sobhe-no.ir
1261
چهارشنبه، ۳۱ شهریور ۱۴۰۰
11
گفت‌وگوی «صبح‌نو» با «مهدی صداقت» مدیرعامل خانه نوآوری

حمایت نمی‌کنیم سرمایه‌گذاری می‌کنیم

سمانه استاد / به نظرتان در راه‌اندازی کسب‌‌وکار، مهم‌ترین ملاک چیست؟ پول؟ سرمایه‌‌گذاران حرفه‌ای روی چه چیزی سرمایه‌‌گذاری می‌کنند؟ اگر به شما بگوییم سرمایه‌گذاری و پول مربوط ایده‌ خوب نخواهد بود، چه می‌گویید؟ در زیست‌بوم استارتاپی، مدت‌هاست که دیگر ایده خیلی اهمیت ندارد. مهم‌ترین مولفه برای موفقیت در جذب سرمایه تیم فعال، پویا و منسجم است، تیمی که بتواند طرح استارتاپی‌اش را معرفی و از آن دفاع کند. بعد از تیم، بازار آتی، مدل درآمدی، برآورد میزان فروش و چنین چیزهایی ارزیابی می‌شود. شبکه ارتباطی خوب خانه نوآوری ارتباط تیم‌ها با فعالان اکوسیستم و سرمایه‌گذاران را تسهیل می‌کند. تکفا، به‌عنوان حامی اصلی خانه نوآوری، ارتباطات خوبی با دیگر مراکز سرمایه‌گذاری هوشمند ازجمله شناسا، صندوق‌های سرمایه‌گذاری و انجمن سرمایه‌گذاری خطرپذیر دارد و این ارتباطات کمک بزرگی به استارتاپ‌ها می‌کند. در این فرصت با «مهدی صداقت»، مدیرعامل خانه نوآوری گفت‌وگو کرده‌ایم و او از رشد استارتاپ‌های فرهنگی و محتوایی به «صبح‌نو» چنین می‌گوید:

صبح نو

گفت‌وگوی «صبح‌نو» با «مهدی صداقت» مدیرعامل خانه نوآوری

حمایت نمی‌کنیم سرمایه‌گذاری می‌کنیم

سمانه استاد / به نظرتان در راه‌اندازی کسب‌‌وکار، مهم‌ترین ملاک چیست؟ پول؟ سرمایه‌‌گذاران حرفه‌ای روی چه چیزی سرمایه‌‌گذاری می‌کنند؟ اگر به شما بگوییم سرمایه‌گذاری و پول مربوط ایده‌ خوب نخواهد بود، چه می‌گویید؟ در زیست‌بوم استارتاپی، مدت‌هاست که دیگر ایده خیلی اهمیت ندارد. مهم‌ترین مولفه برای موفقیت در جذب سرمایه تیم فعال، پویا و منسجم است، تیمی که بتواند طرح استارتاپی‌اش را معرفی و از آن دفاع کند. بعد از تیم، بازار آتی، مدل درآمدی، برآورد میزان فروش و چنین چیزهایی ارزیابی می‌شود. شبکه ارتباطی خوب خانه نوآوری ارتباط تیم‌ها با فعالان اکوسیستم و سرمایه‌گذاران را تسهیل می‌کند. تکفا، به‌عنوان حامی اصلی خانه نوآوری، ارتباطات خوبی با دیگر مراکز سرمایه‌گذاری هوشمند ازجمله شناسا، صندوق‌های سرمایه‌گذاری و انجمن سرمایه‌گذاری خطرپذیر دارد و این ارتباطات کمک بزرگی به استارتاپ‌ها می‌کند. در این فرصت با «مهدی صداقت»، مدیرعامل خانه نوآوری گفت‌وگو کرده‌ایم و او از رشد استارتاپ‌های فرهنگی و محتوایی به «صبح‌نو» چنین می‌گوید:

خانه نوآوری کجاست و چه فعالیت‌هایی می‌کند؟
پنج سال پیش، زمانی که برای خانه نوآوری طرح‌ریزی می‌کردیم، نگاه‌مان این بود فضایی فراهم کنیم تا در آن افراد توانمندی که می‌خواهند مسیری متفاوت در زندگی را طی کنند به فعالیت مشغول شوند. سعی کردیم شرایطی فراهم کنیم تا کسانی که فکر می‌کنند می‌توانند ارزشی متفاوت خلق کنند یا اثر مهمی در جامعه بگذارند، بتوانند کسب‌وکاری برای خود راه بیندازند. تلاش کردیم فضایی را فراهم کنیم تا این افراد بتوانند فکر کرده، کار و تلاش کنند و محصولی را به مخاطبان و جامعه ارائه دهند که هم به نفع مردم باشد و هم به نفع خودشان.
 
