sobhe-no.ir
1218
شنبه، ۰۲ مرداد ۱۴۰۰
13
«صبح‌نو» از واکنش رسانه‌ها به مشکلات خوزستان گزارش می‌دهد

عربده‌کشی خارج‌نشین‌ها، کم‌کاری داخلی‌ها

چند روزی است که مشکلات کم آبی بخش‌هایی از خوزستان باعث نارضایتی و اعتراض مردم خون‌گرم این منطقه شده است؛ مردمی که جزو شریف‌ترین و بامعرفت‌ترین مردم این سرزمین‌اند. اعتراض بخشی از آن‌ها به وضعیت کم‌آبی همانطور که پیش‌بینی می‌شد در جاهایی به سمتی رفت که با هدایت و بهره‌برداری برخی رسانه‌ها، به انحراف کشیده شد.

خبر

خداحافظ جهادگر فرهنگی

صبح نو

خبر

خداحافظ جهادگر فرهنگی

حجت‌الاسلام محمدحسین فرج‌نژاد که برای چاپ کتاب، ماشینش را فروخته بود، پس از دعای عرفه در مسیر بازگشت به خانه، سوار بر موتور همراه با خانواده‌اش در تصادفی مشکوک فوت کرد. به گزارش فارس، در خبرها آمد که حجت‌الاسلام محمدحسین فرج‌نژاد، به همراه خانواده سوار بر موتور بودند که در تصادفی، فوت کردند. پس از این واقعه، پیام‌های متعدد تسلیت ازسوی مدیران فرهنگی و حوزوی کشور برای ایشان داده شد اما در خبرها نیامد که ایشان، چرا به همراه خانواده سوار بر موتور بودند؛ چرا با وجود سال‌ها زحمت در حوزه نگارش و تحلیل سواد رسانه، از ماشین برای جابه‌جایی استفاده نکرده‌اند. یکی از رفقای ایشان می‌گوید: اخیرا به او گفتم چرا ماشینت را فروختی، گفت: چون هر جا رفتم هزینه چاپ کتابم را ندادند و چون موضوعش را برای جبهه انقلاب لازم می‌دانستم، مجبور شدم ماشینم را بفروشم و هزینه کنم! موضوع کتاب ایشان درمورد دسیسه‌ها و برنامه‌های صهیونیست بود!
ازدست‌دادن محمدحسین فرج‌نژاد، مصیبت است. ایشان عضو سابق هیات‌مدیره انجمن مطالعات سواد رسانه فضای مجازی حوزه علمیه قم و از اساتید برجسته سواد رسانه و صهیونیسم‌پژوهی بود. او ازجمله محققان و پژوهشگران برتر کشور در حوزه سواد رسانه بود. از مرحوم فرج‌نژاد آثار فاخری همچون «دین در سینمای شرق و غرب» ، «اسطوره‌های صهیونیستی سینما» ،«سینما و فلسفه شک‌‌گرایی و صهیون»، «هیورکایت و سینمای صهیونیسم» و  «ارتباط کابالیسم یهودی و مدرنیته» به یادگار مانده است.
اما مصیبت اصلی داستان تکرار مشکلات فــــــرج نژادهاســــــت. فـــــــرج‌نــــــژاد به‌رغم مسوولیت‌ها و فعالیت‌های فراوان در منطقه پردیسان قم اجاره‌نشین بود و برای چاپ کتابش ماشینش را هم فروخته بود.
داستانی تکراری در حمایت نکردن از فعالیت‌های فرهنگی، پژوهشی و جهادگران عرصه فرهنگ، داستان تکراری مشکلات معیشتی طلاب، داستان تکراری توازن نداشتن بودجه کشور. بودجه‌ای که اگر مقداری کم شود، اولین جا که از ردیف بودجه حذف می‌شود، حوزه پژوهش و فرهنگ و کتاب است. این است آن مصیبت اصلی که هنوز فرج‌نژادها با آن دست و پا می‌زنند.
با همین وضعیت اسفناک بودجه‌های فرهنگی اما شاهد حیف و میل همین چندرغاز در سازمان‌ها و نهادهای فرهنگی هستیم. این‌ها قرار بود بودجه فرهنگی را به کار فرهنگی برسانند، نه اینکه عمده بودجه را به افراد و کارکنان حقوق دهند! نه اینکه خود را در قبال حمایت کردن از اقدام‌های فرهنگی موظف ندانند.
این نگارش به معنای ندیدن اقدام‌ها و حمایت‌های فرهنگی نیست اما آنچه می‌شود تا آنچه باید بشود فرسنگ‌ها فاصله دارد. چه خوب بود همین مسوولانی که در این دو روز اخیر، پیام تسلیت ارسال می‌کنند، پول چاپ کتاب را به دکتر فرخ‌نژاد کمک می‌کردند تا او مجبور به استفاده از موتور برای خانواده پنج‌نفره خود نباشد.
 

captcha
شماره‌های پیشین