sobhe-no.ir
1216
دوشنبه، ۲۸ تیر ۱۴۰۰
4
پس از شکست مطلق در انتخابات 1400، بازیابی مفاهیم اصلاح طلبی به مشغله گفتمانی و تشکیلاتی اصلاح طلبان تبدیل شده است

بزنگاه اصلاحات

سال‌هاست که این بحث نظری اصلاح‌طلبان را دربرگرفته که اساسا اصلاحات چیست؟ چه هدفی دارد و نسبتش با حاکمیت و قدرت چگونه تعریف می‌شود. پس از شکست نماینده جبهه اصلاحات در انتخابات ریاست‌جمهوری 1400، لزوم شفاف‌سازی و بازتعریف مفاهیم مرتبط با اصلاح‌طلبی، بار دیگر رخ نموده است. در همین راستا، بسیاری از کنشگران، نیروها و اندیشه‌ورزان اصلاح‌طلب بازنگری و بازسازی گفتمانی و تشکیلاتی اصلاحات را لازم فرض کرده‌اند. در جبهه اصلاحات دو رویکرد عمده نسبت با سیاست و قدرت وجود دارد؛ یک رویکرد عملگرایانه و یک رویکرد رادیکالی و نابگرایانه. آنچه برای اصلاح‌طلبان عملگرا از اهمیت بالایی برخوردار است، اقتصاد و توسعه اقتصادی است.

صبح نو

پس از شکست مطلق در انتخابات 1400، بازیابی مفاهیم اصلاح طلبی به مشغله گفتمانی و تشکیلاتی اصلاح طلبان تبدیل شده است

بزنگاه اصلاحات

سال‌هاست که این بحث نظری اصلاح‌طلبان را دربرگرفته که اساسا اصلاحات چیست؟ چه هدفی دارد و نسبتش با حاکمیت و قدرت چگونه تعریف می‌شود. پس از شکست نماینده جبهه اصلاحات در انتخابات ریاست‌جمهوری 1400، لزوم شفاف‌سازی و بازتعریف مفاهیم مرتبط با اصلاح‌طلبی، بار دیگر رخ نموده است. در همین راستا، بسیاری از کنشگران، نیروها و اندیشه‌ورزان اصلاح‌طلب بازنگری و بازسازی گفتمانی و تشکیلاتی اصلاحات را لازم فرض کرده‌اند. در جبهه اصلاحات دو رویکرد عمده نسبت با سیاست و قدرت وجود دارد؛ یک رویکرد عملگرایانه و یک رویکرد رادیکالی و نابگرایانه. آنچه برای اصلاح‌طلبان عملگرا از اهمیت بالایی برخوردار است، اقتصاد و توسعه اقتصادی است.

