sobhe-no.ir
1264
سه شنبه، ۰۶ مهر ۱۴۰۰
14
نقدی بر مستند «شباز؛ میراث خانوادگی» ساخته فرود عوض‌پور

روایتی از یک شومَنِ آنارشیست

احمدرضا حجارزاده / در ساخت فیلم‌های بیوگرافی به‌طورمعمول ساده‌ترین و نخستین راه ممکن رفتن سراغ عکس‌ها، فیلم‌ها و اخبار آرشیوی است؛ شیوه‌ای که همیشه با خطرِ افتادن به یکسونگری و القای شایعه‌ها و اخبار ضدونقیض به افکار عمومی روبه‌رو است. از مهم‌ترین اصول حرفه‌ای و اخلاقی در مستندسازی، بی‌طرفی نسبت‌به سوژه و بیان صادقانه حقایق است. مستند «شباز؛ میراث خانوادگی» متاسفانه از این امتیاز برخوردار نیست و خالق آن در پرداختن به یک موضوع نه‌چندان پراهمیت، قضاوتی یک‌جانبه پیش گرفته و مانند رسم رسانه تلویزیون در سطح جهان، آنچه را به‌صلاح باور عمومی بوده در فیلم گنجانده است. آغاز تا انتهای مستند «شباز...»، مجموعه‌ای گزینش‌شده -برحسب مصلحت-از اخبار و اسناد و مدارک آرشیوی است که روی یک سوژه سوخته و فراموش‌شده فوکوس کرده‌اند.

گزارش

خاکریز تماشایی تلویزیون

صبح نو

نقدی بر مستند «شباز؛ میراث خانوادگی» ساخته فرود عوض‌پور

روایتی از یک شومَنِ آنارشیست

احمدرضا حجارزاده / در ساخت فیلم‌های بیوگرافی به‌طورمعمول ساده‌ترین و نخستین راه ممکن رفتن سراغ عکس‌ها، فیلم‌ها و اخبار آرشیوی است؛ شیوه‌ای که همیشه با خطرِ افتادن به یکسونگری و القای شایعه‌ها و اخبار ضدونقیض به افکار عمومی روبه‌رو است. از مهم‌ترین اصول حرفه‌ای و اخلاقی در مستندسازی، بی‌طرفی نسبت‌به سوژه و بیان صادقانه حقایق است. مستند «شباز؛ میراث خانوادگی» متاسفانه از این امتیاز برخوردار نیست و خالق آن در پرداختن به یک موضوع نه‌چندان پراهمیت، قضاوتی یک‌جانبه پیش گرفته و مانند رسم رسانه تلویزیون در سطح جهان، آنچه را به‌صلاح باور عمومی بوده در فیلم گنجانده است. آغاز تا انتهای مستند «شباز...»، مجموعه‌ای گزینش‌شده -برحسب مصلحت-از اخبار و اسناد و مدارک آرشیوی است که روی یک سوژه سوخته و فراموش‌شده فوکوس کرده‌اند.

مالکوم لطیف شباز
فیلم با خبر ترور «مالکوم لطیف شباز» در نهم می2013
-نوزدهم اردیبهشت92-شروع می‌شود و سپس تا پایان، راوی یا به متهم‌کردن اشخاص و دولت‌ها و ادیان می‌پردازد یا تشریح واژه‌های سیاسی یا با معرفی افرادی که نقش چندانی در زندگی کوتاه شباز نداشتند، به حاشیه می‌رود و از اصل ماجرا دور می‌افتد. در مستندی با موضوع مالکوم شباز، می‌توان منطق وجودی فلاش‌بک‌هایی به زندگی و شخصیت مادر و پدربزرگش را پذیرفت اما اینکه ناگهان از دل بیوگرافی هر شخص، وارد بیوگرافی دیگری شود که برای عموم تحصیل‌کرده‌ها و علاقه‌مندان به مستندهای سیاسی آشنای‌اند، چه دلیل و کارکردی دارد؟! فیلمساز در معرفی مالکوم ایکس، اشاره‌ای هم به «مارتین لوترکینگ» می‌کند و سپس با نمایش بخشی از مسابقه‌های بوکسور مشهور آمریکایی، سروقت معرفی «کاسیوس مارسیوس کلی» می‌رود که پس از مسلمان‌شدن، نام «محمدعلی» را برای خود انتخاب کرد. خرده‌اطلاعاتی که عوض‌پور با پژوهش‌هایش عرضه کرده، فیلم را خیلی زود به اثری خسته‌کننده و بی‌خاصیت تبدیل می‌کند که در بهترین حالت می‌توانست یک بیوگرافی سرراست و کوتاه از سیاه‌پوستی باشد که برحسب اتفاق مسلمان می‌شود و نوه مالکوم ایکس مشهور از کار درمی‌آید. درحالی‌که هر فرد آگاه و عاقلی با نگاهی به زندگی شباز از کودکی تا مرگ درمی‌یابد او بیش از آنکه یک مسلمان معتقد باشد، آنارشیست سرگردان و بی‌هدفی بوده که تحت‌تاثیر خانواده آشفته‌اش، ناخواسته مسیری شورشگرانه پیموده تا نامش در فهرست نیروی مبارزه با تروریسم اف‌بی‌آی قرار بگیرد اما آیا شباز به‌راستی یک فرد سیاسی بود؟! پاسخ منفی است.
او یک آواره خیابانی بود که زندگی و مرگش جز نزد چند نفر از دوستانش، اهمیتی برای کسی نداشت. از این‌رو
 بنا بر روایت فیلم، دولت آمریکا حق داشت خیلی ساده به ماجرای ظهور شباز نگاه کند یا اف‌بی‌آی بخواهد که مرگ او سیاسی نشود، چون او سیاسی نبود. شباز برخلاف آنچه در نریشن‌ها می‌شنویم، قربانی تفکر ضداسلامی غرب نبود. او یک شومن تبلیغاتچی بود که از سر بیکاری و با تشویق دیگران به بتی پوشالی بدل شد؛ کسی که دولت آمریکا اجازه نداد به مساله بزرگی مانند پدربزرگش، مالکوم ایکس، تبدیل شود و خیلی زود او را فروریخت.
 
