sobhe-no.ir
1264
سه شنبه، ۰۶ مهر ۱۴۰۰
11
«صبح نو» زندگی پر برکت علامه حسن‌زاده را بررسی کرده است

سالک توحیدی

«آقایان داریم خداحافظی می‌کنیم. ای بسا که خبر به شما رسیده: حسن‌زاده مسافرت کرد. آه و ناله‌ای ندارد که. هست. نظام عالم است و ما هم از پس پرده خبر نداریم. خدا نکند ندارد که. چرا نکند؟ اینجا باشیم برای چه؟ دار خلود نیست. دار حرکت است.» نام حسن و به شهرت حسن‌زاده آملى در هزار و سيصد و هفت هجرى شمسى در ايران لاريجان آمل متولد و در حجر كفالت و تحت مراقبت پدر و مادرى الهى تربيت و از پستان پاك مادرى مومنه عفيفه صديقه شير نوشيده‌ام (سقاهما اللّه و جميع المؤمنين شرابا طهورا). این‌ها بخشی از سخنرانی معروف حضرت آیت‌الله حسن‌زاده آملی است. آیت‌الله حسن حسن‌زاده آملی ملقب به علامه حسن‌زاده فیلسوف متأله، فقیه، عارف، منجم و مدرس دروس حوزوی شنبه‌شب در زادگاهش شهر آمل به‌دلیل بیماری قلبی دعوت حق را لبیک گفت. علامه حسن‌زاده آملی در ۹۳سالگی و پس از یک دوره سخت بیماری شنبه سوم مهرماه ۱۴۰۰ دیده از جهان فروبست. علت فوت علامه ازسوی مسوولان درمانی عارضه قلبی ناشی از کهولت سن اعلام شده است.

صبح نو

«صبح نو» زندگی پر برکت علامه حسن‌زاده را بررسی کرده است

سالک توحیدی

«آقایان داریم خداحافظی می‌کنیم. ای بسا که خبر به شما رسیده: حسن‌زاده مسافرت کرد. آه و ناله‌ای ندارد که. هست. نظام عالم است و ما هم از پس پرده خبر نداریم. خدا نکند ندارد که. چرا نکند؟ اینجا باشیم برای چه؟ دار خلود نیست. دار حرکت است.» نام حسن و به شهرت حسن‌زاده آملى در هزار و سيصد و هفت هجرى شمسى در ايران لاريجان آمل متولد و در حجر كفالت و تحت مراقبت پدر و مادرى الهى تربيت و از پستان پاك مادرى مومنه عفيفه صديقه شير نوشيده‌ام (سقاهما اللّه و جميع المؤمنين شرابا طهورا). این‌ها بخشی از سخنرانی معروف حضرت آیت‌الله حسن‌زاده آملی است. آیت‌الله حسن حسن‌زاده آملی ملقب به علامه حسن‌زاده فیلسوف متأله، فقیه، عارف، منجم و مدرس دروس حوزوی شنبه‌شب در زادگاهش شهر آمل به‌دلیل بیماری قلبی دعوت حق را لبیک گفت. علامه حسن‌زاده آملی در ۹۳سالگی و پس از یک دوره سخت بیماری شنبه سوم مهرماه ۱۴۰۰ دیده از جهان فروبست. علت فوت علامه ازسوی مسوولان درمانی عارضه قلبی ناشی از کهولت سن اعلام شده است.

یکی از مفاخر علمی و معرفتی جهان اسلام استاد حسن‌زاده آملی است. حضرت علامه آیت‌الله حسن‌زاده در کتاب «هزار و یک کلمه» در پاسخ به نامه شخصی كه زندگی‌نامه ایشان را خواسته بود چنین می‌نویسند: با تحيت و سلام: ارباب معرفت دانند كه احياى آثار و تراجم احوال بزرگان علم تا چه اندازه براى همه طبقات اجتماع از هر حيث مفيد است ولى اين كمترين درباره خود چه بنگارد كه نه تاليفى شايان تعريف دارد و نه تصنيفى سزاوار تحسين. نه عقده‌اى را به بنان خود گشوده است و نه مشكلى را به بيان خود حل كرده است. نه اهل حل و عقد است و نه مرد رتق‌وفتق. نه به مقامی واصل شده است و نه بهره‌اى از او حاصل.
 
