sobhe-no.ir
1260
سه شنبه، ۳۰ شهریور ۱۴۰۰
11
گزارش «صبح‌نو» از وضعیت نابسامان کاغذ و نشر در گفت‌وگو با فعالان این حوزه

حال نشر و کتاب خوب نیست!

بارها برای ترغیب مردم به کتابخوانی شنیده‌ایم «کتاب‌خواندن یکی از ارزان‌ترین تفریح‌هاست»، درحالی‌که طی سال‌های گذشته این شعار جذاب عملا بی‌معنا شده و بازار نشر کتاب با رکود و زیان‌های غیرقابل‌جبرانی مواجه بوده است. سال99 با نوسانات قیمت ارز و کاغذ و مواد موردنیاز برای چاپ کتاب، برگزارنشدن نمایشگاه بین‌المللی و چک‌های برگشتی فعالان این حوزه از سخت‌ترین دوران فعالیت برای آن‌ها بود. شیوع ویروس کرونا و تداوم آن نیز، حیات صنعت نشر در سال‌های آتی را تهدید کرد. فعالان بخش‌های مختلف نشر دچار تعطیلی شدند، تحریم‌ها و افزایش قیمت کاغذ، زینک و سایر نیازهای لازم برای چاپ کتاب شد، رکود بی‌سابقه‌ای را در بازار نشر رقم زد. بسیاری از ناشران و کتابفروشان که با آغاز پاندمی کرونا متضرر شده بودند، تعطیلی کتابفروشی‌ها را یک اشتباه محاسباتی دانستند.

صبح نو

گزارش «صبح‌نو» از وضعیت نابسامان کاغذ و نشر در گفت‌وگو با فعالان این حوزه

حال نشر و کتاب خوب نیست!

بارها برای ترغیب مردم به کتابخوانی شنیده‌ایم «کتاب‌خواندن یکی از ارزان‌ترین تفریح‌هاست»، درحالی‌که طی سال‌های گذشته این شعار جذاب عملا بی‌معنا شده و بازار نشر کتاب با رکود و زیان‌های غیرقابل‌جبرانی مواجه بوده است. سال99 با نوسانات قیمت ارز و کاغذ و مواد موردنیاز برای چاپ کتاب، برگزارنشدن نمایشگاه بین‌المللی و چک‌های برگشتی فعالان این حوزه از سخت‌ترین دوران فعالیت برای آن‌ها بود. شیوع ویروس کرونا و تداوم آن نیز، حیات صنعت نشر در سال‌های آتی را تهدید کرد. فعالان بخش‌های مختلف نشر دچار تعطیلی شدند، تحریم‌ها و افزایش قیمت کاغذ، زینک و سایر نیازهای لازم برای چاپ کتاب شد، رکود بی‌سابقه‌ای را در بازار نشر رقم زد. بسیاری از ناشران و کتابفروشان که با آغاز پاندمی کرونا متضرر شده بودند، تعطیلی کتابفروشی‌ها را یک اشتباه محاسباتی دانستند.

 این در حالی است که کشورهای آمریکایی و اروپایی تصمیم گرفتند مردم‌شان اوقات آزاد خود را در دوران قرنطینه با کتاب بگذرانند اما در کشور ما به‌جای کتاب‌فروشی‌ها، رستوران‌ها و غذافروشی‌ها باز بودند. از طرفی، واردات کاغذ متوقف شد که عملا بر قیمت‌ها تاثیر گذاشت. گرچه دولت برای کنترل افزایش قیمت کتاب، اقدام به تخصیص کاغذ دولتی به ناشران کرد اما از پیش از سال جدید تاکنون توزیع کاغذ دولتی هم متوقف شده است که باعث شد ناشران، کاغذ را از بازار آزاد تهیه کنند. 
به نظر می‌رسد با ادامه این وضعیت، ظرف ماه‌های آینده باید منتظر سقوط صنعت نشر باشیم. در این رابطه با برخی ناشران بخش خصوصی گفت‌وگو داشته‌ایم.
 
