sobhe-no.ir
1293
چهارشنبه، ۱۹ آبان ۱۴۰۰
11
«صبح‌نو» در گفت‌وگو با منتقدان سینما آخرین ساخته اصغر فرهادی را بررسی کرده است

شبحِ قهرمان

«قهرمان» آخرین فیلم «اصغر فرهادی» تنها کارگردان ایرانی است که تابه‌حال دو جایزه اسکار را در کارنامه دارد؛ فیلمی که در دوران کرونا و در استان فارس ساخته شد و اولین اکرانش در جشنواره کن فرانسه بود. فیلم روایتی از رحیم، زندانی مالی است که در چند روز مرخصی‌اش درگیر ماجراهایی شده و فراز و فرودی عجیب را در بازه‌ای کوتاه تجربه می‌کند. او در ثانیه‌ای از فرش به عرش می‌رسد و در ثانیه بعد که از عرش به قعر پرتاب می‌شود. فرهادی در این فیلم به نقش شبکه‌های اجتماعی و فضای مجازی در بالا بردن و زمین زدن آدم‌ها اشاره می‌کند. «قهرمان» در پنجم آبان‌ماه اکران‌های خود را با 157سینما آغاز کرد و پس از گذشت دو هفته با در اختیار داشتن 323سالن بیش از 200هزار مخاطب را به سینماها کشانده و حدود پنج‌میلیارد تومان فروش داشته است. اما «قهرمان» آیا به اندازه فیلم‌های مهم فرهادی موفق ظاهر شده است یا خیر؟مخاطبان با دیدن قهرمان بازخوردهای متفاوتی را از خود نشان داده‌اند. فیلم که اولین‌بار در جشنواره کن نمایش داده شد با موجی از نقدهای مثبت منتقدان روبه‌رو شد، تعداد کمی از آنان فیلم را متوسط و تعداد کمتری فیلم را ضعیف برشمردند، اما نظر مخاطبان ایرانی بسیار متفاوت‌تر از منتقدان جهانی است. مخاطب ایرانی با توجه به تجربه زیسته خود در این جغرافیا و فرهنگ از فیلم فرهادی برداشت‌های متفاوتی دارد، برخی آن را فیلمی ضدجامعه می‌دانند و برخی آن را شاهکاری می‌شمارند که در آن فرهادی حرف دل مردم را زده است. نظرات در میان منتقدان ایرانی نیز به همین میزان متفاوت است. بدین بهانه سراغ سه منتقد کشورمان رفته‌ایم و فیلم فرهادی را از زاویه نگاه آن‌ها بررسی کرده‌ایم.

