sobhe-no.ir
1219
یکشنبه، ۰۳ مرداد ۱۴۰۰
3
اختلافات درونی و فاصله با جامعه، آسیب‌شناسی گفتمان اصلاح‌طلبی را با موانع عدیده‌ای روبه‌رو کرده است

سردرگمی اصلاحات

مدتی است که اصلاح‌طلبان بحث آسیب‌شناسی از عملکرد خود طی سال‌های پس از سال92 را پیش کشیده‌اند. لزوم آسیب‌شناسی از آنجا برای اصلاح‌طلبان مهم شد که ایشان نتوانستند در انتخابات1400 نتیجه را بگیرند. با اینکه بازبینی در راهبردها و روش‌های اصلاح‌طلبی با موانع جدی مواجه است اما اخبار رسیده حکایت از آن دارد که اصلاح‌طلبان با تشکیل اتاق فکر، قصد آسیب‌شناسی از خود را دارند. سیدحسن رسولی، فعال اصلاح‌طلب چندی پیش در گفت‌وگو با خبرآنلاین از تشکیل اتاق فکر اصلاح‌طلبان برای آسیب‌شناسی خود خبر داد و تصریح کرد: «در مقاطع قبلی هم، بعد از هر پروژه انتخاباتی، اصلاح‌طلبان هم اقدام به آسیب‌شناسی می‌کردند و هم با طرح سوال چه باید کرد مبتنی بر این آسیب‌شناسی، نقشه راه را ترسیم می‌کردند، همین دو دستور در جلسات هفتگی جبهه اصلاحات مطرح است و فکر می‌کنم ظرف سه، چهار هفته آینده، بحث آسیب‌شناسی به پایان می‌رسد». رسولی افزود: «در اتاق فکر اصلاح‌طلبان در قالب اینکه چه باید کرد، مناسبات مختلف مورد بررسی و اصلاح قرار می‌گیرد از ارتباط با مردم، ارتباط با قدرت و حاکمیت، ارتباط با جریانات رقیب، ارتباط درون‌جریانی».

یادداشت

مشکلات خوزستان، کلکسیون نقض حقوق عامه

سیدمحمدمهدی غمامی

صبح نو

اختلافات درونی و فاصله با جامعه، آسیب‌شناسی گفتمان اصلاح‌طلبی را با موانع عدیده‌ای روبه‌رو کرده است

سردرگمی اصلاحات

مدتی است که اصلاح‌طلبان بحث آسیب‌شناسی از عملکرد خود طی سال‌های پس از سال92 را پیش کشیده‌اند. لزوم آسیب‌شناسی از آنجا برای اصلاح‌طلبان مهم شد که ایشان نتوانستند در انتخابات1400 نتیجه را بگیرند. با اینکه بازبینی در راهبردها و روش‌های اصلاح‌طلبی با موانع جدی مواجه است اما اخبار رسیده حکایت از آن دارد که اصلاح‌طلبان با تشکیل اتاق فکر، قصد آسیب‌شناسی از خود را دارند. سیدحسن رسولی، فعال اصلاح‌طلب چندی پیش در گفت‌وگو با خبرآنلاین از تشکیل اتاق فکر اصلاح‌طلبان برای آسیب‌شناسی خود خبر داد و تصریح کرد: «در مقاطع قبلی هم، بعد از هر پروژه انتخاباتی، اصلاح‌طلبان هم اقدام به آسیب‌شناسی می‌کردند و هم با طرح سوال چه باید کرد مبتنی بر این آسیب‌شناسی، نقشه راه را ترسیم می‌کردند، همین دو دستور در جلسات هفتگی جبهه اصلاحات مطرح است و فکر می‌کنم ظرف سه، چهار هفته آینده، بحث آسیب‌شناسی به پایان می‌رسد». رسولی افزود: «در اتاق فکر اصلاح‌طلبان در قالب اینکه چه باید کرد، مناسبات مختلف مورد بررسی و اصلاح قرار می‌گیرد از ارتباط با مردم، ارتباط با قدرت و حاکمیت، ارتباط با جریانات رقیب، ارتباط درون‌جریانی».

