sobhe-no.ir
1461
سه شنبه، ۱۱ مرداد ۱۴۰۱
8
روزمره نویسی

کاری‌نکردن را تمرین کنیم!

چهره نگاری

اسطوره بسکتبال دنیا

فقط 9درصد کارمندان ایرانی به کارشان متعهدند

موتور خاموش سازمان‌ها

صبح نو

روزمره نویسی

کاری‌نکردن را تمرین کنیم!

مریم‌شیعه‌زاده| هرچقدر هم خبر برسد که در نقاط مختلف کشور سگ‌ها امان مردم را بریده‌اند و هر روز و هر هفته تعداد زیادی از حملات سگ به انسان گزارش می‌شود، باز عده‌ای گوششان بدهکار این حرف‌ها نیست. در کشور ما سگ‌ها سومین عامل انقراض دیگر جانوران هستند و نمی‌دانم چه چیزی باعث می‌شود عده‌ای خودشان را دوستدار حیات‌وحش و اهالی‌اش بدانند و بااین‌حال، فقط زندگی یک گونه برایشان اهمیت داشته باشد. گونه‌ای که در سال‌های گذشته بارها به‌صورت گروهی به گونه در معرض انقراض یوز ایرانی حمله کرده و تاکنون یوزهای زیادی را از بین برده است. بیشترین انتقال آلودگی میکروبی و بیماری در بین همه‌ گونه‌ها، متعلق به سگ‌های ولگرد است و با وجود همه این حرف‌وحدیث‌ها، باز شاهد ادامه غذادادن به این حیوانات به‌دست انسان‌ها هستیم و معلوم نیست که این برداشت معیوب از «دوستدار حیوانات بودن» قرار است به کجا ختم شود. 
ما می‌خواهیم انسان‌های اخلاقی باشیم. می‌خواهیم به مرتبه‌ای برسیم که احساس مفیدبودن و کارآمدی داشته باشیم و از همه راه‌هایی که می‌شود خستگی زندگی را زدود، به‌سراغ بدترین آن‌ها می‌رویم. از بین‌ همه‌ خدمات اجتماعی و زیست‌محیطی داوطلبانه، دست روی خدمتی می‌گذاریم که آسیب‌هایش از فواید آن بیشتر است. علاقه‌مندیم مثل یک قهرمان به روزمره‌هایمان رسیدگی کنیم و راهی متفاوت از دیگران در پیش بگیریم، اما راه‌حل قهرمانانه خوبی انتخاب نمی‌کنیم. مثل بسیاری از انتخاب‌های دیگرمان که گمان می‌کنیم خبری خوش برای دنیای امروز است، اما در واقع رنجی به رنج‌های این دنیا اضافه می‌کند. درست مثل زمانی که با دل‌سوزی بیجا موجب تشدید وضعیت کودکان کار می‌شویم و با پرداخت پول به آن‌ها، جایگاهشان را تثبیت می‌کنیم تا در آینده دور و نزدیک هم، از چهارراه‌ها سر در بیاورند و بزرگ‌ترهایی که نیروی کار کودک را استثمار کرده‌اند، با جدیت بیشتری به این کار مشغول شوند. گاهی فعال‌بودن، اقدام‌نکردن است. هیچ‌کاری‌نکردن در پاره‌ای از موارد، بر کاری‌کردن ارجح است و لازم نیست تجربه فعال‌بودن را از طریق کارهای بیهوده یا حتی مضر لمس کنیم. زندگی فعال زمانی زندگی ایدئال است که با تفکر در هم آمیخته شود و اگر این تفکر، سراسر جای خود را به احساسات بدهد، مجموع فعالیت‌های ما هیچ ارزشی ندارد؛ نه برای خودمان و نه برای دنیای اطرافمان.

captcha
شماره‌های پیشین