sobhe-no.ir
1217
سه شنبه، ۲۹ تیر ۱۴۰۰
14
گفت‌وگوی «صبح‌نو» با نویسنده کتاب «پیوستگی و گسستگی فرهنگی در تئاتر ایران»

نشانه‌شناسی فرهنگی تئاتر ایران

نشانه‌شناسی علمی است که به بررسی انواع نشانه‌ها و روابط آن‌ها بر یکدیگر می‌پردازد. نشانه‌شناسی شامل مطالعه ساخت و شکل‌گیری نشانه‌ها، اشارات، دلالت‌ها و رمزگان‌های ارتباطی است. «آیدا بصیری» دانش آموخته کارگردانی سینما در مقطع کارشناسی و کارشناسی‌ارشد ادبیات نمایشی از هنرهای زیبای دانشگاه تهران است. این هنرمند که در زمینه‌های بازیگری، فیلمسازی، نویسندگی و تدریس فعالیت می‌کند در کتاب «پیوستگی و گسستگی فرهنگی در تئاتر ایران» به بررسی تئاتر ایران از دوران پیشامشروطه تا (تا ۱۳۳۲) از منظر نشانه‌شناسی (فرهنگی) می‌پردازد. در این مجال با «آیدا بصیری» گفت‌وگو کرده و او در مورد مسیری که در عرصه هنر طی کرده تا نوشتن این کتاب به «صبح‌نو» چنین می‌گوید:

صبح نو

گفت‌وگوی «صبح‌نو» با نویسنده کتاب «پیوستگی و گسستگی فرهنگی در تئاتر ایران»

نشانه‌شناسی فرهنگی تئاتر ایران

نشانه‌شناسی علمی است که به بررسی انواع نشانه‌ها و روابط آن‌ها بر یکدیگر می‌پردازد. نشانه‌شناسی شامل مطالعه ساخت و شکل‌گیری نشانه‌ها، اشارات، دلالت‌ها و رمزگان‌های ارتباطی است. «آیدا بصیری» دانش آموخته کارگردانی سینما در مقطع کارشناسی و کارشناسی‌ارشد ادبیات نمایشی از هنرهای زیبای دانشگاه تهران است. این هنرمند که در زمینه‌های بازیگری، فیلمسازی، نویسندگی و تدریس فعالیت می‌کند در کتاب «پیوستگی و گسستگی فرهنگی در تئاتر ایران» به بررسی تئاتر ایران از دوران پیشامشروطه تا (تا ۱۳۳۲) از منظر نشانه‌شناسی (فرهنگی) می‌پردازد. در این مجال با «آیدا بصیری» گفت‌وگو کرده و او در مورد مسیری که در عرصه هنر طی کرده تا نوشتن این کتاب به «صبح‌نو» چنین می‌گوید:

چه شد که وارد حیطه هنر شدید؟
 همیشه بسیار علاقه‌مند به بازیگری بودم و سالی که وارد دانشگاه شدم شانس این را داشتم که سر کلاس‌های استاد سمندریان نیز بنشینم. ایشان در ابتدا به‌دلیل سن و تجربه پایین مخالف ورود من به کلاس‌های‌شان بودند و از من خواستند که فعلا درسم را در دانشگاه ادامه دهم. ایشان معتقد بودند دانش و مطالعه برای این کار بسیار مهم است اما با سماجتی که به خرج دادم، با ورودم به کلاس‌های‌شان موافقت کردند. از طرفی، پس از ورود به دانشگاه، کارگردانی سینما خواندم و از خوش‌اقبالی توانستم از شاگردان دکتر احمد الستی باشم و در باب سینما بسیار از ایشان بیاموزم.
 
محیط خانواده چقدر در پرورش این علاقه نقش داشت؟
ریشه علاقه من به هنر از دوران کودکی شکل گرفت. مادرم کارمند بانک بودند و یکی از مراجعان ایشان از کارمندان مجله فیلم بود و هر ماه برای مادرم مجله فیلم می‌آورد. این مجله از بچگی در زندگی ما بود. پدرم نیز کتابخانه بزرگی دارند که پر از کتاب‌های هنری است و همیشه در اوقات تنهایی به این کتابخانه سر می‌زدم. عاشق فیلم‌های علی حاتمی بودم و دوست داشتم روزی در سینمایی مانند سینمای داریوش مهرجویی و عباس کیارستمی فعالیت کنم. شیفته فیلم‌های هامون آقای مهرجویی و طعم گیلاس مرحوم کیارستمی بودم.
 
