sobhe-no.ir
1272
دوشنبه، ۱۹ مهر ۱۴۰۰
14
گفت‌وگوی«صبح‌نو» با «محمدرضا فرهادی»، دبیر و برگزارکننده «پاتوق کتاب‌بازها»

کار فرهنگی نباید رایگان باشد

احمدرضا حجارزاده / با وجودی که از کودکی عاشق کتاب و کتاب‌خوانی بوده ولی فعالیتش را به‌عنوان کتابفروش و یک کتاب‌باز حرفه‌ای، از سال97 و 18سالگی شروع کرده است. نامش «محمدرضا فرهادی» است؛ جوانی دغدغه‌مند در حوزه کتاب و همین دغدغه او را به راه‌اندازی محفلی با عنوان «پاتوق کتاب‌بازها» واداشت که درواقع به نوعی یک باشگاه کتاب‌خوانی است. می‌گوید هدف از ایجاد این پاتوق، آن بوده که نوجوانان و جوانان مکانی صمیمی برای گفت‌وگوهای آزادانه با موضوع کتاب و مطالعات‌شان داشته باشند. فرهادی اعتراف می‌کند خانواده کتابخوانی نداشته و چیزی به نام خرج کتاب در خانه آن‌ها مرسوم نبوده است؛ بنابراین پول‌توجیبی هفتگی‌اش را پس‌انداز و خرج کتاب می‌کرد. بعدها با حضور در فرهنگسراها، محافل کتابخوانی و کارگاه‌های داستان‌نویسی و نقد کتاب، به خواندن، شنیدن و گفت‌وگو درباره کتاب عادت می‌کند، تا اینکه عاقبت خودش وارد حرفه کتابفروشی می‌شود. سال اول را در نمایشگاه‌های کتاب استانی و با ناشران مختلف همکاری می‌کند، سپس به جریان رایج کتابفروشی‌های خیابان انقلاب می‌پیوندد. با محمدرضا فرهادی، دبیر و بانی برگزاری پاتوق‌های هفتگی کتاب‌‎بازها در مورد این گردهمایی فرهنگی و اهدافش به گفت‌وگو نشستیم.

صبح نو

گفت‌وگوی«صبح‌نو» با «محمدرضا فرهادی»، دبیر و برگزارکننده «پاتوق کتاب‌بازها»

کار فرهنگی نباید رایگان باشد

احمدرضا حجارزاده / با وجودی که از کودکی عاشق کتاب و کتاب‌خوانی بوده ولی فعالیتش را به‌عنوان کتابفروش و یک کتاب‌باز حرفه‌ای، از سال97 و 18سالگی شروع کرده است. نامش «محمدرضا فرهادی» است؛ جوانی دغدغه‌مند در حوزه کتاب و همین دغدغه او را به راه‌اندازی محفلی با عنوان «پاتوق کتاب‌بازها» واداشت که درواقع به نوعی یک باشگاه کتاب‌خوانی است. می‌گوید هدف از ایجاد این پاتوق، آن بوده که نوجوانان و جوانان مکانی صمیمی برای گفت‌وگوهای آزادانه با موضوع کتاب و مطالعات‌شان داشته باشند. فرهادی اعتراف می‌کند خانواده کتابخوانی نداشته و چیزی به نام خرج کتاب در خانه آن‌ها مرسوم نبوده است؛ بنابراین پول‌توجیبی هفتگی‌اش را پس‌انداز و خرج کتاب می‌کرد. بعدها با حضور در فرهنگسراها، محافل کتابخوانی و کارگاه‌های داستان‌نویسی و نقد کتاب، به خواندن، شنیدن و گفت‌وگو درباره کتاب عادت می‌کند، تا اینکه عاقبت خودش وارد حرفه کتابفروشی می‌شود. سال اول را در نمایشگاه‌های کتاب استانی و با ناشران مختلف همکاری می‌کند، سپس به جریان رایج کتابفروشی‌های خیابان انقلاب می‌پیوندد. با محمدرضا فرهادی، دبیر و بانی برگزاری پاتوق‌های هفتگی کتاب‌‎بازها در مورد این گردهمایی فرهنگی و اهدافش به گفت‌وگو نشستیم.

