sobhe-no.ir
1302
سه شنبه، ۰۲ آذر ۱۴۰۰
14
نگاهی به مجموعه‌داستان «کُتِ زوک»، نوشته‌ «مهدی محبی‌کرمانی»

داستان‌هایی بدون زیرنویس‌فارسی

احمدرضا حجارزاده / امروز بیشتر مردم از این نکته آگاه‌اند که نویسندگی از سخت‌ترین مشاغل دنیاست و بی‌شک چنین است؛ اینکه شخصی بخواهد از هیچ، دنیایی چنان حقیقی و زنده بسازد که خواننده بتواند آن را به‌روشنی روز پیش رویش تجسم و تماشا کند و این سختی کار آنجا شدت می‌گیرد که نویسنده قصد بکند نوشته‌اش را بر بستر طنز بگستراند.

منتقدان در تلویزیون «قهرمان» را نقد کردند

محافظه‌کاری در سینما

صبح نو

نگاهی به مجموعه‌داستان «کُتِ زوک»، نوشته‌ «مهدی محبی‌کرمانی»

داستان‌هایی بدون زیرنویس‌فارسی

احمدرضا حجارزاده / امروز بیشتر مردم از این نکته آگاه‌اند که نویسندگی از سخت‌ترین مشاغل دنیاست و بی‌شک چنین است؛ اینکه شخصی بخواهد از هیچ، دنیایی چنان حقیقی و زنده بسازد که خواننده بتواند آن را به‌روشنی روز پیش رویش تجسم و تماشا کند و این سختی کار آنجا شدت می‌گیرد که نویسنده قصد بکند نوشته‌اش را بر بستر طنز بگستراند.

یک گونه دشوار
طنزنویسی خود از دشوارترین گونه‌های نویسندگی است و برای موفقیت و دستیابی به این مهم، نگاهی موشکافانه و زبانی آشنا به دایره وسیعی از کلمه‌ها و ترکیب‌های کهنه و نو نیاز است تا با چیدمان متناقض آن‌ها، فضایی طنزآلود خلق شود و لبخندی بر لب مخاطب نشیند. در مجموعه‌داستان «کُت زوک» گویا مهدی محبی‌کرمانی از آن نگاه ظریف و زبان سرشار از تنوع لغت‌ها به حد رفع نیاز برخوردار بوده و علاوه‌بر این دو اصل، امتیاز سومی هم در اختیار داشته و آن اینکه او از ایده و موضوع‌های بامزه‌ای در روایت‌های داستانی خود بهره برده است. بااین‌همه، وقتی کتاب را به دست می‌گیرید و آغاز به خواندن می‌کنید، از همان داستان نخست، چیزی، مانعی، موضوعی نمی‌گذارد از فضای داستان‌ها به‌قدر کفایت لذت ببرید و آن ارتباط لازم را با هر قصه برقرار کنید و این مانع دست‌وپاگیر، زبان فولکلور و بومی نویسنده است که او براساس اصالت کرمانی خود، در هر داستان ـ جز مورد «نایب‌رییس انجمن سخنرانی»ـ به کار برده است. گرچه لازم به یادآوری است استفاده از گویش‌های محلی و عبارت‌های متداول در زبان‌های مادری هر طایفه برای نگارش داستان، به‌هیچ‌وجه یک ضعف شمرده نمی‌شود. چه آنکه بسیاری از نامداران بزرگ ادبیات ایران‌زمین، زبان بومی طوایف را در آثارشان دستمایه قرار داده‌اند و داستان‌هایی بسیار دلنشین و ماندگار پدید آورده‌اند. زنده‌یاد «احمد محمود» از مهم‌ترین نویسندگان معاصر ما بود که به‌طورمعمول در اغلب نوشته‌هایش، لهجه و کلمه‌های جنوبی و رایج در خوزستان و اهواز را با متن درمی‌آمیخت و لطافتی دوچندان به اثر می‌بخشید، یا همین‌طور یوسف علیخانی که در داستان‌هایش کلمه‌های زبان قزوینی به فراوانی مشهود است. نگاه کنید به مجموعه‌داستان «عروس بید» که از بهترین کتاب‌های اوست، ضمن اینکه علیخانی، فهم لغت و مطلب را براساس کاربرد و نوشته‌اش، به خود خواننده واگذار می‌کند و حتی معانی لغت‌ها را در پاورقی کتاب نمی‌آورد. باوجوداین اما نویسنده‌های نام‌برده و مثال‌های بسیار دیگری که می‌توان بدان‌ها اشاره کرد، در کنار نوشتار فولکلوریک خود، داستان‌های‌شان را در قالبی از روایت ادبی و کلاسیک نثرنویسی استوار گردانده‌اند که خواننده را در خوانش متون داستانی به شیوه آشنای ذهن، شریک می‌کند. درحالی‌که مهدی محبی، داستان‌های طنزآمیز خود را چنان با بیان و حتی نحوه روایت با مناسبات محیطی کرمان درهم‌آمیخته که خواننده را پس می‌زند و ارتباط‌گیری‌اش را با متن و به‌طور طبیعی موضوع و محتوای هر قصه، تا حدودی سخت می‌کند. جالب آنکه محبی حتی معنای کلمه‌هایی را که از زبان کرمانی در سطور کتابش گنجانده، در پانویس و توضیحات پایانی هر قصه آورده تا خواننده به درک درستی از رویدادها و منظور شخصیت‌ها برسد. وگرنه برای نمونه، مخاطب ناآشنا به زبان کرمانی، از کجا باید می‌دانست «کُت زوک» درواقع همان «سوراخ لوله‌ها سفالی» است؟! فاصله‌گذاری اثر با مخاطب، از همین نامگذاری کتاب شروع می‌شود. خریدار چنین کتابی نه‌تنها جذب نام کتاب نمی‌شودـ چون درک و معنایی از آن در ذهن نداردـ که حتی به مدد تصویر کاریکاتور و البته جسورانه روی جلد هم نمی‌تواند به تصوری از عنوان کتاب دست یابد. در یک مقیاس برابر، جا دارد از نویسنده همشهری محبی یاد کنیم که امروز از موفق‌ترین و مهم‌ترین نویسندگان عصر ماست. هوشنگ مرادی‌کرمانی علاوه‌بر اینکه موقعیت و موضوع داستان‌های خود را به سرزمین مادری می‌برد، آن‌ها را در چارچوبی همه‌فهم و فراگیر روایت می‌کند تا نه‌فقط برای یک شهر یا استان که برای یک سرزمین جذاب و خواندنی باشد. ضمن اینکه چاشنی طنز، ضمیمه همیشگی قصه‌های مرادی نیز هست.
 
