sobhe-no.ir
1300
یکشنبه، ۳۰ آبان ۱۴۰۰
14
گفت‌وگوی «صبح‌نو» با طراح و کارگردان نمایش «آنامورفیک»

نمایشی که تظاهر می‌کند ، یک تمرین است

سمانه استاد / واریخت‌سازی یا آنامورفوسیس، به معنی خلق تصاویر یا آثار هنری است که تنها از یک زاویه خاص به شکل اصلی و معقول دیده می‌شوند و در زوایای دیگر به‌صورت اشکال درهم و برهم و بی‌معنا به نظر می‌آیند. حال «عارف شریفی» با استفاده از مفهوم هنر آنامورفیک، نمایشی را روی صحنه آورده که تظاهر می‌کند یک تمرین است و درعین‌حال می‌تواند یک تمرین نیز باشد. شریفی در نمایش «آنامورفیک» تمریناتی از یک تئاتر را نشان می‌دهد که قرار است به نمایش هملت منجر شود اما خود نمایشی مستقل است و از نمایشنامه هملت تنها به واژگان و دیالوگ‌هایی بسنده می‌شود که در حین این تمرینات به زبان بازیگران می‌آید.

خبر

خاطراتی از حاج قاسم در«ابرقدرت خداست»

صبح نو

گفت‌وگوی «صبح‌نو» با طراح و کارگردان نمایش «آنامورفیک»

نمایشی که تظاهر می‌کند ، یک تمرین است

سمانه استاد / واریخت‌سازی یا آنامورفوسیس، به معنی خلق تصاویر یا آثار هنری است که تنها از یک زاویه خاص به شکل اصلی و معقول دیده می‌شوند و در زوایای دیگر به‌صورت اشکال درهم و برهم و بی‌معنا به نظر می‌آیند. حال «عارف شریفی» با استفاده از مفهوم هنر آنامورفیک، نمایشی را روی صحنه آورده که تظاهر می‌کند یک تمرین است و درعین‌حال می‌تواند یک تمرین نیز باشد. شریفی در نمایش «آنامورفیک» تمریناتی از یک تئاتر را نشان می‌دهد که قرار است به نمایش هملت منجر شود اما خود نمایشی مستقل است و از نمایشنامه هملت تنها به واژگان و دیالوگ‌هایی بسنده می‌شود که در حین این تمرینات به زبان بازیگران می‌آید.

«عارف شریفی» دانش‌آموخته کارشناسی‌ارشد کارگردانی تئاتر از دانشگاه هنر است که تجربه کارگردانی نمایش «این خانه، من است» را نیز در کارنامه دارد. او نمایش «آنامورفیک» را برای اولین‌بار در دی‌ماه1398 در عمارت نوفل‌لوشاتو به روی صحنه برد. شریفی این روزها اجرای جدید این نمایش را با تغییراتی در تالار حافظ به روی صحنه آورده و با استقبال مخاطبان نیز روبه‌رو شده است. اجرای نمایش «آنامورفیک» را بهانه کرده، با این هنرمند جوان به گفت‌وگو نشسته‌ایم و او از تلاش برای اجرای بردن نمایشی متفاوت به «صبح‌نو» چنین می‌گوید:
 
شما دوسال پیش هم نمایش آنامورفیک را روی صحنه برده بودید. چه شد که تصمیم گرفتید دوباره این نمایش را به اجرا برسانید؟
ایده کلی نمایش تقریبا همان ایده دوسال پیش است. یکی از دلایل دوباره اجرا بردن آنامورفیک این بود که دو سال پیش نمایش ما، آنقدر که برایش تلاش کرده بودیم، دیده نشد. حال خدا را شکر می‌کنم که این اتفاق افتاد و آنامورفیک در این دوره و بعد از تعطیلات به یکی از اجراهایی تبدیل شد که بالاترین نمره را در سایت تیوال دارد و نظرات مثبتی را هم از مخاطب عام و از مخاطب تئاتری و دانشگاهی دریافت کرده است. دلیل دیگر این اجرای دوباره این بود که حس می‌کردیم مفهومی که با آن در دل اثر روبه‌رو هستیم مرتبط با امروز ماست. در این دو سال به نظم و روتین زندگی خلل زیادی وارد شده و اتفاقات این دو سال ما آدم‌ها را دور کرده و اینکه دوباره به کار رجوع کنیم اتفاق مثبتی است. مفهوم مرگ و زندگی نیز چیزی است که در نمایش ما وجود دارد، پس آن را بیرون کشیدم و به این نمایش تبدیل کردیم.
 