پاتوق «کتاب‌بازها» را از چه زمانی و با چه هدفی راه‌اندازی کردید؟
 من همیشه یک دغدغه‌ای داشتم که وقتی کتابی می‌خوانیم، درباره‌اش صحبت کنیم و ببینیم خروجی ذهن ما از آن کتاب چیست. این‌طور نباشد که وقتی کتابی را می‌خوانیم و کسی بپرسد فلان کتاب چطور است، فقط بگوییم خوب است یا بد! بنابراین ابتدا همراه با یکی از دوستانم -پدرام عسکری-یکسری پادکست با نام «مدخل» ساختیم. کار او هم تحلیل کتاب بود. فعلا تولید آن پادکست‌ها متوقف شده تا 
در یک فصل جدید، دوباره شروع بکنیم و پیش برویم. در مقطعی که درگیر ساخت پادکست و سیر مطالعاتی‌ام بودم، یک خانه نوجوان ازسوی استادم «سامی صالحی‌ثابت» راه‌اندازی شد. خب من هم که دغدغه داشتم مکانی باشد تا گروهی دور هم جمع شویم و درباره کتاب حرف بزنیم. حتی پیش از کرونا، این بلندپروازی را داشتم که چنین برنامه‌ای را ماهانه در شهرهای مختلف برگزار کنیم. در آن خانه نوجوان به اسم «خانه شاهکار»، پاتوق «بحث آزاد» را داشتیم که هر هفته نوجوانان در مورد موضوعات مختلف، به شکل متمرکز حرف می‌زدند. از آن پاتوق این ایده را گرفتم که چرا پاتوقی برای حرف‌زدن صرفا درباره کتاب نداشته باشیم؟! ایده‌ام را به آقای صالحی‌ثابت گفتم و ایشان گفتند «یک پروپوزال بنویس». من یک شب تا صبح بیدار ماندم و 6صفحه پروپوزال نوشتم! بعد نام پاتوق انتخاب شد و جلسات راه افتاد اما پس از مدتی «خانه شاهکار» به دلایلی تعطیل شد. دیدم حیف است حالا که این پاتوق راه افتاده، این جلسات را تعطیل کنم. من و چهار نفر دیگر اتاق فکری تشکیل دادیم که یک برنامه‌ریزی مدون و سیر مطالعاتی داشته باشیم و هر هفته راجع به یک کتاب صحبت کنیم. همزمان دنبال مکان ثابت دیگری می‌گشتیم.
 
اولین جلسه پاتوق «کتاب‌بازها» چه زمانی و با چه کتابی برگزار شد؟
اواخر بهمن‌ماه 99 اولین جلسه این پاتوق برگزار شد که درباره کتاب خاصی نبود. در آن جلسه راجع به علاقه‌های مطالعاتی‌مان و تجربه‌های کتاب‌خوانی حرف زدیم و دیدیم که با چه کسانی روبه‌روایم و چه سلیقه‌های مطالعاتی متفاوت و جالبی دارند. دیگر از جلسات بعدی با کتاب‌های تعیین‌شده دور هم جمع می‌شدیم.
 
در آغاز کار، نحوه اعلام فراخوان و دعوت علاقه‌مندان به حضور در این پاتوق‌ها چگونه بود؟
ما کارمان را مستقل شروع کردیم و به جایی یا نهادی وصل نبودیم و همچنان نیستیم. درنتیجه به‌صورت کاملا میدانی، نوجوانان و جوانانی را که اطراف‌مان می‌شناختیم و می‌دانستیم کتاب‌خوان هستند، دعوت می‌کردیم در آن دورهمی حضور پیدا کنند. گرچه کرونا هم بود ولی پروتکل‌های بهداشتی و محدودیت ظرفیت را رعایت می‌کردیم. همچنین از طریق فضای مجازی مثل اینستاگرام، توییتر و کانال تلگرام، پاتوق را تبلیغ می‌کردیم و کار را پیش می‌بردیم.
 
