sobhe-no.ir
1259
دوشنبه، ۲۹ شهریور ۱۴۰۰
3
خنجری که آمریکا با کمک انگلیسی‌ها از پشت به اروپا زد

اتحاد آتلانتیک؛ رو به زوال

روح‌الله فرقانی / آمریکا با کمک انگلیس قرارداد ساخت شماری زیردریایی ازسوی فرانسه برای استرالیا به ارزش 56میلیارد دلار را قاپید و خشم اروپایی و به‌طور خاص فرانسوی‌ها را برانگیخت. فرانسه فسخ یکجانبه این قرارداد را که «قرارداد قرن» برای صنعت این کشور نامیده می‌شد و ارزش آن بالغ بر ۵۶میلیارد یورو بود، به‌منزله «خنجر از پشت» به دست یکی از کشورهای متحد خود قلمداد کرده و به همین دلیل برای نخستین‌بار سفرایش را از واشنگتن و کانبرا فراخوانده است. «اسکات موریسون»، نخست‌وزیر استرالیا در توجیه تصمیم دولتش برای فسخ قرارداد با فرانسه گفت: «نظر ما عوض نشده، بلکه نیازمان تغییر کرده است».به‌راستی چرا فرانسه اینقدر رابطه‌اش با کاخ سفید به هم خورد و احساس ضرر می‌کند؟ چرا آمریکا برای هسته‌ای کردن زیردریایی استرالیا واکنشی نشان نمی‌دهد اما در مقابل موضوع هسته‌ای ایران رفتاری دوگانه دارد و تحریم اعمال می‌کند؟

صبح نو

خنجری که آمریکا با کمک انگلیسی‌ها از پشت به اروپا زد

اتحاد آتلانتیک؛ رو به زوال

روح‌الله فرقانی / آمریکا با کمک انگلیس قرارداد ساخت شماری زیردریایی ازسوی فرانسه برای استرالیا به ارزش 56میلیارد دلار را قاپید و خشم اروپایی و به‌طور خاص فرانسوی‌ها را برانگیخت. فرانسه فسخ یکجانبه این قرارداد را که «قرارداد قرن» برای صنعت این کشور نامیده می‌شد و ارزش آن بالغ بر ۵۶میلیارد یورو بود، به‌منزله «خنجر از پشت» به دست یکی از کشورهای متحد خود قلمداد کرده و به همین دلیل برای نخستین‌بار سفرایش را از واشنگتن و کانبرا فراخوانده است. «اسکات موریسون»، نخست‌وزیر استرالیا در توجیه تصمیم دولتش برای فسخ قرارداد با فرانسه گفت: «نظر ما عوض نشده، بلکه نیازمان تغییر کرده است».به‌راستی چرا فرانسه اینقدر رابطه‌اش با کاخ سفید به هم خورد و احساس ضرر می‌کند؟ چرا آمریکا برای هسته‌ای کردن زیردریایی استرالیا واکنشی نشان نمی‌دهد اما در مقابل موضوع هسته‌ای ایران رفتاری دوگانه دارد و تحریم اعمال می‌کند؟

مکی: احساس اروپایی‌ها این است که تنها ماندند و آمریکا قابل‌اعتماد نیست
 «مرتضی مکی»، کارشناس امور فرانسه در گفت‌وگو با خبرنگار روزنامه «صبح‌نو» با اشاره به تنش میان فرانسه و آمریکا و نگاه متفاوت غرب نسبت‌به ایران، عنوان کرد: تنشی که میان فرانسه و آمریکا در خصوص پیمان «اوکوس» صورت گرفته از چند جهت قابل ارزیابی است، بخش اول بیشتر ناشی از لغو قرارداد ساخت زیردریایی‌های دیزلی بوده که میان فرانسه و استرالیا امضا شد و استرالیا آن را لغو و به‌منظور دستیابی به سوخت هسته‌ای با آمریکا منعقد شد. این اقدام کاخ سفید، ضرر و زیان جدی را به پاریس وارد کرد.
 
