sobhe-no.ir
1260
سه شنبه، ۳۰ شهریور ۱۴۰۰
3
«اصلاح طلبی ساختاری» نام مستعاری است که تاجزاده برای تجدیدنظر طلبی و رادیکالیسم و عبور از وضع موجود اصلاحات انتخاب کرده است

گریز از اصلاحات

یکی از عبارت‌های زیاد پرداخته‌شده ازسوی اصلاح‌طلبان طی سال‌های اخیر، اصلاحات ساختاری در بخش‌های مختلف بوده است. به اعتقاد نخبگان تا مادامی که ساختارها اصلاح نشوند، رفت‌وآمد نخبگان نمی‌تواند تاثیری روی بهبود امور بگذارد و کشور مسیر پیشرفت به خود نخواهد دید. در این بین، برخی نیروها در داخل کشور، اصلاحات ساختاری را به ابزاری برای تحقق خواسته‌های سیاسی خود قرار داده‌اند. طی روزهای گذشته، بحثی با تمرکز بر عبارت «اصلاحات ساختاری» میان نخبگان اصلاح‌طلب شکل گرفته است که با وجود عدم اتفاق‌نظر درباره چند و چون آن، نقد بنیان‌های دینی و فقهی نظام جمهوری اسلامی به ترجیع‌بند اصلی این مباحث تبدیل شده است.

رییس‌جمهور: متاسفانه بعضی‌ها واردات واکسن را موکول به پذیرش FATF کرده بودند

تکیه بر توان داخلی

صبح نو

«اصلاح طلبی ساختاری» نام مستعاری است که تاجزاده برای تجدیدنظر طلبی و رادیکالیسم و عبور از وضع موجود اصلاحات انتخاب کرده است

گریز از اصلاحات

یکی از عبارت‌های زیاد پرداخته‌شده ازسوی اصلاح‌طلبان طی سال‌های اخیر، اصلاحات ساختاری در بخش‌های مختلف بوده است. به اعتقاد نخبگان تا مادامی که ساختارها اصلاح نشوند، رفت‌وآمد نخبگان نمی‌تواند تاثیری روی بهبود امور بگذارد و کشور مسیر پیشرفت به خود نخواهد دید. در این بین، برخی نیروها در داخل کشور، اصلاحات ساختاری را به ابزاری برای تحقق خواسته‌های سیاسی خود قرار داده‌اند. طی روزهای گذشته، بحثی با تمرکز بر عبارت «اصلاحات ساختاری» میان نخبگان اصلاح‌طلب شکل گرفته است که با وجود عدم اتفاق‌نظر درباره چند و چون آن، نقد بنیان‌های دینی و فقهی نظام جمهوری اسلامی به ترجیع‌بند اصلی این مباحث تبدیل شده است.

چندی پیش نشستی با موضوع «ضرورت اصلاحات ساختاری» با حضور تعدادی از فعالان و تحلیلگران اصلاح‌طلب ازجمله مصطفی تاجزاده در کلاب‌هاوس برگزار شد. نکته جالب دراین‌بین، آن بود که افرادی نظیر تاجزاده با حمله به کل ساختار نظام ازجمله به قانون اساسی، اصلاحات ساختاری را تئوریزه می‌کردند. این سویه‌گیری در کلام سایر اعضای این نشست نیز هویدا بود. تاجزاده در این نشست، اظهارات قبلی خود را تکرار کرد و خواستار تغییر قانون اساسی (و حتی حذف نهاد ولی‌فقیه از قانون اساسی) و ایجاد ارتباط میان آمریکاستیزی و توسعه اقتصادی شد.