در آن دوران آیا بازیگری تنها هدف شما در هنر بود؟
پس از دوران دانشگاه دیگر بازیگری تنها هدفم نبود اما همچنان یکی از اهداف مهمم محسوب می‌شد. برای من کیفیت از کمیت مهم‌تر است، ازاین‌رو صبر می‌کنم تا بازی‌هایی در کارهای باکیفیت خوب داشته باشم. پیشنهادهایی نیز برای بازی داشته‌ام که به همین دلیل آن‌ها را نپذیرفتم. در ادامه‌ مسیر گویی استعدادهای دیگر فرد کشف می‌شوند برای من هم این اتفاق افتاد، متوجه شدم تمایل بسیاری به ساختن متن‌هایی که می‌نویسم دارم و البته نوشتن که از مقطع کارشناسی‌ارشد متمرکزتر به آن پرداختم.
 
آیا موفق شده‌اید روی تمام این حیطه‌های گسترده و متنوع تمرکز کنید؟
سعی‌ام را می‌کنم. به‌هرحال هیچ انسانی نمی‌داند تا چه زمانی عمر می‌کند اما تا مادامی‌که زنده هستم تلاشم رو می‌کنم اما این روزها بیشتر روی نوشتن و بازیگری متمرکز هستم. گاهی احساس می‌کنم ذهنم بسیار شلوغ است، پر از ایده و گاهی دیالوگ‌هایی که در ثانیه برای شخصیت‌های نوشته‌هایم به ذهنم می‌آید و من به‌سرعت آن‌ها را ثبت می‌کنم، در رابطه با بازیگری خیلی اوقات شروع به تمرین با خودم مقابل آینه می‌کنم.
 
و نویسندگی را در دانشگاه ادامه دادید!
تا قبل از ورود به مقطع کارشناسی‌ارشد همچنان اصرار داشتم سینما بخوانم اما گویی توفیق اجباری بود که رتبه‌ من در رشته‌ سینما ۲۳ شد و رتبه‌ ادبیات نمایشی‌ام ۱۵ شد‌. در رشته‌ ادبیات نمایشی دانشگاه تهران پذیرفته شدم‌ و تحصیلاتم را در این رشته ادامه دادم. متوجه شدم چقدر این رشته گسترده است.
 
و اما چه شد که به‌جای نوشتن فیلمنامه، کتاب «پیوستگی و گسستگی فرهنگی در تئاتر ایران»را منتشر کردید؟
اولین جرقه این کتاب سر کلاس‌های دکتر «فرزان سجودی» زده شد. بی‌شک ایشان یکی از مهم‌ترین اساتید در زمینه نشانه‌شناسی هستند. در کلاس‌های ایشان بود که با مبحث نشانه‌شناسی و به‌دنبال آن نشانه‌شناسی فرهنگی آشنا شدم و بر آن شدم در این زمینه مطالعه کنم. بدون شک یکی از مهم‌ترین منابع دانش ایشان بود و بعد آن شروع به جمع‌آوری منابع متعدد کردم. از اینجا بود که آشنایی و مطالعه‌ من در باب نشانه‌شناسی فرهنگی بدان مرحله رسید که به پژوهش در زمینه نشانه‌شناسی فرهنگی در تئاتر ایران پرداختم، از نگاه من دریچه‌ نشانه‌شناسی فرهنگی یکی از جذاب‌ترین و قابل‌بحث‌ترین نظریه‌ها برای مطالعات فرهنگی است.
 
