sobhe-no.ir
1216
دوشنبه، ۲۸ تیر ۱۴۰۰
5
گفت‌وگوی «صبح‌نو»با عضو حزب اعتماد ملی

نمی‌شود هم به کرباسچی بگوییم اصلاح طلب هم به تاجزاده

بدهی دولت به بانک مرکزی در دولت تدبیر 10برابر شد

استقراض 39هزار میلیارد تومانی

صبح نو

گفت‌وگوی «صبح‌نو»با عضو حزب اعتماد ملی

نمی‌شود هم به کرباسچی بگوییم اصلاح طلب هم به تاجزاده

آقای حق‌شناس! نسبت جبهه اصلاحات با دولت سیزدهم باید چگونه باشد؟ انفعال محض یا انتقاد محض؟ 
اصلاحات و اصلاح‌طلبی تعریف خاص خودش را دارد. اصلاحات به معنی اپوزیسیون نیست که همیشه آن را در جایگاه منتقد بنشانیم و انتظار داشته باشیم فقط مقابله کند و دست روی نقاط ضعف بگذارد. از طرف دیگر، اصلاحات و اصلاح‌طلبی این نیست که هر وقت دوستانش بر سر قدرت بودند، فقط در قالب هوادار و حامی ظاهر شود و چشمش را روی نقاط ضعف ببندد. مهم‌ترین سنجه و شاخص اصلاح‌طلبی، منافع ملی و آنچه بتواند مردم را به رفاه و آسایش و توانمندی حداکثری برساند، است. درعین‌حال اصلاح‌طلبی اگر در جایی ناکارآمدی و نابسامانی دید، باید بتواند با اصلاح مشکلات، آن بخش را هم در خدمت کشور و جامعه رهنمون کند. اگر این تعریف از اصلاح‌طلبی را قبول کنیم، اصلاح‌طلبی نسبت‌به دولت آینده باید با قواعد خاص خودش روبه‌رو شود. اصلاح‌طلبی شاخص‌ها، انتظارها و حساسیت‌های خود را باید اعلام کند و سپس بر این اساس، اگر دید در هر حوزه‌ای کاستی‌ها و رفتارهای غیرقابل‌قبول و خارج از قانون وجود دارد، طبیعتا باید موضع صریح و شفاف بگیرد و اگر دید یک حرکت صحیح ولو از طرف رقیب سیاسی‌اش صورت گرفته، باید آن حرکت را تایید، حمایت و زمینه استمرار و گسترش را فراهم کند.
 
پس از تماس دفتر آقای سیدابراهیم رئیسی با تعدادی از فعالان اصلاح‌طلب برای گرفتن ایده‌های آن‌ها، کلیدواژه «دولت فراجناحی» ازسوی اصلاح‌طلبان شکل گرفت. خانم آذر منصوری اما اخیرا با فریبکاری دانستن این ایده، تصریح کرد که اصلاح‌طلبانی که دارند به ایده دولت فراجناحی پروبال می‌دهند، در واقع رفتار قدرت‌محورانه و «دو نبش» دارند. دیدگاه خانم منصوری مورد تایید شماست؟
دولت فراجناحی لزوما به این معنی نیست که افرادی با سوابق جناح مقابل، برای حضور در سطوح عالی مدیریتی دعوت به کار شوند. ایده فراجناحی در واقع می‌تواند این باشد که فضای فعالیت برای جریان مقابل تضمین و آزادی برای مردم فراهم شود. اگر این شروط فراهم شود، به نظر من رویکرد تشکیل دولت فراجناحی شکل خواهد گرفت. در رویکرد دولت فراجناحی، فارغ از اینکه چه کسانی به رییس‌جمهوری منتخب رأی داده‌اند یا فارغ از اینکه اساسا چه کسانی در انتخابات شرکت نکرده یا اگر شرکت کردند به رقیب رییس‌جمهوری منتخب رأی داده‌اند، از بعد از انتخابات فرد منتخب باید رییس‌جمهوری همه ملت ایران باشد.
 
جناب حق‌شناس! سال‌هاست که میان اصلاح‌طلبان بر سر نحوه کنشگری سیاسی و بر سر نحوه مواجهه با قدرت، شکاف و اختلاف رویکردی وجود دارد. برخی همچون حزب کارگزاران سازندگی معتقد به همکاری با قدرت به هر قیمت و صورت هستند اما در عوض، برخی دیگر همچون حزب اتحادملت معتقدند که این همکاری در صورتی باید وجود داشته باشد که لوازم دموکراسی‌خواهی در بهترین شرایط خود فراهم شود. آینده این شکاف را چگونه ارزیابی می‌کنید؟
 من این دوگانه را به‌عنوان یک واقعیت در فضای کنشگری اصلاح‌طلبی می‌پذیرم. شاید از بعد از ماجرای سال88، این دوگانه در میان اصلاح‌طلبان به وجود آمد و هیچ‌گاه این دوگانه، به یگانه تبدیل نشد. همیشه بخشی از اصلاح‌طلبان، معتقد به مشارکت در انتخابات نبوده‌اند چون اساسا این انتخابات در ایران را واجد یک شرایط ایده‌آل نمی‌دانند و تاکید دارند که وضعیت فعلی، با انتخابات مبتنی بر استانداردهای روز دنیا فاصله زیادی دارد. از طرف دیگر، برخی در جریان اصلاح‌طلبی معتقدند در منطقه‌ای زندگی می‌کنیم که مختصات خاص خودش ازجمله در حوزه همسایگی را دارد و در بسیاری از کشورهای اطراف ما مثل عربستان، امارات، بحرین و... انتخابات برگزار نمی‌شود. این دو نگاه متفاوت وجود دارد.
 
