sobhe-no.ir
1303
چهارشنبه، ۰۳ آذر ۱۴۰۰
11
مروری بر ژانر وحشت در سینمای ایران به بهانه اکران فیلم «پوست»

چرا نمی‌ترسیم؟

احمدرضا حجارزاده / ‌ میان معدود ژانرهای موجود در سینمای ایران، گونه سینمای وحشت بیش از سایر ژانرها مورد بی‌مهری واقع شده، چون با وجود گام‌های کوچکی که برای شکل‌گیری این ژانر جذاب سینمایی در سال‌های دور برداشته شد، به‌دلیل ضعف ساختاری فیلم‌ها و نوع مواجهه با موضوع‌های مربوط به این ژانر، چنان‌که انتظار می‌رفت از آن‌ها استقبال نشد و تا امروز نیز مهجور باقی مانده است.گرچه گاهی تلاش‌هایی برای تولید فیلم ترسناک در سینمای ایران صورت می‌گیرد که نتیجه‌اش فیلم‌های قابل‌توجه و احترامی می‌شود که در آن کارگردان با شگرد و وسواس‌های خاص خود، ترس تماشاگر را در سالن‌های تاریک رقم می‌زند؛ البته چنین نمونه‌هایی زیاد نیستند. مهم‌ترین آثار در این حیطه فیلم‌هایی مثل «شب بیست‌ونهم»، «خوابگاه دختران»، «اثیری»، «کلبه»، «حریم» و «آل» بودند اما این روزها فیلمی با نام «پوست» به کارگردانی و نویسندگی بهمن و بهرام ارک و تهیه‌کنندگی محمدرضا مصباح روی پرده سینماهاست که از آن با عنوان متفاوت‌ترین اثر سینمای ایران در ژانر وحشت نام می‌برند؛ از این‌رو نگاهی به سینمای وحشت از دیرباز تا امروز داشتیم و در این رابطه با دو منتقد سینما گفت‌وگو کردیم.

صبح نو

مروری بر ژانر وحشت در سینمای ایران به بهانه اکران فیلم «پوست»

چرا نمی‌ترسیم؟

احمدرضا حجارزاده / ‌ میان معدود ژانرهای موجود در سینمای ایران، گونه سینمای وحشت بیش از سایر ژانرها مورد بی‌مهری واقع شده، چون با وجود گام‌های کوچکی که برای شکل‌گیری این ژانر جذاب سینمایی در سال‌های دور برداشته شد، به‌دلیل ضعف ساختاری فیلم‌ها و نوع مواجهه با موضوع‌های مربوط به این ژانر، چنان‌که انتظار می‌رفت از آن‌ها استقبال نشد و تا امروز نیز مهجور باقی مانده است.گرچه گاهی تلاش‌هایی برای تولید فیلم ترسناک در سینمای ایران صورت می‌گیرد که نتیجه‌اش فیلم‌های قابل‌توجه و احترامی می‌شود که در آن کارگردان با شگرد و وسواس‌های خاص خود، ترس تماشاگر را در سالن‌های تاریک رقم می‌زند؛ البته چنین نمونه‌هایی زیاد نیستند. مهم‌ترین آثار در این حیطه فیلم‌هایی مثل «شب بیست‌ونهم»، «خوابگاه دختران»، «اثیری»، «کلبه»، «حریم» و «آل» بودند اما این روزها فیلمی با نام «پوست» به کارگردانی و نویسندگی بهمن و بهرام ارک و تهیه‌کنندگی محمدرضا مصباح روی پرده سینماهاست که از آن با عنوان متفاوت‌ترین اثر سینمای ایران در ژانر وحشت نام می‌برند؛ از این‌رو نگاهی به سینمای وحشت از دیرباز تا امروز داشتیم و در این رابطه با دو منتقد سینما گفت‌وگو کردیم.

