sobhe-no.ir
1338
چهارشنبه، ۲۲ دی ۱۴۰۰
13
گفت‌وگوی «صبح‌نو» با « بابک پرهام» کارگردان نمایش «تملیخا»

جنی، گیر افتاده در عذاب تکرار

سمانه استاد / «تملیخا» یکی از اجنه است که در برزخ گیر افتاده و محکوم است که داستان زندگی و خاطرات تلخش را مدام مرور کند. این خلاصه‌ای از نمایش «تملیخا» است که این روزها در کارگاه نمایش مجموعه تئاترشهر به روی صحنه رفته است. کارگردان این اثر، «بابک پرهام» دبیر نشر نیو، نویسنده، مترجم و فعال در عرصه تئاتر است. یکی از ویژگی‌های اصلی این نمایش توانایی تک‌بازیگر آن روی صحنه است. «سمن قناد» در این نمایش به‌خوبی توانایی و استعداد خود در بازیگری را به مخاطب نشان داده و در نقش جن‌گیر افتاده در عذاب تکرار خوش ظاهر می‌شود. «تملیخا» اولین اثر «بابک پرهام» در مقام کارگردانی است و او از دلایل اجرا بردن این متن و انتخاب «سمن قناد» در نقش تک‌بازیگر نمایش «تملیخا» به «صبح‌نو» چنین می‌گوید:

خبر

حداقل دستمزد فیلمنامه‌نویسان ۲۰۰میلیون تومان شد

صبح نو

گفت‌وگوی «صبح‌نو» با « بابک پرهام» کارگردان نمایش «تملیخا»

جنی، گیر افتاده در عذاب تکرار

سمانه استاد / «تملیخا» یکی از اجنه است که در برزخ گیر افتاده و محکوم است که داستان زندگی و خاطرات تلخش را مدام مرور کند. این خلاصه‌ای از نمایش «تملیخا» است که این روزها در کارگاه نمایش مجموعه تئاترشهر به روی صحنه رفته است. کارگردان این اثر، «بابک پرهام» دبیر نشر نیو، نویسنده، مترجم و فعال در عرصه تئاتر است. یکی از ویژگی‌های اصلی این نمایش توانایی تک‌بازیگر آن روی صحنه است. «سمن قناد» در این نمایش به‌خوبی توانایی و استعداد خود در بازیگری را به مخاطب نشان داده و در نقش جن‌گیر افتاده در عذاب تکرار خوش ظاهر می‌شود. «تملیخا» اولین اثر «بابک پرهام» در مقام کارگردانی است و او از دلایل اجرا بردن این متن و انتخاب «سمن قناد» در نقش تک‌بازیگر نمایش «تملیخا» به «صبح‌نو» چنین می‌گوید:

نام نمایش واژه‌ای جدید و متفاوت است. «تملیخا» چه معنایی دارد؟
«تملیخا» یک واژه خاص است اما درباره اینکه در میان اجنه شخصی به این نام وجود دارد یا نه اطلاعی ندارم. این نام را نویسنده کار، آقای «محمدرضا آزادفرد» خلق کرده و یک نام ابداعی است. کلمه اصلی که نویسنده از آن استفاده کرده «تلمیخا» است که او آن را به «تملیخا» تغییر داد. دراین‌باره که آیا واژه تلمیخا ازلحاظ زبانی و تاریخی وجودش ثابت شده است، اطلاعی ندارم.
 
چه شد که نمایشنامه «تملیخا» از آقای آزادفرد را برای اجرا انتخاب کردید؟
این نمایشنامه یکی از 580نمایشنامه‌ای بود که برای چاپ به نشر نیو ارسال شده و باید آن را می‌خواندم. زبان این نمایش و همین‌طور ترکیب یک اسطوره روزمرگی با یک اسطوره دینی به نظرم جذاب بود. احساس کردم می‌توانم اجرای خوبی از این نمایشنامه داشته باشم و در این راستا به محمدرضا آزادفرد پیشنهاد تولید این اثر را دادم و او نیز موافقت کرد.
 
پیش‌تر نیز این نمایشنامه با گروهی از بازیگران به روی صحنه 
رفته بود. آیا «تملیخا» یک نمایشنامه تک‌نفره است یا شما آن را به‌صورت تک‌نفره روی صحنه آوردید؟
این نمایشنامه دو ورژن دارد که یکی از آن‌ها مونولوگ است. محوریت داستان هر دو نمایشنامه یکی است اما در نسخه دیگر شخصیت‌های دیگری مانند ساحری به نام شنتیا نیز اضافه شده است.
 
یکی از ویژگی‌های اصلی کار بازی خوب بازیگر این نمایش بود. «سمن قناد» را براساس چه معیارهایی برای بازی در این نقش انتخاب کردید؟
«سمن قناد» در نمایش قبلی‌ام به نام «شنا در حوض زالو» حضور داشت؛ نمایشی که متاسفانه به اجرا نرسید و توقیف شد. من این بازیگر را از آن زمان می‌شناختم و به توانایی او در بیان و بدن آگاه بودم. زمانی که می‌خواستم این نمایشنامه را به یک اثر اجرایی تبدیل کنم دو نفر در ذهنم بودند؛ ایمان اصفهانی و سمن قناد و چون می‌خواستم جنسیت‌زدایی کنم، سمن را انتخاب کردم.
 
