sobhe-no.ir
1403
یکشنبه، ۱۸ اردیبهشت ۱۴۰۱
12
عباس موزون در گفت‌وگو با «صبح‌نو» از ادامه برنامه «زندگی پس از زندگی» خبر داد

پشیمان نیستم، ادامه می دهم

میلاد نجفی / «مرگ» و عالم پس از آن به‌عنوان یکی از خاص‌ترین و سوال‌برانگیزترین مفاهیمی است که بشر از هزاران سال قبل با آن درگیر بوده است. هر فرد بسته به نوع آیین و اعتقادش نگاه خاصی به این مفاهیم دارد. در ادیان ابراهیمی -خصوصا شرع مقدس خودمان- توجه ویژه‌ای به مساله شده و به نوعی «مرگ»، «معاد» و از این دست مسائل، پایه تمام مناسک و برنامه زندگی دینداران عنوان شده است. اگر از آیات و روایاتی که سندی قطعی‌اند، بگذریم، همواره در طول سالیان مختلف، افرادی باواسطه یا بی‌واسطه روایت‌هایی از مرگ، مرگ تقریبی، مرگ موقت یا چیزهای دیگری که دراین دایره قرار می‌گیرند، بیان کرده‌اند. از آنجایی که تجربه مرگ با هر کیفیتی، یک اتفاق کاملا شخصی است که نمی‌توان با یک فرمول مطلق تصویرش کرد، صحت‌سنجی برخی ادعاها کار آسانی نبود؛ البته در بین روایت‌هایی که در طول تاریخ بیان شده، آن دسته روایت‌هایی که به واسطه علما به دست ما رسیده قابل اعتناست و همواره مورد بحث و نظر اهل نظر بوده است.

گفت و گو

پنجره‌ای به آن‌سو

در دهه‌های اخیر و به‌واسطه ایجاد بسترهای متنوع برای ابراز نظرات و همچنین بیان تجربه‌های موضوعی، روایت‌های بیشتری با موضوع مرگ یا مرگ موقت منتشر شد. با انتشار کتابی تحت عنوان زندگی پس از زندگی به قلم ریموند مودی که در سال۱۹۷۵ منتشر شد، نشانه‌هایی از علاقه به مطالعه در این زمینه دیده شد. با انتشار این کتاب، توجه عموم، به موضوع تجربه نزدیک مرگ جلب شد. سپس در سال۱۹۸۱، موسسه‌ای با عنوان انجمن بین‌المللی مطالعات نزدیک مرگ تاسیس شد. این سازمان بین‌المللی از تحقیقات علمی که پیرامون بُعدِ جسمانی، روانشناسی، اجتماعی و روحانی تجربه‌های نزدیک مرگ انجام می‌گیرد، حمایت و تشویق به عمل می‌آورد. این سازمان در مجله تحقیقات نزدیک مرگ و خبرنامه علایم حیاتی نیز مطالبی در حوزه این موضوع منتشر می‌کنند. از چند سال پیش اما رسانه ملی هم سراغ این موضوع مهم رفت. برنامه‌ای با الهام از کتاب ریموند مودی با عنوان «زندگی پس از زندگی» ساخته شد. عباس موزون مجری و تهیه‌کننده این برنامه بود.

صبح نو

گفت و گو

پنجره‌ای به آن‌سو

در دهه‌های اخیر و به‌واسطه ایجاد بسترهای متنوع برای ابراز نظرات و همچنین بیان تجربه‌های موضوعی، روایت‌های بیشتری با موضوع مرگ یا مرگ موقت منتشر شد. با انتشار کتابی تحت عنوان زندگی پس از زندگی به قلم ریموند مودی که در سال۱۹۷۵ منتشر شد، نشانه‌هایی از علاقه به مطالعه در این زمینه دیده شد. با انتشار این کتاب، توجه عموم، به موضوع تجربه نزدیک مرگ جلب شد. سپس در سال۱۹۸۱، موسسه‌ای با عنوان انجمن بین‌المللی مطالعات نزدیک مرگ تاسیس شد. این سازمان بین‌المللی از تحقیقات علمی که پیرامون بُعدِ جسمانی، روانشناسی، اجتماعی و روحانی تجربه‌های نزدیک مرگ انجام می‌گیرد، حمایت و تشویق به عمل می‌آورد. این سازمان در مجله تحقیقات نزدیک مرگ و خبرنامه علایم حیاتی نیز مطالبی در حوزه این موضوع منتشر می‌کنند. از چند سال پیش اما رسانه ملی هم سراغ این موضوع مهم رفت. برنامه‌ای با الهام از کتاب ریموند مودی با عنوان «زندگی پس از زندگی» ساخته شد. عباس موزون مجری و تهیه‌کننده این برنامه بود.

در حاشیه نشست تقدیر از برنامه‌سازان شبکه چهار، با عباس موزون، تهیه‌کننده و مجری برنامه «زندگی پس از زندگی» گفت‌وگویی انجام دادیم. در این 
گپ و گفت سعی کردیم به مسائلی که کمتر درباره این برنامه مطرح شده صحبت کنیم.
 