مسلمانی بدون مناسک
در سراسر فیلم، هرگز شباز را درحال انجام یک عمل مذهبی -حتی نمازخواندن-نمی‌بینید. نگاه کنید صحنه سخنرانی‌اش را برای مسلمانان الجزایری مقیم فرانسه که وقتی آن‌ها را به صلوات دعوت می‌کند، خودش صلوات نمی‌فرستد! او فقط به بهانه تبلیغ دین اسلام، هر کجا که می‌شد سخنرانی برپا می‌کرد یا یکریز درحال وبلاگ‌نویسی و افشاگری در صفحه‌های مجازی بود. شباز سیاه‌پوست بی‌خانمانی بود که در دوازده‌سالگی با آتش‌زدن عمدی خانه، موجب مرگ مادربزرگش شد؛ کودکی که حتی مادرش او را نمی‌خواست و عقده دوری از مادر، او را به ایجاد هیاهو و شورش علیه دنیا ترغیب کرد. شباز مسلمانی بود که ویدیوکلیپ‌های رپ می‌خواند و حتی در آن‌ها می‌رقصید؛ گیرم ترانه‌هایش ضدآمریکایی و در حمایت از دین اسلام بود.
تنها حادثه تاسف‌بار و شرم‌آور زندگی شباز که در فیلم به آن اشاره می‌شود، سانحه آتش‌سوزی خانه مادربزرگ است اما هرگز گفته نمی‌شود او سال۲۰۰۲ به‌خاطر دزدیدن 
صد دلار به سه سال‌ونیم زندان و سال۲۰۰۶ به‌خاطر شکستن شیشه یک مغازه دستگیر شد؛ یعنی در سال‌هایی که نه‌تنها مسلمان بوده که به تبلیغ دین اسلام می‌پرداخت. در فیلم «شباز...» اشاره‌ای به این موضوع نمی‌شود که جسدش پس از کشته‌شدن، سه روز در خیابان‌های مکزیک رها شده بود. فیلمساز در انتشار تصاویر مرگ او به صحنه‌هایی از محل ترور و لحظه‌هایی از تشییع‌جنازه‌اش اکتفا می‌کند.
در این مستند به اغلب زوایای زندگی مالکوم شباز پرداخته شده اما تا دقایق پایانی فیلم، کمترین صحبتی از ازدواج او و معرفی همسرش به میان نمی‌آید. تنها پیش از اتمام فیلم می‌شنویم همسر و دختری هم داشته است. حتی نام همسرش مطرح نمی‌شود و او را زنی بی‌حجاب می‌بینیم؛ بنابراین جای پرسش است آیا شباز که مومن و مبلغ دین اسلام بود، به حج رفته و شیعه بود، در ویدیوکلیپش از یک دختر محجبه استفاده کرده، از ضرورت حجاب در دین اسلام آگاهی نداشت؟! آیا جناب عوض‌پور نتوانسته عکس و اطلاعات بیشتری از همسر شباز پیدا کند که اکنون جای او در فیلمش خالی است؟
 
سرشار از پرسش‌های بی‌پاسخ
مستند «شباز...» سرشار از این پرسش‌های بی‌پاسخ است. گفتار متنی که محمدعلی شعبانی برای صحنه‌ها نوشته، لبریز است از جمله‌های غیرادبی که گویا برای کودک و نوجوان نوشته شده‌اند. مانند توضیح واژه ترور یا پیشنهادهای مالی شیوخ عرب به شباز: «ترور معادله پیچیده‌ای دارد. فرد اول باید در انظار عمومی ترور شخصیتی شود و سپس حذف فیزیکی گردد. مردم چه می‌گویند؟ اول باید ذهن مردم را آماده کرد، بعد کمر به قتل بست. نمی‌شود که با کت و شلوار و یک اتیکت که روی آن نوشته شده سیا، سراغ سوژه رفت و ماشه را کشید. اول باید گذشته فرد را بیرون کشید و بعد از درون آن، نقطه‌ضعف را پیدا کرد»، «شیوخ عرب پیشنهادهای مالی عجیب و غریبی به وی دادند تا به تبلیغ وهابیت بپردازد. در همین سفر بود که مالکوم لطیف شباز از مذهبش پرده‌برداری کرد.»
حالا تصور کنید چنین جمله‌هایی را با صدای آشنا و مهیج غلامرضا صادقی که چه لحن طنزآمیزی به خود خواهد گرفت! انگار پیام‌های بازرگانی بانک‌های کشور یا تبلیغ یک فیلم‌فارسی اکشن را می‌شنوید. هیجان بی‌دلیل گفتار متن، بزرگ‌ترین لطمه را به ساختار فیلم زده تا مخاطب بی‌آنکه از تماشای تصاویر زندگی شباز و اعضای خانواده‌اش به وجد آمده باشد، با کلافگی نریشن‌های نچسب فیلم را تحمل کند.

شباز مسلمانی بود که‌ ویدیوکلیپ‌های رپ می‌خواند و حتی در آن‌ها می‌رقصید؛ گیرم ترانه‌هایش ضدآمریکایی و در حمایت از دین اسلام بود. او بیش از آنکه یک مسلمان معتقد باشد، آنارشیست سرگردان و بی‌هدفی بوده است

captcha
شماره‌های پیشین