بی‌اعتنایی کاخ سفید به اروپا
 وی با اشاره به ضرری که متوجه اروپایی‌ها ازاین‌گونه بی‌اعتنایی آمریکا شده است، افزود: اما بخش دیگری از این تنش برمی‌گردد به اقدامات بدون هماهنگی که درباره مسائل امنیتی با دیگر کشورها دارند. اروپایی‌ها انتظار دارند که به‌عنوان شریک اقتصادی، در کنار آمریکا دیده شوند اما کاخ سفید با این اقدام اخیرش ثابت کرد که اطمینانی میان هم‌پیمانان غربی وجود ندارد و آمریکا تنها چین را به‌عنوان تهدید جدی برای خودش حساب می‌کند؛ البته این برخلاف دیدگاه اروپایی‌هاست چراکه چین را جز اتحادیه اروپا برمی‌شمارند که پکن به‌عنوان بازار کالاهای اروپایی است. آن‌ها پیوندهای عمیق تجاری اقتصادی دارند که اختلاف میان آن‌ها می‌تواند طرفین را متضرر کند.
 
تنهایی اروپا
 این کارشناس مسائل فرانسه با بیان اینکه اکنون احساس می‌شود که اروپایی‌ها تنها ماندند، تصریح کرد: اروپایی‌ها چون تنها ماندند، اظهار ناخرسندی کردند. اروپایی‌ها دیگر آمریکا را به‌شکل سابق نگاه نمی‌کنند به‌خصوص از زمان خروج بی‌مهابا که از افغانستان انجام داد. اقدامی شوک‌برانگیز برای اروپا بود و کاخ سفید به آن‌ها نشان داد که اروپایی‌ها نمی‌توانند به آمریکا اطمینانی همچون سابق داشته باشند.وی ادامه داد: این‌گونه بی‌اعتمادی‌ها در دوران دونالد ترامپ دیده می‌شد اما اروپایی‌ها اکنون این انتظار را دارند که در زمان جو بایدن، این شکاف ترمیم شود. اما با اقدامی که کاخ سفید در قرارداد با استرالیا از خود نشان داد به این معناست که روند ساختاری آمریکا نمی‌خواهد در ریل سابق خود برگردد و روش جدیدی در راهبردهای خود در پیش گرفته است.
 
 
رویارویی غرب در اقیانوس اطلس
 مکی یادآور شد: این تنش‌ها که بین اروپا و آمریکا صورت گرفته، نباید تصویر این باشد که تحول جدی میان آن‌ها دیده شود. آن‌ها در یک منظومه فکری هستند و تاریخ چند صدساله آن‌ها با یکدیگر پیوند خورده است. شاید شکافی بین راهبردهای آن‌ها باشد اما نمی‌توان شاهد بود که دو متحد اقیانوس اطلس رودرروی هم قرار گیرند. آن‌ها اهداف مشترک خود  را تامین می‌کنند. در این میان شکاف‌ها و اختلاف‌های بین‌المللی هم هست که درخصوص پیمان‌ها با یکدیگر دارند. وی در پاسخ به این سوال که آیا اعتمادی به انعقاد قراردادهای بین‌المللی با وجود آمریکا وجود دارد یا خیر، عنوان کرد: اما این اختلاف‌ها در عرصه جهانی به این منظور نیست که اف‌ای‌تی‌اف، یا ان‌پی‌تی را که پنج عضو شورای امنیت سازمان ملل عضو آن هستند و سازوکار بین‌المللی با یکدیگر دارند با این‌گونه اختلاف‌ها مقایسه کنیم. نباید فراموش کرد که قراردادهایی مثل اف‌ای‌تی‌اف ازجمله قراردادهایی است که هر کشوری نمی‌تواند به آن بی‌توجه باشد. یک نوع الزام و ضرورت با عرصه جهانی است و بدون این توافق نمی‌توانی با جهان اطراف ارتباط گرفت.
 
 
برخوردهای دوگانه در قراردادهای بین‌المللی
 وی ادامه داد: قطعا یکی از انتقادات که میان فرانسه و آمریکا دیده می‌شود، توافق‌نامه بریتانیا، استرالیا و آمریکا با یکدیگر است. برخوردهای دوگانه با پیمان‌های بین‌المللی که اکنون بین غربی‌ها شکل گرفته و به‌نوعی زبان قدرت است. تا زمانی که نتوانی با زبان قدرت با جهان صحبت کنید، نمی‌توانید صحبت یا اقتداری داشت.چین در زمان کمونیست کمتر از 50توافق‌نامه داشت اما الان بیش از 200توافق‌نامه بین‌المللی دارد. پکن با اهداف وضع موجود دنبال اهدافش بود و در مقابل جهان جبهه نگرفت و به سازمان‌های بزرگ جهانی پیوست و با ظرفیت‌های بالا به دومین قدرت اقتصادی رسیده است و از نظر توسعه انسانی هم به پوشش موفقی دست می‌یابد. بدون همکاری‌های بین‌المللی مثل اف‌ای‌تی‌اف یا ان‌پی‌تی، نمی‌توان به ظرفیت بین‌المللی که به هم چسبیده است، دست یافت. تا یک اقتصاد سالم نداشته باشید نمی‌توان به یک اقتدار اقتصادی یا نظامی و... دست یافت.این استاد دانشگاه، تصریح کرد: ما برجام را امضا کردیم و عضو ان‌پی‌تی شدیم که نشان دهیم دنبال سلاح صلح‌آمیز هسته‌ای هستیم و در برابر ایران‌هراسی که آمریکا به راه انداخته است راستی‌آزمایی کردیم. چرا از آن خارج شویم درحالی‌که همه کشورها عضو آن هستند. شاید برخی کشورها دارای سلاح هسته‌ای هستند اما برخی هستند مانند شیلی و... که از این ظرفیت ان‌پی‌تی از سلاح هسته‌ای استفاده می‌کنند و ما هم این توان و پتانسیل را داریم که با بودن در این‌گونه توافقات بین‌المللی مسیر توسعه و اقتدار خودمان را نشان دهیم.
 
