sobhe-no.ir
1270
شنبه، ۱۷ مهر ۱۴۰۰
3
انتقادها از وزیر سابق خارجه به‌دلیل بی‌توجهی در استفاده از کلمه تعلیق به‌جای لغو در یکی از پیوست‌های برجام بالا گرفته است

تعلیق ظریف

محمدجواد ظریف مانند همیشه یک چهره مناقشه‌برانگیز است. چه زمانی که فرمانده مذاکرات هسته‌ای ایران شد، چه آن زمان که با جان کری قدم زد و چه پس از امضای برجام. او در هشت‌سال گذشته شاید از مهم‌ترین چهره‌های سیاسی و رسانه‌ای کشور بوده است. داستان سیاسی ظریف اگر نقطه آغازی در ژنو و پس از توافق اولیه با ایالات‌متحده داشت اما پس از افشای مصاحبه او با سعید لیلاز به طرز شگفت‌آوری به بخش‌های آخر خود نزدیک شد.

یادداشت

این یادداشت را مدیران بخوانند

مهدی فضائلی

صبح نو

یادداشت

این یادداشت را مدیران بخوانند

مهدی فضائلی

«کمیابی، ذهن را تسخیر می‌کند. همان‌طور که افراد درگیر گرسنگی مهلک به چیزی جز غذا فکر نمی‌کنند، همه ما، در مواجهه با هر نوع کمیابی، جذبش می‌شویم. ذهن به شکل خودکار و پرقدرت به سمت نیازهای برآورده نشده متمایل می‌شود... کمیابی چیزی بیش از نارضایتی حاصل از کم داشتن یک چیز است. کمیابی شیوه تفکر ما را تغییر می‌دهد و خود را به ذهن ما تحمیل می‌کند.»این، دو سه فراز از کتاب خواندنی و فوق‌العاده روشنگر «فقر احمق می‌کند»، اثر مشترک یک اقتصاددان برجسته به نام سندهیل مولاینتین و یک روانشناس صاحب‌نام به نام الدار شفیر است.مبتنی بر محتوای این کتاب، یکی از مقدم‌ترین یا مقدم‌ترین کار مدیریت ارشد کشور، شناخت آن چیزی است که مردم دچار کمیابی هستند یا احساس کمیابی می‌کنند. پس از شناخت این نکته، تمرکز روی آن کمیابی و برطرف کردن آن، از ضروریات است.پس از سطح مدیریت ارشد کشور، مدیران ارشد حوزه‌های مختلف نیز ضمن تلاش و کمک به رفع کمیابی یا احساس کمیابی اصلی، کمیابی حوزه خودشان را باید بشناسند و در جهت رفع آن اقدام کنند.نکته بسیار مهم در این مساله آن است که بقای کمیابی اصلی و عدم رفع آن، موجب نادیده ماندن تلاش‌ها در بخش‌های دیگر و بی‌توجهی به آن تلاش‌ها می‌شود، هرچند آن تلاش‌ها و اقدامات بسیار مهم و لازم بوده باشند!به‌طور مثال، اگر کمیابی امروز جامعه ما، معیشت باشد، تا این کمیابی برطرف نشود، اقدامات در حوزه‌های دیگر مثل ساخت نیروگاه، احداث سد، احداث جاده و ریل راه‌آهن و امثالهم احساس کمیابی اصلی در مردم را تغییر نمی‌دهد و رغبت و شوقی را در آن‌ها برنمی‌انگیزد.البته بدیهی است که عقلانیت مدیریتی، غفلت از اقدامات موردنیاز را به این دليل تجویز نمی‌کند و آن‌ها به‌جای خود باید موردتوجه باشند و اقدامات بهنگام در تمامی حوزه‌ها همواره باید در دستورکار باشد، چراکه غفلت از هر کدام مشکلاتی را به وجود می‌آورد که احساس کمیابی اصلی را هم‌ ممکن است تشدید کند. چنانچه چندی پیش در هنگام قطع برق، این اتفاق افتاد.مدیریت هوشمند آن است که ضمن تلاش و توجه بالا به کمیابی اصلی و برطرف کردن یا کاهش آن، دغدغه‌های دیگر را نادیده نگیرد و از آنچه واقعا ارزشمند است و موردنیاز جامعه، ولو جامعه الان به آن بی‌توجه است، غافل نشود.
در کنار آثار منفی کمیابی، نویسندگان کتاب مذکور این واقعیت را نیز براساس مطالعات‌شان تصریح کرده‌اند که «کمیابی می‌تواند ما را کاراتر کند. همه ما این تجربه را داشته‌ایم که وقتی چیزهای کمتری در اختیارمان بوده و احساس محدودیت کرده‌ایم، کارهای قابل‌توجهی انجام داده‌ایم.»نکته پایانی در این بخش (که البته مباحثش طولانی و متنوع است) اینکه ظرفیت شناختی جامعه را نباید ثابت بپنداریم چراکه این ظرفیت با تغییر شرایط، تغییر می‌کند.به‌عبارت‌دیگر، اگر امروز مشکلات معیشتی، کمیابی اصلی بخش‌هایی از جامعه است و ظرفیت شناختی این بخش از جامعه تحت‌تاثیر آن موجب کم شدن پهنای باند ادراک جامعه شده است، این ظرفیت شناختی در صورت حل مشکل معیشتی برطرف خواهد شد و ثابت باقی نخواهد ماند.
شناخت درست و به‌موقع کمیابی‌ها، از ضروری‌ترین وظایفی است که مدیریت‌ها در سطوح مختلف برعهده دارند.

captcha
شماره‌های پیشین