چه کسانی می‌توانند به خانه نوآوری وارد شده و از این فضا استفاده کنند؟
در مدلی که خانه نوآوری طراحی کرده، چند دسته می‌توانند وارد شوند؛ دسته اول کسانی هستند که تجربه خاصی نداشته اما به فضای استارتاپی علاقه دارند. آن‌ها می‌توانند در دورهمی‌ها و جلسات خانه نوآوری شرکت کنند. در این جلسات یاد می‌گیرند که استارتاپ چیست و چه توانمندی‌هایی برای راه‌اندازی یک استارتاپ نیاز است. سختی‌ها و مشکلات را متوجه می‌شوند و خودشان را می‌سنجند که آیا آدم عمل هستند یا نه.
 
گروه دومی که می‌توانند به خانه نوآوری رجوع کنند چه کسانی هستند؟
گروه دیگر کارآموزانی هستند که حالا محیط استارتاپی را می‌شناسند و مدتی نزد استارتاپ‌های دیگر فعالیت کرده و روال کار را متوجه شده‌اند. حال آن‌ها به یک ایده رسیده‌اند و می‌توانند در این مرحله ایده‌شان را به اشتراک گذاشته، چند نفر را با خود همراه کنند و تیم بسازند. سپس در کمپ استارتاپی یا دوره پیش‌شتابدهی شرکت کنند و در مدت دو تا چهارماه روی ایده موردنظرشان کار کنند. طرح اولیه و مدل درآمدی‌شان را مشخص کنند و ببینند چطور می‌توانند از این ایده پول دربیاورند. آن‌ها باید این سوال‌ها را بررسی کنند که آیا این ایده قابلیت توسعه دارد؟ مشتری محصول آن‌ها کیست؟ کانال توزیع محصول چیست؟ چطور می‌خواهند تبلیغات کنند؟ پشتیبان‌ها چه کسانی هستند؟ آن‌ها باید بتوانند این بیزینس مدل را به‌خوبی برای جذب سرمایه ارائه دهند.
 
و ورودی‌های سوم چه کسانی هستند؟
دوره شتابدهی مختص ورودی‌های سوم است. ورودی سوم، تیم‌هایی هستند که در کمیته خانه نوآوری پذیرفته شده‌اند. آن‌ها در یک دوره 4 تا 6ماهه روی هدف و ماموریت‌شان کار کرده و ایده را به محصول اولیه تبدیل کرده‌اند. در این مرحله، آن‌ها باید بتوانند محصول اولیه ارائه دهند و با مشتری تعامل کنند به شکلی که مشتری حاضر باشد برای این محصول پول پرداخت کند. حتی اگر تعداد مشتری‌ها یک یا دو نفر باشد این اتفاق باید بیفتد. حالا آن‌ها می‌توانند یک برنامه کسب‌وکار (Business Plan) داشته باشند. باید بتوانند طرح‌شان را توسعه دهند و بازار کارشان را بشناسند. حال نوبت به دوره پسا شتابدهی می‌رسد. در این دوره افراد طرح‌شان را کامل کرده‌اند، محصول  اولیه ارائه داده‌اند و حالا سرمایه اولیه می‌خواهند برای اینکه طرح‌شان را تجاری کنند؛ یعنی به بازار وارد شده و تعداد بیشتری تولید کنند.


 در این مرحله ما کمک می‌کنیم تا آن‌ها به یک سرمایه‌گذار بیرونی وصل شوند، تعداد معقولی محصول بفروشند، کانال‌های بازاریابی‌شان را بیابند و حضورشان در بازار را حفظ کنند. زمانی که این اتفاق بیفتد آن‌ها وارد مراحل ابتدایی کسب‌وکار می‌شوند.
 
