sobhe-no.ir
1398
سه شنبه، ۰۶ اردیبهشت ۱۴۰۱
6
یادداشت

جناب نصیری! کمی انصاف چاشنی قلم‌تان کنید

مصطفی غفاری

آیا راه و روش مطالبه عدالت‌خواهی با پرخاش‌های ژورنالیستی و جاسوس بازی میسر است؟

رشیدی: باید منبع تخریب قالیباف روشن شود

نگاه‌های تک‌بعدی جریان موسوم به عدالت‌خواه مدت‌هاست موردنقد محافل فکری قرار دارد. این جریان غوغاسالار، با رویکردهای ابزارانگارانه و یکسونگرانه خود درحالی مدعی برابری‌خواهی است که اساسا واقف نیست که برابری‌خواهی نیازمند همه‌جانبه‌نگری و اشراف نظری و عملی بر تمامی جنبه‌های اجتماعی و سیاسی یک پدیده است. در تازه‌ترین عدالتخواهی از نوع افشاگری این جریان، انتشار عکس سفر خانواده قالیباف به ترکیه است که با موج‌سواری روی احساسات مردم و سوءاستفاده از شرایط اقتصادی بد جامعه به‌دنبال تسویه‌حساب سیاسی با رییس مجلس فعلی است.

صبح نو

یادداشت

جناب نصیری! کمی انصاف چاشنی قلم‌تان کنید

مصطفی غفاری

آقای مهدی نصیری که در سال‌های اخیر دچار دگردیسی اندیشه‌ای شده و از وادی حیرت سر درآورده، این روزها دست به قلم برده و آقای نظافت یعنی یک استاد اخلاق خوش‌نام را مورد شماتت قرار داده که چرا مخاطبان را در یک برنامه تلویزیونی به رعایت چارچوب‌های ایمانی در برخورد با خبر و شایعه و تحلیل‌های روز فرا خوانده است.
چند نکته درباره مطلب ایشان قابل توجه به نظر می‌رسد:
1-  گمان می‌کنم آقای نصیری شناختی از شخصیت و سیره حجت‌الاسلام محمدجواد نظافت یزدی ندارد. پس بد نیست که پیش از هر چیز ایشان طرف مقابل خود را بشناسد و بعد قلم زبان بچرخاند یا قلم بلغزاند. جناب آقای نظافت از دانش‌آموختگان برجسته حوزه علمیه مشهد و مدیر مدارس علمیه حضرت مهدی(عج) است که ضمن سال‌ها انس با نهج‌البلاغه و تدریس آن، شاگردان مستعد و متخلقی را تربیت کرده است. یکی از شاگردان این مکتب، برادر باصفا و مجاهد «علی شاملو» است که به تازگی درگذشت و در تجلیل از شخصیت او،پیام‌ها و یادداشت‌های بسیاری منتشر شد.
استاد نظافت با وجود توصیه و اصرار بسیاری از دوستان در دوره‌های مختلف، هرگز وارد کارزارهای رسمی سیاسی نشده اما همزمان در متن رخدادها و روندهای سیاسی روز بوده و با بیشتر افراد و گروه‌های سیاسی در مشهد و کشور، روابطی صمیمانه داشته است. ایشان نه خود را خرج این یا آن قبیله سیاسی کرده و نه اجازه داده به تفرقه‌ها دامن زده شود. تأکید ایشان همیشه روی ایستادن بر اصول و گردهمایی اصحاب حق بوده است. به همین دلیل نزد مومنان انقلابی به‌ویژه در شهر مشهد شخصیتی معتبر و محترم است که هم اهل چنگ زدن به حبل متین آموزه‌های دین است و هم دغدغه‌مند اصلاح امور فرهنگی، اجتماعی و سیاسی و اقتصادی.
2- معلوم نیست آقای نصیری را چه شده که اینطور به شخصیت یک عالم دینی اخلاق‌مدار و اصلاح‌گر که سال‌هاست منش خود را روی نهج‌البلاغه استوار کرده و بر پایه آن کار تحقیقی، تربیتی و تبلیغی می‌کند، می‌تازد؟ اگر این استاد بزرگوار در میان یک هیاهو و جنجال اجتماعی ما را به رعایت انصاف و تقوای سیاسی فرا بخواند، آیا از راه و رسم علی(ع) دورمان کرده است؟ آقای نصیری نمی‌داند یا به روی خود نمی‌آورد که در فقره اخیر، چگونه برای دستمالی قیصریه را به آتش کشیده شده و به بهانه خطای فرزند مسؤولی که فرزند دیگرش خود پیش از همه آن را تخطئه و توبیخ کرده است، مرزهای ناجوانمردی جابه‌جا شده است. خدا می‌داند چه انگیزه‌هایی پشت این مانور رسانه‌ای هست و چه فتنه‌هایی در سر جبهه باطل است؟ آیا از علی(ع) نیاموخته‌ایم که فتنه «آمیختن حق به باطل» است و در این فضا نباید به اهل باطل سواری داد؟
