sobhe-no.ir
1433
سه شنبه، ۳۱ خرداد ۱۴۰۱
9
کوتاه درباره فرهنگ توجه غریب به هرآنچه خارجی است ؛ به بهانه خبری حاشیه ای

کن یو اسپیک انگلیش؟

بازهم مجلس، بازهم فضای مجازی

کلاف سردرگم

ماجرای توئیت پرحاشیه علی کریمی چه بود؟

کریمی علیه کریمی

آخرین قطره‌های آب در رگ‌های تشنه زمین هم به تاراج می‌رود

کشت زشت!

صبح نو

کوتاه درباره فرهنگ توجه غریب به هرآنچه خارجی است ؛ به بهانه خبری حاشیه ای

کن یو اسپیک انگلیش؟

محمدناصر حق‌خواه|احتمالا خیلی از شما که شروع به خواندن این مطلب کرده‌اید، دیروز یا امروز ویدئوی عجیبی از یک برنامه شبکه سه را دیده‌اید که در آن مجری برنامه برای پرسیدن سؤالی به مهمان هندی برنامه ارجاع می‌دهد و مهمان پیش از اینکه انگلیسی حرف بزند و مترجم همزمان شروع به کار کند، به فارسی جمله‌ای را می‌گوید. بعدا گفته شد این فرد در حد یکی،‌دو جمله کوتاه فارسی بلد بوده و در آن لحظات به کار برده است؛ اما عکس‌هایی از مکالمات فارسی او در فضای مجازی با افراد دیگر بیرون آمد که نشان‌دهنده تسلط نسبی این فرد روی زبان فارسی بود و احتمالا ماجرا به این سادگی‌ها نبوده است. اما این ویدئو خاص و اتفاقی که در آنتن شبکه سه افتاده است، بحث اصلی ما نیست، چراکه هنوز هم می‌توان به دو طرف ماجرا تا حدی اعتماد کرد و یک طرف را دروغگوی کامل ندانست. جزئیات چنین مسئله‌ای را می‌توان حاشیه‌ای و زرد تلقی کرد و از آن گذشت. بحث اصلی که این اتفاق هم معلول آن است و باید به آن اشاره کرد، این است که چه در رسانه‌های رسمی، چه در پژوهش‌های علمی و چه در محاورات روزمره مردم کف کوچه و خیابان این گرایش عجیب‌وغریب به آن‌کس که انگلیسی یا هر زبان خارجی صحبت می‌کند، بیش از حدی است که بتوان آن را عادی شمرد. قطعا باید بپذیریم که در بعضی حوزه‌های علمی و هنری و مسائل اجتماعی می‌توان خارجی‌ها را پیشروتر دانست و اتفاقا از آنان چیزهایی آموخت، اما گرایشی که در خیلی‌ها شاهد آن هستیم، ذوب‌شدن تمام‌عیار در کسی است که از هر گوشه هر کشوری با موی بور و چشم رنگی به ایران سفر می‌کند یا ارتباطی با ما برقرار می‌کند؛ بدون پرسیدن این سؤال که این فرد کجا تحصیل کرده است، چه شغلی دارد، چه تسلطی روی موضوعی که با او حرف می‌زنیم دارد یا چیزهای شبیه به این. جالب اینجاست که بحث موی بور و چشم رنگی نه یک توصیف عمومی و کلی برای خارجی‌ها در معنای عام که دقیقا برای اشاره به مردان و زنان اروپایی یا آمریکایی است. بنا بر ایده عمومی و رفتاری که در قشر غالب جامعه می‌بینیم، ساکنان کشورهای آفریقایی یا شرق دور و حتی آمریکای جنوبی، آن‌طور که مثلا یک اروپایی مورد توجه قرار می‌گیرد، در جامعه ما آماج مهر و مهمان‌نوازی نیست. این نکته‌ای است که از یک سندروم عمومی تضعیف ناگهانی در برابر خارجی‌هایی نشان دارد که شبیه «خارجی‌ها» هستند؛ به این معنی که خارجی آن‌کسی است که قدبلند و سفیدپوست و بور باشد، وگرنه یک آفریقایی آن‌قدر که اروپایی‌ها «خارجی» هستند، خارجی نیست!
 همین توجه غریب به فرم نشان‌دهنده بی‌اهمیت‌بودن محتوا و آنچه درون آدم‌ها می‌گذرد است. لازم به تکرار است که قطعا یادگیری از خارجی‌هایی که در زمینه‌های مختلف از ما جلوترند، نه‌تنها خوب که در خیلی موارد واجب و لازم است؛ اما اتفاقی که فعلا رایج شده، قبول نگاه از پایین به بالا به کلیت و تمامیت خارجی‌ها فارغ از سطح علمی و فرهنگی و اجتماعی آنان است. پس اگر در تلویزیون سراسری ایران برای به‌کرسی‌نشاندن حرفی با هر ضرب‌وزوری شده کارشناس خارجی‌زبان جور می‌کنیم، اگر در صنعت سرگرمی‌سازی‌های رده پایین یعنی مربیان فوتبال، معمولا خارجی‌های خیلی خارجی را به ویچ‌دار‌های کمی خارجی و ویچ‌دارهای کمی خارجی را به مربیان تمام‌ایرانی ترجیح می‌دهیم، اگر گاهی در حوزه جدی و مهمی مثل تحصیلات آکادمیک به تحقیقات خارجی‌های ناشناس درباره مسائل خودمان بیشتر از بعضی کارشناسان کاردرست داخلی توجه می‌کنیم، اگر تا فیلمی مورد تأیید و تکریم جشواره‌های خارجی نباشد، اصلا آن را درست‌وحسابی نمی‌بینیم و تا در خارج کشور به موفقیت می‌رسد، آن را می‌ستاییم و قدر می‌دهیم و بر صدر می‌نشانیم، باید ریشه همه و همه را در این فرهنگ جاافتاده سالیان سال دانست که براساس آن قطعا هر خارجی (با توصیفاتی که از خارجی تراز رفت) از هر داخلی بهتر می‌داند هر حرفی را که قرار است مردم باور کنند، باید در دهان یک پژوهشگر ژاپنی من‌درآوردی گذاشت، هر تحلیلی اگر غربی‌ها بدهند، نزدیک به وقوع است، هرچه آنان بگویند درست است، ما بدیم آن‌ها خوب‌اند.
 

captcha
شماره‌های پیشین