sobhe-no.ir
1267
یکشنبه، ۱۱ مهر ۱۴۰۰
11
از رمان «نبودن» نوشته مهدی زارع در روزنامه «صبح‌نو» رونمایی شد

کار در حوزه فرهنگ مثل شنا در حوض عسل است

رمان‌هایی که به‌طور مستقیم یا با واسطه به فضای دفاع مقدس مرتبط‌اند‌‌ درعین جذابیت، پیچیدگی و حساسیت‌های خاص خودشان را هم دارند. تاکنون ده‌ها رمان با این فضا به قلم نویسندگان مختلف کشورمان نوشته شده که برخی موفق و تعدادی هم آنطور که باید موردپسند مخاطبان و منتقدان ادبی قرار نگرفتند. «سفر به گرای270درجه» احمد دهقان، «شطرنج با ماشین قیامت» حبیب احمدزاده، «فرنگیس» مهناز فتاحی، «دا» سیده زهرا حسینی، «دختر شینا» بهناز ضرابی‌زاده، «پایی که جا ماند» سیدناصر حسینی‌پور و... تنها تعدادی از این کتاب‌های موفق هستند. همانطور که اهل فن و خوانندگان حرفه‌ای کتاب می‌دانند، انتشارات سوره مهر در این زمینه یکی از معتبر و مهم‌ترین ناشران ایرانی است. حالا این انتشارات، رمان «نبودن» به قلم مهدی زارع را برای ارائه به کتاب‌خوان‌ها آماده و روانه به بازار کرده است. روز گذشته، از این کتاب در روزنامه «صبح‌نو» رونمایی شد.

صبح نو

از رمان «نبودن» نوشته مهدی زارع در روزنامه «صبح‌نو» رونمایی شد

کار در حوزه فرهنگ مثل شنا در حوض عسل است

رمان‌هایی که به‌طور مستقیم یا با واسطه به فضای دفاع مقدس مرتبط‌اند‌‌ درعین جذابیت، پیچیدگی و حساسیت‌های خاص خودشان را هم دارند. تاکنون ده‌ها رمان با این فضا به قلم نویسندگان مختلف کشورمان نوشته شده که برخی موفق و تعدادی هم آنطور که باید موردپسند مخاطبان و منتقدان ادبی قرار نگرفتند. «سفر به گرای270درجه» احمد دهقان، «شطرنج با ماشین قیامت» حبیب احمدزاده، «فرنگیس» مهناز فتاحی، «دا» سیده زهرا حسینی، «دختر شینا» بهناز ضرابی‌زاده، «پایی که جا ماند» سیدناصر حسینی‌پور و... تنها تعدادی از این کتاب‌های موفق هستند. همانطور که اهل فن و خوانندگان حرفه‌ای کتاب می‌دانند، انتشارات سوره مهر در این زمینه یکی از معتبر و مهم‌ترین ناشران ایرانی است. حالا این انتشارات، رمان «نبودن» به قلم مهدی زارع را برای ارائه به کتاب‌خوان‌ها آماده و روانه به بازار کرده است. روز گذشته، از این کتاب در روزنامه «صبح‌نو» رونمایی شد.

مهدی زارع پیش از این چند رمان خواندنی دیگر را هم نوشته و به بازار روانه 
کرده است. «آلیش»، «پادشاه زیر درخت نارنج»، «اتوبوس پاکستانی» و «تحریر دیوانگی» رمان‌های قبلی زارع است. در جلسه رونمایی از «نبودن» در روزنامه «صبح‌نو»، مهدی زارع نویسنده کتاب، ساسان ناطق، مدیر دفتر ادبیات داستانی مرکز آفرینش‌های ادبی حوزه هنری، علی شادکام، نویسنده و امیر اسماعیلی، نویسنده و سردبیر روزنامه «صبح‌نو» حضور داشتند.
 