3-  از این گذشته، «مدعی علی زمانه بودن» کیست ؟ معلوم نیست آقای نصیری از فرط هیجان یا با قصد و اراده، به چه کسی تکه می‌اندازند؟ به رهبر انقلاب که بارها اعلام کرده تنش از مقایسه با وجود نورانی ائمه هدی می‌لرزد و خودش را غلام قنبر علی هم نمی‌داند؟ آیا جناب نصیری آنقدر از مروت به دور افتاده که وسط این ماجرا فرصت را غنیمت شمرده تا طعنه‌ای هم حواله رهبری کند؟ آنهم به جرم آنکه رفتار آشکار ایشان با خوانش و خواسته برخی برای هوچی‌گری، سازگار نیست؟ او با چه توجیهی رجمابالغیب رهبری را هم به تیر تخطئه نواخته است؟
4-  آقای نصیری! این هم نماد عجز و هم نشانه اشتباه موضع شماست که در هر سه مورد یادشده که به نام پرونده فساد یک کنشگر سیاسی فاکتور کرده‌اید، در حالی هنوز هم بر آتش آن می‌دمید که همه این پرونده‌ها قبل از رونمایی در پژوه‌های امنیتی ـ مانورهای رسانه‌ای مدنظر شما توسط دستگاه‌های نظارتی کشف و مطابق قانون رسیدگی و با آن برخورد شده است. البته اگر نتیجه مناسب منویات سیاسی شما نیست و به کام شما و دوستان‌تان خوش نیامده، به بزرگواری خودتان ببخشید؛ مگر آنکه ادعا کنید معیار عدالت در این موارد، تأمین نظر شماست!
5- آقای نصیری! با چه توجیه اخلاقی جناب آقای نظافت را همچون «آخوند درباری» فهم کرده‌اید؟ کدام آخوند و کدام دربار؟ با چه حجت شرعی برچسب‌هایی مانند توجیه‌گر، حافظ قدرت و حتی بی‌حیا را به ایشان زده‌اید؟ من البته از افراط و تفریط شما و امثال و اقران‌تان تعجب نمی‌کنم. هنوز آنقدر از دوره مطالعه کتاب‌های تان و حضور در مناظره‌های تان نگذشته؛ خاطرم هست که از کدام منتهی الیه سنت‌گرایی با خوانشی سخیف و ضعیف از آموزه‌های اسلامی به‌ویژه در مسأله زن، به این عصر حیرت رسیده‌اید. توجیهات امروزتان را هم مخاطب فهیم و قدیمی صادقانه نمی‌یابد. چون اولا برداشت شما همان زمان هم اشتباه بود؛ ثانیا شما به آنچه می‌گفتید به عنوان «حق» باور داشتید و پایبند بودید. چرا شهامت آن را ندارید که بپذیرید از کجا به کجا رسیده‌اید؟ در این سال‌ها که اشرافی‌گری و فرصت‌طلبی مالی به کام کسانی که امروز شادمانه گردش قلم‌تان را پوشش می‌دهند نهادینه می‌شد، کجا بودید؟ وقتی آن مقام وقت از اتمام حجت سیدالشهدا (ع) در شب عاشورا درس مذاکره استنباط می‌کرد، نگران دین نبودید؟ کدام‌یک را شماتت کردید؟
6-  آقای نصیری! اگر سنگ عدالت علی را به سینه می‌زنید، از عقلانیت و معنویت او و اخلاق و سلوک‌ش هم بگویید و درس بگیرید؛ وگرنه شما هم به مظلومیت آن امام تا امروز دامن زده‌اید. چهره آن عدالت‌طلبی که هم‌سنگر دنیاطلبان شده، برای ما تصویری تلخ و گزنده است ولی امیدوارم در بیابان سرگردانی نمانید و به چاه شبهه نیفتید. اگر در راه خود و گام‌هایی که برمی‌دارید صادقید، اولاً از جناب آقای نظافت پوزش بخواهید، ثانیاً فرصتی برای گفت‌وگو فراهم کنید تا آنچه از سیره حکیمانه علوی در مورد عدالت درست است، برای مخاطبان چهره بنماید.

captcha
شماره‌های پیشین