حزب کارگزاران سازندگی که مهم‌ترین نماینده اصلاح‌طلبان عملگراست، بر این باور است که اولا دموکراسی‌خواهی هدف نهایی جبهه اصلاحات نیست و ثانیا اگر هم هدف باشد، راه رسیدن به آن نه تاکید رادیکال و بی‌کم‌وکاست بر آزادی‌های سیاسی و اجتماعی بلکه تلاش برای مدرنیزاسیون و رشد دادن اقتصاد کشور و متعاقب آن‌ها، افزایش سطح رفاه زندگی مردم است. عملگرایان علاوه ‌بر این، در زمینه کنش سیاسی نیز حداقل‌گرا و مصلحت‌باور هستند؛ به این معنا که مبنای سیاست‌ورزی ایشان بهره‌برداری از امکانات موجود در بازی سیاسی است و اصلا برای این نحله فکری، تام و تمامی ابزارها و بسترسازی‌های سیاسی، از اهمیت برخوردار نیست. 
به‌بیان‌دیگر و از منظر تاریخی، راست مدرن همواره خود را وسط سایر ایده‌های فکری قرار داده و هر بار و بنابر مقتضیات و الزامات عصری و نسلی به یک‌سو چرخش کرده است. برای همین می‌بینیم که کارگزارانی‌ها در انتخابات مجلس پنجم با شقی از سازمان مجاهدین انقلاب و حتی شقی از خانه کارگر (چپ مدرن) وارد ائتلاف شدند اما یک‌سال بعد و در نیم‌نگاه به ائتلاف با جامعه روحانیت مبارز (راست سنتی)، رویای حمایت از علی‌اکبر ناطق‌نوری را در سر پروراندند. به بیان درست‌تر، برای کارگزارانی‌ها ایده سیاسی از کمترین اهمیت برخوردار است و آنچه اولویت دارد، کارآمدی عملگرایانه برای توسعه اقتصادی با سویه‌های نئولیبرالی است؛ همین نوع نگاه به عرصه سیاسی و بازی‌های سیاسی باعث شده تا عملگرایان از طرف سایر اصلاح‌طلبان به قدرت‌محوری و فرصت‌طلبی متهم شوند. در مقابل اصلاح‌طلبان آرمانگرا جور دیگری فکر می‌کنند.
 در مقابل عملگرایان که قائل به توسعه اقتصادی با حداقل لوازم سیاسی هستند، آرمانگرایان یا طیف رادیکال اصلاح‌طلب، معتقدند که لازمه دموکراسی‌خواهی، تن دادن به آزادی‌های مدنی است و توسعه اقتصادی درواقع محصول و نتیجه مدرنیته است. نگاه طیف رادیکال اصلاح‌طلب که احزابی نظیر اتحادملت و توسعه ملی از مهم‌ترین نمایندگان آن هستند، به عرصه و بازی سیاسی نیز کاملا متفاوت از عملگرایان است. از منظر نابگرایان، مهم‌ترین شاخص و عنصر یک بازی سیاسی معنادار و منصفانه، رقابت تمام‌عیار است، به‌صورتی‌که تمامی اندیشه‌ها و نحله‌ها بتوانند بدون مانع ساختاری و نهادی، نامزدهای موردنظر خود را در بوته آزمون رأی مردم قرار بدهند. برخلاف احزابی نظیر کارگزاران سازندگی، طیف رادیکال اصلاح‌طلب عمدتا رو به‌سوی جامعه مدنی دارد و وضعیت کنش سیاسی خود را با خواست و مطلوب جامعه تنظیم می‌کند؛ این در حالی است که عملگرایان معتقدند نبض جامعه باید در دست نخبگان باشد و این رهبران سیاسی هستند که باید با تصمیم قاطع و بی‌اماواگر خود، بدنه رأی را پای صندوق بیاورند. 
باوجوداین تفاوت نظری و عملی، هر دو نحله اصلاح‌طلبی از بعد از انتخابات سال92 و پس از پیروزی نامزد جریان اصلاحات یعنی حسن روحانی، در یک وجه با یکدیگر هم‌زبان شدند؛ نفوذ در قدرت و ماندگاری در حاکمیت. دغدغه کسب قدرت و ماندگاری در قدرت، باعث شد که اصلاحات از مخاطب اجتماعی خود تا حد زیادی غافل شود. غفلت اصلاحات از جامعه در انتخابات اخیر ریاست‌جمهوری نقطه اوج را به خود دید و موجب شد که نامزد اصلاحات یعنی عبدالناصر همتی با رأی بسیار نازل، از راهیابی به پاستور بازبماند. 
اینکه اصلاحات قرار است گام‌های بعدی سیاست‌ورزی خود را چگونه بردارد و قصد دارد نسبت خود با دولت سیزدهم را چگونه تعریف کند، موضوع گفت‌وگوی ما با محمدجواد حق‌شناس، عضو شورای مرکزی حزب اعتمادملی بود. حق‌شناس در باب لزوم بازتعریف اصلاحات و اصلاح‌طلبی هم تاکید کرد که نمی‌شود کرباسچی و تاجزاده را همزمان، اصلاح‌طلب دانست. در ادامه مشروح گفت‌وگوی روزنامه «صبح‌نو» با این فعال اصلاح‌طلب را در صفحه 5 از نظر خواهید گذراند.

captcha
شماره‌های پیشین