sobhe-no.ir
1300
یکشنبه، ۳۰ آبان ۱۴۰۰
12
«صبح‌نو» به بهانه اکران «منصور» سینمای قهرمان‌محور ایران را بررسی می‌کند

رازهای منصور

فاطمه زم‌یار / سینمای ایران در مقایسه با جهان، کمتر به بازسازی زندگی قهرمان‌های واقعی پرداخته است، این در حالی است که سینمای جهان (و بالاخص هالیوود) هر سال چند بیوگرافی مهم براساس داستان‌های واقعی را به مخاطبان این ژانر عرضه می‌کند؛ در ایران اما نمونه‌های چنین آثاری انگشت‌شمارند. از شاخص‌ترین قهرمان‌های ملی فیلم‌ها می‌توان از شهید چمران در «چ» ابراهیم حاتمی‌کیا، امام‌خمینی(ره) در «فرزند صبح» بهروز افخمی، حاج احمد متوسلیان «ایستاده در غبار» اثر محمدحسین مهدویان، جهان‌پهلوان تختی در فیلم «غلامرضا تختی» بهرام توکلی و عبدالرسول زرین در «تک‌تیرانداز» علی غفاری نام برد. «منصور» به کارگردانی سیاوش سرمدی اولین فیلم سینمایی این کارگردان به شمار می‌رود؛ فیلمی که بخشی از زندگی شهید منصور ستاری، فرمانده نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران را به تصویر می‌کشد. تصویرسازی از شهیدان و قهرمانان ملی در سینمای ایران، یکی از ظرفیت‌ها مغفول طی چهار دهه گذشته بوده است و از این منظر هر تجربه‌ای می‌تواند گامی روبه‌جلو برای کلیت سینمای ایران محسوب شود. فیلم سینمایی منصور محصول سازمان رسانه‌ای اوج است و می‌توان بعد از «ایستاده در غبار» ساخته محمدحسین مهدویان، این فیلم را دومین پروژه جدی این سازمان برای ارائه روایت سینمایی از شهدای انقلاب و دفاع مقدس قلمداد کرد.