صبح نو

«صبح‌نو» در گفت‌وگو با منتقدان سینما آخرین ساخته اصغر فرهادی را بررسی کرده است

شبحِ قهرمان

«قهرمان» آخرین فیلم «اصغر فرهادی» تنها کارگردان ایرانی است که تابه‌حال دو جایزه اسکار را در کارنامه دارد؛ فیلمی که در دوران کرونا و در استان فارس ساخته شد و اولین اکرانش در جشنواره کن فرانسه بود. فیلم روایتی از رحیم، زندانی مالی است که در چند روز مرخصی‌اش درگیر ماجراهایی شده و فراز و فرودی عجیب را در بازه‌ای کوتاه تجربه می‌کند. او در ثانیه‌ای از فرش به عرش می‌رسد و در ثانیه بعد که از عرش به قعر پرتاب می‌شود. فرهادی در این فیلم به نقش شبکه‌های اجتماعی و فضای مجازی در بالا بردن و زمین زدن آدم‌ها اشاره می‌کند. «قهرمان» در پنجم آبان‌ماه اکران‌های خود را با 157سینما آغاز کرد و پس از گذشت دو هفته با در اختیار داشتن 323سالن بیش از 200هزار مخاطب را به سینماها کشانده و حدود پنج‌میلیارد تومان فروش داشته است. اما «قهرمان» آیا به اندازه فیلم‌های مهم فرهادی موفق ظاهر شده است یا خیر؟مخاطبان با دیدن قهرمان بازخوردهای متفاوتی را از خود نشان داده‌اند. فیلم که اولین‌بار در جشنواره کن نمایش داده شد با موجی از نقدهای مثبت منتقدان روبه‌رو شد، تعداد کمی از آنان فیلم را متوسط و تعداد کمتری فیلم را ضعیف برشمردند، اما نظر مخاطبان ایرانی بسیار متفاوت‌تر از منتقدان جهانی است. مخاطب ایرانی با توجه به تجربه زیسته خود در این جغرافیا و فرهنگ از فیلم فرهادی برداشت‌های متفاوتی دارد، برخی آن را فیلمی ضدجامعه می‌دانند و برخی آن را شاهکاری می‌شمارند که در آن فرهادی حرف دل مردم را زده است. نظرات در میان منتقدان ایرانی نیز به همین میزان متفاوت است. بدین بهانه سراغ سه منتقد کشورمان رفته‌ایم و فیلم فرهادی را از زاویه نگاه آن‌ها بررسی کرده‌ایم.

    آرش خوشخو    
 قهرمان پرتره‌ای از    
 مردم این زمانه است
 
به نظر شما دغدغه اصلی آقای فرهادی در فیلم «قهرمان» چیست؟ شبکه‌های اجتماعی؟
فیلم «قهرمان» به‌نوعی نمایش مردم فعلی کشورمان است یعنی همان رفتارهایی که ما را درحال‌حاضر به‌عنوان یک ملت توصیف می‌کند. فیلم قهرمان به نظر من یکی از فیلم‌های خوب آقای فرهادی مانند درباره الی و جدایی نادر از سیمین است که این فیلم‌ها به‌نوعی پرتره‌ای از مردم همان دوره هستند. این پرتره را ما در دوره‌های مختلف می‌بینیم؛ به‌عنوان‌مثال، شما تهران سال1355 را می‌توانید در فیلم «گزارش» از آقای کیارستمی ببینید. کسانی که دلیل انقلاب را نمی‌دانند می‌توانند گزارش را ببینند تا متوجه شوند چه مقدار سرمایه منفی در جامعه حضور داشت؛ نوعی نارضایتی و بلبشوی فکری که ادامه حکومت قبلی را غیرممکن می‌کرد. یا فیلم «هامون» از آقای مهرجویی قطب‌نمای روشنفکری در دهه60 است و نشان می‌دهد که چه اتفاقی برای روشنفکرها در این دوران افتاده است. فیلم‌های دیگری مانند «شوکران» از آقای افخمی و «آژانس شیشه‌ای» از آقای حاتمی‌کیا نیز چنین ویژگی‌هایی را دارند. رفتارشناسی مردم در زمان‌های مختلف را می‌توانید در این فیلم‌ها ببینید.
 
و «قهرمان» هم این ویژگی را دارد!
بزرگ‌ترین  مزیت قهرمان این است که نوعی از رفتارشناسی مردم ما را نشان می‌دهد. فرهادی دیدگاهی دارد که می‌گوید نباید کسی را قضاوت کرد و همه امور نسبی است. این نگاه را می‌توانید در فیلم «فروشنده» هم ببینید؛ هرچند در این فیلم ساختاری مکانیکی و غیرقابل‌باور وجود دارد که زوجی به خانه‌ای اسباب‌کشی کنند، در خانه ‌خراب باشد، ساکن قبلی خانه زنی بدنام باشد و ساکن فعلی در همان زمان در حمام باشد و پیرمرد سر برسد. فرهادی برای اینکه به نتیجه‌ای که می‌خواهد برسد خیلی دگم و غیرقابل‌باور رفتار کرده است. اما در «قهرمان» روابط و اتفاقات را به‌خوبی می‌چیند، از شکل و شمایل طبقه متوسط کمی پایین‌تر می‌آید و به طبقه فرودست نگاه می‌کند. در جدایی و درباره الی همه کاراکترها مانند هم هستند اما در قهرمان ما با شخصیت‌های جدیدی روبه‌رو می‌شویم.