ساختارشکنی به نام اصلاحات 
تاجزاده در این نشست کلاب‌هاوسی، مدعی شد: «راه شکوفایی اقتصادی تغییر سیاست خارجی مبتنی بر ‏آمریکاستیزی است که نتیجه‌ای جز تحریم‌ها و محدودیت‌ها برای مردم ندارد. امروز جامعه به ‏نقش مهم سیاست خارجی در تامین توسعه و رفاه آگاه است». تاجزاده افزود: «وقتی محور سیاست خارجی کشور آمریکاستیزی کور گردد، طبعا دشمن آمریکا دوست ما می‌شود و درنتیجه همکاری با طالبان و تطهیر آن موجه می‌شود و بعضی امارت اسلامی را جمهوری اسلامی دوم می‌خوانند». این فعال اصلاح‌طلب گفت: «راهبرد قدرت نظامی اول‌شدن در منطقه، باید جای خود را به اولویت توسعه اقتصادی کشور ‏بدهد. اگر حاکمیت همچنان به هسته‌ای و نظامی‌گری اولویت دهد، در ‏تامین رفاه و رضایت مردم مشکل خواهیم داشت». تاجزاده به نام اصلاحات ساختاری،به  ولایت فقیه هم حمله کرد.»
 تاجزاده و بقیه اصلاح‌طلبان در شرایطی نظام جمهوری اسلامی را به «آمریکاستیزی کور» متهم می‌کنند که خودشان در دهه اول انقلاب اسلامی از سردمداری اصلی ایده آمریکاستیزی بودند. حتی عامل اصلی تسخیر سفارت آمریکا در آبان‌ماه سال58 دانشجویان موسوم به «پیرو خط امام» بودند که بعدها عمدتا در بلوک چپ سیاست ایران جای گرفتند. آمریکاستیزان انقلابی دهه اول انقلاب که تاجزاده یکی از نیروهای اصلی آن به‌شمار می‌آمد، اکنون که اقتضای زودگذر سیاست آن‌ها را به آمریکادوستی و غرب‌گرایی متمایل ساخته، انتظار دارند که زمین و زمان به میل آن‌ها دمساز و همساز شود و نظام، آمریکای غیرقابل‌اعتماد را به‌عنوان شریک راهبردی خود بگیرد. ثانیا متهم کردن جمهوری اسلامی ایران به آمریکاستیزی کور، اتهام بی‌پشتوانه است چراکه نظام اسلامی با اینکه همواره موضعی انتقادی و زاویه‌دار به آمریکایی‌ها داشته، لیکن بارها تصریح کرده که چنانچه دولت آمریکا از خصومت‌ورزی تاریخی خود نسبت‌به ملت ایران دست بردارد، حاضر است به تعامل بپردازد؛ چه آنکه ایران در برهه‌های مختلف ازجمله در دولت‌های سازندگی، اصلاحات و اعتدال به شکلی صادقانه به گفت‌وگو با آمریکایی‌ها نشست اما هر بار، چیزی عاید کشورمان نشد. در مورد آخر یعنی برجام هم به‌عینه شاهد بودیم با اینکه دولت حسن روحانی همه امور کشور را معطل مذاکره با غرب و خوشامد آمریکایی‌ها کرد اما درنهایت نه‌تنها اقتصاد کشور اصلاح نشد بلکه گره‌ها پیچیده‌تر و مشکلات افزون شد. پس ایجاد پیوند میان توسعه و رفاه اقتصادی و بحث ارتباط با آمریکا، آدرس غلط برای فرار از پاسخگویی نسبت‌به عملکرد دولت هشت‌ساله اعتدال است.تاجزاده در جای دیگری از اظهارات خود، نظام را متهم می‌کند که جای توسعه اقتصادی، نظامی‌گری و هسته‌ای شدن را در اولویت اصلی قرار داده و همین امر، باعث تضعیف زندگی مردم شده است. این دروغ بزرگ درحالی است که ایران در مقایسه با برخی واحدها در منطقه ازجمله پاکستان با 165بمب اتمی و رژیم اسرائیل با 90بمب اتمی، اصلا از سلاح هسته‌ای برخوردار نیست و هزینه‌های نظامی‌اش در مقایسه با کشورهایی مثل عربستان که از خریداران اصلی سلاح از آمریکا هستند، علنا هیچ است. اگر منظور امثال تاجزاده از اولویت نظامی‌گری، توانمندی موشکی است که باید تصریح داشت این توانایی از عوامل اصلی اقتدار مرزهای کشورمان است و معلوم نبود در صورت نداشتن موشک، مرزهای هوایی و زمینی کشورمان چندبار ازسوی دشمنان مورد تجاوز قرار می‌گرفت؛ چه آنکه در همین منطقه خاورمیانه، تجاوز به مرز کشورهایی مثل سوریه و لبنان تقریبا به امری معمولی برای رژیم اسرائیل تبدیل شده است. از سوی دیگر، تاجزاده درحالی نظام را به اولویت دادن به نظامی‌گری متهم می‌کند که از آغاز شروع دور جدید مذاکرات هسته‌ای در سال92، بحث برجام دو و سه عمدتا با محوریت تحدید قابلیت‌های موشکی ایران همواره روی میز کشورهای اروپایی و آمریکا قرار داشته است و نقشه آمریکایی‌ها بوده. 
براندازی با اسم رمز اصلاحات           
نکته جالب‌تر درباره اظهارات اخیر تاجزاده این است که او علنا خواستار حذف اصل ولایت‌فقیه از قانون اساسی شد. تاجزاده پیشتر و در گفت‌وگوهای متعددی هم تلاش انقلابیون برای جادادن اصل ولایت‌فقیه (اصل 110) در قانون اساسی را اقدامی اشتباه خوانده بود. چنین اظهارنظری نشان می‌دهد که تاجزاده نه در پی اصلاح ساختار بلکه به‌دنبال استحاله سیستم به‌سوی نوعی عرفی‌گرایی، دین‌گریزی و حاکمیت درجه‌ای از سکولاریسم در ایران است. با این وضعیت، شاید بهتر باشد ایده‌های تاجزاده و چهره‌های نزدیک به او را اصلا  اصلاح‌گرانه ندانیم چراکه دشمنان سنتی نظام نیز در طول 43سال گذشته دقیقا به‌دنبال نفی نظام دینی و برساختن نظام مبتنی بر ارزش‌های ضددینی بوده‌اند.

