sobhe-no.ir
1217
سه شنبه، ۲۹ تیر ۱۴۰۰
11
گفت‌وگوی «صبح‌نو» با بنیان‌گذار استارتاپ فرهنگی «ماهد»

پفک تبلیغ‌کن زیاد داریم اما چمران تبلیغ‌کن نداریم

سمانه استاد / تابه‌حال ترکیب واژگانی «سبک زندگی ایرانی-اسلامی» را بسیار شنیده‌ایم ولی آیا می‌دانیم در حوزه عمل چطور می‌توان به این شکل زندگی کرد؟! این واژه بسیار و بسیار تکرار شده اما اینکه در حقیقت به چه معناست و چطور می‌توان به این سبک زندگی کرد برای خیلی از افراد مشخص نیست. «مرتضی اعلایی» در جست‌وجوی این سبک زندگی و به عمل درآوردن آن، با تحقیق و پژوهش در طی 10سال تلاش کرده است که این سبک را به شکلی عملی به زندگی‌های امروز وارد کند. خانه «ماهد» از سال91 با همت وی در زمینه جهاد فرهنگی فعالیت خود را آغاز کرده و در زمینه تولید محصولاتی کاربردی در حوزه سبک زندگی شروع به فعالیت کرده است. اعلایی در هنرستان و سپس در دانشگاه گرافیک خوانده و با انصراف از دانشگاه، شرکت تبلیغاتی موفقی را راه‌اندازی کرد اما دغدغه سبک زندگی اصیل او را به سویی دیگر و فعالیت‌هایی متفاوت سوق داد. در این مجال با «مرتضی اعلایی» گفت‌وگو کرده و او درباره چرایی و چگونگی شکل‌گیری «ماهد» به «صبح‌نو» چنین می‌گوید:

صبح نو

گفت‌وگوی «صبح‌نو» با بنیان‌گذار استارتاپ فرهنگی «ماهد»

پفک تبلیغ‌کن زیاد داریم اما چمران تبلیغ‌کن نداریم

سمانه استاد / تابه‌حال ترکیب واژگانی «سبک زندگی ایرانی-اسلامی» را بسیار شنیده‌ایم ولی آیا می‌دانیم در حوزه عمل چطور می‌توان به این شکل زندگی کرد؟! این واژه بسیار و بسیار تکرار شده اما اینکه در حقیقت به چه معناست و چطور می‌توان به این سبک زندگی کرد برای خیلی از افراد مشخص نیست. «مرتضی اعلایی» در جست‌وجوی این سبک زندگی و به عمل درآوردن آن، با تحقیق و پژوهش در طی 10سال تلاش کرده است که این سبک را به شکلی عملی به زندگی‌های امروز وارد کند. خانه «ماهد» از سال91 با همت وی در زمینه جهاد فرهنگی فعالیت خود را آغاز کرده و در زمینه تولید محصولاتی کاربردی در حوزه سبک زندگی شروع به فعالیت کرده است. اعلایی در هنرستان و سپس در دانشگاه گرافیک خوانده و با انصراف از دانشگاه، شرکت تبلیغاتی موفقی را راه‌اندازی کرد اما دغدغه سبک زندگی اصیل او را به سویی دیگر و فعالیت‌هایی متفاوت سوق داد. در این مجال با «مرتضی اعلایی» گفت‌وگو کرده و او درباره چرایی و چگونگی شکل‌گیری «ماهد» به «صبح‌نو» چنین می‌گوید:

چه شد که تصمیم گرفتید استارتاپی فرهنگی را راه بیندازید؟
 من هنر خوانده و کار اصلی و تخصصی‌ام در حوزه تبلیغات بود. در دوره‌ای مدیر تبلیغات یک سیستم دولتی شده و متوجه شدم در حوزه فرهنگ این سیستم بسیار ضعیف عمل کرده، عملا نقشی در این رابطه ندارد و تنها بودجه مصرف می‌کند. با توجه به تخصص و تجربه‌ام در زمینه هنر به این نتیجه رسیدم که می‌توانم در بخش خصوصی کارهای مفیدی انجام دهم. آن زمان دفتر تبلیغاتی داشتم که موفق بود اما روزی دوستی به من گفت در عرصه تبلیغات؛ پفک‌تبلیغ‌کن زیاد داریم اما چمران‌تبلیغ‌کن نداریم. این جمله روی من تاثیر بسیاری گذاشت و مرا به فکر فروبرد. پس از آن بود که تصمیم گرفتم از عرصه تبلیغات خارج شده و وارد فضای فرهنگی شوم. دفتر را تغییر دادم، تجهیزات چاپخانه را واگذار کرده و ماهد را راه‌اندازی کردم.
 
ایده «ماهد» چطور شکل گرفت؟
در سبک زندگی به خلأیی اساسی برخورده و متوجه شدم دراین‌باره همه فقط حرف می‌زنند. بسیاری از مسوولان می‌گویند که باید سبک زندگی را دوباره احیا کرد یا باید ایرانی -اسلامی زندگی کنیم اما هیچ راهکار عملی در این زمینه ندارند. اگر فردی بخواهد در سال1400 خانه‌ای را با سبک زندگی اصیل طراحی کند و لوازمش را در آن بچیند چه راهکار عملی وجود دارد؟ این سوال جوابی نداشت؛ یعنی هیچ‌کس در عمل کار نکرده بود و همه فقط تئوری حرف می‌زدند. کسانی که عملی وارد این حوزه شده بودند غالبا ازلحاظ تجاری و اقتصادی شکست خورده و نتوانسته بودند برای بدنه مردم کار کنند و غالبا کارهای‌شان حاکمیتی و دولتی بود. پس به این نتیجه رسیدم که ما باید در ساختاری خصوصی و اقتصادی، بستر عملیاتی را برای مردم مهیا کنیم تا آن‌ها بتوانند سبک زندگی‌شان را تغییر دهند. کار ما طراحی و تولید ابزار جدیدی از سبک زندگی اصیل بود. اصیل نه به معنای بدوی زندگی کردن، بلکه به این معنا که اصالت‌های محوری و خطوط قرمز را حفظ کرده و آن‌ها را با زندگی امروز آداپته کنیم و بدین شکل «ماهد» شکل گرفت.
 
«ماهد» در این سال‌ها چه روندی را طی کرد تا به جایی رسید که این روزها مشاهده می‌کنیم؟
سال91 وقتی تصمیم به شروع این کار را گرفتم کل سرمایه‌ام 500هزار تومان بود؛ زیرا فروش دفتر و تجهیزات با قسط‌هایش برابر شد. یکی از دوستانم نیز قصد داشت کسب‌وکاری راه بیندازد و با فروش پراید او توانستیم پنج‌میلیون تومان سرمایه فراهم کنیم. اتاقی از دفتر دوستی را گرفتیم و کارمان را شروع کردیم. در ابتدا تیمی متشکل از دوستان دوره هنرستان و دانشگاه را دور هم جمع کرده، یکی از آن‌ها را به‌عنوان کارمند استخدام کردم. به همراه او، کار طراحی و نظارت را انجام می‌دادم و درآمدش را خرج تیم تحقیق و پژوهش گروه «ماهد» می‌کردم. اردیبهشت سال92 توانستیم حدود 80میلیون تومان سرمایه برای شروع کار ماهد جمع کنیم. هیچ‌چیز اعم از دفتر یا میز کار نداشتیم. در همان زمان پیشنهادی به ما شد و تصمیم گرفتیم به قم هجرت کنیم و آنجا «ماهد» را جلو ببریم. در قم هزینه‌ها نسبت به تهران پایین‌تر بود و با سرمایه اولیه‌ای که فراهم کرده بودیم به‌علاوه پول رهن خانه‌ام در تهران، توانستیم دفتر و مغازه‌ای بگیریم و تولید را شروع کنیم. بدین شکل «ماهد» به معنای جدی‌اش شکل گرفت.