جن در سینما؟!
«پیمان قاسم‌خانی»، فیلمنامه‌نویس خلاق سینمای ایران، فیلمنامه کوتاهی دارد به‌نام «تدوینگرها» (چاپ‌شده در شماره314 مجله «فیلم») که یکی از بهترین و کاربردی‌ترین فیلمنامه‌ای است که تاکنون با استفاده از شخصیت «جن» نوشته شده اما ساخته نشده است. گرچه در این فیلمنامه هم به سبک و سیاق دیگر نوشته‌های قاسم‌خانی، کمدی و طنز در پیشبرد داستان نقش اساسی دارد، بااین‌حال فضای ترسناک و جن‌زده فیلمنامه خیلی خوب از کار درآمده است. سینمای وحشت در ایران پیش از انقلاب به نام زنده‌یاد «ساموئل خاچیکیان» رقم خورده، آثاری مانند «چهارراه حوادث»، «ضربت»، «دلهره» و «سرسام» که به‌خاطر فرم بصری اکسپرسیونیستی و گاهی اغراق‌آمیزشان و استفاده از موسیقی‌های دلهره‌آور، مورد اقبال عمومی قرار می‌گرفت. هرچند او با الهام از الگوهای جنایی‌‌‌- پلیسی غرب، سینمای دهه‌های40 و 50 ایران را با فیلم‌های ترسناک خود اشباع کرد؛ فیلم‌هایی که جنایت، خمیرمایه اصلی آن‌ها برای ترساندن بود. پس از انقلاب نیز زنده‌یاد حمید رخشانی کوشید با فیلم «شب بیست‌ونهم» طعم تازه‌ای از ترس در سالن سینما را به تماشاگر فیلم‌فارسی‌زده ایرانی بچشاند. با این‌همه، سینمای وحشت ما به‌دلیل موضوعات شرعی و اسلامی، وجود خطوط قرمز شوخی با مقدسات و موجودات ماورالطبیعه ازجمله جن‌ها، فرشته‌ها، پری‌ها، ملائکه، ارواح و اشباح، همیشه از حساسیت‌های فراوانی برخوردار بوده که دست نویسندگان و فیلمسازان را برای ساخت فیلم‌های خلاقانه در این ژانر می‌بندد. سخت‌گیری در این مساله درباره «جن» بیشتر بود، چون در قرآن نیز به او اشاره شده است؛ بنابراین جایز نیست در آثار سینمایی و سرگرم‌کننده از آن استفاده شود.
 
کدام فیلم‌ها بیشتر ترساندند؟
نخستین‌بار در دهه‌80 بود که سینماگران ایرانی به‌شکل جدی‌تر و متفاوت از گذشته درصدد ساخت فیلم ترسناک برآمدند. شاید به این دلیل که تماشای فیلم‌های خارجی شدت گرفته بود و سیاست‌های جدید مدیریت فرهنگی نیز با ابداع واژه‌هایی مانند سینمای معناگرا به نمایش عناصر ماورایی در آثار سینمایی علاقه نشان دادند. در این شرایط، موج ساخت سریال‌های ماورایی و پرداختن به نقش اجنه و شیاطین در زندگی بالا گرفت که چندان با سیاست‌های فرهنگی در سینما و تلویزیون جور درنمی‌آمد؛ بنابراین تولید فیلم‌های ترسناک ایرانی رونق بیشتری گرفت. محمدعلی سجادی اوایل دهه‌80 «اثیری» را ساخت؛ فیلمی معمایی با حضور یک روح سرگردان و راز یک قتل که به‌روشنی از فیلم «روح» جری زوکر و «سرگیجه» الهام گرفته بود اما یکی از مهم‌ترین تجربیات سینمای ایران در ژانر وحشت، «خوابگاه دختران» بود که در ادامه همکاری‌های موفق محمدحسین لطیفی و ایرج طهماسب در مقام نویسنده آن سال‌ها رقم خورد. عامل موفقیت فیلم آن بود که تلاش کرد با مختصات روز و بومی، به الگوهای فیلم‌های ترسناک تین‌ایجری نزدیک شود. «خوابگاه دختران» درک درستی از طیف سنی مخاطبان داشت و با انتخاب ستاره‌های تازه در سینمای ایران -  باران کوثری، نگار جواهریان و مجید صالحی -  در جلب همدلی با مخاطبان و به‌خصوص نوجوانان و جوانان موفق بود.