کمی مفهوم نشانه‌شناسی فرهنگی را برای مخاطبان «صبح‌نو» توضیح دهید!
فضای این کتاب به فرهنگ از منظر نشانه‌شناسی نگاه می‌کند و عنوان می‌شود که فرهنگ پدیده‌ای ایزوله و حصارکشیده نیست یا از منظر دیگر نمی‌توان برای بقا همواره دشمنی فرضی ساخت در این صورت مساله‌ تک‌صدایی به میان می‌آید؛ به‌عنوان‌مثال، فرهنگ اقوام مختلف در دل فرهنگ ایرانی‌ قرار دارد اما به‌نوبه‌ خود دارای رمزگان‌هایی متفاوت از فرهنگ اقوام دیگرند که همین شباهت‌ها و تفاوت‌ها یا به بیان نشانه‌شناسانه، همین همپوشانی‌ها و گسست‌ها با فرهنگ‌های دیگر سبب‌ساز پویایی و طراوت سپهر فرهنگی‌شان می‌شود. حال بین فرهنگ دو کشور هم همین مناسبات جاری است؛ به‌عنوان‌مثال، من نمی‌توانم فرهنگ مقابلم را تنها به‌دلیل اینکه رفتار و خصوصیاتش با فرهنگ من همخوانی ندارد، رد کنم و اعتقاد داشته باشم که فرهنگ من بهتر از فرهنگ اوست. باید، باید و باید مکالمه و گفت‌وگوی فرهنگی بین این دو شکل گیرد تا سپهرهای فرهنگی هر دو طرف پویایی و طراوت خود را حفظ کند. همچنین در این کتاب به سپهر نشانه‌ای اشاره می‌شود. سپهر نشانه‌ای رمزگان‌هایی دارد که به‌واسطه مرزهایی که با سپهرهای دیگر ایجاد می‌کنند می‌توانند گفت‌وگوی فرهنگی را شکل دهند. در این گفت‌وگو بخشی از فرهنگ مقابل موردقبول واقع شده و جذب می‌شوند و بخش‌های دیگر طرد می‌شوند. پدیده‌ فرهنگی یعنی فرایندی که همواره در حال گفت‌وگو با دیگر سپهرهای فرهنگی است.
 
کارکرد نشانه‌شناسی فرهنگی در حوزه تئاتر چیست؟
نشانه‌شناسی فرهنگی بر این موضوع تاکید می‌کند که هیچ فرهنگی مستقل از دیگری وجود ندارد. باید گفت‌وگوی فرهنگی اتفاق بیفتد. اگر دور فرهنگی حصار کشیده شود، دو اتفاق می‌افتد؛ یا خود برتر، دیگری هیولاوش پیش می‌آید، یعنی من بهترین و دیگری بدترین هست یا برعکس، من خود را ضعیف‌تر و پایین‌تر از فرهنگ دیگری می‌بینم که هیچ‌یک از این دو مورد به فرهنگ سالم سوخت نمی‌رساند بلکه بنابر نظر دکتر سجودی، یک رابطه سالم فرهنگی را می‌توان به‌مثابه دو مربع در نظر گرفت که می‌توانند یک مستطیل مملو از نقاط مشترک و گفت‌وگوهای فرهنگی بسازند. من این موضوع را در تئاتر ایران از دوران پیش از مشروطه مورد بررسی قرار دادم. در کتاب می‌بینیم که «میرزا فتحعلی آخوندزاده» به تفلیس رفته و در آنجا با نمایشنامه‌نویسی آشنا می‌شود و اولین نمایشنامه‌های خودش را می‌نویسد. به عبارتی، تفلیس دریچه‌ای می‌شود که آخوندزاده از طریق آن به تئاتر غرب نگاه می‌اندازد. آخوندزاده هم به‌نوبه خود برای «میرزاآقا تبریزی» یک دریچه تازه می‌شود. همه این‌ها سلسله‌وار به هم متصل هستند. به نظر بسیاری از اهالی تئاتر، میرزاآقا تبریزی اولین نمایشنامه‌نویس ایران است؛ او نیز به‌واسطه آخوندزاده و خواندن آثار او با نمایشنامه‌نویسی آشنا شده است. میرزاآقا تبریزی نیز دریچه‌ای می‌شود تا از طریق آن مردم آن دوره با تئاتر آشنا شوند.
 
