sobhe-no.ir
1425
شنبه، ۲۱ خرداد ۱۴۰۱
8
زندگی در مجاورت امام مهربانی‌ها

حریم امن

درباره سریال یاغی و دلایل دیده شدن آن

«کــــــــــــارت» بـــــــــــــــرنده

محمدناصر حق‌خواه| پس از پایان پخش سریال «زخم کاری» که توانست در سال1400 بخش گسترده‌ای از مخاطبان شبکه نمایش خانگی را پیگیر تماشای هر هفته خود کند، ماه‌ها بود با وجود نام‌های بزرگ و کارنامه‌داری که پایشان به سریال‌سازی در شبکه نمایش خانگی باز شده بود، هیچ‌کدام نتوانسته بودند موج بزرگی از واکنش مثبت را برانگیزند. در این یک ماه گذشته با وجود پخش ناگهانی و بدون تبلیغات وسیع سریال «یاغی»، اولین سریال محمد کارت، او توانست معادلات شبکه نمایش خانگی را تغییر دهد. چهار قسمت اول یاغی همه بیش از 97درصد رضایت مخاطب داشته‌اند و قسمت آخر آن در پلتفرم فیلیمو 4/98درصد رضایتمندی مخاطب داشته است. با وجود تبلیغات محدود قبل از پخش سریال، ایده‌های تبلیغی مثل ساخت صفحه اینستاگرامی برای بعضی بازیگران سریال که براساس شخصیت آنان در داخل سریال تولید محتوا شده و بیوگرافی خاص آنان در آن نوشته شده است، باعث پخش بعضی ویدئوهایشان در صفحات مجازی شده که تبلیغی رایگان اما پرکارکرد است. «یاغی» قطعا برگ‌های برنده‌ای دارد که با پخش همین چهار قسمت اول، از منتقدان و کارشناسان سینمایی تا بعضی عوامل سینما و البته قشر غالب مخاطب به آن واکنش‌های مثبت نشان داده‌اند. در این مطلب می‌خواهیم کوتاه و مختصر از چند رکن اساسی موفقیت سریال تا همین‌جا بنویسیم.

اهدای جایگاه ویژه کنسرت شجریان به دانشجویان

آینده‌سازان نامرئی

به‌مناسبت هفته‌ صنایع‌دستی در ایران

دنیای روبه‌افول رنگ و نقش

صبح نو

زندگی در مجاورت امام مهربانی‌ها

حریم امن

مریم ‌شیعه‌زاده|  چند روز پیش که از پله‌های قطار پایین ‌می‌آمدم و به‌سمت در خروجی راه‌آهن حرکت می‌کردم، سروصدایی شبیه به مداحی و نوحه‌خوانی در محوطه راه‌آهن بلند بود. از زیرگذر قطارها که گذشتم، دود خاکستری‌رنگ و عطر خوبی هم به صدای درون گوشم اضافه شد. جلوتر و درست زیر تابلوی خروج، طاق گل‌ طبیعی برپا بود. یک نفر مولودی می‌خواند و چند نفر دیگر با لباس خادمان امام‌رضا(ع) اسپند دود می‌کردند و بسته‌های نبات را به زائران تعارف می‌کردند و همان‌جا بود که یادم آمد امروز آغاز دهه‌ کرامت است. کوله سفر روی دوشم سنگینی می‌کرد، اما از راه‌آهن مستقیم راهی میدان شهدا شدم. از دور و در کنار مجسمه‌های بزرگ سلام، رو به گنبد و گلدسته طلایی‌رنگ چند دقیقه‌ای ایستادم، تماشا کردم و بعد راهی خانه شدم. 
وقتی بوی خوش اسپند به مشامم رسید، دل‌تنگی اولین حسی بود که سراغم آمد. آدم‌ها در هرکجای دنیا می‌توانند رابطه‌ای عمیق و باشکوه با معصوم(ع) برقرار کنند، اما جنس این رابطه وقتی جایی در نزدیکی ایشان زندگی می‌کنید، متفاوت است. نمی‌دانم آدم‌ها در شهرهای دیگر چه کار می‌کنند، اما اینجا و در مشهد، وقتی از خوش‌حالی در پوست خودمان نمی‌گنجیم، وقتی باید تصمیم بگیریم، وقتی هیجان‌زده‌ایم، وقتی سپر انداختیم و تسلیم شد‌یم، وقتی به سوگ نشسته‌ایم و آخر دنیا را لمس می‌کنیم، وقتی طعم شیرین پیروزی زیر زبان مان است، وقتی ملال در زندگی‌مان ته‌نشین می‌شود و هزارویک وقت دیگر، به حرم پناه می‌بریم. آنجا همیشه یک نفر هست که می‌توانیم خوشی‌ها و ناخوشی‌های مان را با او تقسیم کنیم و از روزهای خوب و بد گذر کنیم. آنجا حریم امنی است که هر روز و هر ساعت با آغوش باز، احساسات و عواطف تلنبارشده‌مان را می‌پذیرد و اصلا به همین دلیل است که وقتی چند روز یا چندماه از مشهد دور می‌افتیم، دل مان به‌جز خانه، محله‌های خاطره‌انگیز و آدم‌هایی که دوست شان داریم، برای این حرم هم پر می‌کشد. این حرم، قطعه‌ای از بهشت است که درست در دامن مشهد افتاده است و به سیاهی‌های این شهر می‌تابد. آدم‌ها از جایی که زندگی می‌کنند، توقعات زیادی دارند و چیزهای زیادی می‌خواهند، اما برای کسی که همه‌ عمرش، راه ‌و نیم‌راه خیابان‌های منتهی به حرم بوده است، زندگی در هر نقطه از دنیا یک جای خالی بزرگ دارد که با هیچ‌چیز دیگر پر نمی‌شود. زندگی زیر سایه امام مهربان مان لطفی دارد که نه در کلام می‌گنجد و نه در کلمات؛ نعمتی تکرارنشدنی است و تا همیشه هم تکرارنشدنی باقی می‌ماند. 

captcha
شماره‌های پیشین