تشکیل اتاق فکر، پایان نهاد اجماع‌ساز
 اظهارنظر رسولی در نوع خود نشان می‌دهد که نهاد اجماع‌ساز اصلاحات -که نهاد اصلی تمشیت‌کننده امور انتخاباتی اصلاح‌طلبان در انتخابات 1400 بود- از پتانسیل و ظرفیت لازم برای نگاه داشتن فعالان اصلاح‌طلب زیر یک سقف برای امر آسیب‌شناسی برخوردار نیست و به‌زودی باید شاهد انحلال آن باشیم. نیروهای اصلاح‌طلب خودشان نیز بر این باورند که عمر نهاد اجماع‌ساز محدود به انتخابات ریاست‌جمهوری بود و پس از آن، حضورش دیگر توجیهی ندارد؛ برای نمونه، علی تاجرنیا، فعال اصلاح‌طلب چندی پیش در گفت‌وگو با «مهر»، با پایان‌یافته دانستن فعالیت نهاد اجماع‌ساز تاکید کرد: «نهاد اجماع‌ساز برای ماموریتی در انتخابات تشکیل شده‌ بود و عملا با 
پایان یافتن انتخابات، کارآیی آن تمام شده است و دیگر فعالیت نمی‌کند». همزمان سیدهادی خامنه‌ای، دبیرکل مجمع نیروهای خط امام(ره) در گفت‌وگوی دیگری با انتقاد از کارکرد انتخاباتی نهاد اجماع‌ساز اصلاحات تصریح کرد: «در همین انتخابات اخیر هم نهاد اجماع‌ساز نه‌تنها اجماعی نساخت که اختلاف‌ساز هم بود». اظهارات این‌چنینی در شرایطی است که برخی اعضای نهاد اجماع‌ساز مثل علیرضا علوی‌تبار، طی هفته‌های اخیر در نامه به بهزاد نبوی، استعفای خود از این نهاد را اعلام کرده‌اند. هرچند اصلاح‌طلبان بنابر آنچه رسولی گفته، با تشکیل اتاق فکر قصد آسیب‌شناسی از اقدامات این سال‌های خود دارند و می‌خواهند نسبت خود با مردم و با قدرت و حاکمیت را بازتعریف کنند، لیکن به نظر می‌رسد در راه رسیدن به این هدف موانع عدیده‌ای بر سر راه داشته باشند.
 
اختلاف میان عملگرایان و رادیکال‌ها
 یکی از موانع عمده بر سر آسیب‌شناسی اصلاح‌طلبان، اختلاف رویکردی عمیق میان دو سر جبهه اصلاحات یعنی حزب کارگزاران سازندگی و حزب اتحادملت بر سر موضوعات و حوزه‌های مختلف ازجمله فرهنگ، سیاست و اقتصاد است. کارگزاران سازندگی که عمدتا به گرایش‌های نئولیبرالی شناخته می‌شوند، در زمینه اقتصاد سیاسی با گرایش‌های سوسیالیستی و برابری‌خواهانه احزابی مثل اتحادملت، تضاد آشکار دارد یا در زمینه رویکردهای سیاسی، کارگزاران سازندگی قائل به عملگرایی و همکاری حداکثری با قدرت است اما اتحادملت چنین نیست و اکت سیاسی را منوط به فراهم شدن تام لوازم دموکراسی می‌داند. باوجوداین تضادهای آشکار میان رویکردهای لیبرال‌دموکراتیک و سوسیال‌دموکراتیک، بی‌شک امر آسیب‌شناسی اصلاح‌طلبانه با بن‌بست آشکار مواجه خواهد شد.
 در همین باره، محمدجواد حق‌شناس، عضو شورای مرکزی حزب اعتمادملی روز 28تیر در گفت‌وگویی با «صبح‌نو» با ممتنع ارزیابی کردن خطاب اصلاح‌طلبی به کرباسچی(نماد عملگرایی) و تاجزاده(نماد رادیکالیسم) تاکید کرد: «اصلاح‌طلبان حتما به یک کار تئوریک جدید و جدی نیاز دارند تا اصلاح‌طلبی از نو بازتعریف شود و براساس این نمایه جدید، مشخص شود که آیا می‌شود آقای غلامحسین کرباسچی را اصلاح‌طلب دانست یا نه. در فضای کنونی نمی‌شود به‌طور همزمان هم به آقای کرباسچی بگوییم اصلاح‌طلب و هم به آقای تاجزاده». اختلاف‌سلیقه، مرام و رویکرد میان دو طیف راست و چپ اصلاح‌طلبی آنقدر زیاد است که باعث شده حتی برخی فعالان اصلاح‌طلب، فراق و جدایی این دو نحله را پیشنهاد بدهند؛ برای نمونه، حسین نقاشی، عضو شورای مرکزی حزب اتحادملت روز 15تیر در گفت‌وگو با «صبح‌نو» با اشاره به لزوم ایجاد تمایز میان نحله برابری خواه و نحله طرفدار سیاست‌های نئولیبرالی تاکید کرد: «این جریان دموکراسی‌خواه که در ضمن برابری‌خواهی هم هست، باید خودش را از نئولیبرال‌های محافظه‌کار مانند کارگزاران متمایز کند چون سیاست‌گذاری کارگزارانی‌ها و جریان‌های نزدیک به آن در طول 30سال گذشته، درراستای تبعیض بیشتر اقتصادی و اجتماعی بوده است».
 
