sobhe-no.ir
1303
چهارشنبه، ۰۳ آذر ۱۴۰۰
14
گفت‌وگوی «صبح‌نو» با «وحید خسروی» و «امیرحسین انصافی» کارگردان و بازیگر نمایش «حیاط خانه ما»

بازگشت به ریشه‌های کهن

احمدرضا حجارزاده / نمایش «حیاط خانه ما» به نویسندگی و کارگردانی وحید خسروی که از یازدهم آبان‌ماه در مرکز تئاتر کودک و نوجوان کانون پرورش فکری روی صحنه رفته بود، به‌دلیل استقبال تماشاگران تا روز پنجم آذرماه تمدید شد. این نمایش که با بازی خوب امیرحسین انصافی به‌صورت تک‌نفره اجرا می‌شود، پیش‌تر موفق به کسب جایزه تندیس بهترین بازیگر مرد از جشنواره تئاتر کودک‌ونوجوان همدان شده بود. انصافی در این نمایش با هنرمندی تمام شیوه‌های نمایش سنتی و آیینی را روی صحنه پیاده می‌کند تا این هنر اصیل ایرانی به مخاطبان کم‌سن‌‎وسال نسل جدید نیز معرفی شود و از یاد نرود. به این بهانه، گفت‌وگویی با وحید خسروی و امیرحسین انصافی،کارگردان و بازیگر نمایش «حیاط خانه ما» داشته‌ایم.

صبح نو

گفت‌وگوی «صبح‌نو» با «وحید خسروی» و «امیرحسین انصافی» کارگردان و بازیگر نمایش «حیاط خانه ما»

بازگشت به ریشه‌های کهن

احمدرضا حجارزاده / نمایش «حیاط خانه ما» به نویسندگی و کارگردانی وحید خسروی که از یازدهم آبان‌ماه در مرکز تئاتر کودک و نوجوان کانون پرورش فکری روی صحنه رفته بود، به‌دلیل استقبال تماشاگران تا روز پنجم آذرماه تمدید شد. این نمایش که با بازی خوب امیرحسین انصافی به‌صورت تک‌نفره اجرا می‌شود، پیش‌تر موفق به کسب جایزه تندیس بهترین بازیگر مرد از جشنواره تئاتر کودک‌ونوجوان همدان شده بود. انصافی در این نمایش با هنرمندی تمام شیوه‌های نمایش سنتی و آیینی را روی صحنه پیاده می‌کند تا این هنر اصیل ایرانی به مخاطبان کم‌سن‌‎وسال نسل جدید نیز معرفی شود و از یاد نرود. به این بهانه، گفت‌وگویی با وحید خسروی و امیرحسین انصافی،کارگردان و بازیگر نمایش «حیاط خانه ما» داشته‌ایم.

 وحید خسروی (کارگردان): 
چالش تلفیق سنت و مدرنیته 
 
ایده نمایش «حیاط خانه ما» با تمرکز بر آموزش رنگ‌ها چگونه در ذهن‌تان شکل گرفت؟
«حیاط خانه ما» عنوان قصه‌ای است نوشته خانم زهره پریرخ، البته نه با این شلوغی و پر از کاراکتر. آن متن، یک قصه مینی‌مال است که چنین اتفاقی در آن رخ می‌دهد. برای تبدیل‌کردن یک قصه به درام و نمایش، باید یکسری فرایند انجام می‌شد. من آن قصه را خیلی دوست داشتم، چون از زوایای مختلف می‌شد این قصه را نگاه کرد و برداشت‌های متفاوت داشت. ظاهر امر قصه، آموزش تلفیق رنگ‌هاست اما در بطن متن اتفاقات عمیق‌تر و تاثیرگذارتری وجود داشت. بااین‌حال خیلی با آن ارتباط گرفته بودم.
 
چه شد که تصمیم گرفتید این نمایش را برای خردسال کار کنید؟
کارکردن برای خردسال بسیار سخت است، چون سنی است که باید خیلی محتاطانه با او درباره مسائل صحبت و برخورد کرد. قصه‌ها و نمایش‌ها عموما برای گروه سنی کودک و نوجوان به بالاست، یعنی درباره خردسال بسیار کم کار شده! تعداد قصه‌های خردسال در تناسب با قصه‌های کودک و نوجوان خیلی کمتر است. بین قصه‌های خردسالی که من مطالعه کرده بودم، این قصه خیلی برایم جذاب بود و به دلم نشست. همیشه به این اعتقاد دارم «هرچه از دل برآید، لاجرم بر دل نشیند». پس وقتی این قصه به دل ما نشسته، احتمالا به دل مخاطب هم می‌نشیند.
 