 ناقوس مرگ اتحاد اروپا و آمریکا
 بنابراین گزارش؛ در چند روز اخیر انعقاد پیمان «AUKUS» میان آمریکا، انگلستان و استرالیا ناقوس مرگ اتحاد اروپا و آمریکا را به صدا درآورده و به نظر می‌رسد حوزه آتلانتیک دچار انشقاقی بزرگ شده است. اتحاد کشورهای حوزه دوسوی آتلانتیک واژه‌ای است که برای چندین دهه بزرگ‌ترین همکاری و یکصدایی میان کشورهای دارای نظام لیبرال با حاکمیت نظام سرمایه‌داری بود. طی ‌سال‌های بعد از پایان جنگ جهانی دوم، کشورهای اروپایی که درنتیجه جنگ درونی در ابعاد مختلف اقتصادی، اجتماعی و نظامی دچار فروپاشی شده بودند با پذیرش قیمومیت غیررسمی آمریکا، در سال‌های بعد از آغاز جنگ سرد (بعد از 1945) اتحاد حوزه آتلانتیک را به رهبری واشنگتن تشکیل دادند. در این دوران، پیمان امنیتی -نظامی آتلانتیک شمالی (ناتو) به مهم‌ترین نماد اتحاد اروپا و آمریکا تبدیل شدند و اصطلاحا عنوان «آتلانتیک‌گرایی» بر آن اطلاق شد. این اتحاد در سال‌های اوج جنگ سرد به بالاترین سطح ممکن افزایش پیدا کرد و به‌نوعی آمریکا ضامن امنیت اروپا شد اما در سال‌های بعد از جنگ سرد با تغییر معادلات قدرت و فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی و بلوک سوسیالیستی، به‌تدریج حلقه‌های اتحاد در حوزه انگلوساکسون‌ها یا همان آتلانتیک‌گرایان، رو به افول نهاد و در یک دهه گذشته از پایان اتحاد اروپا و آمریکا سخن به میان می‌آید. در میانه چنین وضعیتی، در چند روز اخیر انعقاد پیمان «AUKUS» میان آمریکا، انگلستان و استرالیا ناقوس مرگ اتحاد اروپا و آمریکا را به صدا درآورده و به نظر می‌رسد حوزه آتلانتیک دچار انشقاقی بزرگ شده است.
 
پایان اتحاد سنتی پاریس - واشنگتن
 بدون تردید، در شرایط کنونی پیمان اوکوس تیر نهایی را به اتحاد فراگیر در حوزه آتلانتیک وارد کرده و به نظر می‌رسد به پایان‌بخش اعتماد اروپا به آمریکا تبدیل شده است. پیمان اوکوس، به قرارداد دفاعی مابین کشورهای ایالات‌متحده، انگلیس و استرالیا اطلاق می‌شود که هدف آن «توسعه صلح و ثبات در حوزه اقیانوس‌های هند-آرام» عنوان شده است. براساس این پیمان‌نامه که در 15سپتامبر 2021 (24 شهریور 1400) تعدادی زیردریایی برخوردار از موتور اتمی (و نه تسلیحات اتمی) ساخت ایالات‌متحده که فناوری آن‌ها پیش‌تر در انحصار آمریکا و بریتانیا بود، به استرالیا واگذار خواهد شد.
 