صنعت کاغذ باید ملی شود!
 علیرضا سبحانی‌نسب، مدیر نشر جمال، در پاسخ به اینکه «وضعیت نشر کتاب را در شرایط فعلی چگونه می‌بینید؟»، می‌گوید: «ابتدا باید دو مقوله را مشخص کنم. یک، وضعیت نشر کتاب و استقبال مخاطبان از آن و دوم اینکه ما در خاص‌ترین زمان ممکن از حیث اقتصادی برای نشر به سر می‌بریم. از سوی دیگر، بحث کرونا و مشکلات جدی ناشی از آن، درگیر ناشران، کتابفروشان و مخاطبان کتاب است و از سوی دیگر رواج فضای مجازی. ما در زمانی به سر می‌بریم که متاسفانه پس‌لرزه‌های اقتصادی سه‌، چهار سال اخیر به‌خاطر تصمیمات غلط و بی‌تدبیری‌هایی صورت‌گرفته، کل اقتصاد کشور دچار گیجی و نابسامانی است. بخش نشر هم به‌طور ویژه. هیچ تدبیری برای بخش کتاب نشده، یعنی آقایانی که مسوولیت داشتند، نه برای کاغذ و زینک و مرکب و هیچ‌چیز دیگر برنامه‌ای نداشتند. مگر اینکه گاهی بخش خصوصی را به خط کردند که شما باید برنامه‌هایی را که ما می‌گوییم اجرا بکنید! هیچ برنامه جدی و مثبتی از آن‌ها ندیدیم. حتی با پیشنهادهای جدی و درست برخورد مثبت نکردند. خودم شاهدم بارها مسائل جدی را مطرح کردیم اما متاسفانه اصلا قصدشان جدی‌گرفتن نبود؛ بنابراین ما الان در میراثی را از نظر اقتصادی به سر می‌بریم که کل مسائل اقتصادی دچار مشکل است و صنعت نشر هم ناشی از این بحران شده است».
سبحانی‌نسب می‌افزاید: «ولی ناشرانی که قدری هدفمند بودند و از نظر مالی می‌توانستند روی پای خودشان بایستند و لازم نبود با حمایت زندگی‌شان را بچرخانند، توانسته‌اند در سه سال اخیر با تولید کارهای جدید و ارائه به مخاطبان خودشان را حفظ کنند. فکر می‌کنم بسیاری از ناشران در عرصه نشر سه سال اخیر را برای اینکه در آینده‌ای نه‌چندان دور ان‌شاءالله جبران شود به‌سختی خودشان را حفظ کردند. اگر امید به آینده نبود، سه سال گذشته که ازلحاظ اقتصادی نه کشور حالش خوب بود و نه نشر، یقینا عبور می‌کردند و می‌رفتند سراغ فعالیت‌های
 پربازده‌تر و یقینی».
مدیر نشر جمال ابراز امیدواری می‌کند: «به امید اینکه ان‌شاءالله در دولت جدید که حس می‌کنیم دولت تدبیر و امید و رونق‌آفرینی و فکر داشتن برای اقتصاد و فرهنگ است، به یک شکوفایی برسیم و حتی عقب‌ماندگی‌های قبلی را جبران کنیم. به‌طورکلی در سه سال اخیر ما دچار یک بحران اقتصادی سازمان‌یافته کشوری بودیم که ناشران هم بخشی از آن بوده و گرفتارش بودند و دست‌وپا می‌زدند. در بهترین وضع ناشران به حفظ خودشان پرداختند تا بتوانند در آینده مسیرشان را ادامه بدهند. عمده ناشران به نشر به‌عنوان یک مسیر اقتصادی که موردعلاقه و رسالت‌شان و جزو معنای زندگی‌شان بوده نگاه کرده‌اند، وگرنه طی سه سال اخیر بسیاری از آن‌ها باید از گردونه نشر بیرون می‌رفتند که البته برخی هم بیرون رفتند».