حضور در پاتوق «کتاب‌بازها» برای شرکت‌کنندگان هزینه دارد؟
من همیشه در نوجوانی خودم وقتی به جلسات فرهنگی در فرهنگسراها می‌رفتم، آن جلسه‌ها رایگان بود. به همین دلیل انگار این قضیه برای ما جا افتاده که کار فرهنگی، رایگان است. درصورتی‌که این‌طور نیست. برخی دوستان من تعریف می‌کنند که در نمایشگاه‌های بین‌المللی کتاب مثل نمایشگاه برلین، اگر مثلا رونمایی کتاب «دن براون» بود، باید بلیت تهیه می‌کردند! و مردم صف می‌کشیدند که در این رونمایی حضور داشته باشند. متاسفانه این ضعفی است که ما در کشورمان داریم و فکر می‌کنیم کار فرهنگی باید رایگان باشد اما من تصمیم گرفتم برای حضور در این جلسه‌ها هزینه‌ای در نظر بگیریم؛ البته آن هزینه خیلی بالا نیست که به بچه‌ها فشار نیاید و بتوانند در جلسات شرکت کنند و همین‌طور قضیه را جدی بگیرند. هزینه پاتوق کتاب‌بازها، فقط در حدی است که کرایه محل برگزاری و تبلیغات را تامین کنیم.
 
مبنای انتخاب کتاب‌هایی که در «پاتوق کتاب‌بازها» معرفی و بررسی می‌شوند، چیست؟
ما برای انتخاب کتاب‌ها، چهار ستون اصلی داریم. من همیشه می‌گویم این محفل، چه پاتوق کتاب‌بازها باشد و چه پاتوق دیالوگ، مثل کاروانسراست! اینجا محل مواجهه منِ مخاطبی است که کتاب را خوانده‌ام با دنیایی که از آن کتاب شناخته‌ام. آن ستون‌های چهارگانه عبارت‌اند از: اول، ادبیات و رمان. ما هر ماه دو رمان را معرفی و بررسی می‌کنیم که یکی رمان نوجوان (Young Adult) است، چون مخاطب اصلی‌مان نوجوانان و جوانان هستند و دیگری یک رمان خوب و شناخته‌شده که می‌تواند ادبیات کلاسیک باشد یا رمان تازه ایرانی و ترجمه. ستون دوم ما نمایشنامه است. با توجه به علاقه‌مندی مخاطبان ثابت ما به تئاتر، یک هفته در ماه را به نمایشنامه اختصاص می‌دهیم. در این بخش یک مهمان ثابت هم داریم که اکنون آقای محمد نورالدینی (نمایشنامه‌نویس و کارگردان تئاتر) هستند. حضور این مهمانان 
از آن‌رو است که شخصی با مطالعات جدی‌تر در حوزه موردنظر، کنار بچه‌ها باشد تا جلسه پربارتر بشود. از نمایشنامه‌هایی که تاکنون نقد و بررسی کرده‌ایم، «اتاق ورونیکا» (آیرا لوین)، «تیولا» (علی عابدی) و «قرمز» (جان لوگان) بوده‌اند که در حاشیه متن «قرمز»، بحث دیگری درباره هنر و نقاشی مطرح شد و کلی حرف زدیم. نمایشنامه دیگری که در پاتوق بررسی شد، «آی باکلاه، آی بی‌کلاه» غلامحسین ساعدی بود. ستون سوم پاتوق «کتاب‌بازها»، شعر است که از شعر نو و آثار نیما سلسله‌وار شروع کردیم و پیش می‌رویم. مهمان این بخش، پوریا پلیکان است. من سعی می‌کنم مهمانانی دعوت کنم که خودشان جوان و در آن حوزه درس خوانده باشند. حضور چنین افرادی، به‌نوعی حمایت دوطرفه است؛ هم شرکت‌کننده‌ها جوانی را می‌بینند که در آن حوزه موفق شده و کار می‌کند و هم مهمان ما بچه‌هایی را می‌بیند که انگار یک نسل پیش از خودش هستند. الان در جلسات بچه‌هایی را می‌بینم که شاید رمان‌خوان بوده‌اند و در پاتوق «کتاب‌بازها»، به شعر و نمایش‌نامه علاقه‌مند شده و برعکس! آخرین ستون در پاتوق ما، حوزه نقد و مقاله است، گاهی کتابی در حوزه اسطوره‌شناسی و کلا حوزه علوم‌انسانی بررسی می‌شود. به نظرم یک کتاب‌خوان حرفه‌ای باید کتاب‌های خوب هر حوزه‌ای را بخواند.
 