«پارک‌وی» تریلری از فریدون جیرانی بود که سعی داشت به ترکیبی از یک تریلر روان‌شناختی و فیلم اسلشر برسد. این فیلم تا نیمه اول خود بی‌دردسر پیش می‌رود ولی وقتی نوبت به نمایش خشونت می‌رسد، کمبودهای فنی سینمای ایران به چشم می‌آید.
فیلم دیگر سینمای ایران در ژانر وحشت، «طلسم» نخستین ساخته سینمایی داریوش فرهنگ بود. این فیلم با فضای مرموز و رعب‌آور خود، بیش از آنکه یک فیلم ترسناک به معنای کلاسیک آن باشد، تحت‌تاثیر فرم‌گرایی آثار بهرام بیضایی قرار داشت که به فضایی هذیانی نزدیک می‌شود؛ چیزی مشابه با فیلم‌هایی مانند «شاید وقتی دیگر» و «پرده آخر».
نمی‌توان از ژانر وحشت در سینمای ایران حرف زد و از اثر مشهوری مثل «شب بیست‌ونهم» یاد نکرد. حمید رخشانی یکی از اولین فیلم‌های ترسناک ایرانی را به‌عنوان نمونه‌ای موفق ساخت. داستان فیلم در فضایی سنتی رخ می‌دهد که با خرافات عوامانه آمیخته است. فیلم با تمهیدات سینمایی ابتدایی و با تکیه بر ترس ذاتی و آشنایی مخاطب با شایعات مربوط به جن و آل موفق می‌شود برای تماشاگرش هراس ایجاد بکند؛ البته امروز دیگر بعید است کسی با تماشای آن دچار ترس شود.
«حریم» دومین اثر رضا خطیبی و محصول سال87 بود. این فیلم در جزئیات محتوایی تلاش کرد با استفاده از عناصر بومی مانند جنگل‌های شمال و روستائیانی که نماد دنیای مردگان بودند، هویتی مستقل از ژانر وحشت برای خود تعریف کرد، ولی مشكل اصلی «حریم» این بود كه فیلمساز، سن‌وسال و قدمت سینما را در نظر نگرفته بود و بی‌توجه به قواعد و اصول، قصد تجربه‌گرایی داشت.
 
تازه‌نفس‌های ترس‌آور
در سینمای دهه‌90 چندان شاهد ساخت فیلم‌هایی ژانر وحشت نبود‌یم. درعوض، آثار موفقی داشتیم که با گریز از دایره تنگ رئالیسم اجتماعی فیلم‌های ایرانی، سراغ عناصر و مایه‌های فانتزی و تخیلی رفتند. ازجمله فیلم «اژدها وارد می‌شود!» مانی حقیقی که از پتانسیل اسرارآمیز جغرافیای جنوب کشور برای خلق فضایی رعب‌آور استفاده کرد یا دو فیلم «ماهی و گربه» و «هجوم» اثر شهرام مکری تلاش‌هایی برای ایجاد هراس و وحشت داشتند. مهم‌ترین نمونه از فیلم‌های ترسناک ایرانی اما فیلم «پوست» ساخته‌ برادران ارک بود که این روزها بر پرده اکران قرار دارد. این فیلم برگرفته از افسانه‌های پریان و خرافه‌های رایج برای خلق جهانی خیالی و بومی است و در لحظاتی بسیار حیرت‌انگیز و خیره‌کننده است. همچنین فیلم «زالاوا» ساخته ارسلان امیری و به نویسندگی امیری و آیدا پناهنده و تهمینه بهرام، سال99 ساخته شد و خیلی زود به‌عنوان فیلم متفاوت در ژانر وحشت جای خود را در سینمای ایران باز کرد. زالاوا که نخستین ساخته امیری بود، جایزه بزرگ بهترین فیلم از سی‌وششمین دوره هفته بین‌المللی منتقدان فیلم ونیز و جایزه بهترین فیلم از نگاه هیات داوران فدراسیون بین‌المللی منتقدان فیلم (فیپرشی) را دریافت کرد.
 