در شیوه اجرایی نمایش چطور به سبک نمایش‌های آیینی و سنتی ایران رسیدید و آن مفهوم را در این قالب عرضه کردید؟
من به‌شخصه معتقدم سنت نه می‌تواند کاملا درست باشد و نه می‌تواند کاملا رد شود. ما در هر دوره‌ای نیازمند اتفاقات بنیادی، سنتی و ریشه‌ای‌مان در کنار اتفاق‌های به‌روز هستیم که می‌توانیم این دو را به هم وصل کنیم. اتفاقات ریشه‌ای و سنتی ما که یک خانه حیاط‌دار است، لحن اجرایی امیرحسین انصافی در ابتدای نمایش به‌صورت نقالی است و تکنیک اجرایی پاپ‌آپ که می‌شود گفت جدیدترین و به‌روزترین تکنیک اجرایی نمایش است، یکدیگر را تکمیل و برای جذابیت بیشتر به هم کمک کردند. آیین و سنت در کنار این اتفاق مدرن و مد روز با هم چفت شدند و اتفاقا این خودش چالشی برای ما بود که چطور این دو را به هم وصل کنیم. خوشبختانه این اتفاق افتاد و وصل قشنگی صورت گرفت، به این دلیل که ما الان با استفاده از پاپ‌آپ می‌توانیم تصاویر بهتر و جذاب‌تری از آن حیاط سنتی و اتفاق‌های درون آن نشان بدهیم. شاید اگر می‌خواستیم به شکل کلاسیک با ماجرا برخورد کنیم، این‌طور بود که دکور یک حیاط را می‌ساختیم و همه ماجرا در آن اتفاق می‌افتاد ولی پاپ‌آپ این امکان را به ما می‌دهد که ورق بزنیم و زوم کنیم روی بخشی که مثلا دوچرخه قرار دارد یا زوم کنیم روی حوض، پیراهن و غیره. در پاپ‌آپ، امکان زوم‌کردن و پررنگ‌کردن به ما کمک کرد تا ارتباط بهتری با مخاطب داشته باشیم.
 
آقای خسروی، باوجودی که نمایش شما 
در خلال روایت قصه، فضایی شاد و موزیکال دارد اما برخی مفاهیم در داستان وجود دارند که شاید برای مخاطب خردسال قابل‌درک نباشند؛ مثل اشاره به واژه «منزل» (به‌جای همسر) و اینکه مرد کاری نمی‌کند و همه وظایف برعهده زن خانه است! این مفاهیم در اصل قصه هم وجود داشت یا در پروسه تمرین‌ها اضافه شدند؟
 نه، این‌ها در اصل قصه نیست. ما در جریان تمرین به این موضوع رسیدیم. اگر دقت کرده باشید، کاراکتر مرد خانه اول می‌گوید منزل ما کجاست؟ بعد می‌گوید عیال، بعد می‌گوید همسر و بعد خانم خانه! درنهایت امیرحسین توضیح می‌دهد که «بچه‌ها در قدیم از این واژه‌ها استفاده می‌شد»! یعنی این‌گونه نگاه کردیم که در قدیمی‌ترین حالت ممکن، مرد به همسرش می‌گفته «منزل»! بعد آرام‌آرام این کلمه تعدیل شد و گفتند: عیال، بعد مادر بچه‌ها و همسر و... تا امروز که خیلی عادی همدیگر را صدا می‌زنند. قصد ما این بود که هم سیر این تغییرات را نشان بدهیم، هم درنهایت بگوییم آن رفتار مردسالارانه و پدرسالارانه، شاید رفتار صحیحی نبوده که همه کارها بر دوش یک نفر باشد که می‌بینیم راوی اعتراض می‌کند و می‌گوید: «همه کارها را که خانم خانه انجام می‌دهد. پس شما چه کار می‌کنید؟!»، یعنی به تقسیم کار در خانه اشاره می‌شود اما مساله ما این نبود که بخواهیم روی آن زوم کنیم ولی چون برای ما مهم بود، سعی کردیم اشاره‌ای به آن داشته باشیم.
 