یکی از مسائلی که گفتید در کارهای آقای فرهادی پررنگ است، قضاوت نکردن است و معمولا ایشان در فیلم‌هایش یک‌طرف ماجرا را نمی‌گیرد اما در قهرمان از این موضوع عبور کرده و موضع‌گیری می‌کند!
چه موضعی؟
 
 او می‌گوید که تمام مردم از همه اقشار در اشتباه هستند و با سطحی‌نگری به مسائل نگاه می‌کنند. اگر بخواهیم بدبینانه نگاه کنیم این فیلم ضدمردم است!
و شما بدبینانه نگاه می‌کنید. در این فیلم فرهادی مردم را شماتت نمی‌کند، بلکه همه مردم را در یک پکیج رفتار ایرانی قرار می‌دهد. حتی شخصیتی که محسن تنابنده نقش آن را بازی می‌کند حرف‌هایی می‌زند که باعث می‌شود ما جایی به او هم حق بدهیم.
 
مردمی که در این فیلم نشان داده می‌شوند از اقشار مختلف هستند. از حراست و فرمانداری که نماد حاکمیت است گرفته تا زندانبان و حتی اعضای موسسه خیریه. گویی همه در دام افتاده‌اند.
زیرا همه حق دارند. در اینجا درام روی حوادث متزلزل پیش می‌رود.
 
حتی نقطه‌ای که ایشان فیلم را شروع می‌کنند نیز براساس همین لغزش است. زنی سکه‌ها را می‌گیرد و دیگر نمی‌توان او را پیدا کرد. اگر این زن در فیلم رها نشده بود، تمام این اتفاق‌ها نمی‌افتاد.
باید این‌طور گفت که فیلم‌های درام روی لغزش‌های رفتاری اتفاق می‌افتند. همین‌الان که ما داریم صحبت می‌کنیم هر سوءتفاهم و سوءبرداشتی می‌تواند منجر به یک رفتار شود. در فیلم قهرمان می‌توان پکیج رفتار ما ایرانی‌ها را دید. لغزش‌های زبانی که در فیلم  وجود دارد اتفاقات را رقم می‌زند. مثلا مامور زندان درست به رحیم توضیح نمی‌دهد که چه حرفی باید بزند و چه حرفی را نباید. فیلم روی همین لغزش‌ها حرکت می‌کند و نباید فراموش کرد که زندگی عادی ما پر از همین اتفاقات است.
 
«شما» قهرمان را فیلم مهمی می‌دانید. چرا فیلم قهرمان در میان فیلم‌های فرهادی مهم محسوب می‌شود؟
معمولا فیلم‌های فرهادی ما را به یک بن‌بست می‌کشانند که عده‌ای روی آن اسم پایان باز می‌گذارند. در این فیلم برگشت قهرمان به زندان اتفاق می‌افتد اما دوربین جهتش را به سمت در بسته زندان نمی‌گیرند، بلکه جهتش را به سمت خروجی زندان و نور می‌گیرد و این اتفاق مهمی است.
 
به نظر شما قهرمان در این فیلم واقعا قهرمان است؟
در پایان قهرمان می‌شود. او با پافشاری برای پاک کردن فیلم پسرش یک تصمیم اخلاقی بزرگ می‌گیرد و حاضر می‌شود به زندان بازگردد.
 
ولی مسائلی وجود دارد که رها می‌شود. مثلا اینکه صاحب سکه‌ها کیست!
فرهادی در این فیلم ترفندهای مکارانه‌ای می‌زند و داستان را پیش می‌برد.
 
