sobhe-no.ir
1340
یکشنبه، ۲۶ دی ۱۴۰۰
13
«صبح‌نو» در روز ناشران کتاب به پدیده «خودناشری» پرداخته است

«ناشرمؤلف» در برابر گلادیاتورهای نشر

مرضیه کیان / فارغ از دلنوشته‌ها و خاطرات شخصی که در صفحه نوت گوشی‌های هوشمند باقی می‌ماند یا در سالنامه‌ها نوشته می‌شود و در گنجه‌ها خاک می‌خورد، غالب نوشته‌ها با این انگیزه که در برابر مخاطب قرار گیرد و بخواند و نظر بدهد، نوشته می‌شوند؛ حالا می‌خواهد در صفحات فضای مجازی شخصی باشد، در قالب یادداشت در سایت‌ها منتشر شود یا به‌صورت کتابچه یا کتاب در اختیار خواننده‌ها قرار بگیرد. اگر با دید گسترده‌تر به این موضوع نگاه شود، نویسنده‌ها با هدف منتشر شدن مطالب‌شان به‌صورت کتاب یا کتابچه دست‌به‌قلم می‌شوند و مطلوب‌ترین شکل این موضوع را زمانی می‌بینند که یک انتشاراتی زحمت نشر اثر را به‌عهده بگیرد. پس اگر نویسنده‌ای بخواهد کتابش را چاپ کند، این «ناشر» است که چاره کار اوست؛ البته که باید اثرش از نظر رعایت استانداردها، تایید شود تا به انتشار برسد. گاهی مولف‌ها به دلایل متعدد مثل اختلاف‌نظر با ناشر یا عدم تایید محتوای اثر جهت صدور مجوز نشر، اثرشان را به‌صورت شخصی منتشر می‌کنند که به این پدیده «خودناشری» یا «ناشرمولف» گفته می‌شود.

پدیده «ناشرمولف» راهی برای شکستن جریان‌اصلی نشر کتاب

«ناشرمولف» پدیده‌ای است قانونی اما...

حسام آبنوس

صبح نو

پدیده «ناشرمولف» راهی برای شکستن جریان‌اصلی نشر کتاب

«ناشرمولف» پدیده‌ای است قانونی اما...

حسام آبنوس

«ناشرمولف»، مثبت یا منفی؟ مساله این است! آیا «ناشرمولف» یا اصطلاح «خودناشر» که تا همین یکی، دو روز پیش به گوشم نخورده بود، پدیده خوبی است یا باید دقیق‌تر به آن نگاه کنیم و درباره عیوب آن نیز حرف بزنیم؟ هرچند نگاه انتقادی داشتن، بد نیست و اساسا با همین نگاه انتقادی باید به امور نگاه کرد تا از یک طرف بام به پایین نیفتیم.
«ناشرمولف» پدیده‌ای است قانونی، در «ویکی‌پدیا» درباره‌اش نوشته‌اند: «ناشرمولف عنوان رسمی مربوط به ناشری است که مجوز نشر بنگاهی یا سازمانی نداشته باشد و شخص حقیقی باشد. معمولا کتاب‌هایی که افراد عادی یا معروف، با هزینه شخصی و بدون حمایت رسمی سازمان‌ها و نهادها مجوز می‌گیرند و منتشر می‌کنند نام ناشر در صفحه شناسنامه کتاب به‌صورت ناشرمولف درج می‌شود.»
با توجه به این تعریف دو گروه اصلی به‌صورت «ناشرمولف» کتاب‌شان را منتشر می‌کنند. یکی چهره‌های سرشناس و دیگری افرادی که در هیچ زمینه‌ای شناخته‌شده نیستند. چهره‌های سرشناس از آنجا که از فروش کتاب‌شان مطمئن هستند ترجیح می‌دهند به این روش کتاب‌شان را منتشر کنند تا عواید مالی کتاب مستقیم به خودشان برسد و از سوی دیگر، افرادی که سرشناس نیستند هم به این روش کتاب‌شان را منتشر می‌کنند؛ زیرا ناشران معمولا تمایلی به همکاری با آن‌ها ندارند و کتب‌شان در بررسی‌های فنی ناشر مردود می‌شود؛ زیرا احتمالا صرفه اقتصادی ندارد. هرچند دلایل فنی نیز می‌تواند عامل مردود شدن یک کتاب باشد ولی همان دلایل فنی نیز ریشه در صرفه اقتصادی دارد؛ کتاب‌های بسیاری سراغ داریم که از نظر فنی دارای ایرادات بسیار است ولی ناشران معتبر آن‌ها را منتشر می‌کنند، در اینجا معمولا ناشران به این فکر می‌کنند که یک اثر با ضعف‌ها و ایرادهای فنی می‌تواند هزینه‌های خودش را برای آن‌ها بازگرداند. شاید خالی از لطف نباشد یادآوری کنم افرادی مانند «فروغ فرخزاد» یا «احمد شاملو» اولین کتاب‌شان را به صورت «ناشرمولف» منتشر کرده بودند. پس می‌بینیم که «ناشرمولف» خیلی اتفاق عجیب و نوظهوری نیست. بهتر است خیلی از ماجرا دور نشویم.
 