اروپا در اندیشه استقلال؛ دیر اما با جدیت
 فراخواندن سفرا ازسوی پاریس در آمریکا و استرالیا را نباید تنها پایان اتحاد یا اختلاف‌نظر میان دو عضو شورای امنیت یا اختلاف میان دو متحد سابق ارزیابی کرد، بلکه این اقدام فرانسه، نمود علنی شدن تصمیم جدید اروپا برای استقلال و گذار از اعتماد به واشنگتن است؛ البته در این بین می‌بایست مساله تلاش اروپا برای استقلال از آمریکا را در درون مجموعه‌ای از رخدادها طی چند سال گذشته ارزیابی کرد. شکاف در حوزه آتلانتیک‌گرایی از دوران ریاست‌جمهوری جورج بوش پسر در جریان حمله به عراق آغاز شد که میان فرانسه و آلمان، برخلاف انگلستان، حاضر به همراهی با آمریکا نشدند اما این روند در دوران باراک اوباما با دکترین اجماع‌گرایی او در سیاست خارجی تا حدودی تلطیف شد. با وجود این، بعد از به قدرت رسیدن دونالد ترامپ در سال2017 شکاف‌های میان اروپا و آمریکا بیش از هر زمان دیگری عیان شد. در دوران ترامپ بود شکاف در میان اعضای ناتو همچون زخم‌هایی که سر باز کرده باشند، برای جامعه جهانی نمایان شد. اروپایی‌های عضو ناتو به این باور رسیدند که دیگر نمی‌توان همانند دوران جنگ سرد آمریکا را چتر و سپر حمایتی اروپا دانست. لذا اروپایی‌ها برای آینده خود می‌بایست چاره‌ای جدید بیندیشند؛ در همین دوران بود که سران کشورهای فرانسه و آلمان در سال2019 از ضرورت ایجاد «شورای امنیت اروپایی» سخن به میان آوردند اما در این میان نکته مهم این بود که موضوع تشکیل ارتش اروپایی خارج از ناتو، طرحی یک‌شبه نبود که تنها بعد از روی کار آمدن دونالد ترامپ مطرح شده باشد، بلکه در تمامی سال‌های بعد از جنگ سرد به‌تدریج، اروپایی‌ها در مسیر فاصله گرفتن از آمریکا بوده‌اند و به‌وضوح بر تفکیک بحران‌های امنیتی برای خود پی‌ برده بودند.
در ادامه این روند شاهد بودیم که امانوئل مکرون، رییس‌جمهور فرانسه در چندین نوبت تاکید کرد: «اروپا باید از امنیت خود دفاع کند.» درواقع، از نگاه مکرون اروپا باید در آینده نزدیک به خودمختاری استراتژیک دست پیدا کند. همانطور که این موضوع ازسوی آنگلا مرکل، صدراعظم آلمان نیز طی سال‌های گذشته بارها در بعد امنیتی و اقتصادی مورد تاکید قرار گرفته بود. در سال2020 نیز امانوئل ماکرون و آنگلا مرکل، رهبران فرانسه و آلمان به‌عنوان دو قدرت اقتصادی و نظامی اتحادیه اروپا که رهبری این اتحادیه را عملا در دست دارند پیشنهاد تشکیل «نیروی دفاع مشترک اروپایی» را مطرح کردند. در چند وقت اخیر نیز آرمین لاشت، بخت اصلی جانشینی آنگلا مرکل در انتخابات سراسری ماه جاری میلادی در طول یک مناظره تلویزیونی گفت: «ما باید اروپا را تقویت کنیم تا هرگز دگربار آن را به آمریکایی‌ها واگذار نکنیم.» درمجموع اکنون به نظر می‌رسد کشورهای اروپایی که کورسوی امیدی به احیای آتلانتیک‌گرایی در دوران بایدن داشتند، پس از پیمان اوکوس به این باور رسیده‌اند که دیگر زمان «چرخش استراتژیک» برای آن‌ها فرارسیده و وابسته کردن امنیت خود به واشنگتن، خطایی استراتژیک خواهد بود.

 مرتضی مکی: اروپایی‌ها چون تنها ماندند، اظهار ناخرسندی کردند. اروپایی‌ها دیگر آمریکا را به‌شکل سابق نگاه نمی‌کنند به‌خصوص از زمان خروج بی‌مهابا که از افغانستان انجام داد. اقدامی شوک‌برانگیز برای اروپا بود و کاخ سفید به آن‌ها نشان داد که اروپایی‌ها نمی‌توانند به آمریکا اطمینانی همچون سابق داشته باشند
 

captcha
شماره‌های پیشین