این ناشر همچنین توضیح می‌دهد: «مردم در حد خودشان از کتاب‌های خوب استقبال می‌کردند. متاسفانه با تمهیدات غلطی، هر زمان قرار بود به‌خاطر کرونا جایی بسته شود، اولین جایی که بسته می‌شد، کتابفروشی‌ها بود. این تدبیر و تمهید نبود. دقیقا بی‌تدبیری و بی‌تمهیدی بود. مردمی که در خانه نشسته‌اند و پای تلویزیون تخمه می‌شکنند و تلویزیون می‌بینند، فرصتی هم دارند که کتاب بخوانند. اگر مثل خیلی جاهای دنیا کتابفروشی‌ها را جزو اولویت تعطیل‌کردن قرار نمی‌دادند، بسیاری از مردم برای خرید کتاب می‌آمدند. طبع کتابفروشی این نیست که ازدحام شود. مردم یکی‌یکی می‌آیند، کتاب انتخاب می‌کنند و می‌برند. مرغ‌فروشی نیست که یکدفعه بیایند، صف بکشند و کرونا سرایت بکند! این بی‌تدبیری‌ها گذشت و رفت ولی مردم از کارهای خوب استقبال می‌کردند و به‌صورت اینترنتی، فضای مجازی و اینستاگرام و... خریدشان را داشتند. لذا ناشرانی که کتاب‌های خوب و قابل‌قبول داشتند، توانستند استقامت خوبی داشته باشند و جلو بیایند. از این نظر می‌توان گفت مردم به میزان دسترسی خود استقبال‌شان خوب بود».
او در مورد فروش اینترنتی کتاب چنین می‌گوید: «یکی از فضاهایی که در زمان کرونا رشد جدی و چشمگیر فروش داشت، دیجی‌کالا بود که نه‌تنها در کالاهای دیگر رشد چشمگیر داشت، بلکه در عرصه کتاب هم فروش موفقی داشت. ناشرانی که به دیجی‌کالا متصل بودند، مبالغ خوبی فروش داشتند اما متاسفانه با توجه به اینکه تمهیدات درستی نبود، ما نوعی کارشکنی در مسیر فرهنگ داشتیم؛ یک کارشکنی که متاسفانه ناشران و کتابفروشان ضرر دیدند و بیشتر از آن مخاطبان ما 
زیان دیدند».
سبحانی‌نسب در پاسخ به اینکه آیا از یارانه دولتی برخوردار بوده‌اند یا خیر و چه پیشنهادی برای حل مشکلات بازار کتاب دارند تا به روال عادی برگردد، می‌گوید: «پیشنهادم فقط این است که در هیچ کار ناشران و کتابفروشان دخالت نکنند. ما یارانه و حمایت نمی‌خواهیم. اجازه بدهند کاغذ را به‌طور آزاد بیاوریم. جلوی آن را نگیرند؛ البته کاغذ یارانه‌ای هم داده‌اند و گرفته شده اما به‌قدری میزانش نابسامان است که کسی نمی‌تواند روی آن حساب باز کند. الان کاغذ یارانه‌ای بدهند یا ندهند، وقتی قیمت کتاب‌ها در بازار به‌صورت آزاد ارائه می‌شود، بهتر است برای یارانه‌ها فکری کنند، زیرساختی درست کنند. بخش زیادی از یارانه‌هایی را که داده شد نفهمیدیم کجا رفت! کشتی کاغذ می‌آمد و ما نمی‌فهمیدیم کجا می‌رفت. حتی دولت و وزارت ارشاد نمی‌دانست این‌ها کجا رفته! کاش این‌ها هزینه می‌شد برای اینکه کاغذ ملی ما رشد می‌کرد! کاش می‌توانستیم صنایع کاغذ ملی داشته باشیم. متاسفانه این‌طور نشد و اتفاقات خوبی نیفتاد. این دولت اگر قرار باشد کاری بکند، اگر هیچ کاری نکند ولی کاغذ ملی برای صنعت نشر درست کند، بزرگ‌ترین کار است، یعنی اولین کارش این باشد که مانع‌تراشی نکند، سنگ نیندازد. دومین کار این است که یک کار بزرگ انجام بدهد؛ کار بزرگی که 40سال است مانده! و آن تدبیری برای راه‌اندازی یک کارخانه کاغذ ملی در داخل است».
او می‌افزاید: «بارها گفته‌ام در این هشت سال نه‌تنها سانتریفیوژهای اقتصادی و هسته‌ای ما نچرخید، مهم‌تر از آن سانتریفیوژهای فرهنگی ما از کار افتاد. خب این زیان و خسارت بزرگی است. یکی از مهم‌ترین ابزارهای آن هم کاغذ است. کاغذ را در داخل ملی بکنند، هیچ حمایتی هم نکنند. ما خودمان پولش را می‌دهیم، می‌خریم و کتاب چاپ می‌کنیم. یادم است کاغذ بندی 80هزار تومان بود، دوستان می‌گفتند گران می‌شود. گفتم اگر کاغذ بندی 500هزارتومان هم بشود، ما می‌خریم و کتاب چاپ می‌کنیم و مردم هم می‌خرند و می‌خوانند! اما باید نظام داشته باشد. الان کاغذ شده بندی 800هزار تومان، ما خریدیم و چاپ کردیم و مردم هم خریدند ولی مابه‌التفاوتی که بین قیمت عادلانه و بازار جهان و قیمتی که من ناشر می‌خرم، توی جیب یک مشت دلال می‌رود. این آزاردهنده است. وگرنه اگر همین هزینه برای کاغذ ایرانی می‌شد و بندی 800هزارتومان بود، من با 
طیب خاطر می‌خریدم. نه کاغذ خارجی که باید 300هزار تومان باشد و من دارم 800هزار تومان می‌خرم و همه آن می‌رود توی جیب واسطه!»
 