سایت «ماهد» را چه زمانی راه‌اندازی کردید؟
سال93 یا 94 بود که این سایت را راه انداختیم.
 
با توجه به اینکه سایت «ماهد» دیرتر از فروشگاه آن راه افتاده است و مردم این روزها بیشتر از طریق اینترنت سراغ کالاهای جدید را می‌گیرند، چطور در آن سال‌ها بازار خودتان را پیدا کردید؟
ما کارهایی خاص، متفاوت و متمایز تولید می‌کردیم که باعث می‌شد فروشگاه «ماهد» در ذهن مشتریان بماند. در آن زمان هنوز فضایی مانند اینستاگرام این‌قدر پررنگ نشده بود. ما در گوگل‌پلاس صفحه‌ای برای «ماهد» داشتیم و در تلگرام نیز کانالی در این رابطه 
راه انداخته بودیم. پس از آن سایت را شروع کرده و چون در ابتدا سرمایه کمی داشتیم اول خودمان را تقویت کردیم. کم‌کم وارد عرصه توزیع شده و سایت را تقویت کردیم. سپس در بازاریابی شبکه‌های اجتماعی نیز فعالیت‌های‌مان را ادامه دادیم.
 
کمی از ایده کالاهای تولیدی «ماهد» بگویید. اینکه چه شد تصمیم به تولید چنین کالاهایی گرفتید؟
غالبا محصولات فرهنگی و هنری براساس ذائقه هنرمند طراحی می‌شد. طراح، نقاش، خطاط یا هنرمند فعال در عرصه صنایع‌دستی، خودش تصمیم به خلق اثر می‌گرفت و نگاهی به خواسته مردم نداشت. طبیعتا چنین توقعی هم از یک هنرمند نمی‌رود؛ زیرا او کالا طراحی نمی‌کند. در سوی دیگر، کسانی که محصول تولید می‌کردند نیز به مردمی کاری نداشتند، با ارگان‌های دولتی سروکار داشته و خواسته‌های آن‌ها را طراحی و تولید می‌کردند. کاری که ما در ماهد انجام دادیم این بود که روی خواسته‌های مردم تمرکز کنیم. نیازها و کم و کسرهای زندگی آن‌ها را بررسی کرده و دست روی آن‌ها گذاشتیم تا این نیاز را به‌صورت اصیلی برآورده کنیم.
 برای درک بیشتر این تولیدات، کمی از ایده طراحی قاب فرش امام‌رضا؟ع؟ بگویید.
به این فکر کردیم که چرا باید متبرکات حرم تنها به دست خواص برسد. چرا نباید یک روستایی وقتی به مشهد می‌آید قطعه‌ای متبرکه از حرم را با خود به یادگار ببرد. در این زمینه تحقیق کردیم و متوجه شدیم که فرش‌های حرم امام‌رضا؟ع؟ دائم در حال تعویض بوده و در سال چند بار تغییر می‌کنند. این فرش‌ها می‌توانست منبعی بزرگ از هدیه‌ای متبرک برای عامه مردم باشد؛ مثلا کشاورزی از اهالی شمال که برنجش را کاشته، برداشته، فروخته و مهرماه به مشهد سفر می‌کند، می‌تواند با پول کمی این قاب فرش را تهیه کرده و با خود ببرد. به همین دلیل تولیدات ما در ابتدا طراحی‌هایی ساده با قیمتی مناسب و حتی ارزان داشت و مردم می‌توانستند به‌راحتی آن را تهیه کنند. درحال‌حاضر نیز این قاب‌ها با قیمت‌های مناسب وجود دارند اما آن‌ها را متنوع‌تر کرده و از همه رقم قیمتی در آن گنجانده‌ایم؛ قاب ساده برای کسانی که می‌خواهند هزینه کمتری کنند تا قابی هنرمندانه برای کسانی که می‌خواهند بیشتر خرج کنند. وقتی این قاب را روی دیوار نصب می‌کنید مردم کنجکاو می‌شوند تا ببیند یک تکه فرش روی دیوار چه نقشی دارد. وقتی نزدیک شده و نوشته قاب را می‌خوانند متوجه می‌شوند که این فرشی از حرم امام‌رضا؟ع؟ است و ناخودآگاه یاد حرم برای‌شان زنده می‌شود. این فرش به شکلی متفاوت، متمایز و جدید فرد را به سمت امام‌رضا؟ع؟ سوق می‌دهد. در موردی دیگر می‌توان به سفره پارچه‌ای اشاره کرد. غذا خوردن روی سفره پارچه‌ای بسیار لذت‌بخش‌تر از سفره پلاستیکی است اما نسل جدید کمتر این موضوع را تجربه کرده؛ زیرا سفره‌های پارچه‌ای اغلب جزئی از صنایع‌دستی گران هستند و چالش‌ها و محدودیت‌هایی برای خریدشان وجود دارد. در سوی دیگر، صنایع‌دستی در نظام قیمت و توزیع امکان تولید تیراژ را نمی‌دهد. ما این نیاز را بررسی کرده و در ساختاری صنعتی، تولیدی، اقتصادی و هنرمندانه به این نیاز پاسخ دادیم.
 