منتقدان از ژانر وحشت 
در سینمای ایران گفتند
 احمد طالبی‌نژاد (کارگردان و منتقد سینما): 
او درباره کم‌رنگ‌بودن ژانر وحشت در سینمای ایران و عدم موفقیت آن می‌گوید: «پاسخ طنز من این است که چون ما در دل وحشت به سر می‌بریم، خیلی از ژانر وحشت استقبال نمی‌کنیم! آن فیلم‌ها به نظرمان ساختگی می‌آیند، درحالی‌که ما وحشت را با تمام وجود در زندگی حس می‌کنیم ولی از شوخی گذشته، غیر از نیمه دوم دهه60 و اواخر دهه70 که ژانر مشخصی به نام فیلم جنگی داشتیم، پس از آن دیگر ژانر به مفهوم حرفه‌ای در سینمای ایران شکل نگرفت. هیچ‌وقت ژانر مشخصی نداشتیم که سالی 
یکی‌، دو نمونه فیلم در آن ژانر داشته باشیم. در دهه‌های 30 و 40 به فیلم‌های زنده‌یاد ساموئل خاچیکیان می‌گفتند سینمای وحشت، دلهره و ترسناک! درحالی‌که آن‌ها کپی‌های ضعیفی از فیلم‌های خارجی بودند که هیچ‌وقت دلهره‌ای در فیلم‌های خاچیکیان نمی‌دیدیم. الان هم یکسری از فیلم‌ها منتسب شدند به ژانر وحشت، مثل فیلم «آل» (ابراهیم ابراهیمیان) یا «پستچی سه بار در نمی‌زند» (حسن فتحی) که نمونه‌های ضعیفی از این ژانر هستند و تبدیل به جریان نشدند. اگر این فیلم‌ها موفق می‌شدند، ما امروز صاحب یک ژانر وحشت قوی و پرمخاطب بودیم اما این‌طور نیست».
او می‌افزاید: «به این دلیل ژانر وحشت مثل هر ژانر دیگری قواعدی دارد که اگر رعایت نکنیم، شدنی نیست. قدرت تخیل بالا می‌خواهد؛ مثلا در فرم و ساخت باید خیلی خلاقیت به خرج داد تا تماشاگر این زمانه را که هر لحظه در معرض همه ژانرهای سینمای آمریکا و اروپا هستند، تحت‌تاثیر قرار بدهیم. چون در سینماگران ما چنین قدرتی نیست، این ژانر هم پا نگرفته و به شکل حرفه‌ای، فعلا جایی ندارد».
طالبی‌نژاد در رابطه با محتوای فیلم‌های ترسناک ایرانی نیز معتقد است: «ما ادبیات فانتزی، تخیلی و ترسناک زیاد داریم. برخی نویسندگان ما سعی کردند از آن پس‌زمینه استفاده به‌روز بکنند. مثل آقای محمد محمدعلی - نویسنده معاصر - که چند داستان درباره جن و پری و موجودات ناپیدا نوشته است. ازجمله کتاب «ازمابهتران». درواقع همه ژانر وحشت در خرافه‌ها و داستان‌های جن و پری خلاصه نمی‌شود. می‌توان داستان‌های به‌روزی طراحی کرد و نوشت که در آن وحشت به اوج برسد. این به قدرت تخیل نویسنده برمی‌گردد. نکته مهم اینکه زمینه اصلی ژانر وحشت، فیلمنامه است، یعنی در فیلمنامه باید طراحی داستان به‌گونه‌ای باشد که از مقدمه کار پایه‌های داستان چیده شود و بعد در طول داستان از آن استفاده کرد و تماشاگر را به هیجان آورد. نمونه عالی ژانر وحشت در سینمای جهان، فیلم «روانی» یا «بیمار روحی» آلفرد هیچکاک است. ببینید در مقدمه چطور ذهن مخاطب را آماده می‌کند برای ورود به دنیای ترسناک فیلم! البته مرز بین ژانر وحشت، پلیسی و دلهره خیلی مرزهای محکمی نیستند و درواقع با هم هم‌پوشانی دارند. یک فیلم پلیسی می‌تواند همان‌قدر در ژانر وحشت قرار بگیرد که یک فیلم وحشت در ژانر پلیسی. آن‌ها مثل فیلم جنگی و عاشقانه مرز قاطعی ندارند و چون ما در ژانر وحشت فیلمنامه‌نویسانی که بتوانند پرقدرت عمل کنند کم داریم، درنتیجه مثلا فیلم «قرمز» فریدون جیرانی را می‌بینیم که چیزهایی از ژانر وحشت در آن هست اما درنهایت یک ملودرام عاشقانه است. اگر در فیلمنامه این اتفاق نیفتد، ممکن است در ساخت و پرداخت 
رنگ و لعاب بیشتری به آن بدهند؛ مثلا خاچیکیان چون کارگردان مسلطی فقط از نظر فنی بود، نه از نظر معرفت و شناخت، می‌توانست داستان‌های آبکی را تبدیل کند به فیلم‌های دلهره‌آور! البته دلهر‌ه‌ای که آن زمان مردم می‌پسندیدند. الان اگر فیلم‌هایش را ببینید، خیلی دلهره‌آور نیستند و گاهی حتی خنده‌دارند».
 