نمی‌توان آن را ترفند مکارانه دانست. به نظر ساده‌انگاری به برخی مسائل است. واسطه روایت فرهادی و اتفاقات این فیلم شبکه‌های مجازی است اما به این موضوع خوب پرداخته نشده است یا از نگاه‌های دختر تنابنده نمی‌توان فهمید او پشت قضیه است. در هنگام استخدام به رحیم می‌گویند حرف‌هایی زده شده اما چه حرف‌هایی؟ چرا این حرف‌ها تصویری نمی‌شوند؟ یا اینکه دختر چه موضوعی را در اینترنت پخش کرده که این‌قدر تاثیر می‌گذارد؟
وقتی دختر و پدر را می‌بینیم که در مغازه غذا می‌خورند این نشان‌دهنده درستکاری کینه‌توزانه آن‌هاست که مرتبط به طبقه متوسط است و نگاهی است که این طبقه به جامعه و حاکمیت دارد. آن‌ها همه نمایش‌های تقدیر از قهرمان را در راستای فراموش کردن برخی مسائل دیگر می‌دانند. این بدبینی است که آن‌ها دارند درحالی‌که خودشان 
آدم‌های خوبی‌اند.
 
پایان فیلم به نظر شما چطور بود؟
فیلم پایان بسیار خوبی دارد. جایی که رحیم و پسرش با نامزد رحیم روبه‌رو می‌شوند و مردی از زندان آزاد شده و همسرش با شیرینی به استقبال او می‌رود، پایانی جذاب است که ازلحاظ بصری هم زیباست ولی باید این را هم گفت که این فیلم برای من بسیار کسالت‌بار بود. در سینمای فرهادی تابه‌حال این‌قدر از دیدن یک فیلم خسته نشده بودم.
 
آیا به این دلیل نیست که بحران دیر اتفاق می‌افتد؟
دقیقا. برخی ماجراها هم به این کسالت‌بار بودن کمک کرده است، مانند ماجرای زنی که قرار بود شوهرش را دار بزنند. در کل یک‌سوم انتهایی فیلم بسیار کسل‌کننده است.
 
به نظر شما «قهرمان» چقدر شانس دیده شدن در اسکار را دارد؟
صحبت درباره اسکار کمی سخت است و به موضوعات زیادی بستگی دارد. قهرمان در کارنامه فرهادی فیلم خوبی است، البته بعد از جدایی و درباره الی.
 
    محمدتقی فهیم
«قهرمان» زبان سینما ندارد
 
فیلم قهرمان را چطور دیدید و به نظر شما در چه جایگاهی در کارنامه آقای فرهادی قرار می‌گیرد؟
 
در اینکه آقای فرهادی در سینمای ما جایگاه ویژه‌ای دارند شکی نیست اما به نظرم فیلمسازی مانند فرهادی نباید در یک دایره تکراری بیافتد. فیلم قهرمان به نظر من فیلم شعارزده و 
محتوا زده‌ای است. من حتی نظرم این نیست که فیلم ضد ایرانی است بلکه اتفاقا فرهادی در این فیلم تصویر بسیار مثبتی از زندان و زندانبان در ایران به نمایش گذاشته که من تابه‌حال در فیلم دیگری ندیده بودم. مشکل من در فرم کار
 آقای فرهادی است.
 
 کمی بیشتر منظورتان از فرم را در فیلم قهرمان توضیح بدهید!
کسی که به چنین مرحله‌ای رسیده است باید امروز بتواند به زبان سینما درون‌مایه مدنظرش را به مخاطب نشان دهد، نه اینکه در قالب یک تلگرافخانه فریاد بزند که ما گیر افتاده‌ایم. من فکر می‌کنم این یک جریان سینمایی است. فرهادی امروز به یک ورطه و دایره تکراری افتاده است که دنیا از او می‌خواهد نه مخاطب. اگر فیلم فرهادی 10، 15میلیون مخاطب را جذب کند می‌شود گفت که سینما ارائه داده است اما تلگرافخانه‌ای که ایشان راه انداخته تنها یک موضوع و پیام تکراری را مخابره می‌کند اما اینکه قهرمان چه جایگاهی در سینمای فرهادی دارد باید بگویم جزء فیلم‌های قابل‌انتظار از ایشان نیست. فیلم زبان سینما نیست و لکنت زیادی در فرم دارد، مانند پسر رحیم با لکنت حرف می‌زند. فیلم نارس است و درحال تکرار همان حرف‌های قبلی است.
 