شما برای هر جلسه کتابی را تعیین می‌کنید تا شرکت‌کنندگان در پاتوق تهیه و مطالعه بکنند. با توجه به اینکه اغلب اعضای پاتوق کتاب‌بازها نوجوانان هستند و مشغله‌هایی مثل وظایف تحصیلی دارند، فکر می‌کنید یک هفته زمان برای خواندن کتاب کافی است؟
ما از آغاز راه‌اندازی پاتوق، یکسری مخاطب ثابت پیدا کردیم. دوسوم جمعیتی که هر هفته برای بحث و گفت‌وگو می‌آیند، ثابت‌اند. انگار مسیری را با هم شروع کرده‌ایم که تا پایان برویم. البته شاید بعضی‌ها هم یک هفته بیایند و دیگر نیایند. هیچ ایرادی ندارد اما برای آن بچه‌های ثابت گروهی تشکیل داده شده و با هم در ارتباطیم که آنجا یک فهرست کتاب ماهانه را تهیه می‌کنیم، یعنی مثلا با شروع ماه مهر، برنامه این ماه را کامل می‌بندیم که در این چهار هفته چه کتاب‌هایی قرار است خوانده و بررسی شود. برای مخاطبان عمومی هم معمولا اول هر هفته تبلیغات عمومی را در فضای مجازی شروع می‌کنیم و فکر می‌کنم یک کتاب 200 یا 300صفحه‌ای و کمتر را در یک هفته می‌توان خواند. از طرفی من با دوستان کتابفروشم هماهنگ می‌کنم که آن کتاب برای تهیه در دسترس بچه‌ها باشد.
 
طی یک‌سالی که از برگزاری این پاتوق می‌گذرد، آماری از رضایت مخاطبان و تاثیرگذاری جلسات «پاتوق کتاب‌بازها» داشته‌اید؟
الان که من این‌قدر برای برگزاری پاتوق و برنامه‌ریزی سالانه آن استمرار دارم، به‌خاطر بازخوردهایی است که از قبل گرفته‌ام. من و تیم همراهم مدام با بچه‌ها در ارتباطیم و تاثیرپذیری‌شان را پیگیری می‌کنیم که آن‌ها از مثلا 6ماه پیش چقدر تغییر کرده‌اند. من می‌بینم بچه‌هایی که در یک سطح و سبک از مطالعه باقی مانده بودند، الان پیشرفت کرده‌اند. حالا علاقه‌شان را پیدا کرده‌اند. یکی از بچه‌ها به اسطوره‌شناسی علاقه پیدا کرده و دیگری به تئاتر و می‌بینم که چقدر جدی پیگیری کتاب‌های خوب در این حوزه‌اند، یا می‌آیند و به من کتاب‌فروش سر می‌زنند و با هم در بحث و ارتباطیم. از مهمانانی هم که دعوت شده‌اند، بازخوردهای خوبی دریافت کرده‌ام. برای آن‌ها هم به‌شدت جذاب بوده که بچه‌ها چقدر راحت و بی‌رودربایستی درباره کتاب حرف می‌زنند. جلسات ما این‌گونه نیست که همیشه یک خط را بگیریم و جلو برویم، بلکه با نظرات گوناگونی مواجهیم. هرکدام از بچه‌ها درباره کتاب آن جلسه، از زاویه مختلفی حرف می‌زنند و به همین دلیل، خود من هم تا امروز از بچه‌ها کلی چیز یاد گرفته‌ام. برای باقی اعضای تیم پاتوق هم این اتفاق افتاده. آن‌ها هم در حوزه مطالعاتی‌شان جدی‌تر شده‌اند.
 