راهی برای بیان آزادانه افکار
«ناشرمولف» می‌تواند گروه‌های دیگری را نیز شامل شود؛ مثلا گروهی که از حیث ایدئولوژیک کسی مایل به همکاری با آن‌ها نیست یا اگر از حیث ایدئولوژیک همسو است ولی مباحثی را مطرح می‌کنند که می‌تواند مخاطبان ناشر را تحت‌تاثیر قرار دهد؛ ازاین‌رو این افراد نیز به‌صورت «ناشرمولف» دست‌به‌انتشار کتاب می‌زنند. البته برخی نویسندگان که فروش خوبی هم دارند ولی متهم به «زردنویسی» می‌شوند نیز در دسته «ناشرمولف»ها فعالیت می‌کنند و کتاب‌های‌شان را از این طریق به بازار نشر می‌رسانند.
در نگاه اول، «ناشرمولف» یک راه برای بیان افکار و رساندن صدا به گوش مخاطبان است. درواقع «ناشرمولف» با این کار دست به خطر می‌زند؛ زیرا ممکن است در این فضای رنگارنگ کتاب‌ها صدایش به گوش کسی نرسد ولی به‌هرحال بهتر از این است که همیشه بابت اینکه صدایش را بازتاب نداده خودش را سرزنش کند. درواقع این روش راهکاری برای مقابله با «تک‌صدایی» است؛ زیرا ناشران به دلایل مختلف نماینده صداهایی هستند که با آن‌ها همسوترند و در این میان ممکن است کسی حرفی داشته باشد که با سیاست هیچ ناشری در فعالیت نشرش همخوان نباشد. از این زاویه اگر به «ناشرمولف» نگاه کنیم اتفاق مثبتی است؛ زیرا هرکس که بتواند مجوزهای انتشار اثرش را بگیرد می‌تواند خیالش راحت باشد که صدایش را به گوش مخاطبانش رسانده یا خواهد رساند. درواقع آن‌ها دیگر در پیچ‌وخم تایید کتاب‌شان در موسسات انتشاراتی نمی‌افتند. اگر مولفی بتواند هزینه‌های تولید، توزیع و تبلیغات کتابش را تامین کند، «ناشرمولف» بهترین راه برای انتشار یک اثر است.
 
محکی به نام «ناشرمولف»
 از زاویه نویسندگان اگر به پدیده «ناشرمولف» نگاه کنیم هم این پدیده چندان عجیب و غریب نیست. نویسندگانی که به اصطلاح با سنگ‌اندازی‌های ناشران مواجه می‌شوند و بهانه‌های فنی مانع رسیدن کتاب‌های‌شان با هر کیفیتی به بازار کتاب می‌شود از این راه می‌توانند خود و اثرشان را محک بزنند و برای تجربه‌های بعدی با شناخت بهتری دست‌به‌کار شوند؛ زیرا شاید تصور این باشد مافیا بر نشر حاکم است و کارهای نویسندگانی که در این دسته‌ها نیستند منتشر نمی‌شود، با این روش نویسنده می‌تواند ثابت کند آیا چنین است یا دلایل ناشر برای نداشتن کیفیت فنی و نکاتی از این قبیل درست است.
آنچه در فضای کتاب به‌عنوان یک آسیب از ماجرای «ناشرمولف»ها باید از آن یاد کرد سردرگمی مخاطب است. مخاطب در این آشفته‌بازار ممکن است نتواند تشخیص دهد که اثری که ازسوی مولف به‌صورت «ناشرمولف» منتشر شده ارزشمند است یا نیست و خودش باید دست به محک اثر بزند که این امر مستلزم صرف هزینه‌های مادی و معنوی است تا به این تشخیص برسد. هرچند این ماجرا متوجه «ناشرمولف»ها نیست و کتبی که ناشران اسم‌و‌رسم‌دار نیز منتشر می‌کنند چنین نیازی دارند اما آنجا اعتبار یک ناشر و همچنین مخاطبانش می‌تواند برای مخاطب راهگشا باشد؛ زیرا کتابی که یک ناشر شناخته‌شده منتشر می‌کند مخاطبانی دارد که می‌توان از بازخوردهای آن‌ها به جمع‌بندی رسید ولی برای کتبی که به‌صورت «ناشرمولف» منتشر می‌شود چنین امکانی فراهم نیست.
درمجموع پدیده «ناشرمولف»‌ها اتفاقی است که می‌تواند مانع از ایجاد تک‌صدایی شود و «جریان اصلی» را به‌نفع انتشار آزادانه افکار و نظرات از دور خارج کند، هرچند مساله‌ای که در این مدل وجود دارد این است که یک اثر «ناشرمولف» باید با دست خالی مقابل گلادیاتورهای نشر مبارزه کند تا سهمش را بگیرد.
 

captcha
شماره‌های پیشین