sobhe-no.ir
1248
یکشنبه، ۱۴ شهریور ۱۴۰۰
11
گفت‌وگوی «صبح‌نو» با نویسنده و کارگردان فیلم سینمایی «بوتاکس»

در سینما قرار نیست واقعیت را بسازیم

سمانه استاد / «کاوه مظاهری» را می‌توان از موفق‌ترین فیلمسازهای ایرانی در حیطه فیلم کوتاه دانست. فیلم «روتوش» ساخته وی که سیمرغ بلورین بهترین فیلم کوتاه جشنواره فجر را هم در کارنامه دارد، در عرصه بین‌المللی جوایز بسیاری را کسب کرده و می‌توان آن را موفق‌ترین فیلم کوتاه ایرانی دانست. «روتوش» در عرض سه ماه، به‌دلیل کسب جایزه از سه جشنواره موردتایید آکادمی اسکار، سه‌بار متوالی برای شرکت در رقابت جایزه آکادمی اسکار ۲۰۱۸ معرفی شد که در نوع خودش یک رکورد در تاریخ سینمای ایران است. مظاهری در سال2020 اولین فیلم بلند خود به نام «بوتاکس» را نیز ساخته که این روزها در سینمای هنر و تجربه در حال اکران است. این فیلم جوایزی ازجمله بهترین فیلم اول جشنواره جهانی فیلم فجر و بهترین فیلم جشنواره «تورین» ایتالیا را در کارنامه دارد. «بوتاکس» روایتی است از دو خواهر به نام‌های اکرم و آذر که به دروغ به دیگران گفته‌اند برادرشان قاچاقی به آلمان رفته، در این میان اکرم این روایت را باور می‌کند و منتظر برگشت برادر می‌ماند. به مناسبت اکران این فیلم در گروه هنر و تجربه با «کاوه مظاهری» گفت‌وگو کرده‌ایم و او از ایده ساخت فیلم «بوتاکس»، نوشتن فیلمنامه و شباهت و تفاوت‌هایش با «روتوش» به «صبح‌نو» چنین می‌گوید:

صبح نو

گفت‌وگوی «صبح‌نو» با نویسنده و کارگردان فیلم سینمایی «بوتاکس»

در سینما قرار نیست واقعیت را بسازیم

سمانه استاد / «کاوه مظاهری» را می‌توان از موفق‌ترین فیلمسازهای ایرانی در حیطه فیلم کوتاه دانست. فیلم «روتوش» ساخته وی که سیمرغ بلورین بهترین فیلم کوتاه جشنواره فجر را هم در کارنامه دارد، در عرصه بین‌المللی جوایز بسیاری را کسب کرده و می‌توان آن را موفق‌ترین فیلم کوتاه ایرانی دانست. «روتوش» در عرض سه ماه، به‌دلیل کسب جایزه از سه جشنواره موردتایید آکادمی اسکار، سه‌بار متوالی برای شرکت در رقابت جایزه آکادمی اسکار ۲۰۱۸ معرفی شد که در نوع خودش یک رکورد در تاریخ سینمای ایران است. مظاهری در سال2020 اولین فیلم بلند خود به نام «بوتاکس» را نیز ساخته که این روزها در سینمای هنر و تجربه در حال اکران است. این فیلم جوایزی ازجمله بهترین فیلم اول جشنواره جهانی فیلم فجر و بهترین فیلم جشنواره «تورین» ایتالیا را در کارنامه دارد. «بوتاکس» روایتی است از دو خواهر به نام‌های اکرم و آذر که به دروغ به دیگران گفته‌اند برادرشان قاچاقی به آلمان رفته، در این میان اکرم این روایت را باور می‌کند و منتظر برگشت برادر می‌ماند. به مناسبت اکران این فیلم در گروه هنر و تجربه با «کاوه مظاهری» گفت‌وگو کرده‌ایم و او از ایده ساخت فیلم «بوتاکس»، نوشتن فیلمنامه و شباهت و تفاوت‌هایش با «روتوش» به «صبح‌نو» چنین می‌گوید:

ایده فیلم «بوتاکس» چطور شکل گرفت؟
«بوتاکس» یک فیلم کاراکترمحور است و یک شخصیت اصلی دارد. من این کاراکتر را با الهام از آدمی نوشتم که سال‌ها با او زندگی کرده بودم و می‌شناختمش. در سوی دیگر یک موقعیت داستانی در ذهنم بود و با خودم تصور می‌کردم اگر این کاراکتر در چنین موقعیتی قرار بگیرد چه رفتاری از خود نشان خواهد داد و ادامه داستان اتفاقاتی بود که در جواب به این تخیل شکل گرفت. در کنار این‌ها از تصویرهای پراکنده‌ای که در ذهنم داشتم نیز استفاده کردم ؛مانند دریاچه نمک یا قارچ‌هایی که در همه‌جا رشد می‌کنند. همه این عناصر در کنار هم و در طول زمان به فیلمنامه «بوتاکس» تبدیل شد.
 
شما از همکاری خانم «سپینود ناجیان» نیز برای نوشتن فیلمنامه استفاده کردید. کمی از این همکاری بگویید و اینکه نوشتن این فیلمنامه چقدر زمان برد تا به آن چیزی رسید که روی پرده سینما می‌بینیم؟
ایده‌ها، تصاویر و داستان‌های من درباره این فیلم به یادداشتی 18صفحه‌ای تبدیل شد که نوشتنش یک‌سال‌ونیم زمان برد. پس از آن، یادداشت‌ها را نزد سپینود ناجیان بردم و گفتم می‌خواهم آن‌ها را به یک فیلمنامه بلند تبدیل کنم. سپینود یک داستان‌نویس حرفه‌ای است.
 
پیش‌تر در مجله «همشهری داستان» نیز، داستان‌هایی از ایشان چاپ می‌شد!
آن زمان علاوه بر داستان‌نویس، ویراستار مجله نیز بود. او دوست قدیمی من است و امتیاز بزرگش هم‌جنس بودن او با شخصیت اصلی قصه است که می‌توانست تاثیر بیشتری بر کار بگذارد. این پروسه همکاری حدود هفت‌ماه طول کشید تا فیلمنامه نهایی آماده شد.
 
بین فیلم کوتاه و موفق «روتوش» و فیلم بلند «بوتاکس» شباهت‌های زیادی می‌توان یافت. هر دو کاراکتر اصلی این دو فیلم، زن هستند، هر دو در موقعیتی قرار می‌گیرند که با کمک نکردن به یکی از نزدیکان خود، باعث مرگ او می‌شوند و مفهوم شغل این زنان نیز به‌نوعی در زیرلایه کار قرار می‌گیرد. کمی از این شباهت‌ها برای مخاطبان «صبح‌نو» بگویید.
نقطه شروع شکل‌گیری دو فیلم بسیار با هم فرق دارد. این را که هر دو شخصیت اصلی زن هستند هم نمی‌توان شباهت به حساب آورد. به نظر من شباهت بیشتر در ساختار وجود دارد تا قصه. در شروع «روتوش» اتفاق مهمی می‌افتد که علت خاصی هم ندارد و بیشتر به تجربه زیسته مخاطب برمی‌گردد تا بخواهد چرایی چنین اتفاقی را درک کند و در ادامه او دامنه این اتفاق و تبعات آن را می‌بیند. در «روتوش»، کاراکتر اصلی مقصر اتفاق نیست اما در «بوتاکس» کاراکتر اصلی ماجرا را به وجود می‌آورد. در ساختار دو فیلم تبعات این اتفاق نشان داده می‌شود و اینکه باید ماجرا را به شکلی جمع‌وجور کرد. این شباهت‌هایی که بیان می‌کنید به نظر خیلی سطحی هستند. ما در این دو فیلم، دو جهان مختلف را می‌بینیم که بسیار با هم تفاوت دارند. قصد من این نبود که «بوتاکس» شبیه «روتوش» شود ولی برخی شباهت‌ها وجود دارد، چه‌بسا که از نظر شما در فیلم بعدی‌ام نیز این شباهت‌ها وجود خواهد داشت.