خانه نوآوری تا کجا از استارتاپ‌ها حمایت می‌کند؟ پس از ورود آن‌ها به بازار، کار خانه نوآوری تمام می‌شود یا به آن‌ها در این مسیر نیز کمک خواهد کرد؟
اصولا ما در خانه نوآوری مفهومی به نام حمایت نداریم. به نظر ما حمایت سم است زیرا وقتی کسی دنبال حمایت باشد خلاقیت و توانمندی‌اش کشته می‌شود. ما دنبال آدم‌های پوست‌کلفتی هستیم که فکر می‌کنند می‌توانند در بازار بجنگند. افراد توانمندی که می‌توانند یک کسب‌وکار را راه انداخته، مدیریت کنند، هم خودشان نفع ببرند، هم به کارمندان‌شان حقوق دهند و در کنارش جامعه را نیز بهره‌مند کنند. این آدم‌ها به حمایت نیاز ندارند، بلکه باید روی آن‌ها سرمایه‌گذاری کرد. نوع تعامل ما با استارتاپ‌ها از جنس سرمایه‌گذاری است. سرمایه‌گذاری ما به این شکل است که تشخیص دهیم آیا این افراد می‌توانند این کار را کنند یا خیر. اگر تشخیص‌مان مثبت باشد با او شریک می‌شویم. حالا هرچقدر این استارتاپ توسعه پیدا کند و ارزشش بیشتر شود، سهام آن نیز ارزشمندتر می‌شود.
 
پس ماموریت خانه نوآوری پرورش استارتاپ در مراحل ابتدایی است؟
ماموریت ما کمک در مراحل ایده‌پروری، تشکیل تیم و وصل اولیه به بازار است. طبیعتا از این مرحله به بعد استارتاپ‌ها باید دنبال شرکای دیگری در حوزه تخصصی‌شان بگردند. ما به‌واسطه ارتباطاتی که داریم در انتهای این دوره‌ها افرادی را که در مراحل اولیه شکست نخورده‌اند، به سرمایه‌گذارهای آتی معرفی می‌کنیم. در طول این مراحل استارتاپ‌ها می‌توانند از مشورت با منتورهای ما استفاده کنند. در خانه نوآوری حمایت نداریم، بلکه مشاوره و سرمایه‌گذاری داریم. کسب‌وکار خانه نوآوری انتفاعی و خصوصی است و باید کاری کنیم تا استارتاپ‌ها پول دربیاورند.
 
در مدت فعالیت خانه نوآوری چه تعداد استارتاپ فرهنگی درخواست داده و چه تعداد موفق عمل کرده‌اند؟
در زمانه فعلی آثار فرهنگی در زیرمجموعه بزرگ‌تری به نام آثار محتوایی قرار می‌گیرند که شامل فیلم، عکس، اپلیکیشن و... می‌شوند. با دیجیتالی شدن زندگی، تعاریف ما از محصولات فرهنگی و محتوایی نیز تغییر کرده است. از بین 70استارتاپ، نیمی از آن‌ها محتوایی هستند و اتفاقات خوبی برای‌شان افتاده است.
 
چرا عنوان «محتوایی» را به‌جای «فرهنگی» برای این دست استارتاپ‌ها استفاده می‌کنید؟
وقتی ما اسم فرهنگ را می‌آوریم، عموما مردم یاد مجموعه‌های دولتی می‌افتند که مسوولیت امور فرهنگی را برعهده دارند. اما ازنظر ما این سازمان‌ها، کارکرد درستی ندارند؛ زیرا با محصولات بی‌کیفیت سعی در ارتقای فرهنگ دارند. اگر در محصولات غربی و شرقی نگاه کنید متوجه می‌شوید که آن‌ها چون قرار است پول‌شان را از دست مردم بگیرند محصولات باکیفیتی تولید می‌کنند که مخاطب داشته باشد. در اینجا صحبت از محصولات فرهنگی که می‌شود، افراد به این فکر می‌کنند که از یکی از همین سازمان‌های دولتی پول بگیرند، محصول را تولید کنند و به تنها چیزی که فکر نمی‌کنند کاربرپسند بودن آن است. به‌خاطر همین ما عنوان «محتوایی» را به‌کار می‌بریم تا آن را از حیطه محصولات فرهنگی با ذهنیت پیشین متمایز کنیم. وقتی می‌گوییم استارتاپ محتوایی، این محتوا می‌تواند در شکل‌ها و حوزه‌های متفاوت وجود داشته باشد. زمانی تنها عکس‌ها و فیلم و کتاب محصول فرهنگی بود اما الان تکنولوژی به ما اجازه می‌دهد که محتواهای جدیدتر و خلاقانه‌تری داشته باشیم که مردم برای آن‌ها پول پرداخت کنند.
 