پای منبر بزرگان
آیت‌الله حسن حسن‌زاده آملی در اواخر سال۱۳۰۷ در «ایرا» از توابع لاریجان آمل متولد شد. نام اصلی‌شان حسن‌بن‌عبدالله طبری آملی است که به حسن‌زاده شهرت دارد. مقدمات علوم حوزوی و فراگیری علومی که بین طلاب متداول است را در مسجد جامع آمل آموخت، در این دوران که 6سال طول کشید از محضر علمایی چون: آیت‌الله میرزا ابوالقاسم فرسی، آیت‌الله غروی، آقا شیخ احمد اعتمادی، شیخ ابوالقاسم رجایی لیتکوهی، شیخ عزیزالله طبرسی و مرحوم عبدالله اشراقی
 بهره گرفت.
سپس در ۲۲سالگی و در شهریور۱۳۲۹ به تهران رفت و از محضر آیات: میرزا ابوالحسن شعرانی، حاج میرزا مهدی الهی‌قمشه‌ای، حاج شیخ محمدتقی آملی، میرزا ابوالحسن رفیعی قزوینی، شیخ محمدحسین فاضل تونی، آقا میرزا احمد آشتیانی و سیداحمد لواسانی استفاده کرد. در سال۱۳۴۲ به قم عزیمت کردند و از علامه سیدمحمدحسین طباطبایی و برادرش سیدحسن طباطبایی و آقا سیدمهدی قاضی‌طباطبایی بهره‌ها بردند و از همان سال در حوزه علمیه قم به درس و بحث و تحقیق و پژوهش اشتغال داشتند. آیت‌الله حسن‌زاده‌آملی، آثار فلسفی و عرفانی مهمی مانند شرح منظومه، اشارات، اسفار اربعه و شرح فصوص قیصری را در دوره‌های متعدد تدریس کرده است. وی همچنین حدود ۱۷سال به تدریس ریاضیات و هیات مشغول بود.
 
عنایت امام‌رضا(ع) به علامه حسن‌زاده
مرحوم علامه درباره یک حادثه عظیم در دوران زندگی‌شان نقل کرده‌اند: در عنفوان جوانى و آغاز درس زندگانى كه در مسجد جامع آمل سرگرم به صرف ايام در اسم و فعل و حرف بودم و محو در فراگرفتن صرف و نحو، در سحرخيزى و تهجد عزمى راسخ و ارادتى ثابت داشتم؛ در روياى مبارك سحرى به ارض اقدس رضوى تشرف حاصل كردم و به زيارت جمال دل‌آراى ولى‌اللّه‌اعظم ثامن‌الحجج على بن موسی‌الرضا- عليه و على آبائه و ابنائه آلاف التحية و الثناء- نائل شدم. در آن ليله مباركه قبل از آنكه به حضور با هر النور امام- علیه‌السلام- مشرف شوم مرا به مسجدى بردند كه در آن مزار حبيبى از احبّاءالله بود و به من فرمودند در كنار اين تربت دو ركعت نماز حاجت بخوان و حاجت بخواه كه برآورده است، من از روى عشق و علاقه مفرطى كه به علم داشتم نماز خواندم و از خداوند سبحان علم خواستم. سپس به پيشگاه والاى امام هشتم سلطان دين رضا- روحى لتربته الفداء و خاك درش تاج سرم- رسيدم و 
عرض ادب نمودم بدون اينكه سخنى بگويم امام كه آگاه به سر من بود و اشتياق و التهاب و تشنگى مرا براى تحصيل آب حيات علم مى‌دانست فرمود:


 نزديك بيا، نزديك رفتم و چشم به روى امام گشودم ديدم با دهانش آب دهانش را جمع كرد و بر لب آورد و به من اشارت فرمود كه بنوش، امام خم شد و من زبانم را درآوردم و با تمام حرص و ولع كه خواستم لب‌های امام را بخورم، از كوثر دهانش آن آب حيات را نوشيدم و در همان حال به قلبم خطور كرد كه امیرالمؤمنین على علیه‌السلام  فرمود: پيغمبر اكرم(ص) آب دهانش را به لبش آورد و من آن را بخوردم كه هزار در علم و از هر درى هزار در ديگرى به روى من گشوده شد. پس‌ازآن امام علیه‌السلام  طى الارض را عملا به من بنمود كه از آن‌ خواب نوشين شيرين كه از هزاران سال بيدارى من بهتر بود به در آمدم، به آن نويد سحرگاهى اميدوارم كه روزى به گفتار حافظ شیرین‌سخن به ترنم آيم كه:
دوش وقت سحر از غصه نجاتم دادند
 و اندر آن ظلمت شب آب حياتم دادند
چه مبارك سحرى بود و چه فرخنده شبی!
 آن شب قدر كه اين تازه براتم دادند
من اگر كامروا گشتم و خوشدل چه عجب!
 مستحق بودم و این‌ها به زکاتم دادند
 
جرعه‌ای از «صراط سلوک»
خبرگزاری فارس با اشاره به کتاب «صراط سلوک» به نکات جالبی درباره مرحوم استاد حسن‌زاده‌آملی اشاره می‌کند. حضرت استاد می‌فرمایند: در سحر شب یکشنبه ۵مردادماه۱۳۴۸ بعد از ادای نافله شب و نافله و فریضه صبح در اربعینی که ذکر جلاله «الله» را هر روز بعد از نماز صبح به عددی خاص داشتم، بعدازاین ذکر به توجه نشستم که ناگهان جذبه و حالتی دست داد و بدن طوری به صدا درآمد و می‌لرزید، آن‌چنان صدایی که مثلا تراکتور روی سنگ‌های درشت و جاده ناهموار می‌رود، دیدم که جانم از بدنم مفارقت کرد و متصاعد شد ولی در بدنی مثل بدن عالم خواب قرار دارد تا قدری بالا رفت. دیدم در میان خانه‌ای مانند پرنده‌ای که در خانه‌ای دربسته گرفتار شده است و به این طرف و آن طرف پرواز می‌کند و راه خروج نمی‌یابد، تخمینا در مدت یک‌ربع ساعت گرفتار بودم و به این‌سو و آن‌سو می‌شتافتم، دیدم در این خانه زندانیم، نمی‌توانم به در بروم، سخنی از گوینده‌ای شنیدم و خود او را ندیدم که به من گفت: این محبوس بودنت بر اثر حرف‌های زیاد و بیخود تو است، چرا حرف‌هایت را نمی‌پایی؟!
من در آن حال چندین بارخدای متعال را به پیغمبر خاتم(ص) برای نجاتم قسم دادم و به تضرع و زاری افتادم که ناگهان چشمم به‌طرف شمال خانه افتاد که دیدم دریچه‌ای که یک شخص آدم بتواند
 به در رود به رویم گشوده شد، از آنجا دررفتم و پس از به درآمدن چندین به‌سوی مشرق در طیران بودم و دوباره به‌جانب قبله رهسپار شدم و هنگامی که از حبس رهایی یافتم، یعنی از خانه به درآمدم، آن خانه را بسیار بزرگ و مجلل دیدم که در میان باغی بنا 
شده است و آن باغ را نهایت نبود و آن را درخت‌های گوناگون پر از شکوفه سفید بود که در عمرم چنان منظره‌ای ندیدم و می‌بینم که به‌اندازه ارتفاع درخت‌ها در هوا سیر می‌کنم؛ به‌گونه‌ای که رویم، یعنی مقادیم بدنم همه به‌سوی آسمان است و پشت به‌سوی زمین و به اراده و همت و فرمان خود نشیب‌وفراز و بسیار خدای متعالی را به پیغمبر خاتم و همه انبیا قسم دادم که کشف حقایقی برایم دست دهد و در همین حال به خود آمدم. آن محبوس بودن چند دقیقه، بسیار در من اثر بد گذاشت به‌گونه‌ای که بدنم خسته‌وکوفته شده بود و سرم و شانه‌هایم همه سخت درد گرفت و قلبم به‌شدت می‌زد.
جدا شدن روح از بدن: حضرت استاد خود واقعه‌ای زیبا از مراقبه‌اش را این‌چنین می‌فرمایند: در اواسط ماه ذی‌القعده ۱۳۸۹هجری‌قمری در وقت سحر به حال توجه نشسته بودم، انتقالی روی آورد و به تعبیری روح از بدن حرکت کرد و اموری را مشاهده کردم ولکن این امور تیره و آمیخته با الوان و احوال و تعلقات و 
خار و خاشاک عالم ناسوت و طبیعت بود. انتقال و حرکت روح هم بسیار کند و سنگین بود و مدتش نیز کم بود، فهمیدم که مراقبت کامل و تام نیست و به‌طورکلی قطع علاقه‌ از کدورات دنیا دست نداد.
 غلام همت آنم که زیر چرخ کبود
 ز هرچه رنگ تعلق پذیرد آزاد است
 ای عزیز! مهم‌ترین ذکر مراقبت است که مقام عندیت است و مصاحبت با حق‌تعالی است، همنشین از همنشین خود می‌گیرد و بدان شناخته می‌شود و به قول فصیح لبید‌بن‌ربیعه صحابی: «والمرء یصلحه القرین الصالح».
 