جامانده از طبقات محروم
 اختلاف بر سر مبانی، تنها مانع مهم اصلاح‌طلبان برای آسیب‌شناسی نیست. اتاق فکر اصلاحات یک مانع دیگر نیز سر راه خود می‌بیند و آن، بازبینی ارتباطش با طبقه متوسط شهری در کنار ایجاد ارتباط با اقشار محروم و فرودست جامعه است؛ اقشار محرومی که اصلاح‌طلبان طی دو دهه اخیر به طرز غریبی از مطالبات آن‌ها دور مانده‌اند. جریان چپ که در دهه60 شمسی، همیشه خود را ملتزم به عدالت‌خواهی می‌دید و مدعی تابلوداری مطالبات طبقات و اقشار پایین بود، از بعد از خرداد سال76 دچار شیفت گفتمانی از عدالت‌خواهی به آزادی‌خواهی لیبرالی شد. همین شیفت باعث شد تا اصلاحات و اصلاح‌طلبی نقطه اتکای اجتماعی خود را از طبقات پایین و روستاها، به طبقه متوسط شهری منتقل کند و بلندگوی خواسته‌های فرهنگی و اجتماعی آن‌ها شود. پدیدارشدن گسست‌های اجتماعی و اقتصادی طی دو 
دهه گذشته در ایران و ریزش یافتن بخش‌هایی از طبقه متوسط به طبقه پایین، موجب جدایی هر چه بیشتر اصلاحات از این طبقه میان‌مایه شد. حال و پس از شکست مطلق اصلاحات در انتخابات1400، این جریان متوجه شده که بایستی نسبت خود با جامعه به‌ویژه اقشار فرودست یا طبقات متوسط ریزش‌یافته به پایین را دچار بازبینی و بازتعریف کند. اما این بازبینی نیز در نوع خود واجد موانع عمده‌ای است؛ برای نمونه، روزنامه شرق روز گذشته در گزارشی، با اشاره به فراموش شدن طبقات محروم جامعه ازسوی جبهه اصلاحات به‌عنوان یکی از مشکلات اصلاح‌طلبان در آسیب‌شناسی از سیاست‌های خود، نوشت: «اصلاح‌طلبان هیچ‌گاه قادر به گفت‌وگو با طبقات محروم نبوده‌اند و همواره بیشتر بر طبقه متوسط و جزئی‌تر طبقه متوسط منزلتی مانند اهالی اندیشه و فرهنگ و دانشجویان متمرکز بوده‌اند و حالا که قرار است به جامعه برگردند باید مشخص کنند در شرایطی که بحران‌های اقتصادی بسیاری وجود دارد و مهم‌ترین مشکل این روزهای مردم اقتصاد است و از قضا دایره فقرا بیش از گذشته شده است، با این طبقه چگونه می‌توانند ارتباط داشته باشند».
 
راه پیچیده اصلاحات
 چنانچه آمد، اصلاح‌طلبان چه در مناسبات درونی خود و چه در ارتباط با جامعه، دچار بغرنجی‌های خاص و پیچیده‌ای هستند که کار آسیب‌شناسی اصلاح‌طلبانه را با امتناع‌های متعددی
 مواجه کرده است. مشغول شدن اصلاح‌طلبان به کسب و حفظ قدرت در دولت تدبیر و امید، موجب عقب‌ماندگی آن‌ها از شرایط روز جامعه شد و اصلاح‌طلبی را به طرز عجیبی از مطالبات اجتماعی دور نگاه داشت. بی‌شک جبران این وضعیت، نیازمند گذر زمان است اما تا آن زمان ممکن است بسیاری از ژنرال‌های پیر اصلاحات حضور نداشته باشند که همین امر حل معضلات اصلاح‌طلبی را با دشواری‌های از نوع دیگری روبه‌رو می‌کند.

captcha
شماره‌های پیشین