دقیقا. همین‌طور است. این سال‌ها مردم برای محصولات محتوایی پول خرج می‌کنند.
همان‌طور که می‌بینید این روزها مردم برای اشتراک پلتفرمی مانند فیلیمو ماهانه پول می‌پردازند تا سرویس دریافت کنند. این موضوع موجی را ایجاد کرده که صداوسیما از آن جا مانده و نشان‌دهنده این است که مردم حاضرند برای محصولات باکیفیت پول خرج کنند. این علاقه باعث می‌شود کسب‌وکارهای محتوایی 
راه بیفتد و کارآفرینی شکل بگیرد. شخصی‌سازی نیز یکی دیگر از ویژگی‌های استارتاپ‌های محتوایی است یعنی محصولی که تنها برای یک نفر تولید می‌شود.
 
شخصی‌سازی موضوع بسیار مهمی است و می‌توان گفت بسیاری از استارتاپ‌های محتوایی خانه نوآوری این ویژگی را دارند، مانند نقاشیم، عکسوت یا دوزلی بوک. کمی بیشتر درمورد این ویژگی و اهمیت آن در دنیای استارتاپی بگویید.
ما در خانه نوآوری به این نگاه می‌کنیم که روند تکنولوژی در دنیا به چه سمتی می‌رود. مثلا این روزها هوش مصنوعی و بلاکچین درحال‌توسعه است. پس اگر می‌خواهیم استارتاپی راه بیندازیم با توجه به این روند عمل می‌کنیم و در سال‌های آینده به این دست استارتاپ‌ها بیشتر کمک خواهیم کرد. شخصی‌سازی نیز یکی از همین روندهاست. در خانه نوآوری سعی کردیم ذهن کارآموزان را باز کنیم تا مطالعه کنند و ببینند تکنولوژی به کدام سمت می‌روند؛ زیرا بازارهای آینده نیز به همان سمت حرکت خواهد کرد. پس افراد باید خلاقیت‌شان را در حوزه این بازارها بسط داده و در این زمینه استارتاپ راه بیندازند.
 
کسانی که می‌خواهند استارتاپ راه بیندازند، باید چه ویژگی‌هایی داشته باشند تا بتوانند با چالش‌های این موضوع روبه‌رو شده و موفق عمل کنند؟
اگر فردی بخواهد عاقلانه به این کار نگاه کند عموما سمت کارآفرینی نمی‌رود؛ زیرا ویژگی اول این است که باید دیوانه این کار باشد. افرادی که وارد این حیطه می‌شوند افرادی توانمندند که اگر قرار باشند در یک سازمان و شرکت استخدام شوند حقوق بالایی دریافت خواهند کرد. آدم‌های معمولی نمی‌توانند کار سختی مانند راه‌اندازی یک کسب‌وکار و حفظ آن را انجام دهند. افراد توانمند می‌توانند در یک شرکت استخدام شوند و بدون ریسک‌کردن حقوق مناسبی بگیرند اما چرا باید یک فرد بخواهد سراغ راه‌اندازی یک کسب‌وکار برود؟ چرا وقتی کسی می‌تواند مدیر مایکروسافت باشد و حقوق مناسبی داشته باشد بخواهد موسس مایکروسافت بوده و با چالش‌هایی روبه‌رو شود که بیل گیتس روبه‌رو شده است؟ چه چیز دیگری غیر از عشق و دیوانگی می‌تواند باعث آن شود؟!
 
و چالش‌هایی که یک فرد در این مسیر با آن روبه‌رو می‌شود چیست؟
اولین چالش این است که وقتی کسی شروع به راه‌اندازی کسب‌وکاری می‌کند، از سوی دیگران جدی گرفته نمی‌شود که چه‌بسا مورد تمسخر نیز قرار می‌گیرد. او باید پولی را که در جیب دارد نیز برای راه‌اندازی این کسب‌وکار هزینه کند. در 6ماه اول، خانه نوآوری بین 50 تا صدمیلیون به استارتاپ‌ها کمک می‌کند و آن‌ها باید در این مدت سایتی راه بیندازند، فردی را برای این منظور استخدام کنند، سرور بگیرند و... یک فرد توانمند در شرایط امروز بین 15 تا 20میلیون تومان درآمد دارد و حقوق 6ماه او حداقل 90میلیون تومان خواهد بود اما او این حقوق را رها کرده و می‌خواهد استارتاپ راه بیندازد و معلوم نیست بعد از 6ماه سرمایه‌گذاری پیدا کند یا نه.
 