چه شد که به این شکل از اجرا برای این نمایشنامه رسیدید؟
پیش از آنکه بخواهم هر اثری را اجرا کنم، تمام المان‌ها را پیدا می‌کنم، اینکه با چه ایده، روش اجرایی و سبکی می‌خواهم کار کنم. از ابتدا که این نمایشنامه را خواندم می‌دانستم که می‌خواهم یک کار گروتسک روی صحنه ببرم و برای این کار به بازیگری نیاز داشتم که بدن آماده‌ای داشته باشد. در این راستا، طراحی نور و گریم را هم به این سمت بردم. ازآنجایی‌که اجرای ما مونولوگ بود می‌خواستم تمرکز اصلی روی بازیگر باشد به سمت تئاتر بی‌چیز حرکت کردیم اما کمی بعد احساس کردم وجود بشکه و زنجیر به‌لحاظ سمبولیک می‌تواند کمک‌کننده باشد؛ پس آن‌ها را به صحنه اضافه کردم و یک اثر مینیمال به لحاظ اجرایی خلق کردیم.
 
در این کار صداسازی نیز صورت گرفته است. چرا؟
به دلیل موضوع جنسیت‌زدایی که در ابتدا اشاره کردم.
«تملیخا» نمایشی کوتاه، مفید و مختصر است. بازخوردها به این نمایش تا امروز چطور بود؟
بازخوردها بسیار خوب بود. برخی از مخاطبان انتظار نداشتند از من کار مذهبی ببینند اما آن‌ها نیز اذعان کردند که کار ازلحاظ کارگردانی، بازی و نورپردازی کار خوبی است.
 
آیا بخش مذهبی را شما به کار اضافه کردید یا در نمایشنامه وجود داشت؟
این موضوع در نمایشنامه وجود داشت. من تنها سه کلمه به کار اضافه کردم. به این دلیل که می‌خواستم جنسیت‌زدایی کنم، کلمه نرینگی را به کار اضافه کردم.  درجایی دیگر نیز جمله‌ای وجود داشت که به آن کلمه کینه را اضافه کردم، «من آن کینه را از مرارت روزگار حفظ کردم». این کلمات را به خاطر مفهوم شدن کار اضافه کردم و جز این‌ها تغییر دیگری در متن ندادم.
 
تا کمی پیش از انتهای نمایش مخاطب متوجه نمی‌شود که نمایشی مذهبی می‌بیند؛ زیرا انتظاری که او از نمایش مذهبی دارد چیز دیگری است. چرا المان‌های یک نمایش مذهبی در کار شما وجود ندارد؟
به این دلیل که نمی‌توان این نمایش را مذهبی دانست. همچون نمایشنامه «روز واقعه» از آقای بهرام بیضایی، این نمایش نیز با تکیه بر نفرین روزمرگی و ازلحاظ دراماتیک با تکیه بر عشق شکست‌خورده‌ای که به کینه بدل شده، داستان را جلو برده است. نمونه‌های نفرین روزمرگی در اسطوره‌هایی مانند سیزیف، لوکی اسطوره اسکاندیناوی و پرومته در افسانه‌های یونانی نیز می‌توان دید.
 
در کارگردانی این نمایش تک‌نفره با چه چالش‌هایی روبه‌رو بودید؟
فکر نمی‌کنم هیچ کارگردانی در کار کردن با سمن قناد به مشکل بخورد، چه در یک کار تک‌نفره و چه در یک کار گروهی. او بازیگری منظم، پرتلاش، بااستعداد و پرتوان است و هر آنچه را من در ذهنم داشتم اجرایی کرد.
 
چرا کارگاه نمایش مجموعه تئاتر‌شهر را از میان دیگر سالن‌های تئاتری برای این اجرا انتخاب کردید؟
به‌خاطر نور و مساحتی که این سالن دارد. یکی، دو روز قبل از اجرای نمایش، ظرفیت سالن صددرصد شد اما من ترجیحم این بود مخاطب کمتری در سالن حضور داشته باشد. می‌خواستم تماشاگر کمتری داشته باشم تا بتوانم فضای گروتسکی را مدنظر دارم ایجاد کنم و تاثیر این فضای وحشت روی مخاطب را بیشتر کنم. در سوی دیگر معمولا سالن‌های کوچک تئاتری ما نور خوبی ندارند اما کارگاه نمایش نور و آکوستیک خوبی دارد. ما ابتدا قصد داشتیم در سالن محراب اجرا برویم ولی آکوستیک این سالن برای این اجرا مناسب نبود و به همین دلیل کارگاه نمایش را انتخاب کردیم.
 
پس از این چه کارهای دیگری را از شما خواهیم دید؟
من سال آینده سه نمایش را به اجرا خواهم رساند. در فروردین‌ماه متنی از خودم را در سالن محراب روی صحنه خواهم برد که پروژه فارغ‌التحصیلی هنرجویان مدرسه تئاتر بهار‌امید محسوب می‌شود. نمایش دیگری را نیز با بازی سمن قناد خواهیم داشت و احتمالا نمایش «سترونانگی» را که یک‌سال است در حال تمرین آن هستیم در یکی از سالن‌های خصوصی نظیر سپند یا نوفل‌لوشاتو به اجرا برسانیم.

زبان این نمایش و همین‌طور ترکیب یک اسطوره روزمرگی با یک اسطوره دینی به نظرم جذاب بود، احساس کردم می‌توانم اجرای خوبی از این نمایشنامه داشته باشم

captcha
شماره‌های پیشین