sobhe-no.ir
1455
دوشنبه، ۰۳ مرداد ۱۴۰۱
7
یادداشت

سکویی برای پرتاب

علی دینی کارشناس فناوری اطلاعات / بخش کلان صنعت و معدن در ایران رشد ضعیفی داشته که این موضوع منجر به بهره‌وری کم منابع تولید می‌شود. با این شرایط، نوآوری رشد نمی‌کند چرا که در سطوح کلان، بخش صنعت چالش‌هایی وجود دارد که بر بنگاه‌ها اثرگذار است

گفتار

نسخه‌هایی که درمان نمی‌کنند

مریم طیبی نظریخبرنگار

صبح نو

یادداشت

سکویی برای پرتاب

علی دینی کارشناس فناوری اطلاعات / بخش کلان صنعت و معدن در ایران رشد ضعیفی داشته که این موضوع منجر به بهره‌وری کم منابع تولید می‌شود. با این شرایط، نوآوری رشد نمی‌کند چرا که در سطوح کلان، بخش صنعت چالش‌هایی وجود دارد که بر بنگاه‌ها اثرگذار است

در برنامه ارتقای تولید دانش‌بنیان برای توسعه صنعت مشکل اصلی این است که تاکنون بنگاه‌ها در صنعت به‌عنوان تولیدکننده مطرح بوده‌اند و هیچ‌وقت به‌عنوان قلب نوآوری به آن‌ها توجه نشده است. در دنیا بیش از ۷۰درصد هزینه برای تحقیق و توسعه در بخش کسب‌وکار صورت می‌پذیرد. براساس Oslo Mannual، قلب نوآوری باید بنگاه باشد و دانشگاه در کنار آن قرار دارد. همچنین اگر با رویکرد مدل خطی نوآوری که از تحقیقات در دانشگاه شروع شده بنگاه را به‌عنوان بازار و مشتری فناوری و نوآوری بدانیم و به بررسی آمارهای جهانی درخصوص منبع نوآوری بپردازیم، شواهد حاکی از این است که نخستین منبع نوآوری، مشتری و سپس تحقیقات داخلی است و دانشگاه‌ها در اولویت‌های پایین‌تر قرار دارند.
دو تعریف از نوآوری براساس کتاب راز جهش اقتصادی (کئون لی) وجود دارد؛ در تعریف اول، نوآوری به‌مثابه قدرت‌بخش علم و تحقیقات دانشگاهی است که در آمریکای لاتین رواج دارد و طبق تعریف دوم نوآوری به‌مثابه توانمندی فناورانه صنعتی (بنگاهی) است که در آسیای شرقی رواج دارد و بر این مبناست که بنگاه باید ظرفیت جذب تحقیق و توسعه و توان استفاده از دانش بیرونی را پیدا کرده و نوآور شود. برای دستیابی به تولید و در نتیجه اقتصاد دانش‌بنیان راهی جز ارتقای R&D در بنگاه‌ها وجود ندارد و ارتقای تحقیق و توسعه در بنگاه‌ها، به معنای ایجاد بازار برای شرکت‌های دانش‌بنیان (و دانشگاه‌ها) یا نوآوری باز نیست، بلکه به معنای ایجاد یا تقویت واحدهای تحقیق و توسعه (R&D) درون خود بنگاه‌ها و انجام فعالیت‌های تحقیق‌وتوسعه درون آن‌هاست.
همزمان شرکت‌های SME «شرکت‌های کوچک‌مقیاس» سهم بزرگی در GDP کشورها دارند. در ایران شرکت‌های SME  از تعریف مناسبی برخوردار نبوده و این تعریف با تعریف جهانی متفاوت است (در ایران تعداد پرسنل کمتر از ۱۰۰ در نظر گرفته می‌شود ولی در دنیا این تعداد کمتر از ۵۰۰ است.)
برای فضای کسب‌وکار و شرایط اجتماعی ایران که صنعت‌گرایی اروپا را تجربه نکرده، این تعریف مناسب است و نیازمند بازبینی این تعریف جهت تخصیص بهینه سرمایه به این شرکت‌ها و جلوگیری از اتلاف منابع است.
درعین‌حال نمی‌توان بنگاه‌ها را از بخش صنعت جدا دانست و با سامان‌دهی صنعت (نظارت بر مجوز پروژه‌ها و شرکت‌های دانش‌بنیان، بهره‌برداری صحیح از منابع و تجمیع نیازها و...) است که بنگاه‌ها هم می‌توانند به سودآوری رسیده و R&D را در اولویت قرار دهند.
بخش کلان صنعت و معدن در ایران رشد ضعیفی داشته که این موضوع منجر به بهره‌وری کم منابع تولید می‌شود. با این شرایط، نوآوری رشد نمی‌کند چرا که در سطوح کلان، بخش صنعت چالش‌هایی وجود دارد که بر بنگاه‌ها اثرگذار است و در یک اکوسیستم نمی‌توان بدون تغییر در عوامل سطوح بالاتر، تغییری در عوامل جزئی ایجاد کرد؛ بنابراین ممکن است بنگاه بتواند تغییراتی را ایجاد کند ولی به‌دلیل شرایط کلان قطعا محدودیت‌هایی دارد.
لازمه همکاری بنگاه‌های بزرگ صنعتی با شرکت‌های دانش‌بنیان، ایجاد کنسرسیوم‌های تحقیق و توسعه ملی و بزرگ‌مقیاس (میان بنگاه‌ها،مراکز تحقیقاتی، شرکت‌های زایشی دانشگاه‌ها) با محوریت یک یا دو بنگاه بزرگ (همراه با سازوکار مدیربرنامه)؛ تاسیس مراکز فناوری صنعتی(حضور همزمان پرسنل فنی بنگاه‌ها، محققان مراکز تحقیقاتی، و شرکت‌های زایشی دانشگاهی جهت انجام تحقیق و توسعه مشترک بر روی چند مساله بزرگ) و به‌هم‌رسانی با شرکت‌های دانش‌بنیان (Match-Making) با تاکید بر نیازهای تجمیعی بخش صنعت (جهت ایجاد بازار با مقیاس بزرگ) به همراه واسطه‌گری نهادهای میانجی نظیر معاونت علمی و فناوری (جهت کاهش ریسک) است.
 

captcha
شماره‌های پیشین