درمورد انتخاب بازیگر بفرمایید آقای امیرحسین انصافی بر مبنای کدام ویژگی‌ها برای اجرای این نقش انتخاب شدند؟
این نمایش برای بحث بازیگری و شیوه اجرایی، چندین کاندیدا داشت. ابتدایی‌ترینش این بود که با چند بازیگر اتفاق بیفتد، یعنی نقش پدر، بازیگر خودش را داشته باشد، مادر و کاراکترهای دیگر نیز هرکدام مجزا باشند. این مدل طی گفت‌وگوهای اولیه رد شد و شروع کردیم به اتودزدن که مثلا با دو نفر ادامه بدهیم اما باز در فرایند تمرین و اتودها، این انتخاب هم تعدیل شد و به یک بازیگر رسیدیم. خب طبیعتا تعداد افرادی که می‌توانند چند صدا داشته باشند و چند تیپ کاراکتر را بازی کنند، زیاد نیست. از بین این تعداد کم، یکی از آدم‌های توانمند آقای انصافی است؛ البته ایشان ابتدا آهنگساز و شاعر کار بودند ولی باید در جریان همه‌چیز قرار می‌گرفتند تا بتوانند آهنگ و ترانه و ریتم لازم را برای کار بسازند. یک روز از ایشان خواهش کردم این نقش را اتود بزنند و همان روز به‌قدری اتود ایشان فوق‌العاده بود که تصمیم گرفتیم اجرای نقش را برعهده او بگذاریم.
 
 امیرحسین انصافی (بازیگر): 
مخاطب نمایش ما
 خردسال و کودک است
 
نخستین مواجهه شما با نمایشنامه «حیاط خانه ما» چگونه بود و برای رسیدن به نقش قصه‌گو چه روندی را طی کردید؟
اول قرار بود من فقط شاعر و آهنگساز این کار باشم. به همین دلیل، در جلسات تمرین حاضر می‌شدم. این نمایش ابتدا بازیگر دیگری داشت. از فضای حیاط خانه، آکسسواری که با آن بازی می‌کنیم و ریتم آهنگین کار، پیداست فضای نمایش کاملا ایرانی است. بعد در پروسه تمرین، ایده‌هایی دادم، مثل استفاده از انگشت شست با نور رنگی! چون قرار بود برای قرمزی عروسک ساخته بشود یا مثلا با گوشه شال صحبت کنم یا ساده‌ترین شکل آن، یعنی عروسک‌های دستکشی. حتی برای سبک اجرا پیشنهادهایی دادم و درنهایت آقای خسروی و بازیگر قبلی گفتند شما گزینه بهتری برای این نقش هستی! این ماجرا مربوط به اوایل سال98 است که نمایش را آماده کردیم برای اجرا در جشنواره کودک و نوجوان تئاتر همدان که آنجا نمایش ما در بخش خردسال، کاندیدای کارگردانی و برنده تندیس بازیگری مرد شد. «حیاط خانه ما» در چند جشنواره قصه‌گویی اجرا رفت و همچنین مراکزی مثل بیمارستان قلب و جم‌سنتر که مرکز کودک است و چند جای دیگر به سفارش خود کانون. الان هم بعد از بحران کرونا، به اجرای عمومی رسیده‌ایم؛ البته باوجودی که مفاهیم نمایش ساده‌اند، به نظرم خیلی نمی‌توان به آن برچسب خردسال زد. خروجی نمایش، بیشتر خردسال -کودک است.
 
برای تفکیک مخاطب خردسال ایده‌ای در اجرای نمایش داشتید؟
من سعی کردم تا حد ممکن این برچسب نمایش را لحاظ کنم؛ مثلا باوجودی که فضای کار سنتی است ولی موسیقی نمایش خیلی لطیف است و انرژی دارد، یعنی سعی کردیم در همین فضا نمایش را به برچسب خردسال -کودک نزدیک کنیم.
 
