sobhe-no.ir
1271
یکشنبه، ۱۸ مهر ۱۴۰۰
3
مرگ ابوالحسن بنی صدردر 88 سالگی

پایان خائن

خبر درگذشت ابوالحسن بنی‌صدر در بیمارستانی در پاریس، روز گذشته به سرخط اخبار رسانه‌های داخلی و خارجی راه یافت. بنی‌صدر، اولین رییس‌جمهوری پس از انقلاب اسلامی بود که مدت مسوولیت وی در این سمت تا خرداد 1360 بیشتر نپایید. بنی‌صدر پس از خروج بحث‌انگیزش از ایران در مردادماه سال60 با همراهی مسعود رجوی، سرکرده سازمان منافقین و سکونت در پاریس، به فردی که گاه‌گاه ازسوی رسانه‌های خارج‌نشین فارسی‌زبان به‌عنوان کارشناس دعوت می‌شد، تبدیل و علنا دچار مرگ سیاسی شد.

صبح نو

مرگ ابوالحسن بنی صدردر 88 سالگی

پایان خائن

خبر درگذشت ابوالحسن بنی‌صدر در بیمارستانی در پاریس، روز گذشته به سرخط اخبار رسانه‌های داخلی و خارجی راه یافت. بنی‌صدر، اولین رییس‌جمهوری پس از انقلاب اسلامی بود که مدت مسوولیت وی در این سمت تا خرداد 1360 بیشتر نپایید. بنی‌صدر پس از خروج بحث‌انگیزش از ایران در مردادماه سال60 با همراهی مسعود رجوی، سرکرده سازمان منافقین و سکونت در پاریس، به فردی که گاه‌گاه ازسوی رسانه‌های خارج‌نشین فارسی‌زبان به‌عنوان کارشناس دعوت می‌شد، تبدیل و علنا دچار مرگ سیاسی شد.

سیدابوالحسن بنی‌صدر متولد 1312، پیش از انقلاب اسلامی از اعضای فعال اتحادیه انجمن‌های اسلامی دانشجویان خارج از کشور بود و خود را دایر مدار نهضت امام‌خمینی و حرکت انقلابی ایشان و یارانش ساخته بود. پس از انقلاب اسلامی و در 15بهمن سال1358 به‌عنوان اولین ریاست‌جمهوری ایران برگزیده شد. بنی‌صدر پیشتر نیز به عضویت مجلس خبرگان قانون اساسی درآمده بود. پس از انتخاب به‌عنوان رییس‌جمهوری، بنی‌صدر با حکمی ازسوی امام خمینی، مسوولیت فرماندهی کل قوا را به‌عهده گرفت. بنی‌صدر با فرماندهان نظامی بر سر چگونگی اداره جنگ، اختلاف رویکرد بسیار عمیقی داشت. «زمین بدهیم، زمان بخریم» گزاره معروف بنی‌صدر بود که فضای انقلابی حاکم میان فرماندهان نظامی، اصلا زیر بار آن نمی‌رفت. یکی از استراتژی‌های عجیب و خیانت‌بار بنی‌صدر در دوران جنگ این بود که باید خرمشهر و آبادان را به دشمن واگذار کنیم. این ایده فکری بنی‌صدر بعدها ازسوی آیت‌الله هاشمی رفسنجانی چنین بازگو شد: «چقدر این نماینده‌های خوزستان در مجلس داد زدند و از ته دل گریه کردند. پاسداران آنجا داد می‌‌کشیدند و خواست‌شان این بود که یک واحد ارتشی برای حمایت از نیروهای درگیر به آنجا برود. بنی‌صدر می‌گفت نمی‌توانیم بفرستیم و نداریم. سعی او بر این قرار گرفته بود که خرمشهر و آبادان را بدهیم و نیروهای‌مان را در شمال حفظ کنیم و بعد که بر خود مسلط شدیم، شهرها را پس بگیریم».
علاوه بر فرماندهان نظامی، بنی‌صدر در حوزه سیاسی هم زاویه عمیقی با حزب جمهوری اسلامی داشت. تضاد با این حزب، بنی‌صدر را بر آن داشت تا به سازمان مجاهدین خلق(منافقین) نزدیک شود. قرابت سیاسی بنی‌صدر و رجوی در حدی بود که میان این دو نسبت فامیلی هم ایجاد کرد و بنی‌صدر «فیروزه» دختر 17ساله‌اش را به عقد مسعود رجوی درآورد. قرابت سیاسی بنی‌صدر و منافقین در شرایطی بود که این دو پیشتر، نسبتی متخاصم با یکدیگر داشتند. زمین زدن جریان خط امام(با محوریت حزب جمهوری اسلامی) به‌عنوان هدف سیاسی مشترک رجوی و بنی‌صدر، برای مدت‌ها تنش سیاسی گسترده‌ای را در کشور به وجود آورده بود که اوج این تنش، غائله 14اسفند سال 1359 در دانشگاه تهران بود که طی آن، تعدادی از دانشجویان خط امام ازسوی میلیشیای منافقین، کشته شدند. فرایند بررسی کفایت سیاسی بنی‌صدر در غیاب وی از 20خرداد 1360 آغاز شد و تا 31خرداد همان سال به طول انجامید. در این روز، مجلس شورای ملی با اکثریت 177نفر در مقابل 12رأی ممتنع و یک رأی مخالف رأی بر عدم کفایت بنی‌صدر داد. یک هفته پس از خلع قدرت از متحد سازمان منافقین، آیت‌الله بهشتی به همراه تعدادی از اعضای حزب جمهوری اسلامی ترور و به شهادت رسیدند. پس از رویداد هفتم تیرماه، بنی‌صدر با کمک سازمان منافقین به اختفا رفت و یک‌ماه بعد در مردادماه به کمک سازمان و سرهنگ بهزاد معزی، خلبان اختصاصی محمدرضا  پهلوی، از ایران فرار کرد و در هیبت مبدل زنانه به پاریس گریخت. در گفت‌وگو با عباس سلیمی‌نمین، تاریخ‌پژوه به این سوال پاسخ دادیم که چه نسبتی میان بنی‌صدر و سازمان منافقین برقرار بود و چرا این دو، خصومت سابق را به دوستی و وحدت تبدیل کردند.