شکل‌گیری «نبودن»
در ابتدای این جلسه، امیر اسماعیلی، سردبیر «صبح‌نو» توضیحاتی درباره کتاب داد و بیان کرد: واژه‌گزینی‌های مهندسی‌شده، بجا و مناسبی در کتاب دیدم که باعث شد این رونمایی برای ما جذاب‌تر هم شود. این پنجمین رمان شماست و به نظر می‌رسد در این دوره برای تمرکز روی نوشتن با توجه به شرایط اجتماعی دوره بسیار سختی است تا بتوان یک رمان را به سرانجام رساند.
در ادامه ساسان ناطق، مدیر دفتر ادبیات داستانی مرکز آفرینش‌های ادبی حوزه هنری به تشریح شکل‌گیری و تحریر «نبودن» پرداخت و گفت: جنس کار به یک کارگاه در دفتر داستان برمی‌گردد. این اولین کارگاه تعاملی تعداد نویسنده‌های منتخب مراکز استانی بود که تیم مدیریت ما این کار را شروع کردند. آقای زارع و دوستان دیگر طرح‌های‌شان را ارائه دادند. خودشان تحت‌تاثیر چکش‌کاری انجام‌شده وارد فاز نوشتار شدند که خدا را شکر ما از آن جمع هشت‌نفره به پنج رمان رسیدیم و دوستان دیگر هم مشغله داشتند که نتوانستند رمان خود را بنویسند و به‌هرحال جزو رمان‌های خوبی بود که بلافاصله شروع شدند. بعد از کار به دست ما رسید و خداراشکر سوره مهر زود دست‌به‌کار شد که چاپ آن یک‌سال طول کشید. همه دوست دارند که کتاب‌های‌شان زودتر منتشر شود و به دنیا بیاید و زودتر روی میز قرار بگیرد، زودتر به دست مخاطبان برسد. من به‌نوعی خواننده اول کار بودم.
 ناطق ادامه داد: صحبت‌هایی را آقای شهریار عباسی در کارگاه داشتند که خوشبختانه این اثر جزو کارهایی بود که به بازنویسی نیاز پیدا نکرد و این شاید کار را تسریع کرد. من قلم مهدی و برخی از نویسندگان جوان را دوست دارم. مهدی در این رمان دارد به یک راوی عریان نزدیک می‌شود و به‌نوعی دارد درمورد زندگی خود صحبت می‌کند و از زندگی‌های دیگر، از عشقی صحبت می‌کند که گویی کمی با آن آشناست. این نزدیک شدن و رسیدن به آن واگویه‌هایی که افراد دارند ما را قطعا به شناخت کامل‌تری می‌رساند.
 
ایستادن پشت نویسندگان گمنام
در ادامه این جلسه مهدی زارع، نویسنده کتاب «نبودن» صحبت‌هایش را آغاز کرد. زارع توضیح داد: بنده مسوول آفرینش ادبی سمنان هستم. این را به نقل‌قول از یکی از مدیران در زمان بازنشستگی‌اش می‌گویم که کار کردن در حوزه فرهنگ مثل شنا کردن در حوض عسل به‌ظاهر شیرین می‌آید و دلخواه ولی اگر بنیه نداشته باشی به‌زودی خفه خواهی شد. امثال آقای ناطق و کسانی که نمی‌خواهم نام ببرم دیگر دوستانی که در حوزه فرهنگ فعالیت می‌کنند با هدف و دلیل کار می‌کنند و در بسیاری مواقع احساس خفگی را دارند؛ برای مثال تلاش‌های طولانی که با جابه‌جایی یک مدیر بالادست و اتفاقاتی از این نوع به ثمر نمی‌نشیند، همانند یک گلادیاتور باید بجنگند تا فرهنگ مسیری را که می‌خواهد و باید را پیش برود و اینکه آیا افراد می‌خواهند در این مسیر همراه شوند، دردسرهایی است که در ادامه وجود دارد.


نویسنده «نبودن» درباره همکاری‌اش با ساسان ناطق خطاب به او گفت: مفتخرم که بیش از ۱۸سال است که در این مسیر با شما همکاری می‌کنم. رفاقتی با همدیگر نداشتیم و به‌صورت غیررسمی با یکدیگر رقیب هم بودیم، در جشنواره‌ها ایشان بزرگ‌تر بودند و بنده کوچک‌تر بودم. وقتی ایشان مدیر شدند با یکدیگر چالش‌هایی داشتیم ولی مدیری که در زمینه کاری خود دلسوز باشد و پشت هشت نویسنده اغلب گمنام شهرستانی بایستد و از این تعداد پنج رمان بیافریند که رمان‌های سالم و کارشناسی‌شده‌ای باشند کار بسیار سختی است. نقش آقای ناطق بسیار بیشتر از آنچه است که خودشان می‌گویند.
وی در معرفی رمان‌های قبلی‌اش بیان کرد: درباره کتاب‌هایی که پیشتر چاپ کردم سه رمان چاپ‌شده دارم؛ اتوبوس پاکستانی، تحریر دیوانگی، آلیش به‌عنوان رمان چاپ شدند اما قبل از این دو کار دیگر هم نوشتم که در دست ناشر هستند. این آثار هم هنوز بعد از دو سال چاپ نشده‌اند. این اثر عملا چهارمین رمان چاپ‌شده بنده است.
 