چقدر در تولید و طراحی این کالاها به کاربردی بودن آن‌ها فکر می‌کنید؟
کاربردی بودن اولویت ماست. در «ماهد» به‌جز قاب فرش، قاب دیگری نداریم؛ زیرا معتقدیم مگر مردم چقدر قاب نیاز دارند! حتی آیه آیت‌الکرسی را به‌شکل قاب تولید نکردیم و این آیه روی گلدان نقش بسته است. اگر قرار است دعای سفره داشته باشیم جایش روی نمکدان و فلفل‌دان است، نه روی قاب دیواری. اگر می‌خواهیم دعای ورود به منزل را بخوانیم، جایش روی کلون‌ در است. هر چیزی نسبت‌به کارکرد خودش باید درست انتخاب شود. این یکی از مسائل اساسی سبک زندگی است. وقتی چیزی را برای جایی طراحی می‌کنیم که به آن فضا نمی‌خورد طبیعتا سبک زندگی مردم نیز تغییر نخواهد کرد.
 
«ماهد» در بخش خوراک و پوشاک نیز پیشنهاد‌هایی برای مردم دارد. این مورد چطور در راستای هدف «ماهد» یعنی سبک زندگی اسلامی قرار گرفته است؟
اگر نگاهی جامع به مساله سبک زندگی داشته باشیم متوجه چند نیاز اساسی برای تغییر می‌شویم؛ اول باید مدل دولتی را حذف و مدل مردمی را جایگزین کرد. در اسلام نانوایی نداریم. نان مساله‌ای کاملا خانگی است و دلایل متعددی نیز دارد. در قدیم وقتی کسی نان می‌خرید مردم می‌گفتند آن‌قدر فقیر شده که نان می‌خرد. پخت نان در خانه مملو از تعلیمات و برکات بود. بیشترین چیزی که کودک در بازی با آموزه‌های ناخودآگاه جذب می‌کند آشپزی است؛ زیرا تمام حواسش را مشغول می‌کند و نان پختن حد اعلای این مساله است. نان پختن فضای خانه را به‌کل تغییر می‌دهد. نباید این حکمت‌ها را از جامعه حذف کرده و بدترین‌ها را جایگزینش کرد. خریدن نان عیبی ندارد اما خریدن بدترین نوع نان ایراد دارد. نان قوت غالب و پاشنه آشیل زندگی‌های ماست و باید دانست که بیشترین بیماری‌ها به‌خاطر نان نامرغوب است. وقتی می‌خواهیم سبک زندگی را تغییر دهیم سلامت مردم بی‌شک اولویت دارد.
 
