sobhe-no.ir
1274
چهارشنبه، ۲۱ مهر ۱۴۰۰
15
نگاه «صبح‌نو» به نمایشنامه «تروکاژ»

پیوندی میان سینما و تئاتر

امیدعلی کیان‌پور / «تروکاژ» عنوان کتابی است که شاید بتوان آن را جزو چند اثر شاخص ادبیات نمایشی در سال‌های اخیر دانست. این نمایشنامه به قلم محمدرضا قلی‌پور در گام نخست، برنده جایزه اول نمایشنامه‌نویسی ششمین جشنواره تئاتر شهر و پس از آن با اجرایی متفاوت در صحنه تئاتر به اثری شناخته‌شده مبدل شد.

اخبار کوتاه

صبح نو

نگاه «صبح‌نو» به نمایشنامه «تروکاژ»

پیوندی میان سینما و تئاتر

امیدعلی کیان‌پور / «تروکاژ» عنوان کتابی است که شاید بتوان آن را جزو چند اثر شاخص ادبیات نمایشی در سال‌های اخیر دانست. این نمایشنامه به قلم محمدرضا قلی‌پور در گام نخست، برنده جایزه اول نمایشنامه‌نویسی ششمین جشنواره تئاتر شهر و پس از آن با اجرایی متفاوت در صحنه تئاتر به اثری شناخته‌شده مبدل شد.

از تروکاژ به‌واسطه شیوه اجرایی خاصش با نام نخستین تئاتر دوبله در ایران نیز یاد می‌کنند و نسخه صوتی آن نیز براساس همان فایل دوبله اجرا منتشر شده است. شاید از خوش‌شانسی نمایشنامه‌هایی که حضوری موفق بر صحنه دارند و سپس کتاب می‌شوند، این باشد که طیف وسیعی از مخاطبان حداقل با نامش آشنایی دارند و میل به خوانش آن را افزون می‌کند.
 
یک حقه سینمایی
 تروکاژ واژه‌ای فرانسوی و به معنای «حقه سینمایی» است. قصه در دهه50 تهران می‌گذرد و به‌دنبال حل ماجرای قتل فروزنده، دختر یک بازیگر معروف سینما به نام افخم است. روایت، زمان را می‌شکند و دو بازه زمانی یعنی اولی 
پیش‌از مرگ فروزنده تا هنگام قتل و دومی پس از قتل تا حل‌شدن پرونده را به هم وصل می‌کند. گفتار متن سرشار از آداب خاصی از زیبایی‌های زبانی و چینش ویژه کلامی و واژگانی است و کنار آن، نمودها و معادل‌هایی از وقایع امروز و تکرار آن‌ها در گذشته حس نزدیکی بیشتری برای مخاطب اجرا و خواننده کتاب فراهم می‌کند. تلاش برای ارائه الگوهای نو و رسیدن به شیوه نگارشی و بیانی متفاوت را در دیگر کتاب‌های به چاپ‌رسیده محمدرضا قلی‌پور-نویسنده اثر،کارگردان تئاتر -نیز می‌توان جست‌وجو کرد. مانند مجموعه‌داستان «رژه پنگوئن‌ها» و نمایشنامه‌های «سگ‌خوری»، «عروسی روی خرده‌شیشه‌ها» و «آپرکات» و موارد دیگر.
جریان تروکاژ مانند بسیاری از روایت‌های پلیسی به نظر می‌آید که با تم عدالت قرار است پیش برود ولی کم‌کم حجم تماتیک خیانت وسعت می‌یابد و تمام درام را در برمی‌گیرد و مانند اسم اثر، حقه و کلک است که به خواننده رودست می‌زند و ناروزدن کاراکترها به یکدیگر و پنهان‌ساختن واقعیات و نمایاندن آنچه نیست، به‌جای هستی موجود، همه و همه دست‌به‌دست هم می‌دهند تا بعد فکری و ساختاری متن با هم عجین و منجر به همذات‌پنداری مخاطب با اثر شود. همچنین حال‌وهوای نوستالژیک دهه50 و روبه‌روشدن با نوعی از گفتار، کردار و پندار مختص به آن بازه زمانی در ایران و پیوند آن با نوعی از پرداخت که به‌طور مستقیم یا غیرمستقیم یادآور آثار مسعود کیمیایی در پیش از انقلاب است، از دیگر نکات قابل‌طرح درباره این مکتوب است.