دغدغه اصلی نوشتن این کتاب
مهدی زارع در پاسخ به این سوال که آیا حلقه وصلی بین این چهار رمان وجود دارد؟ توضیح داد: بین دوتا ارتباط وجود دارد. دوتای بعدی ارتباطی ندارند. سومی که با آن‌ها سه‌گانه تشکیل می‌دهد چاپ نشده است. اتوبوس پاکستانی و تحریر دیوانگی دو دیدگاه روبه‌روی هم هستند و هر دو با سوال‌های اقتصادی همراه بوده‌اند. در شرایطی که چیزی برای معامله وجود نداشته باشد انسان به کجا می‌رسد و درصورتی‌که اقتصاد شکوفا باشد و احتیاج به هیچ معامله‌ای نداشته باشد یعنی هرچی می‌خواهید در اختیارمان باشد انسان به کجا می‌رسد و حالا سومین درباره اینکه انسان چقدر به کارکردن نیاز دارد هنوز چاپ نشده است ولی دو رمان بعدی ارتباطی 
نداشتند.
زارع با اشاره به دغدغه اصلی‌اش برای نوشتن این کتاب افزود: «نبودن» دغدغه اصلی و اساسی من بود و دغدغه بزرگ ذهنی بود به بعضی از مفاهیم به‌درستی نپرداخته‌ایم و من آثاری درباره آن‌ها نمی‌بینم؛ برای مثال درباره اینکه وقتی انسان را خدا آفرید فرشتگان از تمایز آن با خود پرسیدند و خداوند حیواناتی را به آن‌ها نشان داد و اسامی آن‌ها را از آنان پرسید. فرشتگان نام‌هایی را که خداوند به آن‌ها گفته بود تکرار کردند ولی انسان نام‌هایی را از خود روی حیوانات گذاشت و توانایی نامگذاری را ارائه داد. به روایتی چیزی را که خداوند درباره انسان به فرشتگان نشان می‌دهد به‌هیچ‌عنوان جنبه عبادت کردن انسان نیست، بلکه اینکه ما می‌توانیم کلمه بسازیم.
 
دیگر کلمه جدید خلق نمی‌کنیم
نویسنده رمان «نبودن» به مساله خلق کلمات جدید ورود کرد و گفت: ما مدت‌هاست که کلمه تازه درست نکرده‌ایم و کلماتی که به کار می‌بریم برخی مربوط به هزاران سال پیش است. ما برای مفاهیم جدید، اتفاقات جدید، وضعیت‌های جدید و مشکلات جدید نام جدیدی نداریم و همه این‌ها را با کلمات قدیمی اطلاق می‌کنیم. حافظ می‌گوید «در شب تاریک...» ما درحال‌حاضر شب تاریکی نمی‌بینیم. کویر می‌رویم تا شهاب‌باران را ببینیم ولی هنوز نور شهر دیده می‌شود. به تاریکی دوره حافظ نمی‌رسیم حتی اگر ۶۰کیلومتر در بیابان رانندگی کنیم. اگر حافظ می‌گفت «تاریکی» و ملحقاتی به آن اضافه می‌کرد «و بیم موج و گردابی چنین هائل» آن تاریکی با تاریکی که امروز ما درباره آن صحبت می‌کنیم معادل نیست. یکی از سوالاتی که در کتاب مطرح می‌شود این است که من پای مصنوعی دارم آیا باید بگوییم این پا را پوشیدم؟ این پا را پا کردم؟ چرا ما برای وضعیت جدید فعل و کلمه جدید نداریم؟ مگر ما انسان نیستیم و قرار نیست که کلمه جدید بسازیم؟ این مطلب دغدغه ذهنی من بود که این کتاب را براساس آن نوشتم که دلایل و بهانه‌های فرهنگی درباره این امر می‌آوریم که همه آن‌ها بهانه‌هایی واهی بیش نیستند و واقعیت ندارند. ملاصدرا می‌گوید: کلمه به ذات قائم است، اگر تغییری در ظاهر آن رخ بدهد مستلزم تغییر در باطن نیست. در این جمله، شما به‌جای کلمه می‌توانید هر کلمه دیگری را بگذارید؛ مثلا بگذارید درخت. می‌توان آن را گسترش داد. نبودن کلمه یعنی نبودن اندیشه‌. اندیشیدن درباره چه؟
وی با اشاره به وجود عشق در داستان این کتاب درباره آن توضیح داد: ما از عشق صحبت می‌کنیم اما چه نوع عشقی؟ در این کتاب هم عشقی به خاله وجود دارد؛ خاله‌ای آلزایمری برای این پسر و دختر توهمی و خواهرزاده خودش دختر خیالی دارد که گمان می‌کند دخترش عاشق خواهرزاده‌اش است. عشقی به پرستاری در عراق و عشقی به پرستار خاله‌اش و عشق به وطن. آیا همه این‌ها را باید با کلمه عشق به کار ببریم؟ آیا باید برای هر کدام از این‌ها واژه جداگانه داشته باشیم؟ عشق در طول تاریخ معانی متعددی گرفته ولی کلمه عوض نشده است. بحث فقدان که پیش می‌آید اقدام‌های دیگر هم رو می‌نماید. نظریه‌ای وجود دارد به نام سایه. برخی چیزها را عمدا و سهوا به بخش سایه وجودمان می‌بریم و در ناخودآگاه خود پنهان می‌کنیم و درباره آن حرف نمی‌زنیم چون از رو شدن آن‌ها می‌ترسیم موقعیت ما را به خطر ‌ اندازند. شهر هم برای خود سایه دارد، تاریخ هم برای خود سایه‌ای دارد ما در تاریخ هم از بسیاری چیزها صحبت نمی‌کنیم. همه این مواردی که عرض کردم همه این‌ها به نبودن مربوط بود.
 
