sobhe-no.ir
1273
سه شنبه، ۲۰ مهر ۱۴۰۰
13
مرور «صبح‌نو» بر زندگی و اشعار حافظ

انقلاب در غزل، تحت‌تاثیر قرآن

امروز بیستم مهرماه 1400 مصادف است با زادروز شاعر بزرگ ایرانی، خواجه‌حافظ شیرازی؛ شاعری پارسی‌زبان که پس از فردوسی بزرگ، بی‌شک مشهورترین شاعر این آب و خاک است، چنانکه امروزه در هر خانه‌ای می‌توان به‌سادگی یک دیوان اشعار حافظ یافت یا حتی در خیابان‌ها کودکان کار و برخی دستفروشان را دید که به فروش اشعار این شاعر شهیر در قالب فال حافظ مشغول‌اند. به همین مناسبت، نگاه کوتاهی داشته‌ایم به زندگی این شاعر شیرازی و برخی از کتاب‌هایی که درباره او به چاپ رسیده‌اند.

خبر

صبح نو

مرور «صبح‌نو» بر زندگی و اشعار حافظ

انقلاب در غزل، تحت‌تاثیر قرآن

امروز بیستم مهرماه 1400 مصادف است با زادروز شاعر بزرگ ایرانی، خواجه‌حافظ شیرازی؛ شاعری پارسی‌زبان که پس از فردوسی بزرگ، بی‌شک مشهورترین شاعر این آب و خاک است، چنانکه امروزه در هر خانه‌ای می‌توان به‌سادگی یک دیوان اشعار حافظ یافت یا حتی در خیابان‌ها کودکان کار و برخی دستفروشان را دید که به فروش اشعار این شاعر شهیر در قالب فال حافظ مشغول‌اند. به همین مناسبت، نگاه کوتاهی داشته‌ایم به زندگی این شاعر شیرازی و برخی از کتاب‌هایی که درباره او به چاپ رسیده‌اند.

حافظ که بود؟
خواجه شمس‌الدین محمد بن بهاءالدین محمد حافظ شیرازی، در سال ۷۲۷هجری‌قمری به دنیا آمد و سال ۷۹۲هجری، چشم از جهان فروبست. حافظ را در کت شیراز یا مصلای شهر به خاک سپردند. سال۸۵۵هجری پس از تسخیر شیراز به دست «ابواقاسم بابر تیموری» به فرمان وزیر او، «مولانا محمد معمایی»، آرامگاهی بر مزار حافظ ساخته شد.
او با نام‌های زیادی شناخته می‌شد. ازجمله لِسانُ‌الغِیب، لِسانُ‌الْعُرَفا، ناظِمُ‌الاُولیاء، خواجه، تَرجُمانُ الاَسرار، مَخزَنُ الْمَعارِفُ السُبحانیه، مَعدِنُ اللَّطائِفُ الروحانیه، عُمدَةُالْعارفین، قُدوَةُالسّالِکین، سلطانُ الشُعراء به او داده شده است! همچنین از او با عناوینی نظیر مولانا الاَعظَم، اَلْمرحوم الشهید، مَفخَرُ الْعُلَما، استاد نَحاریرُ الاُدَبا و شمسُ الْمِلَّةِ و الدّین 
یاد می‌کنند.
نام اصلی حافظ، محمد است اما براساس منابع نزدیک به روزگار او، نام و لقب شمس‌الدین و تخلص حافظ، تنها عنوان‌هایی است که در زمان حیات به آن‌ها خوانده می‌شد. تخلص «حافظ» به ادراک قلبی او از قرآن و آشنایی و انس صمیمانه و بازتاب‌یافته در اشارات و عبارات قرآنی منعکس در شعرش اشاره می‌کند. تعبیر دیگر صفت «حافظ»، آوازخوان است که در فرهنگ ایرانی به‌کار می‌رفت. به نقل از محمود واصفی در بدایِع‌الوَقایِع، در هرات روزگار پایانی تیموری خوانندگان را «حافظ» می‌خوانده‌اند.
اشعار او اغلب غزل است. حافظ از تاثیرگذارترین چهره‌های ادبی بر شاعران فارسی‌زبان پس از خود شناخته می‌شود. در قرون هجدهم و نوزدهم میلادی، اشعار او به برخی زبان‌های اروپایی نیز ترجمه و باعث شد نامش به محافل ادبی جهان غرب  راه‌پیدا کند. حافظ در نوجوانی و اوایل جوانی شاگرد نانوا بود. او در اشعارش به حضور در مدرسه، 40سال تحصیل علم و فضل، درس صبحگاهی و حفظ آیات مبارکه قرآن کریم بر پایه قرائت‌های گوناگون اشاره کرده است. شهرت حافظ موجب شد حاکمان سرزمین‌های دور و نزدیک او را فرابخوانند. از این‌رو، حافظ در زندگی‌اش با سلاطین و بزرگان بسیاری تعامل داشته و با اهل علم و ادب و شعر هم‌نشین بوده است. حافظ هیچ گناهی را سنگین‌تر از مردم‌فریبی و ریاکاری نمی‌دانست و همواره به اهل تظاهر در اشعارش می‌تاخت. مکتب حافظ، رندی است و رند و رندی اساسی‌ترین اصطلاح در شعر و جهان‌بینی اوست. رندی در نگاه حافظ، نظامی روشنفکرانه و فلسفی است و رند متفکر روشن‌فکر. بیش از هر شخصیت دیگری در دیوان او، رند حامل پیام حافظ است. شعر حافظ دارای سه فضای عاشقانه، عارفانه و مدحی است. حافظ‌پژوهان برجسته‌ترین ویژگی سبکی غزل او را «پریشانی» دانسته‌اند، به معنای استقلال و عدم ارتباط ابیات.
 