بگذارید در مورد این شباهت‌ها کمی واضح‌تر صحبت کنیم. در هر دو فیلم ما زنانی را می‌بینیم که نمی‌توانند مردی را که با او زندگی می‌کنند، تحمل کنند. پس وقتی اتفاقی برای مرد می‌افتد، تلاشی برای کمک به مرد نکرده و حتی روند مردن او را سرعت می‌بخشند.
می‌توان گفت در و تخته با هم جور می‌شود.

مخاطب نمی‌داند چنین زنانی را ضعیف بداند یا قوی! ضعیف از این لحاظ که نمی‌توانند از مردی که دوست ندارند با او زندگی کنند جدا شوند و مستقیم اقدام کنند، قوی از این منظر که بالاخره بر شک و تردید خود غلبه کرده و از کمک به مرد دریغ می‌کنند. اتفاقی که در «بوتاکس» رخ می‌دهد هم همین است؛ اتفاقی غیرعمدی ازسوی خواهر اول که با عمد خواهر دوم به مرگ برادر منتهی می‌شود. این‌طور می‌توان گفت که این کاراکترها هنوز جای کار دارند و مخاطب می‌تواند به شکل دیگری آن‌ها را در موقعیت‌های مختلف مشاهده کند.
چون فیلمنامه بعدی‌ام را نوشته‌ام، می‌دانم که این کاراکتر در فیلم بعدی‌ام حضور نخواهد داشت اما موضوعی که شما بیان می‌کنید می‌تواند چند دلیل داشته باشد؛ اول اینکه می‌توان «بوتاکس» را یک فیلم جنایی خانوادگی دانست. من از علاقه‌مندان ژانر فیلم‌های نوآر و تریلر هستم و همیشه تنش را دوست دارم. به نظرم در چنین داستان‌هایی کاراکتر زن موقعیت پیچیده‌تری دارد و من می‌توانم درباره او بیشتر تخیل کنم. قصدم این نیست که راجع به زن حکم صادر کنم اما به‌هرحال در بحث‌های جنایی، پیچیدگی‌های روانی زیادی وجود دارد و این موضوع برای من جذاب است؛ پیچیدگی‌هایی که گاهی جنبه جنایت و مکافات هم پیدا می‌کند. اتفاقی رخ می‌دهد و بعد تبعات آن اتفاق و قسمت‌های ذهنی ماجراست که شبیه رمان جنایت و مکافات می‌شود و این قسمت برایم جالب است. در این فیلم، چنین موقعیتی باعث شده تا شخصیت زن برای من جای تخیل بیشتری داشته باشد. مورد دوم را می‌توان واکنش این زنان به چنین موقعیت‌هایی دانست. کاراکترهای زن منفعل در سینمای ما بسیار زیاد است.
 
و در این سال‌های اخیر زیادتر هم شده است!
همین‌طور است. زنی منفعل که حوادث دنیا بر سرش می‌ریزد و او تنها نظاره می‌کند. چنین کاراکترهایی برای من جالب نیستند. این توجیه که قصد فیلمساز این است که فیلم را شبیه واقعیت بسازد نیز به نظر حرف درستی نمی‌رسد؛ زیرا اولا واقعیت یک امر ثابت نیست و به تعداد آدم‌ها واقعیت وجود دارد و دوم اینکه ما در سینما کار می‌کنیم و قرار نیست واقعیت را بسازیم. در سینما، فیلمساز باید تخیل کند و اتفاقی را بسازد که جالب‌تر، جذاب‌تر و سینمایی‌تر باشد. ما شخصیت خنثی در دنیای واقعی زیاد داریم، پس باید شخصیتی را بسازیم که کاری انجام دهد. در سال‌های اخیر کاراکترهای سینمایی زیادی را می‌بینیم که کاملا منفعل هستند و اگر دنیا آباد یا خراب شود، بازهم کاری انجام نمی‌دهند. من ادعای ساختن فیلم اجتماعی ندارم چون واقعا چنین نیتی نیز ندارم اما قسمت جذاب فیلمسازی برای من این است که کاراکتری را خلق کنم که کاری انجام دهد.