بستر قصه دفاع مقدس نیست
مهدی زارع در پاسخ به این سوال که آیا بستر دفاع‌مقدسی که برای این داستان برگزیده شده ریشه دارد یا اینکه داستان می‌تواند در بستر دیگری اتفاق بیفتد‌، بیان کرد: بستر، بستر دفاع مقدس نیست و جامعه امروزی در زمان حال است. چرایی و چیستی شخصیت‌ها تحت‌تاثیر دفاع مقدس قرار دارد. بستر سال‌هایی است که داعش دارد تاخت‌وتاز می‌کند و به آدم‌کشی می‌پردازد و تصاویر سر بریدن را به نمایش می‌گذارد و رزمنده‌ای که در جنگ اتفاقاتی برای او رخ داده است. ذهن انسان سالم در زمان حال زندگی می‌کند و نگران آینده است.
وی افزود: وقتی به گذشته مراجعه می‌کنیم که مشکلی در زمان حال داشته باشیم یا دلواپسی برای آینده. ذهنی که بخواهد گذشته را مرور کند بیمار است. تصور گذشته وقتی نفهمیم چه تاثیری در زمان حال ما دارد بیماری است. دفاع مقدس چیستی و چرایی بسیاری از اتفاقات امروز است. اتفاقاتی که در این رمان می‌افتد بخشی معلول دفاع مقدس است و ارتباط پیدا کرده با چند خرده‌روایت فولکلوریک مردم سمنان و باورهای ملی مانند آرش این موارد مقدمه‌ای شدند که این زمینه شکل بگیرد.
دغدغه‌های زارع تغییر نکرده
 در ادامه مراسم رونمایی رمان «نبودن»، علی شادکام، از دوستان مهدی زارع که خودش نویسنده است، چند جمله‌ای صحبت کرد و گفت: سابقه آشنایی من با آقای زارع به ۱۳سال پیش برمی‌گردد؛ در زمینه‌های مختلف هنری ازجمله داستان و نمایشنامه و دیگر زمینه‌های آفرینش و هنری. ایشان ۱۳سال است که همین دغدغه‌هایی که امروز دارد در از همان گذشته داشته است؛ البته بسیاری از دغدغه‌ها با گذشت زمان در ایشان به وجود آمده و همه این‌ها بستر اجتماعی دارد؛ مثلا دغدغه حضور داعش یا کم‌آبی که در سال‌های اخیر به وجود آمده‌اند و تورم و ... دغدغه ایشان به مرور زمان تغییر کرده ولی شخصیت ایشان عوض نشده است. اندیشه نویسنده بر همه آثار ایشان جاری است و اندیشه انقلاب و دغدغه‌های دفاع مقدسی در زمینه همه آثار فکری و قلمی ایشان وجود دارد.
 