یک داستان جذاب به زبان بومی
با تمام این تفاسیر، اگر حوصله کنید و با زبان بومی کتاب کنار بیایید، به‌طور حتم برخی از 10داستان موجود در کتاب، به خاطره‌انگیزترین و بامزه‌ترین داستان‌های طنز زندگی‌تان بدل خواهند شد. هرچند معتقدم بردن فضای زمانی تک‌وتوکی از داستان‌ها به دوران پیش از انقلاب برای خلق ماجراهایی کمیک و خلاف عرف جامعه امروز ما، آن قصه‌ها را لوث و بی‌مزه جلوه داده ولی در معدود موارد باقی‌مانده‌ای که نویسنده زمان تاریخی را از اثر حذف کرده، سوژه‌ها تا حدود زیادی خوشمزه و خنده‌دارند! نمونه‌اش همین قصه «کُت زوک» که روایت گرفتگی سوراخ خزینه حمام عمومی است یا داستان‌های «صفر مش‌صغری»، «تغارو خیرالنساء» و «من غضنفر، 60سال دارم!» که از دیگر موارد موفق نویسنده در آفرینش موقعیت‌های طنز هستند. شاید از اهم دلایل موفقیت این قصه‌ها، پرهیز از کاربرد کلمه‌های کرمانی، بنا بر ضرورت ماجرا باشد اما محبی وقتی هم کلمه‌های بومی را از متن کنار می‌گذارد، به‌اصطلاح از آن‌سوی بام می‌افتد و در دام تصویرسازی یک فرهنگ سنتی و قومی‌ـ‌قبیله‌ای گرفتار می‌شود. ازاین‌رو می‌توان گفت در همه داستان‌های مجموعه «کُت زوک»، خواننده اگر گرفتار فهم زبان هم نباشد، باید درگیر شناخت یک فرهنگ و رفتار غیرمعقول میان اقوام کرمانی و شخصیت‌های هر داستان باشد. مثل قضیه تعصب خیرالنساء روی تغار کشک‌سابی و سرکه‌دادن‌های زورکی به هرکس که در خانه‌اش را می‌زند! یا موضوع ازدواج‌های دوم و سوم و چندم آق‌بابا و خانم‌جان و چشم‌وهم‌چشمی زن‌های طایفه بر سر انتساب مقام «بی‌بی» و فخرفروشی‌های دیگر و باقی قضایا در داستان «همه نابی‌بی‌یون». در داستان‌های گوناگون کتاب، جابه‌جا بر رفتارهایی تاکید و اشاره شده که به نظر فقط مختص اهالی کرمان است و باید با رفتار آن‌ها آشنایی داشته باشید تا در خوانش ادبی یک قصه طنزآمیز، به مضحک بودن آن پی ببرید و خنده‌تان بگیرد.«کت زوک» می‌توانست اثر موفق و شناخته‌شده‌تری باشد اگر نویسنده اصالت قومی و فرهنگی خود را از اثر جدا می‌کرد و اصراری بر آن نداشت که داستان‌هایش بازتابی از حال‌وروز مردم کرمان باشد. نگاه کنید محبی هرکجا سعی کرده به‌طور کامل، داستانش را با خط‌وربط ساده و معمول نویسندگی بیان کند، آن داستان دلنشین‌تر، قابل‌فهم‌تر و جذاب‌تر ازکاردرآمده و دست‌برقضا تاثیر بهتر و بیشتری بر مخاطب داشته است. «کت زوک» در سروشکل فعلی، مجموعه‌داستان طنز موفقی است فقط برای خوانندگان کرمانی، نه عموم علاقه‌مندان به کتابخوانی. این نکته‌ای است که بهتر می‌بود روی جلد کتاب یا در صفحه اول آن قید می‌شد تا خریدارهای کتاب، بتوانند با آگاهی و شناخت دقیق و درست‌تری، کتاب‌های دل‌خواه‌شان را انتخاب و مطالعه کنند.
 

captcha
شماره‌های پیشین