گذر از انقلابی‌گری به نام اصلاحات ساختاری 
در واکنش به اظهارات سلسله‌وار تاجزاده طی سال‌های اخیر با اسم رمز «اصلاحات ساختاری»، سعید حجاریان دیگر کنشگر اصلاح‌طلب چندی پیش در نوشته‌ای با عنوان «اصلاحات ساختاری یعنی چه» به نقد تاجزاده پرداخت. این نقد البته نه معطوف به اصل موضوع یعنی اصلاح (بخوانید استحاله) ساختارهای کشور، بلکه مربوط به الزامات و مقدمات این استحاله بود. در همین باره، حجاریان نوشت: «اصلاحات ساختاری مفهومی ناتمام است؛ زیرا باید مشخص شود از چه نوع ساختاری صحبت می‌کنیم، پس لازم است متعلق ساختار را به آن الصاق کنیم. مثلا بگوییم اصلاح ساختار حقوقی، اصلاح ساختار اداری، اصلاح ساختار اقتصادی یا اجتماعی 
و قس علی‌هذا؛ اما، آنچه این چندسال متداول بوده است معمولا ناظر به اصلاح ساختار حقوقی بوده است». حجاریان با این ادعا که در ایران پساانقلاب هنوز ساختار و ساختارمندی شکل نگرفته و بنابراین سخن گفتن از اصلاحات ساختاری، از اساس نامربوط است، تاکید کرد: «کسانی که صحبت از اصلاح ساختار حقوقی می‌کنند، قبل از آن باید فکری به‌حال تثبیت ساختار کنند؛ زیرا در شرایط فعلی، مساله متن‌بودگی قانون اساسی و دیگر قوانین موضوعیت دارد و ما اساساً با متنی واحد، نامتغیر و سنجش‌پذیر مواجه نیستیم؛ ازاین‌رو، شرط لازم برای سخن گفتن از اصلاح ساختار حقوقی تثبیت همان ساختار حقوقی ضعیف، تبعیض‌آمیز یا حتی غیردموکراتیک است.» 

