sobhe-no.ir
1258
یکشنبه، ۲۸ شهریور ۱۴۰۰
12
چگونه اسپیلبرگ و هنکس سیاست‌های آمریکا را ترویج می‌کنند؟

سربازان فرهنگی هالیوود

سینما به‌عنوان هنری برتر و بستری که به جرات، پرمخاطب‌ترین رسانه به حساب می‌آید، همواره در کشورهای مختلف در کنار سرگرمی، ابزاری برای تصویر کردن حوادث و اتفاقات مهم بوده است؛ اتفاقات و حوادثی تلخ و شیرین که برای تاریخ یک سرزمین مهم است اما جایگاه این حوادث در سینمای ایران کجاست؟ کشور ما به‌واسطه تاریخ پرفرازونشیبی که داشته با حوادث متعدد تلخ و شیرینی روبه‌رو شده است. بارها ازسوی بیگانگان به مردم این سرزمین ظلم شده و به واسطه آن، هزاران زن، کودک و مرد ایرانی جان‌شان را از دست داده‌اند. بارها این سرزمین مورد هجوم واقع شده است اما در سوی مقابل صدها اتفاق مبارک و افتخارآمیز هم ازسوی ایرانیان رقم خورده است. از دفاع برای حفظ آب و خاک تا پیشرفت‌های علمی و صدها مورد دیگر. این یک امر تلخ و بدیهی است که سهم این حوادث در سینمای ایران بسیار ناچیز است؛ البته این وضعیت نامطلوب مولود یک چرخه است. چرخه‌ای که سینماگر، مدیر و... در آن سهیم هستند.

موسیقیدان مشهور کشورمان در رثای استاد«شهریار» نوشت

صدای موسیقی از شعر شهریار شنیده می‌شود

صبح نو

موسیقیدان مشهور کشورمان در رثای استاد«شهریار» نوشت

صدای موسیقی از شعر شهریار شنیده می‌شود

  فرهاد فخرالدینی، آهنگساز و رهبر ارکستر شناخته‌شده کشورمان چندی پیش به مناسبت گرامیداشت یاد و نام مرحوم سیدمحمد حسین شهریار دل‌نوشته‌ای را در قالب یک اثر تصویری پیش روی مخاطبان قرار داده بود که در آن به بررسی ابعاد و زوایای مختلف دیدگاه‌های این شاعر بزرگ ادبیات پارسی به موسیقی ایرانی پرداخته است. به گزارش مهر، فخرالدینی در بخش‌هایی از این یادبود 
تصویری که در فضای مجازی با عنوان «شب‌های شهریار و شهریاران ادب» پیش روی مخاطبان قرار گرفته بود، نوشته است:
 استاد محمدحسین شهریار علاقه بسیار فراوانی به موسیقی داشت و خود نیز با موسیقی ایرانی آشنا بود؛ اولین معلم شهریار در شعر و موسیقی بنا به گفته خودش مادرش بوده، او در شعر زیبای «ای وای مادرم» چنین می‌گوید: «او با ترانه‌های محلی که می‌سرود با قصه‌های دلکش و زیبا که یاد داشت، از عهد گاهواره که بندش کشید و بست، اعصاب من را به ساز و نوا کوک کرده بود. او شعر و نغمه در جان و دلم به خنده کاشت.»
شهریار دانستن موسیقی را برای شاعر، شرط اول می‌داند، خود در مقدمه کلیات دیوانش در جلد دوم چنین می‌نویسد: «از این جهت است که شعرای اولیه در همه اقوام و ملل دنیا موسیقیدان‌ها بوده‌اند، در ایران ما هم شعرای اولیه چون رودکی و دیگران چنگ می‌نواختند و از ترانه وارد جهان شعر و شاعری شدند.»
شهریار با بیشتر هنرمندان و موسیقیدانان زمان خود مثل اقبال سلطان، صبا، احمد عبادی، حسین تهرانی و دوستان دیگر معاشر و با صبا بیش از دیگران مانوس بود. شهریار در آن محافلی که هنرمندان جمع‌اند ولی وقتی صبا در آن مجلس نیست، جای او را خالی می‌بیند و با یاد او می‌سراید: «شهریارا نه تو این بس همه با یاد صبا / هر که دل داشت در این شهر صبایی دارد»
مرگ صبا اثری جانگداز در روحیه لطیف حساس و شاعر نازک‌طبع به‌جا می‌گذارد و می‌پندارد که دنیا به سر آمده است. او در قصیده‌ای که برای دوست خود سروده، چنین می‌گوید: «عمر دنیا به سرآمد که صبا می‌میرد / ور نه آتشکده عشق کجا می‌میرد / صبر کردم به همه داغ عزیزان یا رب / این صبوری نتوانم که صبا می‌میرد»
شهریار بعضی اوقات با تکرار و تاکید بعضی از حروف، موسیقی مناسبی به شعر خود می‌دهد، مثلا در غزل «پروانه در آتش» از تکرار «شین» سوزش گرمای وجودش را در موسیقی شعر تجسم می‌بخشد: «پروانه وش از شوق تو در آتشم امشب / می‌سوزم و بااین‌همه سوزش خوشم امشب»؛ جالب است که یادآوری کنم در موسیقی ساز سنج، صدای «ش» می‌دهد و در جاهایی که احتیاج به این داریم که سوزش گرما و تابش خورشید را نشان دهیم از این صدا استفاده می‌کنیم.
شهریار در برخی موارد که از موسیقی صحبت می‌کند به‌قدری به موسیقی نزدیک می‌شود که می‌توان صدای موسیقی را از شعر او شنید. شهریار با موسیقی به وجد می‌آید و این وجد را در شعر او می‌بینیم. موسیقی شعر شهریار در اثر جاودانه‌اش «حیدربابا» چنان است که گویی موسیقی نیز برای کوه‌ها و رودها و دشت‌های حاصلخیز آذربایجان ساخته شده و درعین‌حال این موسیقی بیانگر زندگی روستایی این خطه با آداب و سنن خاص خود است.
 صدای موسیقی یا لحن شعر این منظومه بی‌اختیار هر آذربایجانی را به یاد طبیعت زیبای آذربایجان می‌اندازد و امروز عاشیق‌های آذربایجان اشعار ترکی او را با نوای ساز خود توأم و موسیقی محلی آذربایجان در دل‌های مردم جاری می‌سازند. شعرهای شهریار از دیدگاه خوانندگان و آهنگسازان نیز همواره موردتوجه بوده و الهام‌بخش موسیقی‌های زیبا در آثار آن‌ها شده مثل قطعه زیبای «حالا چرا» اثر زنده‌یاد روح‌الله خالقی با صدای زنده‌یاد بنان روی غزلی از او.
پدر من، محمدعلی فخرالدینی متخلص به محزون از دوستان شهریار و از شاعران آذربایجان بود. شهریار در سوگ پدر من قطعه دارد که آن را به زبان ترکی نوشته است.

captcha
شماره‌های پیشین