سلیمی‌نمین :  بنی‌صدر 
مجموعه ادعاهای میان‌تهی بود
عباس سلیمی‌نمین، کارشناس و پژوهشگر تاریخ در گفت‌وگو با خبرنگار «صبح‌نو»، با اشاره به همراهی بنی‌صدر با رژیم بعث عراق تصریح کرد: آقای بنی‌صدر در خاطرات خود می‌گوید که من برای اینکه در تاریخ بماند که همه راه‌ها را برای مقابله با سردمداران جمهوری اسلامی طی کردم، در کرمانشاه -که فاصله اندکی با عراق دارد- چگونگی حمله به تهران با استفاده از همه امکانات [یعنی کمک صدام] را بررسی کردیم. سپس تصریح می‌کند که امکان چنین کاری را پیدا نکردیم. وی درباره ارتباط بنی‌صدر با صدام تاکید کرد: منافقین وقتی بنی‌صدر را وارد پاریس کردند، او را به‌عنوان رییس‌جمهوری و مسعود رجوی را به‌عنوان نخست‌وزیر نام نهادند. طارق عزیز، وزیر امورخارجه صدام، به فرانسه آمده بود و می‌خواست ارتباطات با این جریان (بنی‌صدر و رجوی) را تقویت کند. بنی‌صدر در خاطراتش عنوان می‌کند که «من اجازه دادم تا رجوی در خانه من با طارق عزیز دیدار کند، منتهی به رجوی گفتم که از موضع پیروز با طارق عزیز برخورد کند». توضیحات بنی‌صدر (برخورد با طارق عزیز از موضع پیروز) کاملا بی‌اساس است چون منافقین و رجوی می‌خواستند خود را در آغوش صدام جای بدهند.سلیمی‌نمین با اشاره به‌دلیل توصیه بنی‌صدر به رجوی برای دیدار با طارق عزیز از موضع پیروز، گفت: بعد از فرار از ایران، تنها راهی که می‌توانست بنی‌صدر و رجوی را زنده 
نگه دارد این بود که با صدام پیوند بخورند و به‌عنوان پیاده‌نظام حزب بعث عراق، موردحمایت صدام قرار بگیرند. بنی‌صدر برای اینکه خود را از این اتهام خارج کند، در خاطرات خود با اینکه تصریح می‌دارد دیدار رجوی و طارق عزیز، در منزل او (بنی‌صدر) انجام گرفت منتهی اضافه می‌کند که من به رجوی توصیه کردم با طارق عزیز از موضع فرد پیروز دیدار کند.
کارشناس و تاریخ‌پژوه اضافه کرد: بنی‌صدر در خاطرات خود می‌نویسد که مسعود رجوی به من در 14صفحه نامه نوشت و ارتباطش را قطع کرد و علت این قطع کردن را مقاله‌ای عنوان می‌دارد که در روزنامه انقلاب اسلامی علیه طارق عزیز چاپ شده بود. بنی‌صدر سپس بدون اشاره به جایگاه بالای خود به‌عنوان رییس‌جمهوری تشکیلات (شورای ملی مقاومت) توضیح می‌دهد که در آن دوران، روزنامه انقلاب اسلامی دست کل تشکیلات بود و من مرتکب گناهی نشده بودم و آن مقاله را اصلا من ننوشته بودم؛ بعد این ضرب‌المثل را می‌آورد که «گنه کرد در بلخ آهنگری، به شوشتر زدند گردن مسگری». سلیمی‌نمین تاکید کرد: درواقع بنی‌صدر چاپ آن مقاله [علیه طارق عزیز] را گناه می‌دانست و می‌گفت که من هرگز مایل به چاپ چنین مقاله‌ای نبودم.
سلیمی‌نمین با اشاره به اخراج بنی‌صدر از شورای ملی مقاومت ازسوی سازمان منافقین، تصریح کرد: بنی‌صدر اخراجش از تشکیلات را به‌عنوان عملی ناصواب علیه خود برمی‌شمرد. بنی‌صدر به جایی رسید که برای حفظ قدرت، حتی حاضر شد با صدام به‌صورت کاملا نازل، پیوند بخورد. وی افزود: از آنجایی که هم صدام و هم مسعود رجوی می‌دانستند که بنی‌صدر هیچ کارایی برای آن‌ها نخواهد داشت، او را به‌راحتی کنار زدند؛ یعنی اگر می‌دانستند که بنی‌صدر در پاریس یا حتی در ارتباط با عراق می‌تواند نقش ایفا کند،  قطعا او را کنار نمی‌زدند. وی اضافه کرد: هم دیکتاتور بغداد و هم مسعود رجوی، به این جمع‌بندی رسیده بودند که بنی‌صدر چون پایگاه اجتماعی و تشکیلات ندارد، وجودش جز دردسر عایدی دیگری برای آن‌ها نخواهد داشت.