نمایشی که این شب‌ها اجرا می‌شود، چه تفاوت‌هایی با اجراهای جشنواره‌ای آن دارد؟
تفاوت خیلی زیادی ندارد اما در همین شب‌ها وقتی دو بار نمایش را ببینید، بار اول با بار دوم قطعا متفاوت است. یک موقع بچه‌های تماشاگر جواب‌ها را می‌گویند، یعنی هنوز به شخصیت باغبان نرسیده‌ام، بچه‌ها می‌پرسند «پس درخت چی؟!». من مجبورم مسیر قصه را عوض کنم. یک وقت دیگر تماشاگر من را به سمت دیگری می‌برند. منظورم این نیست که نمایش مشارکتی است. از بچه‌ها مشارکت می‌طلبیم اما نمایش ما شورایی نیست. بااین‌حال چون فقط یک نفر روی صحنه است و بچه‌ها او را بیشتر به‌شکل مربی، عموقصه‌گو یا بازی‌سازی می‌بینند، نه به‌صورت نمایش، این اجازه را به خودشان می‌دهند که وارد کار شوند و وقتی وارد کار می‌شوند، طبیعتا همه اجراهای ما متفاوت است. این ماجرا باعث می‌شود گاهی از بداهه هم استفاده کنم؛ مثلا امروز شالم را 
جا گذاشتم، یک اتفاقی افتاد، یا حوض ماهی‌ها بنفش بود، مجبور شدم با دیالوگ‌هایی آن را توجیه کنم. در چنین اجراهایی بداهه خیلی کمک می‌کند. درواقع استفاده از تکنیک‌های نمایش ایرانی خیلی به ما کمک می‌کند که یک بخش از آن بداهه‌سرایی است، بخش دیگر ریتم است و بازی‌هایی که مربوط به آن جنس از نمایش است. گفت‌وشنودهایی که من سعی می‌کنم از هم تفکیک‌شان کنم، مثل ریتم بازی‌های نمایش ایرانی است.
 
در تعامل با کارگردان نمایش و رسیدن به این فرم اجرایی، با توجه به سابقه خودتان در نمایش‌های آیینی و سنتی، از چه شیوه‌های بیشتر استفاده کردید؟
از آنجاکه آقای خسروی مربی باسابقه کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان هستند، بیشتر روی موضوعاتی تاکید داشتند که شاید من ازشان غافل بودم. نگاه من بیشتر، نگاه اجراگری است اما ایشان به زیرمتن قصه توجه دارند که در هر آیتم چه موضوعاتی را مطرح کنیم، چون اتفاق‌های نمایش مثل همه قصه‌های قدیمی در یک سیر مشخص تکرار می‌شود، یعنی الان قرمزی رفت پیش حوض و بنفش شد، بعد رفت آنجا، بعد آمد اینجا، یعنی همان سیر قصه‌گویی است ولی باید تفاوتی با هم داشته باشد. من تفاوت را در اجرا لحاظ می‌کردم، کارگردان به لحاظ مضمون و پیام‌هایی که مدنظرشان بود. خیلی تاکید داشتند روی بحث روان‌شناسی و برخورد با خردسال و کودک که در عین فانتزی‌بودن نمایش، ما چگونه این موضوعات را مطرح کنیم که من مرشد به‌عنوان نماینده پدر و مادرها چطور مسائل را مطرح کنم که چیزی دستگیرشان شود، از طرفی هم بچه‌ها یاد بگیرند که مثلا اگر دو تا بچه دعوا می‌کنند، باید چگونه رفتار کنند. اگر یک بزرگ‌تر روبه‌روی بچه‌ است، واکنشش چطور باشد. آقای خسروی روی این نکات خیلی تاکید داشتند. من هم خیلی تلاش کردم از ریتم و رنگ استفاده کنم. نمی‌گویم کار خیلی جادویی است اما سعی کردیم از جادو استفاده کنیم، یعنی آن شست‌ها و تغییر رنگ‌ها با حربه‌های مختلف، فضای اعجاب‌انگیزی را برای‌شان ایجاد کند. در بخش نمایش زنده هم سعی کردیم تا جایی که مشکلی نباشد، از ساز زنده و ضربی‌خوانی، فضای روایت شبه‌نقالی و بازیگوشی‌هایی مثل زن‌پوش‌بودن و جاهلی استفاده کنیم. بااین‌حال اصل شیوه نمایش ایرانی، برای بچه‌ها نیست ولی ما همیشه تاکید داریم این شکل و شیوه را برای آن‌ها نمایش بدهیم. من سال‌ها کارم اجرای نمایش خیمه‌شب‌بازی است. آن شیوه سنتی خیمه‌شب‌بازی که ما در قاجار و پهلوی دیده‌ایم، اصلا مناسب کودک نیست. حتی همان موقع هم مناسب نبود اما آن شکل اجرایی را ما آداپته کردیم و الان در مدارس اجرا می‌بریم و پربازخوردترین سبک اجرای ما آن است. پس وظیفه ماست که آن شکل را به بچه‌ها معرفی کنیم ولی با الگوی امروزی.

خسروی:‌ به شخصه معتقدم سنت نه می‌تواند کاملا درست باشد و نه می‌تواند کاملا رد شود. ما در هر دوره‌ای نیازمند اتفاقات بنیادی، سنتی و ریشه‌ای‌مان در کنار اتفاق‌های به‌روز هستیم که می‌توانیم این دو را به هم وصل کنیم 

captcha
شماره‌های پیشین