تاثیر قرآن بر اشعار حافظ
نمی‌توان و نباید در تاثیرپذیری حافظ از آیات قرآن مجید شک کرد. انقلاب حافظ در غزل که سرودن ابیات مستقل به لحاظ معنی است، تحت‌تاثیر سبک نزول قرآن بود اما او فرهنگ باستانی و اسلامی حاکم بر ایران را با دین، کلام، فلسفه و عرفان پیوند زد و در شعرش متبلور ساخت. عناصر جهان‌بینی رندانه او متاثر از فردوسی، خیام، سنایی، عراقی، عطار و مولوی است. در حوزه زبان عربی، پس از خیام، حافظ بیشترین آثار را داشته است.
دیوان حافظ کتابی است شامل همه اشعار باقی‌مانده از او که بیشترشان به پارسی است اما یک غزل تمام‌عربی هم در آن به چشم می‌خورد. مهم‌ترین بخش این دیوان، غزلیات است. گرچه شعرهای با قالب‌های دیگری مانند قطعه، قصیده، مثنوی و رباعی نیز در دیوان او موجود است.
کنگره جهانی سعدی و حافظ به مناسبت ششصدمین سال درگذشت حافظ، سال۱۳۵۰ شمسی در شیراز برگزار شد که ۱۲۰تن از ایران‌شناسان برجسته از ایران و جهان به آن گردهمایی دعوت شدند. همچنین مجمع عمومی بیست‌وچهارمین اجلاس کنفرانس عمومی یونسکو، سال۱۹۸۷ میلادی به پیشنهاد ایران، سال۱۳۶۷ شمسی معادل ۱۹۸۹ میلادی، برابر با ششصدمین سال درگذشت حافظ را سال بزرگداشت حافظ نام‌گذاری کرد. نخستین همایش بزرگداشت حافظ، ۲۰ مهر۱۳۷۶ شمسی در شیراز برگزار شد و پس از آن، هر ساله در این روز، همزمان در شیراز و دیگر شهرهای ایران و جهان، مراسم بزرگداشت حافظ برگزار می‌شود.
 
حافظ به روایت عباس کیارستمی
در سال85 برای نخستین‌بار کتابی به نام «حافظ به روایت کیارستمی» چاپ شد که در این کتاب، عباس کیارستمی، فیلمساز نامدار و پرافتخار سینمای ایران، با سبکی مدرن به برجسته‌سازی برخی از مصراع‌ها و اشعار حافظ پرداخته بود. این کتاب ازلحاظ محتوا، از تنوعی در انتخاب اشعار حافظ برخوردار بود.
اشعار این کتاب، در ۱۸فصل موضوع‌بندی شده‌اند و هر فصل عنوانی برگرفته از اشعار حافظ دارد. کیارستمی در این اثر فقط به نوشتن مطلعی از یک غزل اکتفا کرده است، نه تمامی غزل. در هر فصل اشعار مربوط به یک تم و موضوع گردآوری شده که این روش، خواندن اشعار حافظ را برای خواننده آسان‌تر می‌کند.
بهاءالدین خرمشاهی، حافظ‌پژوه سرشناس در مقدمه کتاب به کیارستمی نوشته است: «حسن کار شما این است که به قیمت برجسته‌سازی ابیات کمتر مشهور، کمتر از اشعار خیلی معروف و ضرب‌المثل‌شده حافظ استفاده کرده‌اید. حاصل کار شما یک تنوع هنری مهم در کار و بار شعر و حافظ‌پژوهی است».
 
خوانش شعر حافظ
در پایان نمونه‌ای از شعر خواجه‌حافظ شیرازی را به انتخاب «صبح‌نو» بخوانید:
مژده‌ ای دل که مسیحا نفسی می‌آید
 که ز انفاس خوشش بوی کسی می‌آید

از غم هجر مکن ناله و فریاد که من
 زده‌ام فالی و فریادرسی می‌آید

ز آتش وادی ایمن نه منم خرم و بس
 هر کس آنجا به امید قبسی می‌آید

هیچ‌کس نیست که در کوی تواش کاری نیست
 هرکس آنجا به طریق هوسی می‌آید

کس ندانست که منزلگه معشوق کجاست
 این قدر هست که بانگ جرسی می‌آید

جرعه‌ای ده که به میخانه ارباب کرم
 هر حریفی ز پی ملتمسی می‌آید

دوست را گر سر پرسیدن بیمار غم است
 گو بیا خوش که هنوزش نفسی می‌آید

خبر بلبل این باغ بپرسید که من
 ناله‌ای می‌شنوم کز قفسی می‌آید

یار دارد سر صید دل حافظ، یاران
شاهبازی به شکار مگسی می‌آید
***
ما ز یاران چشم یاری داشتیم
خود غلط بود آنچه می‌پنداشتیم

تا درخت دوستی کی بر دهد
 حالیا رفتیم و تخمی کاشتیم

گفت‌وگو آیین درویشی نبود
ورنه با تو ماجراها داشتیم

شیوه چشمت فریب جنگ داشت
 ما خطا کردیم و صلح انگاشتیم

captcha
شماره‌های پیشین