نظر اهالی فرهنگ و هنر
 در تایید اهمیت و کیفیت این متن نمایشی، توجه‌تان را به نظر برخی هنرمندان و صاحبان فن درباره تروکاژ جلب می‌کنم:
جواد طوسی (منتقد و مدرس سینما): تروکاژ فکر و ایده‌ای نو و متفاوت در جهت هم‌کلامی تئاتر و سینماست در یک سیکل منطقی و هوشمندانه و اتفاق فرخنده‌ای است برای تئاتری که محافظه‌کار شده و واهمه دارد برای پاگذاشتن به حوزه‌های جدیدتر.
مرحوم عزت‌الله مهرآوران (نمایشنامه‌نویس و بازیگر): تروکاژ نمایشنامه‌ای قانونمند است، چیزی به تئاتر اضافه و قانون آن را حفظ می‌کند. از آن بسیار لذت بردم.
آندرانیک خچومیان (مترجم و نمایشنامه‌نویس): تروکاژ متنی اصولی، مستحکم و پرداخت خیلی خوبی دارد.
ناصح کامگاری (نویسنده،کارگردان و مدرس دانشگاه): اتخاذ فرم‌های جدید در تئاتر همیشه جسارت می‌طلبد و تروکاژ اثری فکرشده و تلاشی است برای ارائه تئاتر با فرم و قاعده‌ای نوتر.
هاله مشتاقی‌نیا (نمایشنامه‌نویس): تروکاژ نمایشنامه‌ای دارد با ساختار و پرداختی درست و دیالوگ‌نویسی‌های خوب و ادای احترامی است به هنر دوبله در بستر سال‌های دهه50.
صدرالدین زاهد (مترجم، نویسنده، بازیگر): تروکاژ اثری غیرمعمول و جذاب است. از مواجهه با آن بسیار لذت بردم.
احمدرضا حجارزاده (نویسنده و روزنامه‌نگار): تروکاژ اثری متفاوت، پیوندی بین سینما و تئاتر و یک شاهکار تمام‌عیار است. علاقه‌مندان به آثار مسعود کیمیایی و فیلم‌های دهه40 و 50، خواندن این نمایشنامه خلاقانه را از دست ندهند.
معصومه آقاجانی (بازیگر و دوبلور): تروکاژ با نمایشنامه‌ای بسیار قوی حرف‌های زیادی برای گفتن دارد. این اثر حاوی وجوه هنری است و به‌عنوان یک دوبلور، هم اجرا و هم نسخه صوتی کتاب را بسیار پسندیدم.
مجید قناد (بازیگر و مجری): تروکاژ مانند هیچ نمایشی نیست و ایده بسیار متفاوتی دارد. خواندن کتاب آن را از دست ندهید.
حسین جمالی (نویسنده و کارگردان): تروکاژ فضای سینمایی و تئاتری را با هم ادغام کرده و با آشنایی‌زدایی از سینمای دهه50 و تئاتر امروز تجربه‌ای متفاوت برای مخاطب به وجود می‌آورد.
منوچهر اکبرلو (پژوهشگر و منتقد): تروکاژ اثری است با نمایشنامه‌ای بسیار خوب که فضای جدید و جذابی را به تئاتر ما معرفی می‌کند. به‌ویژه دوبله‌شدن نمایش و ارائه نسخه صوتی کتاب آن که تمهید ویژه و بی‌مانندی است و تماشاگر را به دهه50 می‌برد.
منوچهر والی‌زاده (دوبلور): تروکاژ اثر حیرت‌انگیزی است که از آن بسیار لذت بردم.
محمد متوسلانی (بازیگر، کارگردان، فیلمنامه‌نویس): تروکاژ اثری است که مانند آن سابقه نداشته و بدعت و قدم بزرگی در عرصه نمایشی است.
جابر قاسمعلی (فیلمنامه‌نویس و مدرس سینما):
تروکاژ اثر بسیار متفاوتی است، به این خاطر که با مدیوم تئاتر، فیلم ساخته و به‌عبارتی‌دیگر با تئاتر توانسته سینما خلق بکند. متن آن به‌شدت درخشان است و بهره‌گیری از دوبله چون از دل محتوی متن برآمده، اثری پست‌مدرن و تحسین‌برانگیز پدید آورده است.
 
منصور خلج (پژوهشگر، منتقد، مدرس دانشگاه): تروکاژ اثری متفاوت، بدیع و استثنایی است.
 
بخش‌هایی از «تروکاژ»
گفتنی است این کتاب ازسوی نویسنده در صفحه آغازین، به رویا افشار به پاس مهر بی‌انتهایش تقدیم شده است. بخش‌هایی از متن نمایشنامه «تروکاژ» را مهمان ما باشید:
فروزنده: اون‌جا نوشته چهار نفر، دو تا مرد، دو تا زن. دو تا مرده، دو تا تحت تعقیب. من و تو الان با هم معنی داریم. منم واسه خاطر تو اینجام. اینجام که تو سر پا بشی. اینجام که تو راه بیفتی. اینجام که تنها نرم. وقتی می‌گم اینجا امنه، حتما هست، وگرنه خودم توش سر نمی‌کردم. اینجا امنه چون حومه‌س. امنه چون کسی بلدش نیست. امنه چون یکی به یکی می‌گه مگه مال باباته؟ اینجا همون‌جاس که بی‌فاصله می‌گم آره، مال بابامه، باغه، باغمونه، باغ خودمونه. فقطم دو تا کلید داره، می‌گم امنه، چون بابام یادم داده کلیدم رو دست کسی دیگه ندم. خودشم همین‌جور، کلیدش رو دست کسی نمی‌ده. پس امنه.
طلا: این روزنامه تا حومه رسیده؟ یعنی این‌قدر صدا کردیم؟
فروزنده: صدا کردیم ولی من تا خود اونجا رفتم. روزنامه رو از دکه‌ای گرفتم که سپَهو جلوش زدیم.
طلا: تو چی کار کردی فروزنده؟
فروزنده: خواستم مطمئن بشم. از دکه‌ای پرسیدم چه خبر؟ گفت اینجا آدم کشتن، دو تا مرد و یه نامرد. اولش فکر کردم ما رو می‌گه نامرد، بعد دستم اومد به یارو سرهنگه‌س. به‌ش گفتم وقتی اومدن سراغت به‌شون بگو، هیچی نیستین. اونی که قرار بود ببریم رو بردیم، پس هیچی نیستین.

جریان تروکاژ مانند بسیاری از روایت‌های پلیسی به نظر می‌آید که با تم عدالت قرار است پیش برود ولی کم‌کم حجم تماتیک خیانت وسعت می‌یابد 

captcha
شماره‌های پیشین