت زیر سؤال می‌رفت. 
او به هیچ نهاد رسمی ورزشی وابسته نیست، اما از روزی که در بهار1400 با یک هل‌دادن ساده مارتین فورد نقش زمین شد تا روزی که پشت صحنه کری‌خوانی تقلبی او با مارتین فورد درآمد و تا همین دو روز پیش که خبر رقابت هالک ایرانی با گوریل قزاقستانی سر زبان‌ها افتاد، اولین نکته‌ای که خاطر خیلی‌ها را مکدر کرد، چسپیدن نام ایران به سجاد غریبی بود. 
قطعا می‌شد با تذکر یا ممنوعیتی جلوی شایع‌شدن این لقب گرفته شود و این البته که به‌معنی گرفتن حق شخصی غریبی برای مبارزه نیست؛ مشکل اینجاست که امروز تیتر مضحکه‌آمیز و سوژه استندآپ کمدی‌های خارجی، شکست کمتر از سه‌دقیقه‌ای او با آن نمایش مفتضح و کتک‌خوردن پی‌درپی است؛ درحالی‌که نه‌تنها نام ایران، بلکه شعائر مذهبی را هم با نام خود پیوند زده بود؛ کاری کاملا غلط.

حیف ما
و اما حیف ما مردم که گیر افتاده‌ایم بین صفحه‌های زردی که برای چندصد بازدید بیشتر حاضرند جوانی را که مشخصا متوهم است و راه را اشتباه رفته، جلوی دوربین شان بنشانند و به‌جای چند سؤال درست که اشتباهاتش را پیش چشم بیاورد، به او پروبال دهند و به آدمی که بیش از حد برای خود اعتبار قائل است، اعتباری بی‌خودی ببخشند. از صفحه‌های زرد بدون صاحب مشخص که انتظاری نیست، چراکه آنان با همین پروبال‌دادن به حاشیه‌ها بالا آمده‌اند؛ اما صفحات نام‌ونشان‌دار و استودیوداری که ادعای کار رسانه‌ای می‌کنند، با سوارشدن روی هر موجی کاری می‌کنند که یک شخص و خبر نه‌چندان مهم بیشتر از آنچه باید به دید مردم بیاید.
 راستش نمی‌توانیم به خودمان بیش از حد اشکال بگیریم، چراکه دنبال‌سرگرمی‌بودن کار بدی نیست؛ اما می‌توانیم از خودمان بپرسیم که آیا باید در لابه‌لای صفحات زرد دنبال این سرگرمی باشیم؟ شاید با بازدیدهای کمتر ویدئوها و عکس‌های این هالک مجازی، اصلا او تا اینجا جلو نمی‌رفت.
 هر یک بازدید و لایک و بازنشر چنین محتواهایی از طرف ما، یک کمک به آدمی است تا بیش از پیش خودش را و کشورش را سوژه خنده دیگران کند!
 

captcha
شماره‌های پیشین