در صنعت نشر، وضعیت متوسطی داریم
سید غلامرضا حسینی، مدیر نشر پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی، درباره وضعیت نابسامان بازار نشر نظرات جالبی دارد. او می‌گوید: «وضعیت فعلی را می‌توانیم با وضعیت مطلوب و ایده‌آل‌مان مقایسه کنیم و همین‌طور با وضعیت قبل، یعنی دو سال پیش و آغاز شیوع کرونا. اگر به‌صورت کلان به وضعیت نشر نگاه کنیم، خیلی وضعیت قابل‌دفاعی نیست؛ هم در حوزه محتوا و هم در حوزه مخاطبی که قرار است کتاب‌ها را تهیه کند و بخواند اما در یکی، ‌دو سال گذشته که می‌شود گفت کرونا به شرایط ثابت زندگی ما تبدیل شده، مطالعه کتاب دارد به‌سمت جهشی به قبل برمی‌گردد؛ البته غیر از حوزه کتاب‌های درسی و آموزشی که عمدتا به‌خاطر اینکه کلاس‌ها تشکیل نمی‌شود، به‌صورت مجازی منابع در اختیار دانشجوها و دانش‌آموزان قرار می‌گیرد و این مساله، لطمه‌ای را از حیث تولید کتاب فیزیکی یا چرخه اقتصادی صنعت ایجاد کرده است. درعین‌حال موفقیت‌هایی هم ایجاد کرده است. مثل اقبال بیشتر به کتاب‌های صوتی و الکترونیکی! در کل وضعیت نشر ما، وضعیت متوسطی دارد. نه می‌توانیم بگوییم اسفناک است و نه خیلی مناسب».
حسینی درمورد اینکه «ناشران باید برای کنترل بازار و حفظ مخاطب تصمیمی بگیرند»، می‌گوید: «مهم‌ترین معضلی که صنعت نشر کشور با آن روبه‌رو است، گرانی کاغذ است که اصلی‌ترین ماده اولیه تولید کتاب است. غیر از محتوا که شاید نشود برای آن ارزش ریالی قائل شد، چون بعضی محتواها آن‌قدر باارزش‌اند که نمی‌توان آن‌ها را تبدیل به ریال کرد ولی قیمت کاغذ هم به شکل سرسام‌آوری افزایش پیدا می‌کند. احتمالا ذخایری که کشور در این حوزه داشته، کم شده و دولت باید خیلی فوری نسبت‌به واردات کاغذ اقدام کرده تا ثباتی را ایجاد بکند، شبیه به کاری که سال‌های قبل انجام شده بود ولی حجمش آن‌قدر زیاد نبود که بتواند کل نشر را پوشش بدهد، یعنی از طریق تعاونی‌ها به ناشران کاغذ دولتی 
داده شد، وگرنه ما خیلی زودتر از این به وضعیت بحرانی در نشر کتاب می‌رسیدیم».