برخی تحقیقات نشان داده است که زن‌های مجرم، شاید ازلحاظ تعداد از مردهای مجرم کمتر باشند اما میزان خشونتی که در جنایات‌شان اعمال کرده‌اند، بیشتر از مردان است. آیا شما هم به این موضوع در هنگام نوشتن فیلمنامه توجه داشتید؟ زیرا شخصیت آذر با وجود اینکه بار اول است در چنین ماجرایی درگیر شده اما خیلی خونسرد، آرام و برنامه‌ریزی‌شده عمل می‌کند.
من هیچ‌وقت چنین حکمی را صادر نمی‌کنم که زن‌ها خشن‌تر هستند یا مردها اما با توجه به زمینه مستندسازی‌ای که دارم، برای کارهایم تحقیقات طولانی و چندجانبه انجام داده‌ام. یکی از موضوعاتی که در این تحقیقات به آن رسیدم این بود که در قتل‌های خانوادگی معمولا زنان نقشه‌های ازپیش‌طراحی‌شده‌ای دارند که بارها به آن فکر کرده‌اند ولی مردان معمولا بدون برنامه قبلی و در یک لحظه مرتکب قتل می‌شوند اما اینکه کدام خشن‌تر هستند نمی‌دانم و می‌توانم مثال‌هایی هم برای همراهی با این مقوله و هم برای نقض آن در هر دو جنس بزنم. در این زمینه مطالعات جامعه‌شناسی زیادی انجام شده است که البته قاعده کلی نیست.

شما از مفهوم شغل این دو زن هم در این دو فیلم به شکلی غیرمستقیم و در زیرلایه استفاده کرده‌اید. اینکه این زنان آنچه را انجام می‌دهند واقعا در زندگی نیز پیاده می‌کنند.
در مورد بوتاکس هم همین فکر را می‌کنید؟

بله، به نظر من همین‌طور است. در صحنه‌ای از فیلم، ما صدایی را در کلینیک زیبایی می‌شنویم که درمورد معنی بوتاکس حرف می‌زند؛ «بوتاکس یعنی جوان ماندن، جاودانگی» و در پایان به‌نوعی این جاودانگی برای هر سه شخصیت رخ می‌دهند و آن‌ها در عالمی دیگر گویا برای همیشه جاودانه شده‌اند.
برداشت شما تا حدی درست است. در «روتوش» این اتفاق خیلی مستقیم رخ می‌داد؛ زیرا فیلم کوتاه امکان کلی‌گویی به فیلمساز نمی‌دهد. در آن فیلم، زن قصه همان سانسوری که در محل کارش انجام می‌داد، در زندگی نیز پیاده می‌کند. اما در «بوتاکس» موضوع کمی پیچیده‌تر و فهمش برای مخاطب کمی سخت‌تر است و او نمی‌تواند به‌شکلی مستقیم قضیه را درک کند. در «بوتاکس» در صحنه کلینیک زیبایی توضیح داده می‌شود که بوتاکس یعنی جاودانگی، یعنی نگاه داشتن و شما با فلج کردن سه عضله می‌توانید زیبایی‌تان را به همان شکلی که می‌خواهید نگاه دارید. اما مخاطب می‌داند که بوتاکس دائمی و واقعی نیست؛ بلکه موقت و دروغ است، اصولا به زیبایی ربطی ندارد و تنها آدم را گول می‌زند. این همان اتفاقی است که در فیلم می‌افتد.
 
بازخوردها به این فیلم در جشنواره جهانی فیلم فجر چطور بود؟
در فجر بازخوردها خیلی خوب بود و فیلم جایزه هم گرفت. ما در این جشنواره دو اکران و یک سانس فوق‌العاده داشتیم که این سانس نیز پر شد. بازخوردها در فجر مثبت بود و من اصلا انتظار جایزه نداشتم.
 
«بوتاکس» در بخش رقابتی فجر شرکت 
کرده بود؟
خیر. چون فیلم پیشتر در چندین جشنواره شرکت کرده بود، در بخش جشنواره جشنواره‌ها قرار داشت. جشنواره جهانی فجر مانند دیگر جشنواره‌های بین‌المللی، یک هیات داوری دارد که تمام فیلم‌های اول همه بخش‌ها را موردبررسی قرار می‌دهد و به بهترین آن‌ها جایزه تعلق می‌گیرد. در جشنواره فجر امسال تعداد قابل‌توجهی فیلم اول حضور داشتند که بیشتر آن‌ها فیلم‌های خارجی بود. رقیب اصلی ما نیز در جشنواره یک فیلم از کشور اسپانیا بود.
 