در پوشاک نیز این موضوع صدق می‌کند؟
در لباس هم همین‌طور است. بیشترین چیزی که در سلامت ما در حوزه پوشاک تاثیر دارد به‌کاربردن مواد اولیه طبیعی است. وقتی کسی لباسی یا مواد پلی‌استری می‌پوشد بیشتر عرق می‌کند اما درمورد لباس پنبه‌ای چنین چیزی صدق نمی‌کند. پنبه در سرما انسان را گرم و در گرما او را خنک نگاه می‌دارد. در «ماهد» هیچ لباس غیرپنبه‌ای یا غیرگیاهی تولید نمی‌کنیم. مواد اولیه کاملا طبیعی است. وقتی انسان بدنش را در زمینه خوراک و پوشاک در مجاورت مواد غیرطبیعی قرار می‌دهد، نمی‌تواند توقع واکنش‌های طبیعی از بدنش داشته باشد.
 پس به‌نوعی خوراک و پوشاک در رفتار ما نیز تاثیر می‌گذارد!
همین‌طور است. تصور کنید مردی 40ساله ساعت 12ظهر از خواب بیدار شده و صبحانه سوسیس می‌خورد، ناهارش را ساعت پنج عصر پیتزایی سرپایی خورده و لباسی تماما مواد به تن دارد. در مقابل او مرد 40ساله‌ای قرار دارد که صبحانه‌اش را ساعت هفت‌صبح با خانواده نان و پنیر و گردو میل می‌کند، لباس پنبه‌ای می‌پوشد و ساعت 12ظهر ناهار می‌خورد. هیچ‌کدام از این دو هم مسلمان نیستند اما کدام‌یک از این دو زندگی سالم‌تری دارند و راحت‌تر در مسیر بندگی
 قرار می‌گیرند؟! وسیله در مسیر تاثیر دارد. برخی از افراد منکر این می‌شوند که خوراک، پوشاک و لوازم زندگی در رفتار ما تاثیر می‌گذارد. رفتار ما برآیندی از لوازم زندگی است و اگر آن‌ها را درست کنیم، رفتارمان نیز ناخودآگاه اصلاح می‌شود. رنگ قرمز اعصاب را تحریک می‌کند. به همین دلیل است که فست‌فودها اغلب قرمزرنگ هستند؛ بدین معنا که «بیا، سریع غذایی بخور و برو»؛ اما هیچ‌وقت در دربند و کنار رودخانه فست فودی مشاهده نمی‌کنید؛ زیرا سبک زیست آنجا این است که شما روی تخت راحت بنشینید، غذایی را با خانواده میل کنید، حرف بزنید، چای بنوشید و درست زندگی کنید. رفتارها برگرفته از ابزارهاست و علت ورود ما به عرصه خوراک و پوشاک نیز همین بود.
 
با توجه به گستردگی محصولات با طراحان مختلف نیز کار می‌کنید. درست است؟
بله. ما تیمی 40نفره با تولید بدون کارخانه هستیم و با 50کارگاه نیز برای تولید همکاری می‌کنیم. در تیم ما چند عضو کلیدی وجود دارند؛ آقای میریونسی معاون مالی و اداری، آقای توکلی مدیر تولید، آقای بلوریان مدیر بازرگانی، سیداحمد باقریان مدیر هنری و سیدمجتبی شریعتی مدیر رشد و توسعه که شتاب‌دهنده «ماهد» را نیز مدیریت می‌کنند.
 
برای آینده «ماهد» چه برنامه‌ای دارید؟
امیدوارم «ماهد» اولین هلدینگ خصوصی بین‌المللی در حوزه صنایع فرهنگی باشد؛ به فضل اللهی.

captcha
شماره‌های پیشین