شما در صفحه‌تان در اینستاگرام نوشته بودید که تلاش آقای فرهادی این است که بگوید همه‌گیر افتاده‌ایم اما شاید این خود ایشان باشد که در این حلقه تکرار گیر افتاده‌اند! این‌طور نیست؟
کاملا همین‌طور است. شاید این فیلم مطلوب جشنواره کن یا اسکار باشد اما فیلم مردم نیست. فیلمی نیست که مردم ببینند و لذت ببرند. فضایی در بین منتقدان وجود دارد که می‌خواهند فرهادی را ابزاری کنند برای انتقام‌جویی و تخلیه خودشان. به‌هرحال ما تعریفی برای سینما در بحث ایده، موضوع، درون‌مایه، ساختار و فرم داریم و فکر می‌کنم فیلم قهرمان بسیار عقب‌تر از این مباحث است و به‌شدت درجا می‌زند. این فیلم برای فرهادی یک عقب‌گرد است. او دارد هزینه بغض‌های فروخورده دیگران را چه در داخل و چه در خارج می‌دهد.
 
ازلحاظ مضمون و محتوا هم آیا این اتفاق افتاده است؟
ازنظر مضمون اتفاقا فیلم فرهادی در راستای سیاست‌های تبلیغی سیستم است. من در تمام این سال‌ها این‌قدر تصویر مثبت از زندان‌های ایران ندیده بودم و شاید به همین خاطر است که برخی شبکه‌های خارجی مقابل این فیلم هستند. به نظرم فرهادی تبدیل به وسیله‌ای شده برای کشمکش‌های کسانی که تازه قلم دست گرفته‌اند و می‌خواهند بغض‌های‌شان را رها کنند.
 
عده‌ای دیالوگ رحیم به مامور فرمانداری را حرف دل خود برداشت کرده‌اند و او را می‌ستایند که حرف مردم را زده است!
اتفاقا به نظر من ایرادی ندارد که حرف دل بخشی از مردم ایران زده شود اما مهم این است که باید به زبان سینما این اتفاق بیفتد. فیلمنامه آقای فرهادی حفره‌ها و اشکالات زیادی دارد یا وقتی قرار است در مورد آدم شکسته‌ای مانند رحیم قاب‌بندی کنیم باید دقت بیشتری کرد که فکر می‌کنم فرهادی همه این‌ها را در فیلم گم کرده است. به‌لحاظ جغرافیا نیز فیلم ایرادات زیادی دارد و نمی‌تواند به ما جغرافیا بدهد.
 
شما «قهرمان» را در رده کارهای آقای فرهادی، متوسط به پایین می‌دانید. به نظر شما بهترین فیلم ایشان چیست؟
به نظر من، بهترین فیلم فرهادی درباره الی است.
 
    بهمن عبداللهی   
شانس بالای «قهرمان» در اسکار      
 
 به نظر شما فیلم آقای فرهادی در چه بخش‌هایی در جشنواره اسکار قرار خواهد گرفت؟
 فیلم فرهادی احتمال دارد در چند بخش ازجمله بهترین فیلم خارجی زبان، بهترین فیلمنامه و بهترین کارگردانی کاندیدا شود و ممکن است مانند فیلم انگل حتی در شاخه بهترین فیلم نیز قرار گیرد.
 