به نظرتان برگزاری چنین پاتوق‌هایی، به‌ویژه در دوران کرونا، چه اهمیتی دارد و چه باید کرد تا چنین جمع‌هایی به‌صورت مداوم و همیشگی برگزار شود؟ آن هم نه‌فقط ازسوی چند نفر ازجمله شما، بلکه حتی از جانب افراد سرشناس‌تر که تاثیرگذاری بیشتری دارند.
فکر می‌کنم ما خیلی به برگزارشدن چنین پاتوق‌هایی برای گفت‌وگو نیاز داریم. به‌خصوص از زمان شیوع کرونا که به جریان کتاب و کتاب‌خوانی بسیار آسیب زد. حتی پیش از کرونا هم وجود چنین جلساتی ضعیف و محدود بود. زمانی ما نمونه این پاتوق‌های درباره کتاب را زیاد داشتیم اما همه صرفا از یک الگو پیروی می‌کردند و نمی‌خواستند راه جدیدی را امتحان بکنند. به‌نوبه خودم سعی کردم آن خط کهنه را بشکنم و با یک خط تازه پیش بروم. از آن شکل رسمی و عصا قورت‌داده فاصله بگیریم و کمی راحت‌تر باشیم، چون وقتی شما ذهنت استرس نداشته باشد، راحت‌تر می‌توانید حرف‌تان را بزنید. فضای پاتوق‌های ما صمیمی‌تر است و همه می‌توانند بی‌هیچ واهمه‌ای حرف‌شان را بزنند. ضمن اینکه ما به افزایش چنین پاتوق‌هایی به‌شدت نیازمندیم، نه‌فقط یکی، دو مورد. من شاید بتوانم در پاتوق خودم، فقط 15نفر را پوشش بدهم و آن دیگری 20نفر! ولی این پاسخگوی نیاز آن جمعیت نیست. من فکر می‌کنم باید خودمان به‌صورت فردی شروع به برگزاری چنین پاتوق‌هایی کنیم. نباید چشم‌مان به بالادستی‌ها باشد و البته باید شیوه‌های برگزاری پاتوق جذاب باشد. نه اینکه از الگوهای کلاسیک پیروی کنیم. آن الگوها برای نسل امروز جواب نمی‌دهد. مخاطب هدف من در «پاتوق کتاب‌بازها»، بچه‌های نسل دهه70 و80 هستند که حداقل از اینجا به بعد بتوانیم بچه‌های کتاب‌خوان جدی‌تری را پرورش بدهیم. بنیان چنین هدفی، اندیشه و خودآگاهی است تا بتوانیم مستقل فکر بکنیم.

من همیشه دغدغه‌ای داشتم که وقتی کتابی می‌خوانیم، درباره‌اش صحبت کنیم و ببینیم خروجی ذهن ما از آن کتاب چیست 

فکر می‌کنم ما خیلی به برگزارشدن چنین پاتوق‌هایی برای گفت‌وگو نیاز داریم. به‌خصوص از زمان شیوع کرونا که به جریان کتاب و کتاب‌خوانی بسیار 
آسیب زد  

captcha
شماره‌های پیشین