علیه انقلابی‌گری 
حجاریان در بخش پایانی نوشته خود، جانمایه اصلی قلم‌ورزی خود یعنی حمله به غلبه گفتمان انقلابی‌گری در مجلس و دولت را آشکار کرد و با متناظر و هم‌معنی قرار دادن انقلابی‌گری با وضعیت غیرنرمال و استثنایی مدعی شد: ‌«اکنون نیز بااین‌همه مصیبت از قبیل تحریم، کرونا و… همچنان قانون اساسی به‌عنوان پیمان ملی در تعلیق است؛ زیرا تصمیم‌های لحظه‌ای در اولویت هستند. به‌خصوص آنکه این شیوه ذیل عناوینی مانند انقلابی‌گری و امثالهم تئوریزه شده‌ و تاکید بر انقلابی‌گری در همه ساحات از قبیل دولت و مجلس و دانشگاه و… نشان می‌دهد ماندن در شرایط استثنا به قاعده حکمرانی تبدیل شده است لذا باید تاکید کنم، استفاده از مفهوم «اصلاحات ساختاری» به‌ویژه در قالب تجویز و راهبرد تامل بیشتر می‌طلبد.»

فرار از شکست انتخابات، زنده‌باد رادیکالیسم 
همانطور که پیش‌بینی می‌شد اصلاح‌طلبان برای عبور به سلامت از وضعیت مهجور فعلی و به فراموشی سپردن شکست مطلق اصلاحات در انتخابات1400، رادیکالیزه کردن فضای سیاسی و طرح ادعاهای ساختارشکنانه ازجمله حذف نهادهای بنیادین از قانون اساسی را در دستورکار خود قرار داده‌اند. جبهه اصلاحات که با کارنامه غیرقابل‌دفاع خود در هشت‌سال گذشته، نشان داد در حوزه کارآمدی (به معنای حل مشکلات ابتدایی مردم) عملا حرفی برای گفتن ندارد، قصد دارد با تندکردن فضا و طرح مطالبات شبه‌براندازانه (با اسم رمز اصلاحات ساختاری) بار دیگر وجاهت و مشروعیت ازدست‌رفته خود در منظر بدنه اصلاح‌طلبی را تا حدی بازآفریند. در این میان آنچه حائزاهمیت است، حملات سنگین اصلاح‌طلبان علیه مفاهیمی نظیر انقلابی‌گری و متناظر قرار دادن آن با تندروی، تباهی و عقلانیت‌ستیزی است. اصلاح‌طلبان رادیکال هر طور شده می‌خواهند تجلیات کارآمدی انقلابی‌گری -که یک نمونه آن تسریع واکسیناسیون بود- را در چشم مردم به‌خصوص طبقه متوسط شهری بی‌ارزش و کم‌بها سازند و با پایین کشیدن دیگری، به خیال خود، بالا آیند. از سوی دیگر، باید دید غلبه طیف رادیکال اصلاح‌طلب در جبهه اصلاحات تا چه زمانی ادامه خواهد داشت و آیا عملگرایان راست‌نشین، برای واکنش دست به اقدام خواهند زد یا شرایط طور دیگری پیش خواهد رفت.

تاجزاده و بقیه اصلاح‌طلبان در شرایطی نظام جمهوری اسلامی را به «آمریکاستیزی کور» متهم می‌کنند که خودشان در دهه اول انقلاب اسلامی از سردمداری اصلی ایده آمریکاستیزی بودند

captcha
شماره‌های پیشین