  جناب موزون! آیا نگران این نبودید که «زندگی پس از زندگی» به سمت‌وسوی «دین‌داری عامیانه» حرکت کند؟
یک نکته واضح و مبرهنی وجود دارد که نمی‌دانم چرا به آن توجه نمی‌شود. روایتی داریم که چند سال به طول می‌انجامد. در هیچ جای دنیا یک برنامه پنج‌ساعته وجود ندارد. اگر داشتیم هم مخاطب تماشایش نمی‌کرد. اینکه یک تجربه‌گر روایتش را در 6برنامه تعریف کند هم جذاب نیست. پس ما باید این روایت را کوتاه کنیم. ما آن چند ساعت روایت را مثل یک فنر فشرده می‌کنیم و در طول یک ساعت برنامه آزادش می‌کنیم. حالا فرض کنید بخواهیم چندین روز و ساعت تحقیق و پژوهش آن برنامه را هم تصویر کنیم که دیگر هیچ.
به زبانی باید گفت که اصولا مدیوم برنامه تلویزیونی با توقع برخی از منتقدان متفاوت است. درست است؟
دقیقا! منتقدان اصلی ما کسانی‌اند که در حوزه علم‌اند؛ بنابراین این‌ها اهل تریبون، کلاس، منبر و امثالهم هستند. پس مساله را از همان زاویه فعالیت خودشان دنبال کرده و از همان زاویه هم منتظر پاسخ‌اند. خب مگر می‌شود در کنار یک ساعت برنامه، دو ساعت هم کار پژوهشی کنیم؟ من برای یک تجربه‌گر چندین روز سفر و تحقیق کرده‌ام؛ این‌ها را چطور بیان کنم؟ برای مثال، در موضوع «گواهان» (منظور اطرافیان تجربه‌گر هستند که اتفاقات را  در برنامه بیان می‌کنند.) آیا من فقط با خودش گفت‌وگو کرده‌ام؟ از نانوای محل، خانواده، فامیل، پرستار و... با همه این‌ها صحبت شده است؛ قبل از تجربه، حین تجربه و پس از تجربه. کسانی که می‌گویند 
پیش از تجربه این‌طور بود، آن‌هایی که از زمان سانحه می‌گویند و کسانی که بعد از حادثه را دیده‌اند. آیا همه این‌ها را جلوی دوربین می‌آوریم؟ معلوم است که نه! ممکن است کسی را در برنامه ببینید که حتی یک شاهد هم نداشته باشد. اما او هم شاهدانی داشته اما به دلایلی ما امکان گفت‌وگو با آن‌ها را نیافتیم. برای ما ثابت شده است. اگر زمانی کارد به استخوان برسد طبیعتا می‌توانیم آن‌ها را ارائه دهیم.
 
یعنی شما مستنداتی از برخی تجربه‌گران داشته‌اید که در برنامه ارائه نکرده‌اید؟
 بله! علت‌های مختلفی دارد. مثلا فرد می‌گوید من برای حرف‌های تجربه‌گر شما شهادت می‌دهم و تاییدش می‌کنم اما جلوی دوربین نمی‌آیم؛ به‌علت خانوادگی و هزار و یک مساله دیگر؛ برای مثال تجربه‌گری بود که گفت به دلیل مسائل خانوادگی، هیچ‌کدام از خانواده خودش و همسرش جلوی دوربین نمی‌آیند. من به عنوان برنامه‌ساز با خانواده صحبت می‌کنم و آن‌ها هم حرف‌های تجربه‌گر را تایید می‌کنند اما جلوی دوربین نمی‌آیند. مثال دیگری عرض می‌کنم. تجربه‌گری گفت وقتی در کما بودم و من از بدن بیرون بودم، دیدم فلانی که فوت شده گفت با برادرش مشکل مالی داشته و مبلغی را بدهکار است. هیچ‌کس هم این را نمی‌داند. به برادرم بگو که مرا حلال کند یا خانواده‌ام مبلغ را به او پرداخت کنند. من از کما خارج شدم. وقتی مساله را پیگیری کردم متوجه شدم همه‌چیز واقعی بوده است؛ برای مثال همان برادر راضی نشد جلوی دوربین این‌ها را بگوید. اگر این اتفاق می‌افتاد چقدر جذاب بود؟ یعنی فردی از یک مساله کاملا شخصی باخبر شده است.
 
این تجربه هیچ توجیه دیگری نمی‌تواند داشته باشد. فعل و انفعالات مغزی که برخی منتقدان برنامه آن را مطرح می‌کنند توجیهی برای این تجربیات ندارد!
کدام فعل و انفعال مغزی؟! کدام اتفاق شیمیایی در مغز من از گذشته دو برادر تا این حد دقیق خبر می‌دهد؟! پس برخی تجربیات شاید شاهدانی مقابل دوربین نداشته باشند اما برای ما به‌‌عنوان برنامه‌ساز کاملا اثبات و تایید شده است. این‌ها فقط یک قلم از مثال‌های متعدد ماست.
 