زبان مال الکن است
در بخش دیگر این جلسه از مهدی زارع پرسیده شد که در این رمان به‌دنبال پاسخ دادن به مساله‌ای بودید که با عنوان نبودن مطرح کرده‌اید یا فقط طرح مساله؟ مهدی زارع درپاسخ به این سوال بیان کرد: اولین گام حل مساله پذیرش مساله است. ما هنوز این را نپذیرفتیم که زبان ما الکن است در جهان امروز و راه‌حل‌هایی که تا امروز ارائه دادیم ناکارآمد بوده‌اند یا درحال‌حاضر ناکارآمدند یا همایندهای بدی داشته‌اند که الان مضرات آن را می‌بینیم؛ این یعنی باید روش‌های قبلی را کنار بگذاریم و روش جدیدی داشته باشیم. همه موارد با سوال آغاز می‌شود. هر فرایندی با سوال آغاز می‌شود و کوشش برای یافتن پاسخ در حل این مشکل کمک می‌کند. من در این کار کلمه جدیدی درست نکردم ولی شخصیت داستان در موقعیت زیستی خود راه‌حل جدیدی ارائه داد. راوی برای دیدگاه درباره عشق راه‌حل جدید پیدا می‌کند ولی کلمه جدید نمی‌سازد. تنها دغدغه شخصی من بود.
 
درباره شخصیت قصه و پرش‌های زمانی
امیر اسماعیلی، سردبیر روزنامه «صبح‌نو» در ادامه این مراسم درباره شکل‌گیری شخصیت‌ها گفت: به نظرم شما با شخصیتی که بیرون از داستان شکل گرفته و کامل شده وارد داستان شدید. تعدد پرش‌های زمانی در داستان وجود دارد که کار مخاطب و نویسنده را سخت می‌کند؛ نویسنده برای اینکه بتواند مخاطب را با خود همراه سازد و مخاطب برای اینکه بتواند با این پرش‌های زمانی به‌درستی رفت‌وآمد کند.
نویسنده کتاب در ادامه این بحث توضیح داد: ۳۵سال پیش این شخصیت شکل گرفته است. در زمان جنگ و در زمان حال که جنگ تمام شده و درنتیجه شخصیت باید بیرون از داستان شکل گرفته باشد ولی در این داستان در حین داستان شخصیت دچار تحول می‌شود. تحول شخصیت در داخل داستان داریم و ساخت اولیه آن در هم می‌ریزد و به ساخت جدیدی می‌رسد.
زارع در پاسخ به این سوال که آیا شخصیت داستان مابه‌ازای بیرونی دارد؟ بیان کرد: مسائل و اتفاقات مابه‌ازا داشته اما شخص مشخصی نه. درباره پرش‌های زمانی با استفاده درست از قواعد می‌توانیم انرژی و تمرکز خود را برای طولانی‌مدت روی اثر نگه داریم. جدا از تکنیک‌های عمومی که وجود دارد برخی تکنیک‌ها شخصی هستند برای اینکه فرد چگونه تمرکز خود را روی اثر نگه دارد. قاعدتا برای کار دو، سه لایه طرح نوشته می‌شود، برای شخصیت‌ها حتی تصویری انتخاب می‌کنم و برای شخصیت‌ها بیوگرافی می‌نویسم، برای داستان نمودار ترسیم می‌کنم. استراتژی‌های داستان را مشخص می‌کنم و این روشی است که به من کمک می‌کند تا در طول داستان تمرکز خودم را بر اثر حفظ کنم و ریتم داستان را با موسیقی روحی خودم هماهنگ می‌کنم تا دچار گسستگی فضا و حال و هوا در داستان نشوم.
در پایان این گپ و گفت، ساسان ناطق، مدیر دفتر ادبیات داستانی مرکز آفرینش‌های ادبی حوزه هنری گفت: درباره کتاب آقای زارع باید بگویم که جغرافیای استانی و محلی که در ذهن او شکل‌گرفته به یک جغرافیای ملی تبدیل شده و آن را در ذهن مخاطب قالب می‌سازد. این امتیاز اثر ایشان است. تجربه زیستی او در اثر غالب شده است. نویسندگان خطه سمنان به‌تازگی بسیاری از فولکلوریک و جغرافیای استانی خود را با مخاطب به اشتراک می‌گذارند که این نقطه قوت داستان‌های آن‌هاست.

مدیری که در زمینه کاری خود دلسوز باشد و پشت هشت نویسنده اغلب گمنام شهرستانی بایستد و از این تعداد پنج رمان بیافریند که رمان‌های سالم و کارشناسی‌شده‌ای باشند کار بسیار سختی است

captcha
شماره‌های پیشین