sobhe-no.ir
1337
سه شنبه، ۲۱ دی ۱۴۰۰
12
«صبح‌نو» فیلم سینمایی «جنایت بی‌دقت» ساخته شهرام مکری را بررسی می‌کند

آتش‌بازی بی‌دقت

بیست‌وهشتم مردادماه 1357 برای ما ایرانیان یادآور خاطره تلخ آتش‌سوزی سینمارکس آبادان است که در آن حدود 400نفر از هموطنان‌مان جان باختند. مسوول اصلی این آتش‌سوزی حسین تکبعلی‌زاده بود که به همراه سه نفر دیگر از دوستانش سینمارکس را آتش زد و تنها کسی بود که از بین آن چهار نفر زنده ماند. سه نفر دیگر در آتشی که خود افروخته بودند جان باختند. این شخصیت در این سال‌ها دست‌مایه بسیاری از داستان‌ها و فیلم‌ها شده است. تکبعلی در فیلم «جنایت بی‌دقت»، ساخته «شهرام مکری» نیز نقش اصلی را بازی می‌کند. در ادامه به بررسی فیلم «جنایت بی دقت» و کارنامه «شهرام مکری» می‌پردازیم. شهرام مکری ازجمله فیلمسازانی است که دنباله‌روهای بسیاری دارد. نحوه فیلمسازی او روی بسیاری از فیلمسازان نسل جوان تاثیر دارد. مکری به‌دلیل دو مولفه در کارهایش به فیلمسازی مولف تبدیل شده است؛ اول به این خاطر که بسیاری از فیلم‌هایش یک سکانس پلان طولانی است و دیگر به دلیل فرم دایره‌وار او در فیلمسازی.

نگاه

این فیلم ادامه کارهای قبلی‌ام است

فیلم سینمایی «جنایت بی‌دقت» یکی از سه نماینده سینمای ایران در هفتادوهفتمین جشنواره بین‌المللی فیلم ونیز بود؛ فیلمی که در بخش «افق‌ها» روی پرده رفت و توانست جایزه بهترین فیلمنامه اورجینال ازسوی انجمن منتقدان مستقل را برای نسیم احمدپور و شهرام مکری، نویسندگان فیلمنامه این فیلم به ارمغان بیاورد. به گزارش همشهری‌آنلاین، بخشی از صحبت‌های شهرام مکری را به این بهانه می‌خوانید:

نقد

روزمرگی کاذب

یادداشت

گسستگی ارتباط حسی تماشاگر با فیلم

صبح نو

یادداشت

گسستگی ارتباط حسی تماشاگر با فیلم

 سیداحسان عمادی نیز در فیلیمو درباره «جنایت بی‌دقت» نوشته است: «نپرسید پس فیلمساز برای زنده کردن شخصیت‌ها و روایتش چه باید می‌کرد؟ چنین سوالی برای چنین فیلمی، پاسخی پیش‌ساخته و آماده ندارد که اگر داشت و می‌شد فرمولش را نوشت، دیگر فیلم «متفاوتی» نمی‌شد. شهرام مکری باید اصول موضوعه جهان فیلمش را شخصا وضع می‌کرد و منطق درونی‌اش را خودش می‌ساخت. حالا اما از این گذرگاه دشوار به سلامت عبور نکرده و به همین دلیل ارتباط حسی تماشاگر در تمام لحظات فیلمش با آن گسسته است. آزمودنش چندان پیچیده نیست: اگر فیلم موفق شده بود دستگاه مختصات ویژه خودش را بسازد، روایتش را هم می‌شد با انتظار و توقعی دنبال کرد. حدس‌هایی برای اتفاقات جلوتر فیلم زد و پیش‌بینی کرد که در ادامه چه خواهد شد، و بعد از تحقق (یا عدم تحقق)‌شان لذت برد (یا غافلگیر شد.) اما موقع تماشای فیلم جنایت بی‌دقت، چنین اتفاقی برای‌مان نمی‌افتد. فیلم در هرلحظه از هر سکانس و فصل و زمان و مکانی، می‌تواند به سکانس، فصل، زمان و مکانی دیگر بپرد و ما هرگز نمی‌توانیم بفهمیم چرا و چطور و با چه منطقی. چون متر و معیاری،‌ نقطه مبدأ و مرجعی در جهان خود فیلم وجود ندارد که رفت‌وبرگشت‌ها و عقب و جلو شدن‌هایش را با آن بسنجیم. همین‌هاست که ما را با فاصله‌ای بس بعید از آدم‌های فیلم، از رویدادهایش، و از لغزیدنش بین این سه زمان و مکان نگه می‌دارد.
اتفاقا مکری برای نگارش فیلمنامه‌ای به این سختی، کاملا ریاضی و فرموله پیش رفته است. انگار روی وایت‌بردی در سه «قائمه» کنار هم، عنوان سه خط روایی‌اش را نوشته و بعد زیر هرکدام، عناصر و خطوط اصلی و فرعی‌شان را فهرست 
کرده و دست‌آخر هم با دلیل و بی‌دلیل، منطقی یا تصادفی، آن‌ها را در دل هم بر زده و بین هم پخش‌شان کرده است. به‌این‌ترتیب است که مثلا قصه ترک اعتیاد تکبعلی، به شکلی دیگر در فیلم به نمایش در‌آمده در سالن هم تکرار می‌شود، یا تکبعلی از آبادان سال۵۷ تا زیرزمین‌های موزه سینمای سال۹۹، همچنان به‌دنبال عبدالله بقا می‌گردد.»

captcha
شماره‌های پیشین