او ادامه می‌دهد: «به نظرم اصلی‌ترین کاری که مقدور است، دادن کاغذ یارانه‌ای یا دولتی با فرایند و سازوکار دقیق و خارج از رانت‌های معمول به ناشران است. درعین‌حال که شخصا معتقدم یارانه باید به‌صورت مستقیم در اختیار خود مخاطب قرار بگیرد. اگر سوبسیدی قرار است پرداخت شود، به مخاطب اصلی داده شود، یعنی قیمت کتاب واقعی باشد. جایی که دولت یا سیستم‌های فرهنگی احساس می‌کنند یک کتاب یا مجموعه‌ای باید در اختیار گروه خاصی قرار بگیرد، آنجا بگوید مثلا طلاب فلان کتاب را می‌توانند با 50درصد تخفیف تهیه کنند یا دانشجویان همین‌طور. شبیه به همان طرح‌هایی که خانه کتاب تحت‌عنوان فصلانه‌های کتاب برگزار می‌کند و در کتابفروشی‌ها اجرا می‌شود.
به حسینی می‌گوییم: «طی سال‌های گذشته و با شیوع کرونا، فضای مجازی تاثیر چشمگیری بر زندگی مردم و همه‌چیز گذاشته و کتاب نیز از این قاعده مستثنا نبوده است. بازار کتاب‌های صوتی و الکترونیکی رونق گرفته‌اند» و از او می‌پرسیم «آیا ناشران برای بهبود وضعیت اقتصادی خود، بهتر نیست به‌سمت فعالیت در زمینه کتاب‌های الکترونیک و شنیداری بروند؟»
حسینی در این زمینه معتقد است: «به نظرم این‌ها می‌توانند مکمل هم باشند، یعنی یک کتاب صوتی می‌تواند لوکوموتیوی باشد برای کشاندن بقیه کتاب‌ها از یک ناشر به دنبال خودش، یا برعکس، یک کتاب فیزیکی به شکل دیگری در قالب مثلا کتاب صوتی که به‌نوعی سناریویی پشت آن است یا افراد مختلفی آن را اجرا می‌کنند، قرار بگیرد و به هم کمک کنند. هیچ‌کدام از این کتاب‌ها نمی‌توانند جای یکدیگر را بگیرند. در برخی آثار مثل کتاب‌های تخصصی و پژوهشی از طریق ای‌بوک‌های یا کتاب‌های صوتی نمی‌توان محتوا را منتقل کرد، ولی در حوزه‌های دیگر اینگونه است».
این ناشر می‌افزاید: «به نظرم وقتی که الان مخاطب در فضای مجازی می‌گذارد، عمدتا برای مسائلی است که به آن‌ها نیاز ندارد. معمولا متن‌های کوتاه می‌خواند. همه ما تبدیل شده‌ایم به اقیانوس‌هایی با عمق کم. همه اطلاعات را در فضای مجازی داریم اما به‌طور متمرکز کمتر مخاطبی می‌آید به یک حوزه مطالعاتی ورود بکند و در آن موضوع متخصص شود. هرچقدر ما کتاب را در معرض دسترسی قرار بدهیم، ممکن است انتخابش را برای افراد و خانواده‌ها راحت‌تر کنیم. نیاز به توسعه فضا و ویترین کتاب در همه شهرها داریم. ما غیر از مراکز استان‌ها، در شهرهای کوچک کتابفروشی‌هایی که اقتصادشان از راه کتاب بچرخد، نداریم. باید برای این معضل تدبیری کرد و مسوولان طرحی داشته باشند و کتاب‌فروشی‌هایی موجود باشند که براساس اقتصاد خود کتاب اداره شوند. این می‌تواند کمک بزرگی باشد به اینکه وضعیت کتابخوانی در کشور توسعه پیدا بکند».
 