امیررضا تجویدی (منتقد سینما):
امیررضا تجویدی در پاسخ به اینکه «چرا آثاری که در سینمای ایران با ژانر وحشت ساخته می‌شوند، معمولا آثار موفقی از کار درنمی‌آیند؟»، می‌گوید: «اساسا سینمای وحشت در ایران نه خیلی بین مخاطبان پایگاه دارد و نه بین فیلمسازان. البته الان فضا کمی فرق کرده، با توجه به فضایی که سینمای دیجیتال فراهم کرده، مردم به‌راحتی می‌توانند فیلم‌های موردعلاقه‌شان را دانلود کنند و ببینند اما اگر سیر تاریخی آن را ببینیم، از آنجایی که خوراک فرهنگی چشمگیری برای ژانر وحشت در ایران نداشتیم، مواجهه ما با سینمای وحشت خیلی ناگهانی و از طریق فیلم‌هایی مثل «شب بیست‌ونهم» بود که سعی می‌کردند با ترس لحظه‌ای و اصطلاحا با یک بشکن‌زدن مخاطب را بترسانند! مساله‌ای که موجب می‌شود این فیلم‌ها خیلی جدی گرفته نشوند یا به قولی کمدی‌های ناخواسته از کار درمی‌آیند، این است که اساسا یکی از مهم‌ترین اقتضائات ژانر وحشت که باید برآمده از تجربه زیسته مخاطب باشد، یعنی شما درکی از مقولات ماوراءالطبیعه یا قتل و غارت و اسلشرها داشته و با آن تصویری که در نگاه‌تان دارید، سعی می‌کنند وارد یک بازی شوند و شما را بترسانند».
این منتقد سینما می‌افزاید: «رویکرد سینمای ایران به ژانر وحشت اساسا یک رویکرد غیراقتباسی بدون ظرافتمندی است، یعنی المان‌های سینمای وحشت را عموما از سینمای آمریکا می‌گیرند و تبدیل به فیلم می‌کنند؛ مثلا در فیلم کلبه (جواد افشار) این المان را گرفته بودند که یکسری آدم یا نوجوان دور هم جمع می‌شوند و می‌روند به یک کلبه و آنجا اتفاق‌هایی برای‌شان می‌افتد. درحالی‌که آن مدل از سینما اساسا ریشه در اتفاق‌هایی داشت که در آمریکای دهه‌های 70 و 80 می‌افتاد و فرهنگ هیپی‌ها خیلی رواج پیدا کرده بود ولی چون سینمای ایران درکی از این ملاحظات بومی نداشت، فقط سعی می‌کرد المان‌های ترس لحظه‌ای را گلچین بکند و در قامت یک فیلم بنشاند اما از آنجا که هیچ پیوندی با تجربه زیسته مخاطب نداشت، در هنگام دریافت ازسوی مخاطب کاملا خنده‌دار به نظر می‌‍رسید».