بازخوردها و استقبال مخاطبان در اکران عموم این فیلم چطور بوده است؟
فیلم را در گروه هنر و تجربه اکران کردیم و ارزیابی من در کل مثبت است. مخاطبی که این فیلم را می‌بیند، مخاطب گروه هنر و تجربه است؛ یعنی کسی که دنبال فیلمی متفاوت از روند رایج سینما می‌گردد. به‌دلیل اکران این اثر در دوران کرونا مسلما تعداد مخاطبان کمتر شده اما به نظرم در کل مخاطب راضی از سالن خارج می‌شود.
 
شما سابقه‌ای طولانی در ساخت فیلم کوتاه دارید و این اولین تجربه شما در کارگردانی فیلم بلند است. کمی از تفاوت دنیای فیلم بلند و کوتاه برای مخاطبان بگویید.
فیلم بلند تجربه قابل‌مقایسه‌ای با فیلم کوتاه نیست. الان و این روزها تجربه ساختن فیلم بلند حتی مانند روزهای پیش از کرونا هم نیست و کاملا متفاوت است. زمانی که ما «بوتاکس» را فیلمبرداری می‌کردیم، کرونایی در کار نبود و اصلا نمی‌دانستیم چنین چیزی هم وجود دارد؛ به همین خاطر ما شرایط خیلی پیچیده‌ای را گذراندیم. با توجه به اینکه سال‌های زیادی کار کرده‌ام و بی‌تجربه نیستم معتقدم برخلاف حرف رایجی که می‌زنند، در سینمای بلند امکان آزمون و خطای بیشتری وجود دارد.
 
ما تا امروز معمولا عکس این حرف را می‌شنیدیم که دنیای فیلم کوتاه امکان آزمون و خطای بیشتری را فراهم می‌کند.
در فیلم کوتاه اگر پنج روز فیلمبرداری به 6روز برسد یعنی پروژه 20درصد خطا دارد ولی در فیلم بلند اگر 40روز فیلمبرداری بشود 41روز، عملا تاثیری ندارد. به‌این‌ترتیب در فیلم بلند می‌توان اگر سکانس‌ها مشکل دارند دوباره فیلمبرداری کرد اما در فیلم کوتاه چنین امکانی وجود ندارد؛ زیرا بودجه به‌شدت محدود است. در فیلم بلند ترتیبی وجود ندارد، ممکن است سکانس‌هایی را اضافه کنید اما تعداد روزهای فیلمبرداری تغییر نکند. در سوی دیگر هیچ‌گاه فیلم کوتاه به‌اندازه فیلم بلند درگیر بحث پخش و اکران نمی‌شود که مساله مهمی در فیلم بلند است.
 
آیا «بوتاکس» به‌اندازه فیلم‌های کوتاه‌تان در عرصه جهانی موفق بوده است؟
در ماه‌های آینده فیلم در چند جشنواره دیگر شرکت خواهد کرد و شرایط بهتر خواهد شد. نمی‌توانم آن را با فیلم کوتاه مقایسه کنم اما در قیاس با سینمای بلند ایران و فیلم‌هایی که در این مدت در جشنواره‌های مختلف شرکت کرده‌اند، «بوتاکس» دیده شده و ارزیابی‌مان مثبت است.
 
آینده فیلمسازی خودتان را چطور می‌بینید؟ آیا به ساختن فیلم بلند ادامه خواهید داد یا به دنیای فیلم کوتاه بازمی‌گردید؟ آیا باز هم در گروه هنر و تجربه حضور خواهید داشت یا قصد ورود به بدنه اصلی سینما را دارید؟
 
 کسی از آینده خبر ندارد اما الان که با شما صحبت می‌کنم، فیلمنامه بلند بعدی‌ام را نوشته‌ام و قصدم این است که در روند رایج سینمای ایران فیلم بسازم و اکران کنم.
 

captcha
شماره‌های پیشین