در دیگر فصول کتاب به چه مباحثی پرداخته می‌شود؟
در فصل سوم وارد تئاتر ایران می‌شوم. تئاتر کالایی لوکس نبود که یک‌شبه وارد فرهنگ‌مان شده باشد. تئاتر طی سلسله‌مراتبی با فرهنگ‌مان آشنا شد. اگر نمایشنامه‌های آن دوران را بخوانیم شاید در خوانش نخست، ابتدایی به نظر برسند اما باید دقت داشت که این نمایشنامه‌ها در دوره‌ خود ابتدایی نبوده‌اند؛ زیرا نمایشنامه‌نویسان آن زمان تئاتر را از دریچه دیگری دیده بودند که در کتاب مفصل موردمطالعه قرار گرفته است. در فصل بعد به تئاتر ایران در زمان پهلوی اول پرداخته می‌شود؛ دوره‌ای که مدرنیسم بسیار پرتب‌وتاب بود. یکی از درخشان‌ترین نمایشنامه‌نویسان آن زمان، به‌حق «حسن مقدم» است که نمایشنامه «جعفرخان از فرنگ برگشته» را نوشته است. مقدم در این نمایشنامه به‌شکلی هنرمندانه دو گروه را مقابل هم قرار می‌دهد؛ نخست کسانی هستند که در دایره سنت‌های بسته خود گیر افتاده‌اند و دیگری گروهی است که تحت‌تاثیر غرب بوده و از مدرنیته تنها پوسته‌اش را دیده‌اند. مقدم بدون قضاوت این نمایشنامه را به‌شکلی درخشان جلو می‌برد. 
 
و شما در این کتاب این اثر نمایشنامه‌نویس را 
از منظر نشانه‌شناسی موردبررسی قرار داده‌اید؟
بله دقیقا، از منظر نشانه‌شناسی فرهنگی مقدم را موردبررسی قرار داده و نشان می‌دهم که او چقدر زیبا گسستگی‌ها و پیوستگی‌های سنت و تجدد را در نمایشنامه «جعفرخان از فرنگ برگشته» نشان می‌دهد. بخش دوم این فصل خط‌مشی جدایی دارد اما اگر اضافه نمی‌شد جای خالی‌اش برای من نویسنده بسیار احساس می‌شد. نویسنده‌هایی که خود ایده‌آل‌شان و آن چیزی را که می‌توانند از شر سانسور به آن پناه ببرند به شکلی در گذشته‌ آرمانی‌شان متجلی می‌شود. یکی از این افراد «رضا کمال شهرزاد» است که نمایشنامه «شب هزار و یکم» را با توجه به قصه‌های هزار و یک شب نوشته است و چقدر هنرمندانه و باظرافت موفق به انجام این کار شده است. در فصل آخر نیز در مورد مارکسیسم ایرانی و حزب توده نوشته‌ام؛ یکی از این افراد «عبدالحسین نوشین» بود که نمایشنامه «خروس سحر»را براساس مارکسیسم ایرانی نوشته است. او از چند وجه قابل‌مطالعه است، ابتدا فرهنگ ایرانی را خوب می‌شناخت، دوم با مارکسیسم کاملا آشنا بود و سوم اینکه با تئاتر آشنایی کاملی داشت. پس این سه بعد مجموعه‌ای هماهنگ را شکل می‌دهند و درنهایت، ترکیب‌شان به نگارش نمایشنامه «خروس سحر» می‌انجامد. مطالبی که ذکر کردم نکاتی بسیار مختصر در باب این کتاب بودند. همچنین کتاب پیوستگی و گسستگی فرهنگی در تئاتر ایران نخستین اثر در موردمطالعه تئاتر ایران از منظر نشانه‌شناسی فرهنگی است و برای اولین‌بار تئاتر ایران را از زاویه نشانه‌شناسی فرهنگی موردمطالعه قرار می‌دهد که امیدوارم برای خوانندگان مفید باشد.
 
به نظر شما به‌عنوان نویسنده، این کتاب برای پژوهشگران تئاتر کاربردی است یا خواندنش می‌تواند برای همه اهالی تئاتر مفید باشد؟
فکر می‌کنم خواندن این کتاب برای همه اهالی تئاتر و حتی سینما جالب خواهد بود؛ زیرا سعی شده پیوستگی‌ها و گسستگی‌های مختلف هر دوره مطالعه شود.
 
با توجه به گستردگی فعالیت‌های‌تان از نویسندگی تا بازیگری و فیلمسازی در آینده شاهد چه کارهایی از شما خواهیم بود؟
همان‌طور که گفتم، الان تمرکز کاری من روی نوشتن و بازیگری و البته تدریس هست. دو نمایشنامه آماده دارم و تصمیمم بر آن هست که کارگردانی یکی از آن‌ها را به‌زودی آغاز کنم.

captcha
شماره‌های پیشین