به نظر شما، این دو نگاه کاملا متفاوت، فصل مشترکی دارند و شکاف میان آن‌ها حل‌وفصل خواهد شد؟
اساس کنشگری اصلاح‌طلبی در فضای سیاسی امروز ایران، با چالش مواجه شده است. امروز میان رهبران اصلاحات بر سر موضوعات مختلف مثلا درباره انتخابات، شاهد کنش‌های متفاوت هستیم. شما در سوال خود به دو طیف مختلف در دو سوی جبهه اصلاحات که یک سر آن کارگزاران سازندگی و در طرف دیگر حزب اتحادملت قرار دارد، اشاره کردید اما در تشکلی مثل مجمع روحانیون مبارز هم کنش‌های مختلفی را شاهد هستیم که یک طرف آن، آقای خاتمی و در طرف دیگرش آقای موسوی‌خوئینی‌ها جای دارند. این دو چهره در همین انتخابات اخیر، 180درجه متفاوت عمل کردند.
 
یعنی منظورتان این است که علاوه بر جبهه اصلاحات، در درون هر یک از تشکل‌های اصلاح‌طلبی هم بر سر رویکردها، اختلاف‌نظرهای جدی وجود دارد.
بله.
 
پس مشکل اصلاح‌طلبان مضاعف شد.
من دارم یک پله بالاتر از مشکلی را که شما در جریان اصلاح‌طلبی به آن اشاره کردید می‌گویم. این مشکل وجود دارد و باید حل شود و حل این مشکل، نیاز به گفت‌وگو و پوست‌اندازی جدی در جریان اصلاح‌طلبی دارد. اصلاح‌طلبان در فضای نظریه‌پردازی، شناخت وضع موجود و حتی رویکردهایی مثل اقتصاد، فرهنگ، سیاست و جامعه دارای تفاوت‌های جدی هستند. در جریان اصلاح‌طلبی و در حوزه اقتصادی، یک زاویه 180درجه‌ای وجود دارد که یک‌سوی آن، آقای سعید لیلاز و آقای دکتر نیلی هستند و در سر دیگر فرشاد مؤمنی و راغفر قرار دارند؛ در حوزه اقتصاد، چطور می‌شود این دو رویکرد متفاوت را کنار همدیگر نشاند؟ امکان ندارد. این در حالی است که ما به هر دو سر این طیف، عنوان اصلاح‌طلب اطلاق می‌کنیم؛ من چندان به این اطلاق همزمان باورمند نیستم. به نظر من، اصلاح‌طلبی نیازمند بازتعریف است. در حوزه فرهنگ در دولت آقای خاتمی، یک سر طیف روزنامه «صبح‌امروز» و افرادی نظیر حجاریان و جلایی‌پور بودند و درعین‌حال، آقای حسین مظفر به‌عنوان وزیر آموزش‌وپرورش معرفی شد. حضور همزمان آقای مظفر در کنار افرادی نظیر آقای مهاجرانی چگونه ممکن بود؟ این تضاد چگونه حل می‌شود؟ اصلاح‌طلبان حتما به یک کار تئوریک جدید و جدی نیاز دارند تا اصلاح‌طلبی از نو بازتعریف شود و براساس این نمایه جدید، مشخص شود که آیا می‌شود آقای غلامحسین کرباسچی را اصلاح‌طلب دانست یا نه. در فضای کنونی نمی‌شود به‌طور همزمان هم به آقای کرباسچی بگوییم اصلاح‌طلب و هم به آقای تاجزاده؛ بالاخره یکی از این دو، اصلاح‌طلب نیستند. در حوزه جامعه نیز وضعیت اصلاح‌طلبان بهتر از این نیست.
در نسبت اصلاحات با حاکمیت هم یک نوع کنش را آقای کروبی یا آقای موسوی نمایندگی می‌کند و یک نوع کنش هم داریم مثل کارگزاران سازندگی که کاملا خودش را در نسبت با حاکمیت تعریف می‌کند. شما موضع آقای کرباسچی درباره آقای محسنی اژه‌ای را در کنار موضع آقای کروبی یا آقای میرحسین موسوی، قرار بدهید. 
در نسبت اصلاحات با حاکمیت باید ببینیم که کدام شاخص‌مان صحیح است؟ آیا شاخص میرحسین صحیح است یا شاخص کرباسچی؟ من فکر می‌کنم که مشخص شدن این مساله، نیازمند گفت‌وگوی صریح، بی‌پرده و حتی اگر لازم باشد، نقد درون جبهه‌ای است. 
وقتی ما از اصلاحات صحبت می‌کنیم، باید مشخص کنیم که اصلاحات را برای چه می‌خواهیم؟ آیا اصلاحات را برای خدمت به مردم می‌خواهیم یا برای رسیدن به قدرت؟ اگر اصلاحات را برای کاهش رنج مردم می‌خواهیم، به نظر من این‌گونه اصلاح‌طلبی، هیچگاه نسبت خود با مردم را گم نخواهد کرد.

captcha
شماره‌های پیشین