مکاشفات و رویاهای 
صادق علامه حسن‌زاده آملی
پایگاه اطلاع‌رسانی علامه حسن‌زاده آملی درباره مکاشفات و رویاهای صادق علامه حسن‌زاده آملی می‌نویسد: «علامه نقل می‌کنند، در مبارک سحر لیله چهارشنبه هفدهم ربیع المولود 1402هجرى‌قمرى مطابق بیست‌وسوم در ماه 1360هجرى شمسى فرخنده میلاد خاتم النبیاء(ع) و وصى او صادق 
آل محمد علیه الصلوه والسلام که به ترقیم رساله 
انه الحق به‌عنوان یادنامه استاد علامه طباطبایى که سب شصتم از رحلت آن جناب بود، اشتغال داشتم، ناگهان مثال مبارکش با سیماى نورانى که از سیماهم فى وجوههم من اثر السجود حکایت می‌نمود، برایم متمثل شد - فتمثل لنا بشرا سویا - و تفقدى نمود که با لهجه‌ای شیرین و دلنشین از طیب طویت و 
حسن سیرت و سریرتم بشارتم داد تا چند لحظه‌ای در حضور انورش مشرف بودم و چون به خود آمدم تعبیر رفت که این تحفه و هدیه انه الحق مرضى خاطر آن متأله به‌حق است.»
 