«باباجان» نیروی هوایی

تلفیق دانش و معرفت

چالش‌های چهره‌پرداز «منصور» به روایت شهرام خلج

صبح نو

چالش‌های چهره‌پرداز «منصور» به روایت شهرام خلج

 در همین ارتباط، شهرام خلج، چهره‌پرداز این اثر در گفت‌و‌گو با «صبح‌نو» درباره طراحی گریم شخصیت‌های فیلم «منصور» گفت: داستان «منصور» براساس یک قصه واقعی است و اگر می‌خواستیم همه بازیگران را براساس مابه‌ازای واقعی آن‌ها گریم کنیم زمان زیادی صرف می‌شد. آقای سرمدی به‌عنوان کارگردان فیلم روی دو شخصیت یعنی خود شهید ستاری و آقای هاشمی‌رفسنجانی حساسیت داشت.
وی اظهار کرد: خود من هم این اعتقاد را دارم که اگر بین چهره واقعی افراد و شخصیت‌های داخل فیلم بین 20 تا 30درصد شبیه‌سازی داشته باشیم کافی است؛ چون قرار نیست که خود آن فرد را در فیلم ببینیم و مخاطب هم می‌داند که به‌هرحال با یک اثر داستانی طرف است و نه یک مستند.
این چهره‌پرداز سینما و تلویزیون با اشاره به حذف سکانس حضور مرحوم هاشمی‌رفسنجانی از این فیلم تصریح کرد: این خبر برای من هم غافلگیرکننده بود. گریمی که روی چهره اتابک نادری، بازیگر این فیلم پیاده شد خیلی سخت بود و با قطعه‌سازی انجام شد و حدود چهار تا پنج ساعت زمان می‌برد. قطعه‌های سیلیکونی که برای این‌گونه گریم‌ها استفاده می‌شود، گاهی با نوسان دمای هوا کیفیت خودش را از دست می‌دهد و به‌اصطلاح نمی‌گیرد. یادم هست یک روز همه عوامل آفیش بودند. در یک روز برفی ساعت 6صبح برای فیلمبرداری به ساختمان قدیم مجلس رفته بودیم. وقتی قطعه را برای کار کردن روی چهره آقای نادری باز کردم دیدم که نگرفته و آن روز کار تعطیل شد و همه به خانه برگشتند!
خلج افزود: من در همان ابتدا هم معتقد بودم که چهره اتابک نادری برای این نقش مناسب نیست چون صورتش از چهره آقای رفسنجانی پهن‌تر بود؛ وقتی صورت کوچک باشد می‌توان تا اندازه‌ای آن  را بزرگ‌تر کرد ولی وقتی صورت به‌طور طبیعی بزرگ باشد، کوچک کردن آن در اندازه صورت شخصیت واقعی خیلی سخت می‌شود.
وی یادآور شد: البته چون سکانس آقای هاشمی از دور بود و به‌صورت لانگ‌شات فیلمبرداری می‌شد، این موضوع کمتر خود را نشان داد و حس حضور آقای رفسنجانی را به مخاطب می‌داد؛ البته فکر می‌کنم برای سپردن این نقش به اتابک نادری روی تجربیات تئاتری، لحن و تن صدایش حساب کرده بودند. خلج عنوان کرد: به‌نظر من اینکه صورت بازیگر این نقش به‌صورت کامل قطعه‌سازی شد یک تجربه خوب بود؛ هرچند متاسفانه در اکران عمومی حذف شد؛ البته من در سریال «معمای شاه» هم این تجربه را روی چهره چند بازیگر داشتم.
این طراح گریم باسابقه درباره گریم چهره محسن قصابیان ایفاگر نقش شهید ستاری در این فیلم نیز توضیح داد: قد و هیکل آقای قصابیان به شهید ستاری خیلی نزدیک بود؛ عمق و استخوان‌بندی صورت هم خیلی شبیه بود، من هم سعی کردم با  اضافه کردن یکسری عناصر به آن، چهره بازیگر را به چهره شهید ستاری نزدیک‌تر کنم؛ مثلا روی مدل ابروها تغییراتی داشتیم و موهایش را هم به حالت و رنگ موهای شهید ستاری درآوریم که خوشبختانه بازخوردها نشان می‌دهد گریم چهره ایشان موفق بوده است. خلج ادامه داد: درباره شخصیت مهندس سنایی با بازی مهدی کوشکی هم به‌دنبال شباهت 100درصدی نبودیم برای آقای سرمدی مهم این بود که بازی‌ها بتواند حس را به تماشاگر منتقل کند و نه شباهت چهره؛ بنابراین تا جایی که می‌توانستیم عناصر ظاهری را که آن شخصیت داشت روی آن بازیگر پیاده می‌کردیم ولی جایی که نمی‌شد، آقای سرمدی اصرار زیادی نداشت. این موضوع درباره تنها بازیگر اصلی زن یعنی خانم لیندا کیانی که نقش همسر شهید ستاری را داشت هم صدق می‌کرد و فقط اندکی چهره ایشان جاافتاده‌تر شد.
این چهره‌پرداز سینما و تلویزیون عنوان کرد: طبیعی است که گریم شخصیت‌هایی که مردم با چهره آن‌ها آشنا هستند سخت‌تر است اما درباره شخصیت‌هایی که برای مردم زیاد آشنا نباشند، می‌شود مقداری اغماض کرد. خاطرم هست که در سریال «معمای شاه» ما بیش از 500بازیگر داشتم که اغلب آن‌ها شخصیت‌های واقعی بودند و میزان شباهت‌شان هم بالای 90درصد بود.
وی با بیان اینکه متاسفانه من هنوز «منصور» را به‌طور کامل و روی پرده ندیده‌ام، در پایان تاکید کرد: ان‌شاءالله در روزهای آینده فیلم را خواهم دید. فکر می‌کنم سیاوش سرمدی و همه عوامل سازنده این فیلم کار سختی داشته‌اند چون باید داستان را به‌گونه‌ای روایت می‌کردند که هم با واقعیت زاویه پیدا نکند و هم برای مخاطبان جذابیت داشته باشد.

captcha
شماره‌های پیشین