آیا در طول این سه فصل موردی بوده که از پخش آن تجربه پشیمان شده باشید؟
پشیمان نشده‌ام. تا وقتی عوامل بیرونی اجازه بدهند تولید این برنامه را ادامه می‌دهم. وقتی می‌گویند یک نفر به‌واسطه این برنامه از مرگ نجات یافته، آیا دلیل کمی برای ادامه این برنامه است؟ اصلا برفرض بگویند بعد از پایان برنامه شما، باز هم عده‌ای سرد می‌شوند و به سمت خودکشی می‌روند. باز هم به نظرم همین چندماه حیات بیشتر هم ارزشش را دارد.
 
حالا که حرفش شد؛ آیا برنامه‌ای برای استمرار «زندگی پس از زندگی» در طول سال ندارید؟ حالا به‌صورت هفتگی، فصلی یا حتی برنامه‌هایی برای پاسخ به شبهات منتقدان؟
همیشه به این مساله فکر کرده‌ایم. به این هم فکر کرده‌ایم که در فاصله هر دو فصل بحث‌های نظری
 داشته باشیم. منتقدان و ما مسائل را واکاوی کنیم. اتفاقا با آقای معینی‌پور به این نتیجه رسیده بودیم که سه برنامه را با حضور منتقدان داشته باشیم. حتی به فرمی فکر کرده بودیم که تلفیقی از چند شکل جذاب بود. شاید به اندازه خود برنامه بازدید داشته باشد. تلفیقی است از آنچه پخش شد و نقدها.
 
گفتید از پخش برنامه هیچ تجربه‌گری پشیمان نیستید، برعکسش چه؟
بسیار زیاد! بالای 60درصد از تجربه‌گران ما به اکراه جلوی دوربین نشستند. همه این تجربه‌گران از اینکه نهایتا جلوی دوربین آمده‌اند خوشحال و راضی بودند. فقط یک تجربه‌گر است که کمی ناراحت است. او خانمی است که به دلیل برخی از بازخوردها ناراحت است. به ایشان هم گفتم کمی بگذرد نظرشان عوض می‌شود.
 
یکی از تصمیمات درست شما در «زندگی 
پس از زندگی» این است که بیشتر سراغ مسائلی مثل حق‌الناس که جنبه اجتماعی دارند رفتید. این مسیر از ابتدا انتخاب شده بود؟
این تجربیات را در بیش از دو دهه‌ای که دراین زمینه فعالیت می‌کنم دیده‌ام که وقتی حقوق مخلوقات تضییع می‌شود مساله مهم‌تر است. حالا زمانی کاری وظیفه نیست و لطف است؛ مثلا اگر درختی بکارید این یک لطف است، نه وظیفه. عمده تجربیات در تمام دنیا این است که به تجربه‌گر گفته‌اند هرچه «حق‌الله» داشته‌ای نگاه می‌داریم تا «حق‌الناس» را صاف کنی. مثال ساده این است؛ وقتی وارد اداره‌ای می‌شوید و باید یک لیست امضا جمع کنید می‌گویند تا امضاهای اول جمع نشود، به امضاهای بالاتر نمی‌رسید. پس یک پیش‌نیازی وجود دارد؛ البته یک مساله مهم را فراموش نکنیم که بشر «ممکن‌الخطاست»، نه جایز! خدا حتما به حق‌الله هم رسیدگی می‌کند اما قبل از آن به حق‌الناس. چون مخلوق خدا نیازمند و آسیب‌پذیراست. اصلا مگر می‌شود خداوند از حق‌الناس کوتاه بیاید؟ این با عدالتش تناقض دارد؛ البته اینکه خدا درباره حق خودش چگونه برخورد بکند بحث دیگری است.
 
با فرض اینکه فصل بعدی برنامه سال آینده باشد، آیا تجربه‌گرانی که سراغ‌شان بروید به سهولت وجود دارند؟
انتخاب‌ها بیشتر اما سخت‌تر شده است. فرصت‌ها و تهدیدها بیشتر شده است. ما قبلا می‌دانستیم که فلانی دفن شده یا به سردخانه رسیده و افرادی هم می‌دانسته‌اند که او دقایقی در این دنیا نبوده است. این‌ها افراد کمی بودند فردی در شمال ایران بود که در آنجا لقب «گورزاد» داشت. پس از موافقت برای حضور در برنامه درست یک‌ماه قبل از ضبط به رحمت خدا رفت. در شهر فقط به او می‌گفتند «گورزاد»! پس ما تعداد کمتری داشتیم و شفافیت بیشتری هم داشتیم. در فصل یک راستی‌آزمایی در درجه دوم بود. آنقدر شاهد و گواه وجود داشت که به بررسی عمیق نیاز نبود. اما الان هرچه جلو می‌رویم با افراد ناشناخته‌ای طرفیم که نیازمند بررسی عمیق‌تری‌اند. پس ما الان با هجوم داوطلب مواجهیم. هزاران نفر وجود دارند که انتخاب از بین‌شان زمان و هزینه نیاز دارد. ریسک بالاتر می‌شود اما همین به ما کمک می‌کند که تنوع بیشتری داشته باشیم.

captcha
شماره‌های پیشین