برگردیم به دوسال پیش! چه شد که سراغ چنین ایده‌ای رفتید و خواستید آنامورفیک را روی صحنه ببرید؟
در ابتدا قصد داشتیم نمایشنامه هملت را به‌صورت کلاسیک کار کنیم؛ البته با تغییراتی که قطعا برای هر کاری پیش می‌آید. 
هر چه جلو رفتیم با کنش‌هایی در دل متن مواجه شدیم، پس این کنش‌ها را بیرونی کردیم و به فرم اجرایی درآوردیم که روی صحنه می‌بینید. می‌توان گفت در این نمایش فرمت اجرایی ما از حالت تئاتریکالیته صرف بیرون آمده و در بخش‌هایی به تئاتر تعاملی تبدیل شده است. این فرمت از دل خود نمایشنامه بیرون آمده و کنش‌ها، تمرین‌ها و اتودهایی که با بازیگرها می‌زدیم این اتفاق را رقم زده است.
 کار شما به‌نوعی کارگاهی جلو رفته است. در تمرینات چه گذشت که به این اجرای متفاوت رسیدید؟
بخشی از تمرینات به این مرتبط می‌شد که ما بسیار با هم گپ‌وگفت می‌کردیم و سعی کردیم کنش‌های بسیار ریز را گرفته و آن را گسترش دهیم. بخشی از کار را من می‌نوشتم اما با این دیدگاه در تمرینات حاضر می‌شدم که آن چیزی که نوشته‌ام درنیاید. منتظر این بودم که بازیگر نکته‌ای را اضافه کند و ما یک گام جلوتر برویم. مساله دوم به انتخاب ابتدایی ما برای رسیدن به فکر اجرا برمی‌گردد. من نمی‌خواستم یک روایت الف، ب، ج برای اثر در نظر گرفته شود که یک روایت علی و معلولی است. می‌شد از همان ابتدا به این شکل جلو برویم که قرار است هملت مرسوم را کار کنیم، پس او به تعبیر ما فردی جنون‌زده است و دارد همه‌چیز را به تمسخر می‌گیرد اما این موضوع را در نظام تئاتر آوردیم و به‌جای اینکه مسیر علی و معلولی همیشگی را طی کنیم، جهان را کمی متکثر، جنون‌زده و کولاژگونه در نظر گرفتیم. برای همین است که در این نمایش بریده‌هایی از هملت را می‌بینیم. ما یک جهان هرمی داریم و فرمت اجرایی ما به آن سمت رفته است، جهانی به‌شدت متکثر که هر جا دل‌مان بخواهد می‌توانیم به متن رجوع کنیم و هیچ محدودیت پیوسته و علی و معلولی در اثر نداریم.
 
به نقش بازیگر اشاره کردید و گفتید که در تمرینات منتظر بودید تا ببینید بازیگر چه چیزی به متن اضافه می‌کند. کمی از انتخاب بازیگرها بگویید و اینکه چه شد به این تیم اجرایی رسیدید؟
ما کار را با چهار بازیگر شروع کردیم که دو تن از آن‌ها به‌دلیل شرایط تمرین و مسائل شخصی نتوانستند با ما همکاری کنند، پس خانم گیلانی و آقای علیپور به جمع ما اضافه شدند. آن چیزی که برایم در انتخاب بازیگر مهم بود شناخت خودم از زندگی شخصی آن‌ها بود، زیرا فکر می‌کردم نمایش من یک تئاتر متعارف نیست که آدم‌ها بخواهند بیایند و نقشی را در آن بازی کنند. ما با حضور اجراگرها در کار طرف هستیم؛ آن‌ها نقش بازی نمی‌کنند، اجرا می‌کنند. این موضوع بسیار به زندگی شخصی آن‌ها و شناختی که نسبت‌به آن‌ها داشتم مرتبط می‌شد. با آقای مجید رمضان‌نسب سال‌هاست که دوست هستیم، با هم کار کرده‌ایم و نسبت‌به او شناخت کافی دارم. آقای علیپور، آقای کرمانی و خانم گیلانی هم همین‌طور.
 
آیا اجرای فعلی نسبت‌به اجرای قبلی تغییر کرده است؟
بله. اجرای دوم تغییرات زیادی دارد. در این اجرا تعامل با مخاطب بسیار بیشتر شده، در جاهایی مخاطب تماما بخشی از فرایند اجراست و می‌تواند انتخاب کند که به‌عنوان اجراگرهای بعدی شناخته شود یا نه.
 
استقبال از نمایش تا امروز چطور بوده است؟
بسیار خوب. آنچه می‌شنوم، می‌بینم و تماس‌هایی که با من گرفته می‌شود نشان‌دهنده این است که اتفاق خوبی برای این نمایش بعد از دو سال تعطیلات افتاده است.
 
چرا سالن حافظ را برای اجرا انتخاب کردید؟
بخشی از این انتخاب به‌دلیل قابلیت دوسویه بودن تالار حافظ بود اما موفق نشدیم تک‌اجرا باشیم تا این دوسویه بودن را پیاده کنیم و مجبور شدیم کار را به‌صورت سه‌سویه روی صحنه ببریم. در اجرای دوسویه کاربرد مدیاهای روی صحنه بیشتر مشخص می‌شد اما این امکان میسر نشد.
 
در آینده چه کارهای دیگری از شما خواهیم دید؟ آیا آنامورفیک را با توجه به استقبالی که از آن شده است باز هم اجرا خواهید کرد؟
از هر کسی که تولیدکننده اثر است این سوال را بپرسید، احتمالا خواهد گفت که دوست دارد سراغ کار جدید برود، من هم از این قاعده جدا نیستم. دوست دارم به‌سمت کار جدید بروم و دغدغه‌ام را به‌سمت اجرایی نو، خلق کردن و تجربه‌های متفاوت ببرم. نمی‌دانم در آینده برای آنامورفیک چه اتفاقی خواهد افتاد اما می‌دانم این نمایش کم‌کم در حال تبدیل‌شدن به اولویت دومم است.
  
پس در آینده نیز کاری متفاوت از شما خواهیم دید؟
امیدوارم این اتفاق بیفتد. لازم می‌دانم بگویم که در تمام این مدت آدم‌هایی بودند که با من پابه‌پا جلو آمدند و با صبوری‌شان بسیار به من آموختند؛ از بازیگرها گرفته تا عوامل پشت‌صحنه و همه گروه. می‌توانم با صدای بلند بگویم که اگر آن‌ها نبودند هیچ‌وقت آنامورفیک شکل نمی‌گرفت.

در ابتدا قصد داشتیم نمایشنامه هملت را به‌صورت کلاسیک کار کنیم، البته با تغییراتی که قطعا برای هر کاری پیش می آید. هر چه جلو رفتیم با کنش‌هایی در دل متن مواجه شدیم   

captcha
شماره‌های پیشین