تجویدی درباره اینکه چرا فیلم‌هایی مثل «پوست» و «زالاوا» در ژانر وحشت سینمای ایران موفق بودند، می‌گوید: «چون سعی کردند کشمکش را از سطح بیرونی یکسری آدم با ارواح و اجنه و... بردارند و منتقل کنند به ساحت کشمکش درونی، یعنی سینمایی که دیگر آن‌قدر شمایل سینمای کلاسیک آمریکا را ندارد و بیشتر مبتنی بر سینمای مدرن اروپاست. آن‌ها فیلم‌شان را بردند به‌سمت اینکه ما تجربه‌ای داریم از موجوداتی مثل جن که درباره آن‌ها درکی داریم و همیشه از پدر و مادرهای‌مان چیزهایی درباره‌شان شنیده‌ایم. حالا کارگردان می‌آید با این باور یک شکی را در دل قهرمانی غیرمطمئن می‌کارد؛ در دل شخصیتی که به‌لحاظ ذهنی خودش آدم درگیری است و کسی نیست که بتوانید از آن به‌عنوان یک قهرمان کلاسیک در سینمای کلاسیک نام ببرید. بعد این آدم را وارد یک فضای ذهنی می‌کنند. چه در فیلم «پوست» و چه در «زالاوا» عنصر جن و موجودات ماورایی بهانه‌اند برای اینکه شخصیت اصلی درباره وضعیت زندگی خودش دچار یک آشوب درونی شود. آن‌ها این تمرکز و بهانه قراردادن ترس را نشانه می‌گیرند، چون می‌دانند سینمای ایران به‌لحاظ تصویری بضاعتش را ندارد و همین که اگر شما بخواهید همه‌چیز را بر گردن اجنه بیندازید، به‌لحاظ ممیزی دچار مساله می‌شوید، چون می‌گویند این‌ها خرافات است و اگر خرافات هم نباشد، نباید ورود کرد؛ بنابراین سعی کردند المان وحشت را خیلی هوشمندانه در حد یک بهانه برای تحول درونی شخصیت قرار بدهند. به همین دلیل با فیلم‌هایی روبه‌روایم که خیلی ذهنی و انتزاعی‌اند و تقابل‌شان تقابل رو و سطحی نیست و مثل فیلم‌هایی از قبیل «آل» و «شب بیست‌ونهم» که با یک عامل بیرونی مثل ارواح خبیثه مواجه‌اند، از این سطح فراتر می‌روند و سعی دارند بگویند آن جن، این آدم را به‌لحاظ ذهنی دچار آشوبی می‌کند که وارد یک بازی با زندگی خودش می‌شود و به درکی هم از جامعه پیرامون و وضعیت زندگی خودش می‌رسد که تا آن لحظه نداشته است؛ از این‌رو این فیلم‌ها تجربیاتی‌اند که آن‌ها را از فیلم‌های اقتباس‌شده در سینمای وحشت آمریکا که خیلی سطحی بودند، متمایز می‌کند».

captcha
شماره‌های پیشین