شانس فیلم قهرمان در اسکار چقدر است؟
بسیار زیاد. به چهار دلیل؛ اول اینکه فیلم تهیه‌کننده فرانسوی دارد و پخش‌کننده‌ای بین‌المللی پشت کار است. شرط برنده شدن در اسکار این است که 
چند هزار نفر به فیلم رأی دهند و وقتی فیلم خوب دیده شود این اتفاق می‌افتد. 
 
کمی بیشتر از نقش پخش‌کننده در این موضوع بگویید.
معمولا فیلم‌هایی در اسکار جایزه می‌گیرند که دیده شوند و برای دیدن شدن نیاز به پخش‌کننده قوی است. مثلا مجید مجیدی برای فیلم بچه‌های آسمان که اولین فیلم ایران بود که در اسکار کاندیدا شد، پخش‌کننده‌ای قوی داشت، در حدی که پخش‌کننده حلقه‌های فیلم را در پاکت گذاشته و برای تک‌تک اعضای  اسکار ارسال کرده بود. این باعث شد که عده‌ای از سر کنجکاوی یا اجبار فیلم را ببیند و به آن رأی بدهند. فیلمی که دیده نشود شانس زیادی برای جایزه بردن ندارد.
 
«قهرمان» با جشنواره کن و غوغای مطبوعاتی هم شروع شد!
این دلیل دوم است. فیلم در جشنواره کن حضور داشته و جایزه برده است. جشنواره کن را دروازه جشنواره‌ها می‌گویند. جشنواره‌های رده دو و سه به جشنواره کن نگاه می‌کنند و به‌جای اینکه هزار تا فیلم را ببینند فیلم‌های کن را انتخاب می‌کنند. جشنواره کن تا چند سال پیش ساز جداگانه‌ای می‌زد و فضایش با اسکار فرق داشت و بیشتر به فیلم‌های هنری توجه می‌کرد اما چند سالی است که اسکار به‌سوی کن سوق پیدا کرده است. در سوی دیگر فیلم فرهادی داستانی است. اسکار دنبال فیلمی است که همه دیده باشند و سرگرم‌کننده باشد و فیلم فرهادی این شانس را دارد.
 
با توجه به اینکه آقای فرهادی تابه‌حال دو بار اسکار برده‌اند، به نظرتان برای بار سوم هم این شانس را دارند؟
بله دارند. در زمان فیلم فروشنده بسیاری پیش‌بینی می‌کردند که فرهادی اسکار نخواهد گرفت اما من اعتقاد داشتم می‌گیرد. جشنواره اسکار نیز برای دهان‌کجی به ترامپ و قوانینی که او وضع کرده بود این جایزه را به فرهادی داد. می‌شود گفت آن سال شانس با فرهادی یار بود. از طرفی، فیلم‌هایی که در گروه فیلم خارجی قرار می‌گیرند تا امروز فیلم‌های مهمی نبوده‌اند که سروصدا کرده باشند، همین هم شانس فرهادی را برای سومین جایزه اسکار بالا می‌برد.
 
و دلیل آخری که پیش‌بینی کنید «قهرمان»
 در اسکار دیده شود چیست؟
 دلیل آخر این است که نظر منتقدان در خارج از کشور بسیار مهم است و بسیاری از منتقدان درباره فیلم فرهادی مثبت نوشته‌اند. تعداد کمی از آن‌ها فیلم را متوسط یا ضعیف ارزیابی کرده‌اند.

فیلم زبان سینما نیست و لکنت زیادی در فرم دارد، مانند پسر رحیم با لکنت حرف می زند. فیلم نارس است و در حال تکرار همان حرف‌های قبلی است 

فیلم پایان بسیار خوبی دارد. جایی که رحیم و پسرش با نامزد رحیم رو‌به‌رو می‌شوند و مردی از زندان آزاد شده و همسرش با شیرینی به استقبال او می‌رود پایانی جذاب است که از لحاظ بصری هم زیباست  

captcha
شماره‌های پیشین