حمایت دولت از ناشر دولتی بی‌معنی است!
حسن زمان‌وزیری، مدیر نشر تلاوت آرامش، وضعیت امروز نشر را ناخوش و ضعیف می‌داند و می‌گوید: «اوضاع نشر طوری است که همه دردهای مشترکی داریم. ما هم نشر داریم و هم کتابفروشی. از منظر این دو زاویه می‌گویم وضع کتاب در جامعه خوب نیست، چون حال نشر خوب نیست. علتش این است که حال کاغذ، حمایت‌ها و برنامه‌های درازمدت خوب نیست. برنامه‌ریزی جدی در حوزه نشر طی سال‌های اخیر وجود نداشت تا کمی وضعیت نشر و کتاب را سامان بدهد. امروز ما در حوزه کاغذ نوعی از گرفتاری را داریم که نمی‌دانم چرا لاینحل باقی‌مانده و درست نمی‌شود ولی به‌هرحال مشکل همچنان وجود دارد و افزایش قیمت به‌شدت به تولید کتاب ضرر می‌زند. وقتی تولید کتاب کم باشد، هم اقتصاد کتابفروشی‌ها دچار خدشه می‌شود و هم اقتصاد نویسندگان و اجزای دیگر مثل گرافیست، صفحه‌آرا و ویراستار دچار مشکل می‌شود. بعضی‌ها این عرصه را ترک می‌کنند و سراغ حوزه‌های دیگر می‌روند. از طرفی، وقتی کتاب تجدیدچاپ نشده یا کتاب جدید تولید نشود، به‌ناچار مردم و بخصوص جوانان به‌سمت فضای مجازی می‌روند. آنجا هم که حاکمیت رسانه است. حاکمیت عقلانی نیست؛ بنابراین علاقه‌مندان به کتاب را به‌مرورزمان از دست می‌دهیم». زمان‌وزیری درمورد حمایت دولت از ناشران برای بهبود وضع نشر بر این عقیده است که «زمانی کاغذ را با ارز 4200تومانی وارد کردند. ما علی‌رغم اینکه سه‌بار ثبت‌نام کردیم، فقط یک دوره توانستیم بگیریم ولی شنیدم بعضی از ناشران می‌گیرند، مثلا ناشران دولتی خیلی خوب کاغذ می‌گیرند. معنی این چیست؟ وقتی ناشر دولتی کاغذ می‌گیرد، یعنی از این جیب به آن جیب است؟! دولت از خودش حمایت می‌کند؟! این کار معنی ندارد. این کار وقتی معنی دارد که مثلا  وزارت ارشاد بابت سهمیه کاغذ از ناشران خصوصی حمایت کند. می‌گویند هرچند وقت یک‌بار یک انبار کاغذ می‌گیرند و عرضه می‌کنند که این‌ها نتیجه نبود نظارت جدی و حساب‌وکتاب بر کسانی است که به آن‌ها ارز داده می‌شود».
این ناشر خصوصی از یک ویژگی مثبت این روزهای وضعیت نشر هم یاد می‌کند: «به‌جز فضای کاغذ، اتفاق خوبی که وزارت فرهنگ از دولت سیزدهم در حوزه اعمال تخفیف برای مخاطب نهایی پایه‌گذاری کرده و باید ادامه داشته باشد، برگزاری فصلانه‌های کتاب است. تداوم این طرح مخاطب نهایی کتاب را برای خرید کتاب ترغیب می‌کند اما در بحث قیمت کتاب، الان قیمت پشت جلد کتاب گران است. ما گاهی تردید می‌کنیم که با این قیمت جدید کتاب‌ها را چاپ کنیم یا نه. درحال‌حاضر چند عنوان کتاب برای تجدیدچاپ داریم ولی نگه داشته‌ایم چون نمی‌دانیم کتاب 70هزارتومانی را یک مخاطب نوجوان می‌تواند بخرد یا نه؟ الان شرایط سختی برای عرضه و خرید است. ما امیدواریم که مدل‌های مختلف حمایت شکل بگیرند. واقعا باید حوزه نشر ضابطه‌مند شود. وظیفه حاکمیت ایجاد برقراری ضابطه و اصول و نظام حاکم بر آن حوزه است. ما نمی‌گوییم کل تصدی‌گری حوزه کتاب را وزارت ارشاد انجام بدهد. این باید تبدیل به بخش خصوصی بشود. مثل حوزه صنعت و فناوری یا حوزه‌های دیگر».
او اضافه می‌کند: «الان ناشران دولتی شروع می‌کنند به دادن تخفیف‌های مستقیم. این تخفیف‌های مستقیم به اقتصاد کتابفروشی آسیب می‌زند. امروز ما هایپرهای دیجیتال بزرگ داریم مثل دیجی‌کالا و امثال آن‌که کتاب را با تخفیف‌های 30 تا 40درصد عرضه می‌کنند. خب این سیستم، اقتصاد کتابفروشی را به هم می‌زند. البته اشکالی ندارد. ما می‌گوییم فضای جدیدی است که باید متناسب باشد با تحولات جدید حوزه فناوری اما باید رسما اعلام بشود و برای آن سیاستگذاری و برنامه‌ریزی صورت بگیرد. وزارت ارشاد باید دخالت کند ولی اینجا جایی است که هرکسی می‌خواهد براساس نفع شخصی خودش عمل بکند! من به‌عنوان یک ناشر نقدینگی برایم مهم است؛ بنابراین تخفیف می‌گذارم و آن درصدی را که می‌خواهم به توزیع بدهم، نمی‌دهم و با خودم با درصد کمتری تخفیف می‌گذارم برای مشتری که مستقیم از خودم خرید کند. این‌گونه هم مشتری راضی است و هم نقدینگی من تامین شده ولی حواسم نیست که با این مدل کار دارم اقتصاد کتابفروشی را به هم می‌زنم. نتیجه به هم‌خوردن این چرخه آن می‌شود که ناشران دولتی که برای‌شان سود و زیان چندان تفاوتی ندارد، پس از یک مدت فربه‌تر می‌شوند و درنهایت آن‌ها می‌توانند در بازار نشر بمانند. ناشران خصوصی یکی پس از دیگری تعطیل می‌شوند؛ اول ناشران کوچک شهرستانی و به‌تدریج کار به ناشران بزرگ تهران هم می‌رسد».

به‌جز فضای کاغذ، اتفاق خوبی که وزارت فرهنگ از دولت سیزدهم در حوزه اعمال تخفیف برای مخاطب نهایی پایه‌گذاری کرده و باید ادامه داشته باشد، برگزاری فصلانه‌های کتاب است

 اگر به‌صورت کلان به وضعیت نشر نگاه کنیم، خیلی وضعیت قابل‌دفاعی نیست؛ هم در حوزه محتوا و هم در حوزه مخاطبی که قرار است کتاب‌ها
 را تهیه کند و بخواند

 ما یارانه و حمایت نمی‌خواهیم. اجازه بدهند کاغذ را به‌طور آزاد بیاوریم. جلوی آن را نگیرند؛ البته کاغذ یارانه‌ای هم داده‌اند و گرفته شده اما به‌قدری میزانش نابسامان است که کسی نمی‌تواند روی آن حساب باز کند

captcha
شماره‌های پیشین