سلیمی‌نمین با بیان اینکه بنی‌صدر با وجود اختلافات بسیار زیاد با سازمان مجاهدین خلق(منافقین)،
 پس از انقلاب تدریجا با این سازمان پیوند خورد، گفت: با وجودی که اعضای نهضت آزادی در پاریس در اطراف امام حضور داشتند، بنی‌صدر با این‌ها به‌شدت درگیری داشت و اصلا با هم سخن نمی‌گفتند و حتی به‌شدت از همدیگر متنفر بودند. بنی‌صدر حتی علیه جریان جوانان نهضت آزادی یعنی مجاهدین خلق (منافقین) هم به‌شدت موضع داشت. بااین‌حال، این پرسش مطرح است که مجاهدین خلق چطور بعدا توانستند اطراف بنی‌صدر را احاطه کنند و او را بازی بدهند. وی تاکید کرد: با وجودی که رجوی با دختر بنی‌صدر ازدواج کرده بود، رجوی و سازمان منافقین پدر (بنی‌صدر) و دختر را همزمان دور انداختند. تجربه ارتباط بنی‌صدر و منافقین نشان می‌دهد که اگر ما اصول خود را قربانی قدرت‌خواهی کنیم، بسیار ذلیل خواهیم شد؛ یعنی نه‌تنها قدرت به ما نزدیک نمی‌شود بلکه به‌شدت در موقعیت ذلت قرار خواهیم گرفت. بنی‌صدر به فردی منزوی تبدیل شده بود و جز حضور در دادگاه‌ها [برای شهادت علیه جمهوری اسلامی ایران، ازجمله در جریان دادگاه‌های میکونوس] هیچ‌کسی به او توجهی نداشت. 
بنی‌صدر با اشاره به اختلافات معرفتی بنی‌صدر و سازمان منافقین بر سر مفاهیمی مثل «اسلام سیاسی»، گفت: بنی‌صدر مطالب زیادی در خارج از کشور درباره اسلام سیاسی نوشته بود و اصلا نمی‌توانست اسلام سیاسی را نقد کند. بنی‌صدر قطعا طرفدار حاکمیت اسلام سیاسی بود اما با زیاده‌خواهی و خودخواهی قصد داشت خود را محور این حاکمیت قرار بدهد. سلیمی‌نمین با بیان اینکه بنی‌صدر برخلاف منافقین، طرفداران امام را «ارتجاع» نمی‌دانست، گفت: بنی‌صدر در سال1351 به نجف برای دیدار امام خمینی رفت و همین دیدار باعث شد تا اتحادیه انجمن‌های اسلامی از او استفاده کند. ما در اتحادیه انجمن‌های اسلامی خارج از کشور از بنی‌صدر برای سخنرانی دعوت می‌کردیم و موضع او، حمایت از نهضت امام بود. بنی‌صدر در پاریس هم موضع حمایت خود از نهضت امام‌خمینی(ره) را به‌صراحت بیان می‌کرد و اگر غیر از این بود، به‌سرعت طرد می‌شد. وی گفت: تنها عاملی که موجب گرایش منافقین به بنی‌صدر می‌شد، قدرت‌طلبی بنی‌صدر بود و الا بنی‌صدر نه‌تنها هیچ سنخیتی با مجاهدین خلق نداشت بلکه در تقابل کامل بود.کارشناس و پژوهشگر حوزه تاریخ با بیان اینکه برخلاف منافقین، هیچ رجوعی به بنی‌صدر نمی‌شد، تاکید کرد: شما می‌بینید که منافقین همچنان موردتوجه آمریکایی‌ها و صهیونیست‌ها هستند و سرویس‌های جاسوسی از آن‌ها سرویس و اطلاعات می‌گیرند؛ یعنی همچنان منافقین مورد رجوع هستند اما بنی‌صدر اصلا اینطور نبود. بنی‌صدر با پیوند خوردن به مجاهدین خلق، نسبت به همه کسانی که به او رأی داده بودند ازجمله رأی و پشتیبانی بیت حضرت امام، پشت پا زد و بعد هم دچار ذلت شد.
 