خاطره آیت‌الله جوادی از علامه
آیت‌الله جوادی آملی درخصوص شخصیت آن مرحوم خاطره‌ای بیان فرمود و اظهار داشت: شخصیت آیت‌الله حسن‌زاده آملی، شخصیتی ستودنی است. به گزارش مهر، شب گذشته روح بلند حضرت آیت‌الله علامه حسن حسن‌زاده آملی به ملکوت اعلی پیوست و علاقه‌مندان به مکتب اهل‌بیت(ع) را عزادار کرد. آنچه در ادامه می‌بینید خاطراتی است که آیت‌الله جوادی‌آملی درباره شخصیت مرحوم علامه حسن‌زاده آملی بیان کرده‌اند.
آیت‌الله جوادی آملی درباره شخصیت علامه حسن‌زاده می‌گویند: بالاخره کمتر کسی به این توفیقات دسترسی پیدا می‌کند. آنقدر کتاب‌شناس و کتاب‌دوست بود که یک وقتی به من می‌گفت: من چشمم را می‌بندم، شما هر کتاب از این کتاب‌ها را بیاوری، من دست می‌کشم، می‌فهمم چه کتاب است؛ و همین‌طور هم بود. این‌قدر با کتاب دلبسته بود.
 عنایت علامه حسن‌زاده آملی
 به یک طلبه خارجی
قلب فیزیکی علامه حسن‌زاده آملی از شنبه نمی‌تپد و قلب این کمترین شاگرد و عاشق مکتب او در بلگراد بی‌وقفه در حال گریه است. سعید خلیل اویچ، رییس مرکز دینی قم در بلگراد صربستان یکی از شاگردان مکتب علامه حسن حسن‌زاده آملی به مناسبت رحلت جانسوز این عالم ربانی به روایت خاطره‌ای از این سالک الی‌الله پرداخته است که در ادامه می‌خوانید: با کتاب‌های گران‌سنگ علامه حسن‌زاده بزرگ شدم و حتی در اوایل تحصیل برای تقویت زبان فارسی خود، ساعت‌ها و ساعت‌ها به سطور کتاب‌های ایشان خیره می‌شدم و بهره‌ها می‌بردم. قریب به ۱۰سال در کلاس‌های 
عرفان نظری شاگرد به نام ایشان، حضرت استاد یزدان‌پناه، شرکت کردم و لذا توفیق دارم خود را شاگرد کوچک مکتب علامه حسن‌زاده بدانم.
به‌کرات در کوچه‌ها و پاساژهای کتابفروشی شهر مقدس قم به‌دنبال علامه حسن‌زاده راه می‌افتادم. نزدیک ایشان نمی‌رفتم که مزاحم نشوم، ولی هر وقت که ایشان را می‌دیدم تا چند هفته و ماه پس‌ازآن، احساس می‌کردم از فیوضات حضور ایشان بهره‌مند هستم. روزی در «پاساژ قدس»، علامه حسن‌زاده را هنگامی دیدم که از یک کتابفروشی بیرون آمدند، سوال و درخواست مهمی از ایشان داشتم، ولی با وجود این‏که پاساژ نسبتا خلوت بود، نزدیک نرفتم. ایشان تشریف آوردند، دست مبارک خود را بر سینه‌ام گذاشتند و جملاتی را بیان فرمودند که پاسخ دقیق سوال ناگفته‌ من را در برداشت. إذا مات العالم ثلم فی الإسلام ثلمة لا یسدّها شیء إلی یوم القیامة.
 سنتی که باید حفظش کرد
به گزارش تسنیم، علامه حسن‌زاده آملی تنها در عرصه تالیف نیست که آثار ماندگار دارد. تقریبا عمده آثار فلسفی و عرفانی از «اشارات» و «شرح اشارات» گرفته تا «شرح منظومه» و «شفا»ی بوعلی و «اسفار» و از «فصوص» و برخی شروح آن و «تمهید القواعد» گرفته تا «مصباح الانس» ابن‌فناری همه را گاهی مکرر تدریس فرموده. استاد به دلیل اینکه با سنت تصحیح متون از طریق استادش علامه شعرانی آشنا بوده کاری کرده کارستان و در تمامی موارد همزمان با تدریس این متن‌ها را با نسخه‌های مختلف مقابله کرده و از آن تصحیحاتی قابل‌استفاده همراه با تعلیقاتی عالمانه به دست داده که در سال‌های اخیر منتشر شده است.
دکتر حسن انصاری، پژوهشگر و استاد میهمان مدرسه مطالعات تاریخی موسسه مطالعات پیشرفته پرینستون، با اشاره به اهمیت مجاهدت‌های علمی مرحوم علامه در این زمینه، می‌نویسد: علامه حسن‌زاده همچون استادش علامه شعرانی از  دانشیان آگاه در رشته‌ها و فنون مختلف و یادآور علمای قدیم ما در سنت اسلامی است. دایره دانش و اطلاع او از فقه و اصول و تفسیر و فلسفه و منطق و عرفان فراتر رفته و به علوم ریاضی و هیات و علوم ادب هم رسیده است. یادآور نسل‌های خواجه نصیر و ملاقطب. الگویی است که می‌توان به نسل جدید معرفی کرد و گفت که دانشیان سنت ما چنین بوده‌اند؛ عمری را صرفا به تحصیل دانش و طلب آگاهی و دقت در متون گذشتگان و تلاش برای راهیابی به فهم‌های جدیدتر سپری می‌کرده‌اند؛ همراه با عزت‌نفس و قناعت‌ورزی و تنزه و پرهیزکاری.

علامه حسن‌زاده همچون استادش علامه شعرانی از  دانشیان آگاه در رشته‌ها و فنون مختلف و یادآور علمای قدیم ما در سنت اسلامی است. دایره دانش و اطلاع او از فقه و اصول و تفسیر و فلسفه و منطق و عرفان فراتر رفته و به علوم ریاضی و هیات و علوم ادب هم رسیده است

captcha
شماره‌های پیشین