چند درصد استارتاپ‌ها در این مرحله متوقف می‌شوند؟
بیش از 50درصد استارتاپ‌ها در همین مرحله اول شکست می‌خورند و انتهای این 6ماه را نمی‌بینند. فشار کار در این مدت بسیار زیاد است و باید شبانه‌روزی کار کرد، آن‌قدر که احتمالا موردنقد خانواده و دوستان نیز قرار می‌گیرند. با همه این‌ها نوبت به جذب سرمایه که رسید باید با روی خوش و پرانرژی استارتاپ را به سرمایه‌گذار معرفی کنند. چند نفر می‌توانند چنین فشاری را تحمل کنند؟ همه افراد این توانمندی را ندارند که بتوانند چنین چالش‌هایی را مدیریت کنند. این افراد، آدم‌های خاصی‌اند. کسانی‌اند که عاشق کسب‌وکارشان هستند.
 
تا الان در بخش استارتاپ‌های محتوایی، موفق‌ترین‌ها کدام بوده‌اند؟
زمان ورود استارتاپ به بازار بسیار مهم است. به نظرم در ایران استارتاپ‌هایی مانند آپارات، فیلیمو و طاقچه به‌موقع وارد شدند و خوب عمل کردند. در خانه نوآوری نیز استارتاپ‌هایی مانند دوزلی بوک و نقاشیم و... موفق عمل کرده‌اند.
 
درحال‌حاضر کسب‌وکارهای محتوایی در دنیا و ایران در چه جایگاهی قرار دارند؟
در دنیا استارتاپ‌های محتوایی در حال ترند شدن هستند. زمانی برندهایی مانند فورد یا کوکاکولا حرف اول را می‌زدند، کمی بعدتر شرکت‌های آی‌تی و کامپیوتری در جایگاه مهمی قرار گرفتند اما این روزها برندهایی مانند نتفلیکس در حال ارزش گرفتن هستند. در 10برند اول دنیا در حوزه فناوری تعداد زیادی، محتوایی هستند. در ایران نیز این موضوع اتفاق افتاده است. بسترهایی مانند فیلمنت یا آپارات یا شبکه‌های اجتماعی حرف زیادی برای گفتن دارند. ما الان سریال‌هایی داریم که از تلویزیون پخش نمی‌شود. فیلم‌های سینمایی داریم که بخش خصوصی سرمایه‌گذاری کرده است. موج بعدی ما، محصولات شخصی‌سازی‌شده فیزیکی بر مبنای یک محتوا است؛ به‌عنوان‌مثال، سریالی از شبکه خانگی پخش شد که در کنارش یک محصول فیزیکی به نام مرغ آمین بازار خوبی پیدا کرد. این نمونه در دنیا به‌وفور اتفاق می‌افتد. گاهی یک فیلم یا سریال تولید می‌شود تا محصول محتوایی و فرهنگی تولید کند. ممکن است استارتاپی مانند دوزلی بوک، بتواند در آینده انیمیشنی مثل باب‌اسفنجی تولید کند تا به‌واسطه آن محصول خود را به فروش برساند. نکته مهم این است که دولت از این ماجرا جا مانده است. همیشه به‌دلیل حضور سنگین دولت در فضای فرهنگی مجالی برای تنفس بخش خصوصی باقی نمی‌ماند؛ به‌عنوان‌مثال فیلم و سریال همیشه در انحصار دولت بود اما الان شرایط به شکلی است که دولت با همه توان مالی‌اش از این بازار جا مانده و سهم بخش خصوصی و مردم بسیار پررنگ‌تر است و این می‌تواند منجر به گشایشی در بازار محصولات محتوایی شود.

اصولا ما در خانه نوآوری مفهومی به نام حمایت نداریم. به نظر ما حمایت سم است زیرا وقتی کسی دنبال حمایت باشد خلاقیت و توانمندی‌اش کشته می‌شود. ما دنبال آدم‌های پوست‌کلفتی هستیم که فکر می‌کنند می‌توانند در بازار بجنگند 

همان‌طور که می‌بینید این روزها مردم برای اشتراک پلتفرمی مانند فیلیمو ماهانه پول می‌پردازند تا سرویس دریافت کنند. این موضوع موجی را ایجاد کرده که صداوسیما از آن جا مانده و نشان‌دهنده این است که مردم حاضرند برای محصولات باکیفیت پول خرج کنند

captcha
شماره‌های پیشین