احساس خودبزرگ‌بینی باعث گرایش منافقین به بنی‌صدر شد
 سلیمی‌نمین در بخش دیگری از این گفت‌وگو درباره چرایی اختلاف بنی‌صدر با حزب جمهوری اسلامی و پیوندخوردن او با سازمان منافقین گفت: بنی‌صدر مجموعه ادعاهای میان‌تهی بود. او ادعاهایی داشت که با واقعیت تطبیق نداشت. بنی‌صدر معتقد بود که مراجع عظام در یک موضوع مجتهد هستند اما من در صد موضوع مجتهد هستم؛ مثلا در جریان جنگ می‌گفت که من اجتهاد دارم اما وقتی از او پرسیده می‌شد  چرا دستور زدن هلی‌کوپترها در طبس [واقعه اردیبهشت سال1359] را دادید، می‌گفت که من تخصص نداشتم درحالی‌که او در اقدامی خائنانه قصد نابودی اسناد موجود در بالگردها را داشت. وی افزود: منافقین خوب درک کرده بودند که در صورت دامن زدن به احساس خودبزرگ‌بینی این آدم، به‌راحتی می‌توانند او را بازیچه قرار بدهند و این کار را هم کردند. بنی‌صدر وجود شخصیت‌هایی مثل شهیدبهشتی یا آیت‌الله خامنه‌ای را که هم مدیر و مجتهد و هم از منظر تئوریک افراد قوی بودند نمی‌توانست تحمل نکند. بنابراین به‌شدت در تعارض با حزب جمهوری اسلامی بود و این حزب را مانعی بزرگ برای اهداف و زیاده‌خواهی‌های خود می‌دید. سلیمی‌نمین گفت: من یادم می‌آید وقتی بنی‌صدر برای سخنرانی به حسینیه ارشاد رفته بود، مادر رضایی‌ها [احمد، رضا و مهدی رضایی؛ از اعضای ارشد سازمان مجاهدین خلق که پیش از انقلاب ازسوی رژیم پهلوی کشته شدند] وسط سخنرانی‌های او بلند شد و گفت که تو رییس‌جمهوری مادام‌العمر ما هستی؛ بنی‌صدر هم بدون اینکه بگوید طبق قانون اساسی، ما رییس‌جمهوری مادام‌العمر نداریم گفت که حزب جمهوری اسلامی اجازه نمی‌دهد همین دوره به‌آسانی برای من بگذرد؛ یعنی حزب جمهوری اسلامی را مانعی بزرگ برای رییس‌جمهوری مادام‌العمر خود می‌دانست.

من یادم می آید وقتی بنی صدر برای سخنرانی به حسینیه ارشاد رفته بود، مادر رضایی‌ها[احمد، رضا و مهدی رضایی؛ از اعضای ارشد سازمان مجاهدین خلق که پیش از انقلاب توسط رژیم پهلوی کشته شدند] وسط سخنرانی ها او بلند شد و گفت که تو رئیس جمهوری مادام العمر ما هستی؛ بنی صدر هم بدون اینکه بگوید طبق قانون اساسی، ما رئیس جمهوری مادام العمر نداریم گفت که حزب جمهوری اسلامی اجازه نمیدهد همین دوره به آسانی برای من بگذرد؛ یعنی حزب جمهوری اسلامی را مانعی بزرگ برای رئیس جمهوری مادام العمر خود میدانست

captcha
شماره‌های پیشین