sobhe-no.ir
1432
دوشنبه، ۳۰ خرداد ۱۴۰۱
9
به‌بهانه اوج‌گرفتن تدریجی بازار نقل‌وانتقالات این فصل لیگ‌برتر فوتبال ایران

فوتبالِ من حراج!

پیشنهاد «بانکی‌پور» برای ازدواج دختران مجرد

پیشنهاد عجیب

چند خط درباره تحصیلات تکمیلی و به‌بهانه اعلام نتایج کنکور کارشناسی‌ارشد

ادامه تحصیل بدهیم، ندهیم؟

از گذشته‌ای ترسناک به‌سمت آینده‌ای مجهول

دنیای آوارشده کودکان

صبح نو

به‌بهانه اوج‌گرفتن تدریجی بازار نقل‌وانتقالات این فصل لیگ‌برتر فوتبال ایران

فوتبالِ من حراج!

محمدناصر حق‌خواه| فصل آینده لیگ‌برتر فوتبال ایران فصلی خاص است. مثل همه دنیا، فوتبال باشگاهی تحت‌تأثیر تغییر زمان برگزاری جام جهانی تغییراتی کرد و مثل همه آسیا به‌دلیل تغییر همیشگی زمان لیگ قهرمانان آسیا، برگزاری این لیگ امسال منتفی است و تمرکزها فقط روی لیگ داخلی خواهد بود. تیم‌های باشگاهی فوتبال ما هم که هر سال این روزها درحال جدال بر سر قراردادها و به‌خدمت‌گرفتن بازیکنان  و کادر قوی‌تر بودند، تقریبا بی‌عمل و منتظر اعلام رسمی تاریخ شروع لیگ‌برتر و برنامه تیم‌ملی مانده‌اند. این وسط فقط پرسپولیس است که انگار بی‌توجه به بالاوپایین‌هایی که از آن صحبت شد، یکسره به فکر بهبود کادرفنی و خرید مهره‌های مؤثر است و بقیه تیم‌ها هنوز به روزهای اوج خرید و فروش شان نرسیده‌اند. اما دیر یا زود، مثل هر سال این تنور باید داغ شود. به همین بهانه و پیش از اینکه هیجانات این فصل کمی منطق را از ما دور کند، به‌سراغ یادآوری چند نکته اصلی دراین‌باره می‌رویم تا شاید نگاه مان به بعضی مسائل کمی عوض شود. 
یکم؛ هیچ برنده‌ای در کار نیست! اگر پرسپولیسی، استقلالی، سپاهانی و خلاصه طرف‌دار هر تیمی هستید، زیاد از اینکه مدیرعامل باشگاه تان توانسته است شاه‌ماهی نقل‌وانتقالات را بخرد یا مانع از رفتن بازیکنی که قراردادش تمام شده، بشود، گرفتار تلاطم حسی و شور قهرمان‌سازی نشویم. به یک دلیل ساده، ما در بخش بزرگی از بدنه فوتبال مان اصولا تیم خصوصی نداریم. بیشتر فوتبال ما با وجود شعار خصوصی‌سازی به‌نوعی به پول بیت‌المال وصل‌اند. اگر مثلا فلوررنتینو پرز، مدیرعامل رئال‌مادرید، برای تیمش بازیکنی را ارزان‌تر می‌خرد یا در رقابت با مدعیان دیگر بازیکنی را به مادرید می‌کشد و رئالی‌ها خوشحال‌اند، در مدیریت خوب هزینه و درآمد و قدرت لابیگری یک مدیرعامل قوی ریشه دارد که به‌نفع آینده باشگاه است، نه مثل فوتبال ایران که نفس آوردن بازیکن مهم است، چون اصولا قیمت محلی از اعراب ندارد و همه سر یک سفره نشسته‌ایم و جیب پرسپولیس و استقلال و... یکی است.
 دوم؛ دنبال شفافیت باشیم. نتیجه اولی که در این مطلب به آن اشاره شد، بی‌نظمی پولی در باشگاه‌های فوتبال است. مدیران عامل یکی،‌دوساله و کوتاه‌مدت، برای به‌جاگذاشتن نام نیک و به‌دست‌آوردن شهرت، بدون توجه به تراز مالی چندین‌ساله باشگاه و فقط برای ارتقای برندشان، منابع مالی را نه در راستای اقتصاد عمومی باشگاه که در جهت دیپلماسی عمومی راضی‌نگه داشتن هوادار به کار می‌گیرند. به همین دلیل است که یک سال یک تیم بازار را درو می‌کند و به هیچ‌کس امان نمی‌دهد و سال بعد همان تیم، توان پرداخت پول ماساژور را هم ندارد. یادمان نرود که تلاش برای مثبت‌نگه داشتن تراز مالی باشگاه باعث می‌شود که تیمی مثل بارسلونا با مسی تمدید قرارداد نکند. اما مدیر موقتی باشگاه ایرانی که بعدها قرار نیست مؤاخذه شود، تا می‌تواند در مدت کوتاه مدیریتش خرج می‌کند، بی‌توجه به اینکه دو سال بعد مدیر بعدی با چه بدبختی و از کجا باید کفاره این خریدهای بی‌حساب را بپردازد.
سوم؛ وقتی هیچ‌چیز حرفه‌ای نیست، دنبال حرفه‌ای‌بودن در نقل‌وانتقالات نباشیم. سومین نکته در ادامه دو مورد اول خطاب به ما طرفداران فوتبال است. وقتی پرسپولیس با پنج قهرمانی پیاپی لیگ ایران و دو فینال آسیا هنوز مشکل مالی دارد، یعنی این فوتبال آن‌قدر غیرحرفه‌ای است که سازوکار پول‌درآوردن برای موفق‌ترین و پرافتخارترین تیم لیگ هم قفل است. وقتی استقلال یا تراکتور با این همه طرفدار در جفت‌وجورکردن مخارج روزمره‌شان مشکل دارند، یعنی با صدای بلند اعلام می‌شود که بلد نیستیم از فروش پیراهن و لوازم جانبی با برند باشگاه تا درست قرارداد بستن با اسپانسر و به‌خدمت‌گرفتن گروه تبلیغاتی مؤثر درآمدزایی کنیم. یعنی ما نمی‌توانیم حق پخش داشته باشیم، یعنی از این همه امکان نرم‌افزاری جدید توان پول‌درآوردن نداریم، یعنی نه کسی پاسخگوست، نه قرار است که در آینده دور یا نزدیکی کسی پاسخگو باشد، چه به هوادار و چه به مسئولان بالادستی. همه این‌ها یعنی مردم، از ما انتظار نداشته باشید؛ هرچه خریدیم و هرکه را آوردیم، خدا را شکر کنید؛ اگر مدیر دیگری بود، شاید نمی‌توانست!
چهارم؛ چهارمین نکته باز هم خطاب به خود ما فوتبال‌دوستان است. درست است که حرفه‌ای‌بودن در این فوتبال شوخی است، اما عشق به پیراهن و رگ غیرت و بوسیدن لوگو را هم قرار نیست باور کنیم! حرفه‌ای نیستیم، اما هیچ‌چیز هم دلی نیست. پس چه بهتر که اصولا فوتبال را فقط از قاب تلویزیون و دریچه ورزشگاه ببینیم، نه پسِ پشت پدیده‌هایی مثل نقل‌وانتقالات و مباحث مدیریتی و آینده باشگاه مان؛ اینجا همه‌چیز به حراج گذاشته شده است!
 

captcha
شماره‌های پیشین